رادارهای هواشناسی و نظامی امکان تغییر اقلیم را ندارند
شرایط جغرافیایی و اقلیمی ایران ترکیبی خاص از کوههای مرتفع و بیابانهای وسیع مرکزی است که باعث شده این کشور همواره با محدودیت شدید منابع آب روبرو باشد. در سالهای اخیر، تغییر رفتار اقلیم و ظهور بارشهای سیلآسا در زمانهای غیرمعمول، به دغدغهای عمومی تبدیل شده است. در این میان، ضروری است که با عبور از شایعههای غیرعلمی درباره دستکاریهای انسانی، بر راهکارهای واقعی مانند تقویت مدیریت منابع آب و آبخیزداری متمرکز شد تا بتوان از ظرفیتهای خدادادی بهترین استفاده را کرد.
در همین راستا و برای بررسی بیشتر آناتک با پروفسور دکتر آزاده اربابی؛ استاد تمام و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد واحد اسلامشهر، متخصص و پژوهشگر حوزه جغرافیا و اقلیمشناسی به گفتوگو نشسته است.
شرایط جغرافیایی و اقلیمی ایران به چه صورت است؟
ویژگیهای اصلی جغرافیایی یا ستونهای فقرات ایران؛ یک فلات مرتفع است که دو رشته کوه عظیم، سرنوشت آبوهوایی آن را رقم میزنند. البرز در شمال، مثل یک دیوار بلند مانع از عبور رطوبت دریای خزر به مرکز ایران میشود. بنابراین شمال سبز و مرطوب، و مرکز خشک و بیابانی است. رشته کوه زاگرس در غرب و جنوبغرب مثل یک سد در برابر تودههای هوای مدیترانهای عمل میکند و باعث بارش برف و باران در کوهپایهها میشود. همچنین چالههای مرکزی؛ دشت کویر و کویر لوت که از گرمترین و خشکترین نقاط جهان هستند، در قلب این فلات جای گرفتهاند.
چه الگوهای آبوهوایی شاخصی بر وضعیت جوی کشور اثرگذار هستند؟
ایران محل تلاقی چندین سامانه بزرگ جهانی است که هر کدام در فصلی خاص وارد میدان میشوند. سامانه مدیترانهای؛ مهمترین منبع بارش در ایران است. از غرب و شمالغرب وارد میشود و در پاییز و زمستان، باران و برف را برای مناطق وسیعی از کشور بهخصوص زاگرس به ارمغان میآورد.
توده هوای سودانی از سمت جنوبغرب (دریای سرخ) وارد میشود. وقتی با رطوبت خلیج فارس ترکیب میشود، بارشهای سیلآسایی را در جنوب و مرکز ایران ایجاد میکند؛ مثل همین بارانهای شدیدی که اخیراً دیدیم.
موسمی هند به مانند یک مهمان تابستانی است. در حالی که اکثر مناطق ایران در تابستان خشک هستند، رطوبت اقیانوس هند به جنوبشرق (سیستان و بلوچستان و هرمزگان) نفوذ میکند و باعث بارشهای ناگهانی و شدید معروف به بارشهای «چهلپسینی» میشود.
پرفشار سیبری که در زمستان از سمت شمال و شمالشرق وارد ایران میشود؛ رطوبت ندارد، اما دمای هوا را به شدت کاهش میدهد و باعث سرمای استخوانسوز و یخبندان در خراسان و آذربایجان میشود.
پرفشار جنبحارهای (آزور) نیز مسئول گرمای شدید و خشکی طولانیمدت تابستانهای ایران است. مثل یک چتر صلب روی سر ایران قرار میگیرد و مانع از صعود ابرها و بارش باران میشود.
با خروج سامانه مدیترانهای که سرد و مرطوب میباشد، پرفشار جنبحاره وارد کشورمان میشود. توده هوای مدیترانه معمولاً از پانزدهم فروردین شروع به عقبنشینی میکند و پرفشار جنبحاره زبانههای خود را بر کشورمان میگستراند و به همین دلیل است که کوتاهترین فصل سال کشور ما بهار میباشد؛ هنوز لطافت هوای بهاری را حس نکردهایم هوای تابستانی و گرم جایگزین آن میشود. در بعضی از سالها مثل امسال این عقبنشینی با تأنی صورت میگیرد و تا اواسط اردیبهشتماه هم از بارشها و هوای سرد برخوردار هستیم.
تحلیل شما از افزایش بارشهای چند هفته اخیر چیست و آیا این میزان از بارندگی در سوابق اقلیمی ایران طبیعی به شمار میرود؟
بارشهای سنگینی که اخیراً شاهد بودیم، نتیجه همزمانی چند فاکتور قدرتمند بود؛ از جمله فعال شدن مسیر سودانی؛ چرا که یک سامانه بسیار مرطوب از سمت دریای سرخ و شرق آفریقا وارد ایران شد. این سامانهها وقتی با رطوبت خلیج فارس ترکیب میشوند، پتانسیل بارشهای سیلآسا دارند. از طرفی دیگر تغذیه رطوبتی از اقیانوس هند به دلیل اینکه گرمای غیرعادی آبهای اقیانوسی، مقدار بخار آب منتقل شده به سمت فلات ایران بسیار فراتر از سالهای قبل بود.
پدیده بلاکینگ (Blocking) دیگر فاکتور تاثیرگذار است به علت اینکه در لایههای بالای جو، یک سیستم پرفشار مانع از حرکت سریع ابرها شد؛ به همین دلیل ابرها به مدت طولانی روی ایران ماندند و تمام رطوبت خود را تخلیه کردند. همچنین عقبنشینی دیرهنگام سامانه مدیترانهای و با تأخیر وارد شدن پرفشار جنبحاره نیز موثر بود.
آیا وقوع چنین نوساناتی در گذشته نیز سابقه داشته است یا با پدیدهای نوظهور مواجه هستیم؟
آزاده اربابی: در کشور ایران، با توجه به شرایط اقلیمی دیرینه و همانطور که مستحضر هستید، ابداع قنات از دیرباز مربوط به کشور ایران میباشد؛ از اینرو با بارشهای موقت نباید تصور کرد که مشکل کمآبی ایران حل شده است و [به تبع آن] میزانی از مصرف را افزایش داد
در تاریخ ایران، بارشهای بهاری رایج بودهاند، اما آنچه اکنون میبینیم «تغییر رفتار اقلیم» (Climate Change Reference) است. با توضیحاتی که در مورد سؤال قبلی عرض کردم، عواملی میتواند بارشهای بهاری را افزایش دهد، اما بحث تغییر اقلیم را باید جدی گرفت.
آیا میتوان این وضعیت را نشانهای از شکلگیری یک الگوی اقلیمی جدید و تغییر اقلیم دانست؟
این بارشها نشانه ترسالی پایدار و بازگشت به روزهای پرآب قدیمی نیستند، بلکه نشانه «تندخویی اقلیم» (Climate Extremes) هستند. ما با الگوی جدیدی روبهرو هستیم که در آن آب زیادی در زمان کوتاهی از آسمان نازل میشود، اما به دلیل سرعت زیاد و تبخیر بالا، لزوماً به سفرههای زیرزمینی نفوذ نمیکند و بیشتر به شکل سیلاب از دسترس خارج میشود؛ لذا فرصتها را باید غنیمت شمرد و آبخیزداری را تقویت کرد.
آیا از نگاه علمی، مفهومی تحت عنوان «کنترل کامل ابرها با رادار» وجود دارد؟
یک سیستم بارشی بزرگ؛ همچون سامانههایی که از روی ایران عبور میکنند انرژی معادل هزاران بمب اتمی در خود دارد. رادارهایی که ما در اختیار داریم، امواج الکترومغناطیسی (Electromagnetic Waves) ساطع میکنند تا تنها وضعیت درون ابر را پایش کنند. انرژی این امواج در برابر انرژی عظیم یک سامانه جوی که از اقیانوسها تغذیه میشود، همانند فوت کردن به یک طوفان بزرگ است. رادار میتواند ابر را رصد کند، اما نمیتواند به آن دستور دهد به کدام سمت حرکت کرده و در کجا ببارد.
پروژه «هارپ» (HAARP) یا رادارهای پیشرفته، دستگاههای مطالعه لایههای بالایی جو مثل «یونوسفر» (Ionosphere) هستند. این لایه فرسنگها بالاتر از جایی است که ابرها تشکیل میشوند یعنی «تروپوسفر» (Troposphere). امواج این دستگاهها اصلاً با ابرها تعاملی ندارند که بتوانند آنها را حذف یا جابهجا کنند.
ادعای امکان جلوگیری از بارش در قلمرو یک کشور چقدر اعتبار علمی دارد و آیا چنین امری امکانپذیر است؟
آزاده اربابی: ادعای جلوگیری از بارش ایران توسط سایر کشورها، بیشتر یک شایعه سیاسی یا هیجانی است تا یک واقعیت علمی. واقعیت تلخ این است که کمبارشیهای ما بیشتر ناشی از «تغییر اقلیم» (Climate Change) جهانی و سوءمدیریت منابع آب در داخل است تا تکنولوژیهای جادویی کشورهای همسایه
یک سامانه بارشی که از روی ایران رد میشود، ممکن است هزاران کیلومتر طول و چندین کیلومتر ضخامت داشته باشد. مقدار آبی که در این ابرها معلق است، میلیونها تن وزن دارد. برای اینکه کسی بتواند جلوی بارش این حجم از آب را بگیرد، باید انرژیای تولید کند که دمای کل آن منطقه را به شدت بالا ببرد تا ابرها تبخیر شوند، یا کل رطوبت را با مواد شیمیایی در جای دیگری تخلیه کند. تولید چنین انرژیای از توان تمام نیروگاههای برق کره زمین هم خارج است.
«بارورسازی ابرها» (Cloud Seeding) نیز یک سوءتفاهم رایج است که گمان میشود اگر کشوری بهعنوان مثال ترکیه یا امارات ابرها را بارور کند، سهم ایران کاهش مییابد. ابرها همانند یک اسفنج خیس هستند. بارورسازی ابرها تنها میتواند حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از رطوبت همان لحظه ابر را تخلیه کند. هنگامی که ابر حرکت میکند، به دلیل جابهجایی بر فراز دریاها و اقیانوسها، پیوسته در حال بازسازی رطوبت خود است. بنابراین، بارورسازی ابرها در یک کشور، تأثیر محسوسی بر میزان بارش در کشور همسایه که صدها کیلومتر آنطرفتر است، ندارد.
چشمانداز آینده اقلیمی ایران را چگونه ارزیابی میکنید و آیا باید خود را برای بارشهای شدیدتر آماده کنیم؟
آینده ایران لزوماً بیآبی مطلق نیست، بلکه «آشفتگی آبوهوایی» (Climate Extremes) است. ما باید بیاموزیم که چگونه در کشوری زندگی کنیم که یک روز از شدت خشکی میسوزد و روز دیگر با سیلابهای سهمگین روبهرو میشود. مدیریت هوشمندانه و علمی، تنها راهی است که میتواند این تهدیدها را به فرصتی برای ذخیرهسازی آب تبدیل کند. کشوری که در سالی از فراوانی آب برخوردار است، باید شیوه ذخیره و مدیریت هوشمندانه آن را بداند؛ نه اینکه از وجود آب در یک سال سرمست شود و با جاری کردن آن در رودخانهها و شورهزارها تنها به لذتی ظاهری بسنده کند و در زمان خشکسالی دچار درماندگی شود.
در مجموع، آنچه در رسانههای مجازی مبنی بر از بین بردن ابرها، دستکاری در اقلیم و جلوگیری از رخداد بارش توسط رادارهای هواشناسی و نظامی مطرح میشود، پیش از آنکه یک مطلب علمی و مستند باشد، در خوشبینانهترین حالت، یک فرضیه آزموننشده و اثباتنشده است.
اثبات این فرضیه با ادعاهای مطرحشده، فاقد بنیان علمی میباشد؛ رادارهای هواشناسی و نظامی توانایی و امکان تغییر اقلیم را ندارند و رواج شایعه درباره چنین مطلب اثباتنشدهای میتواند منجر به ایجاد بحران در جامعه، چه در سطح محدود و چه در سطح وسیع شود. لازم است منتظر باشیم که تحقیق و روشنگری به صورت علمی صورت پذیرد.
انتهای پیام/