حملات به قلب علم ایران، نشانه ترس استعمار از خوداتکایی دانشمندان است
حملات به مراکز دانشگاهی، بازتابی از پیشرفتهای علمی ایران و نگرانی دشمنان از خوداتکایی آن است. این رویدادها، جامعه علمی کشور را به سوی استقلال بیشتر سوق داده و چشماندازی روشن ترسیم کرده است.
بر این اساس آناتک طی گفتوگویی، با «سید محمد ثقفی»، استاد دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز و مدرس تاریخ و تمدن ملل اسلامی، این موضوع را بررسی کردهاست.
نظر شما درباره هدف قرار دادن مراکز دانشگاهی و پژوهشی مثل دانشگاه شهید بهشتی و شریف چیست؟ این اتفاقات نشاندهنده چه جایگاهی برای علم ایران هست؟
به نظر من این سوال به ۲ بخش تقسیم میشود:
اول اینکه هدف چیست؟ و دوم اینکه اتفاقات نشان دهنده چه جایگاهی برای علم ایران هست؟
دشمن (بیشتر اسرائیل) به هویت اجتماعی-فرهنگی ملت ایران که نشان دهنده درجه تمدنی آنان است، حساسیت دارد و از نظر استعماری میخواهد ایران پایینتر از او باشد و دنباله رو و نه محقق و تکیه خویشتن خویش.
جایگاه علمی و ارتقا دانش همواره در دانشگاهها تبلور میباید و هیات علمی متکی به خود و تئوری بود که عامل باز شدن ذهنیت علمی یا جامعیت جامعه و سبب پدید آمدن کشفیات جدید است. این مسئله در پدیده هستهای، نانو و بنیادهای زیستی و علمی خود را نشان میدهد.
با توجه به حملات اخیر به مراکز تحقیقاتی، فکر میکنید علم و فناوری ایران چه برتریهایی دارد که چنین حساسیتهایی ایجاد کرده است؟
با توجه به پاسخ پیشین؛ اصولا پدیده نوآوری علمی و فناوری هستهای در ایران به ظفر رسیده و نتیجه داده است. این پدیده در ساختن موشکهای متنوع دفاعی خود را نشان میدهد از طرف دیگر ترور دانشمندان هستهای، از طرف اسرائیل، در نتیجه حساسیت و ضربه زدن به پایههای علمی و انسانهای مختصص نشانه استعمار غرب و عامل آن اسرائیل است.
علم ایران در سالهای اخیر چه دستاوردهایی داشته است که دشمنان را به واکنش واداشته است؟
علم ایران و پرورش متخصصان در دوره جمهوری اسلامی از طرح «ما میتوانیم» آغاز میشود و دستاوردهای آن پرورش متخصصان هستهای و بنیادهای رویان و پرورش هسته حیاتی است.
بعد از این اتفاقات، جایگاه علمی ایران را چگونه حفظ و تقویت کنیم؟ راهکارهای شما به عنوان یک استاد دانشگاه چیست؟
به نظر من تقویت علمی کشور در دو بعد تبلور مییابد؛ استادان صاحب نظر، محقق و سطح علمی دانشگاهها و این مسئله در رشته فن آوری صنایع و ابزار دفاعی و بالا آوردن استادان جوان متخصص از طبقات پایین و جوانان دانشمند و بها دادن به آنها میسر میشود.
آیا این اتفاقات نشان میدهد که ایران در عرصه علم، رقبای جدیای را نگران کرده است؟
به نظر من این اتفاقات جامعه علمی ایران را بیدار کرد و به توان علمی خود باورمند ساخته است. البته دیگران «استعمارگر» آنرا نمیخواهند و نشان آن درخواست تسلیم شدن ایران از سوی آمریکا و ترامپ است.
آیا این حملات به مراکز علمی، گواهی بر پیشرفتهای واقعی ایران در حوزههای مختلف است؟
حمله به مراکز علمی بمانند انستیتوها، نشان خودبرتر بینی محافل استعماری است و دلالت دارد که آنان پیشرفت علمی ایران را در این زمینه دریافت کردهاند که ایران جامعهای متکی به خود ببار آمده است.
برای آینده علم ایران بعد از این چالشها، چه چشماندازی دارید؟
به نظر من چشم انداز آینده در ایران؛ در بعد پیروزی در جنگ و تفوق دفاعی، نشان میدهد که ایران به جهان علمی متکی بخود و مستقل وارد شده است. بمانند مالزی و هند و دوران فرومایگی پیروی از غرب در دوران پهلوی بهسر آمده است.
نقش دانشگاههای ایران در ایجاد برتری علمی منطقهای چیست و چطور میتوان آن را حفظ کرد؟
این پیروزیها و اتکاء به خود در زمینه فن آوری ابزار دفاعی در منطقه بیشتر به کشورهای بهمانند مصر، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان عمل هشدار دهنده بیداری و پرورش نسل متخصص و مومن کمک خواهد کرد. علم ایران در آینده با تاکید به دانشگاهها متکی به خود در زمینه علوم و ملی استقلال خواه کمک خواهد کرد.
به عنوان استاد دانشگاه، چه توصیهای به سیاستگذاران برای حمایت از علم در این برهه دارید؟
این اتفاقات و نبرد هویتی به دانشگاهها و استادان علمی نشان داد که باید خود سازنده باشند و رمز پیشرفت علمی کشورها را نه در ظواهر آن، بلکه در عمق تجربههای موفق جستوجو کنند و تنها به ترجمه کتابهای دیگران در زمینه علوم فنی و تخصص علمی و علوم انسانی اکتفا نکنند. خود مبتکر باشند و این دوران نبرد ۴۰ روزه را در یک دوره آزمایش اجتماعی از همه جهات تلقی کنند.
در پایان توصیه من این است که ایرانیان باید افراط کاری احساسی را درباره متفکران و صاحب نظران را کنار بگذارند و با اعتدال و تعادل ارزش دانشمندان خود را در همه زمینهها بدانند.
انتهای پیام/