موتور جستوجوی بومی در ایران باید مأموریت مشخص داشته باشد
راهاندازی یک موتور جستوجوی بومی در ایران بیش از آنکه یک پروژه فناوری باشد، یک نیاز ملی و فرهنگی محسوب میشود. «محمد تولایی»، توسعهدهندۀ جویشگر، معتقد است که سرویسهای بومی فقط زمانی میتوانند نیازهای ۸۰ میلیون ایرانی را پاسخگو باشند و در بلندمدت موفق شوند که مأموریت مشخص داشته باشند و تمرکز خود را بر گروههای مخاطب معنادار مانند کودکان و نوجوانان قرار دهند.
این مأموریتمحوری انگیزه و معنا را برای تیمهای فنی افزایش میدهد و زیرساختها و تلاشهای شبانهروزی را هدفمند و پایدار میکند.
هزینه و استهلاک عوامل دست به عصا شدن تیمهای فنی برای تهیه زیرساخت هستند
وقتی صحبت از راهاندازی موتور جستوجوی بومی میشود، چرا از ابتدا زیرساختی متناسب برای پاسخگویی به نیاز ۸۰ میلیون ایرانی در نظر گرفته نمیشود؟
زیرساخت موضوع سادهای نیست. من نمیتوانم بهسادگی برای سرویسم، حالا چه موتور جستوجو باشد، چه پیامرسان یا هر چیز دیگر، بیایم یک زیرساخت مثلاً برای پاسخگویی به ۸۰ میلیون کاربر و ۱۰ میلیون درخواست در دقیقه یا ثانیه تهیه کنم و نگهداری کنم. اینطور نیست که من سرور را بخرم و بگذارم آنجا و دیگر هزینهای نداشته باشد. سرور کهنه میشود، قدیمی میشود، ممکن است از کار بیفتد و هر اتفاقی برایش بیفتد. هزینه زیادی روی دست من میگذارد. بعد از چهار سال ممکن است آن سرورها بلااستفاده شوند در حالی که تا چهار سال کار کردهاند و من مجبورم چندین میلیارد یا شاید چند همت هزینه کنم.
تازه این همه شرایطی است که شما بتوانید از لحاظ نرمافزاری پیشبینی کنید. در چنین حالتی، نیروها باید به صورت آمادهباش (برخط) باشند و با تمام قدرت و به صورت شبانهروزی پای کار بایستند. اینها هم از لحاظ منابع انسانی و هم از نظر مدیریت و منابع مالی، کارهای واقعاً سختی هستند.
جویشگر بومی باید مأموریت محور باشد
راهکار چیست؟
به همین دلیل میگویم که ماموریت بسیار مهم است. ۳۶۵ روز سال، کودکان و نوجوانان نیاز دارند و خیلی از خانوادهها هم تشویق میکنند. بار این مسئولیت اصلاً کم نیست. خیلی از مهندسانی که میآیند آنجا کار میکنند، به خاطر همین کار میکنند؛ یعنی کار برایشان معنادار میشود و معنای ملموسی هم دارد.
حالا من گفتم کودکان و نوجوانان. مسیرهای دیگری هم وجود دارد که استقبال را افزایش دهد. شما میتوانید بگویید من مثلاً خدمات اینترنت عمومی رایگان دارم میدهم که دسترسی به حداقل اطلاعات را فراهم کند. خوب، طبیعتاً یک تغییر نرمافزاری هم باید اتفاق بیفتد. من که گفتم یعنی وقتی رفتار کار فرق بکند، در هر صورت وارد چالش میشوید. بهخصوص اینکه این رفتار در زمان اوج مصرف (پیک) باشد. این اصلاً یک چیز غیرقابل انکار است.
قرابت فرهنگی مزیت رقابت سرویس بومی خواهد بود
آن زمان، سرویسی که مأموریت محور است، پاسخگوی نیاز همۀ کاربران خواهد بود؟
این را مقایسه کنید با وضعیتی که چند روز قبل شاهدش بودیم. وضع فعلی چیزی است که تقریباً (جویشگر بومی) قابل استفاده نیست یا اگر استفاده میشود، استفادهای است با زور و با یارانه و پولی که مداوم دارد خرج میشود و یک سری آدم که نگاهشان به سرویسی که توسعه میدهند، نگاه به چیزی نیست که حالا فردا قرار است استفاده شود و یک دفعه این اتفاق بیفتد. خوب ببینید در آن فضا خیلی جلوتر هستید. اگر مثلاً وارد فضای کودک و نوجوان شوید، حتی میتوانید به زبانهای عربی، اردو، ترکی و روسی صادرات داشته باشید. یعنی همان محتوایی که دارید، آنها استفاده کنند. هم بازوی ژئوپلیتیک میشود.
گوگل چنین سرویس موضوع محوری در حوزۀ کودک و نوجوان ندارد؟
حداقل به این شکل ندارد. تعدادی از افراد از ظرفیت گوگل به صورت «متا سرنچ انجین» بهرههایی میبرند، ولی سرویسی با مختصات گفته شده وجود ندارد. زمانی که شما فرآیند را تا این اندازی فرهنگی میکنید، خروجی شما مبتنی بر همان مزایایی خواهد بود که برخوردار از آن هستید.
انتهای پیام/