دانشجو را در بازیهای سیاسی قربانی نکنید/ مطالبات به حق دانشجویان در حاشیه قرار میگیرد
دانشگاه به عنوان نهادی پویا و تأثیرگذار در ساختار هر جامعهای، همواره محل بروز ایدهها، نقدها و گاه اعتراضها بوده است. در روزهای اخیر، فضای برخی دانشگاههای کشور با ناآرامیها و اعتراضاتی همراه شده که ریشهها و ابعاد گوناگونی دارد. برای واکاوی دقیقتر این پدیده و یافتن راههای برونرفت از شرایط کنونی، با زهرا حجتی، دانشجوی دانشگاه تهران، به گفتوگو پرداختیم تا تحلیل خود را از منشاء اعتراضات، نقش جریانهای بیرونی، وظیفه مسئولان و راهکارهای مؤثر برای بازگرداندن آرامش به محیط دانشگاه ارائه دهد.
منشاء اعتراضات
به عنوان اولین سؤال، ارزیابی شما از منشاء و ریشههای اعتراضات اخیر در دانشگاهها چیست؟
برای فهم درست این پدیده، باید نگاهی چندلایه به آن داشته باشیم. نمیتوان همه چیز را به یک عامل تقلیل داد. از نگاه من، منشاء این اعتراضات به چند دسته از عوامل بازمیگردد که هر کدام سهمی در شکلگیری این وضعیت دارند.
نخستین و مهمترین عامل، ضعف ساختاری در گفتوگوی رسمی در دانشگاه است. ما سالهاست که با نوعی فاصله بین بدنه دانشجویی و مدیریت دانشگاه مواجهیم. دانشجو احساس میکند که صدای او به جایی نمیرسد و اگر هم برسد، پاسخی درخور دریافت نمیکند. این انسداد گفتوگو، به مرور زمان تبدیل به یک بمب ساعتی میشود که هر از گاهی در قالب اعتراضات خودجوش منفجر میشود. متأسفانه، هر چقدر فضای گفتوگوی رسمی محدودتر شود، فضا برای گفتوگوهای غیررسمی و بعضاً مخرب در شبکههای اجتماعی و جمعهای خصوصی بازتر میشود.
دومین عامل، به مسئله تاریخ و هویت ملی برمیگردد. ما در سالهای اخیر شاهد یک جریان هدفمند برای بازنویسی تاریخ معاصر ایران بودهایم. از یک سو، دوره پهلوی با صرف هزینههای هنگفت در سریالهای خانگی و فیلمهای سینمایی، به شکلی کاملاً غیرواقعی و آرمانی بازنمایی میشود. از سوی دیگر، جنایتها، وابستگی و عقبماندگی آن دوره به دست فراموشی سپرده میشود. وقتی برخی اساتید دانشگاه نیز ناخواسته یا خواسته، همین روایت تحریفشده را بازتولید میکنند، طبیعی است که دانشجوی نسل جدید که آن دوره را درک نکرده، دچار نوعی سرگشتگی هویتی میشود. این سرگشتگی، بستر مناسبی برای پذیرش روایتهای اپوزیسیون و دامن زدن به اعتراضات فراهم میکند.
سومین عامل، ورود جریانهای سیاسی بیرون دانشگاه به فضای دانشجویی است. این یک واقعیت انکارناپذیر است که برخی گروههای سیاسی، دانشگاه را به مثابه میدانی برای پیشبرد اهداف خود میبینند. این جریانها تلاش میکنند با نفوذ در اعتراضات دانشجویی، مطالبات صنفی دانشجویان را به سمت مطالبات سیاسی و بعضاً رادیکال سوق دهند. متأسفانه، در این میان، مطالبات به حق دانشجویان در حاشیه قرار میگیرد و خواستههای اصلی آنها که معمولاً مسائل معیشتی، رفاهی و آموزشی است، قربانی بازیهای سیاسی میشود.
کرسیهای آزاداندیشی؛ نسخه شفابخش یا مسکن موقت؟
شما به ضرورت گفتوگو اشاره کردید. یکی از سازوکارهای رسمی برای گفتوگو در دانشگاه، کرسیهای آزاداندیشی است. ارزیابی شما از وضعیت فعلی این کرسیها چیست؟
ببینید، اصل کرسیهای آزاداندیشی یکی از بهترین و مترقیترین ایدههایی است که میتواند فضای دانشگاه را پویا و سالم نگه دارد. اما مشکل اینجاست که آنچه امروز با نام کرسی آزاداندیشی در برخی دانشگاهها برگزار میشود، با ماهیت اصلی آن فاصله معناداری دارد.
بسیاری از این کرسیها به شدت صوری و تشریفاتی هستند. یک چارچوب بسته تعریف میشود، افرادی خاص دعوت میشوند و در نهایت هم به نتیجهای از پیش تعیینشده میرسیم. این نوع کرسیها نه تنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه بر بیاعتمادی دانشجویان میافزاید، زیرا آنها این فضا را یک فضای نمایشی و غیرواقعی تلقی میکنند.
راهحل من برای برونرفت از این وضعیت، یک راهکار چندبعدی است:
اول: برگزاری واقعی و بیواسطه کرسیهای آزاداندیشی با حضور همه طیفهای قانونی دانشجویی. باید فضایی فراهم شود که دانشجو بتواند بدون ترس از برچسب خوردن، حرفش را بزند.
دوم: تبیین دقیق و مستند اتفاقات تاریخی گذشته، به ویژه تاریخ معاصر ایران. این تبیین نباید شعاری و کلیشهای باشد. باید با زبان دانشجو و با استفاده از اسناد و مدارک معتبر، تصویری واقعی از گذشته ارائه دهیم تا دانشجو بتواند قضاوت درستی داشته باشد.
سوم: تفکیک قائل شدن میان مطالبهگر دلسوز و آشوبگر سازمانیافته. نباید به همه با یک چشم نگاه کرد. دانشجویی که نقدی دارد و آن را به زبان میآورد، سرمایه این نظام است. باید از او استقبال کرد و پاسخ او را داد. در مقابل، با کسی که به دنبال خشونت و هرجومرج است، باید از مجرای قانونی و دقیق برخورد کرد.
چهارم: تقویت تشکلهای قانونی دانشجویی. تشکلهای دانشجویی میتوانند به عنوان پل ارتباطی بین بدنه دانشجویی و مدیریت عمل کنند. اگر این تشکلها واقعاً فعال و تأثیرگذار باشند، بسیاری از خواستهها در همین تشکلها پیگیری میشود و نیازی به اعتراضات خیابانی و پرتنش نیست.
دانشگاه میدان تسویهحساب سیاسی نیست
به نظر شما وظیفه دانشگاه و مسئولان در قبال این ناآرامیها چیست؟ چه اقداماتی باید فوری انجام شود؟
وظیفه مسئولان در این شرایط، بسیار خطیر و حساس است. من این وظیفه را در چند محور خلاصه میکنم: ایجاد فضای امن برای بیان نقد. دانشجو باید احساس امنیت روانی کند که اگر نقدی به وضع موجود دارد، نه برچسب میخورد و نه امنیت آموزشیاش به خطر میافتد. تا این فضا ایجاد نشود، هر اقدام دیگری سطحی و بیاثر خواهد بود. پاسخگویی شفاف و صریح به مطالبات. دانشجو وقتی میبیند سوالش بیپاسخ میماند یا با پاسخهای کلیشهای مواجه میشود، ناامید میشود. باید در اسرع وقت و با صداقت کامل به مطالبات پاسخ داده شود، حتی اگر پاسخ «نه» باشد. صداقت، سرمایه اجتماعی مدیران را افزایش میدهد. جلوگیری از تبدیل دانشگاه به میدان تسویهحساب سیاسی. دانشگاه جایگاه علم و دانش است، نه محلی برای تصفیه حساب جناحهای سیاسی. نباید اجازه دهیم گروههای بیرونی، دانشگاه را به سنگر خود تبدیل کنند و فضای علمی را قربانی منافع سیاسی خود سازند. حضور میدانی و گفتوگوی مستقیم با دانشجویان. مدیران دانشگاهی نباید خود را پشت میزهایشان محبوس کنند. باید در جمع دانشجویان حاضر شوند، با آنها گفتوگوی چهرهبهچهره داشته باشند و از نزدیک در جریان دغدغههایشان قرار گیرند. این حضور میدانی، تأثیر روانی بسیار مثبتی دارد. برخورد قانونی و دقیق با عناصر خشونتطلب. تأکید میکنم برخورد «قانونی» و «دقیق». نباید اجازه دهیم عدهای فرصتطلب با خشونتورزی، فضای دانشگاه را ملتهب نگه دارند. اما این برخورد باید هوشمندانه و صرفاً با کسانی باشد که به دنبال تخریب و بینظمی هستند.
تریبونهای آزاد؛ به شرط عمل
در پایان، اگر موافق باشید، به طور خاص به موضوع تریبونهای آزاد بپردازیم. به نظر شما برگزاری این تریبونها با مجوز دانشگاه چقدر میتواند در کاهش تنش مؤثر باشد؟
من معتقدم اگر تریبون آزاد درست اجرا شود، میتواند یکی از مؤثرترین ابزارها برای کاهش تنش و ایجاد فضای گفتوگو باشد. این موضوع بسیار مهم است و چند شرط اساسی دارد.
شرط اول: واقعی بودن، نه نمایشی. تریبون آزاد یعنی جایی که دانشجو حرف دلش را بزند، نه جایی که از پیش متنهای نوشتهشده را قرائت کند. اگر دانشجو احساس کند این فضا یک فضای مهندسیشده است، نه تنها تأثیر مثبت ندارد، بلکه نتیجه عکس خواهد داد.
شرط دوم: حضور همه طیفهای قانونی. نباید تریبون آزاد در انحصار یک گروه یا جناح خاص باشد. همه دانشجویانی که چارچوبهای قانونی را رعایت میکنند، باید امکان حضور و بیان دیدگاههای خود را داشته باشند.
شرط سوم: شنونده فعال بودن مدیران. صرف برگزاری جلسه کافی نیست. مدیران دانشگاه باید در این جلسات به عنوان شنوندگانی فعال حضور یابند، نه صرفاً برگزارکننده. آنها باید یادداشت بردارند، سوال بپرسند و نشان دهند که واقعاً به دنبال شنیدن حرف دانشجویان هستند.
شرط چهارم: اتصال به تصمیمسازی. مهمترین شرط این است که تریبون آزاد به یک سازوکار تصمیمسازی متصل باشد. اگر جلسه تمام شود و هیچ تغییری در پی نداشته باشد، دانشجو به سرعت ناامید میشود. باید حداقل بخشی از خروجی این جلسات، به تصمیمات عملی و ملموس در دانشگاه تبدیل شود.
اگر این تریبونها صرفاً برای تخلیه هیجان برگزار شود و هیچ تغییری ایجاد نکند، اثرش کوتاهمدت و سطحی خواهد بود. اما اگر به عنوان یک نهاد مشورتی جدی و تأثیرگذار دیده شود، میتواند به تدریج فضای بیاعتمادی را بشکند و اعتماد ازدسترفته بین دانشجو و مدیران را بازگرداند. ما به این اعتماد، بیش از هر چیز دیگری نیاز داریم.
انتهای پیام/