صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۸:۰۴ | ۱۸ / ۰۷ /۱۴۰۵
| |

چرا برخی نمایش‌های کودک با جهان واقعی کودکان بیگانه‌اند؟

نویسنده و بازیگر تئاتر با تأکید بر لزوم شناخت دقیق از جهانِ زیستِ کودکِ امروز، تصریح کرد: تئاتر کودک نباید صرفاً بازتولید نوستالژی‌های نسل‌های گذشته باشد، بلکه باید پلی باشد میان سرگرمی و مفاهیم عمیق تربیتی که در قالب‌های غیرمستقیم به مخاطب خردسال منتقل می‌شود.
کد خبر : 1088739

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، امین رضا ملک محمودی از فعالان شناخته‌شده عرصه تئاتر کودک‌ونوجوان، در مصاحبه با برنامه "فرهنگسرای گفت‌و‌گو " با نقد رویکرد‌های سنتی که همچنان سعی در بازنمایی خاطرات کودکیِ دهه‌های گذشته برای نسلِ دیجیتال امروز دارند، اظهار داشت: «ما با مخاطبی روبه‌رو هستیم که جهانش با جهان ما متفاوت است. اگر تئاتر بخواهد صرفاً بازتاب‌دهنده دغدغه‌های نویسنده یا خاطرات نوستالژیک دوران کودکی بزرگسالان باشد، ناخودآگاه با مخاطب دچار شکاف می‌شود. تئاتر کودکِ امروز باید بر پایه شناخت واقعیِ کودکِ اکنون، دغدغه‌ها، زبانِ روزمره و جهانِ فانتزیِ او بنا شود.»

ملک محمودی معتقد است که تئاتر باید در وهله اول «جذاب» باشد. او در این باره می‌گوید: «نمی‌توان از هنرِ تئاتر توقع داشت که در وهله اول وظیفه مدرسه یا نهاد‌های تربیتی را انجام دهد. کارکرد اصلی هنر، لذت‌بخشی و ایجاد تجربه زیسته است. اما هنرِ کودک این امتیاز را دارد که می‌تواند این لذت را با آموزش‌های نرم و مفاهیم انسانی ترکیب کند. مشکل از جایی آغاز می‌شود که ما پیام‌های اخلاقی را به‌صورت مستقیم و در قالب نصیحت به کودک تحمیل می‌کنیم. کودکِ امروز، به‌شدت تجربه‌گراست و به هرگونه نصیحتِ مستقیم، حساسیت منفی نشان می‌دهد. پیام باید در دلِ قصه، در قالبِ کنش‌های نمایشی و از طریق هم‌ذات‌پنداری با شخصیت‌ها منتقل شود.»

یکی از بخش‌های این گفت‌و‌گو، اشاره ملک محمودی به تجربیات عینی‌اش در نمایش «بابایی بخند» بود؛ اثری که با نگاهی هوشمندانه به موضوعات دشواری همچون بیماری آلزایمر در پدربزرگ‌ها پرداخته است.

وی در تشریح این تجربه توضیح داد: «ما در این نمایش سعی کردیم به‌جای آنکه آلزایمر را به یک موضوعِ سیاه یا دلهره‌آور تبدیل کنیم، آن را در بستری از بازی، شعر و گفت‌و‌گو روایت کنیم. بازخورد‌هایی که از خانواده‌ها گرفتیم، بسیار تکان‌دهنده بود. بسیاری از والدین به ما گفتند که این نمایش به آنها کمک کرده است تا درباره موضوعاتی که تا پیش از آن نمی‌دانستند چطور با فرزندشان مطرح کنند، صحبت کنند. این قدرتِ تئاتر است؛ تئاتر می‌تواند پل ارتباطیِ عاطفی میان نسل‌ها باشد، مشروط بر اینکه زبانِ گفت‌و‌گو را بلد باشد.»

ملک محمودی با تأیید این دغدغه، افزود: «واقعیت این است که تئاتر کودک در اولویت‌های نهاد‌های فرهنگی جایگاه شایسته‌ای ندارد. ما با کمبودِ آموزش تخصصی در این حوزه مواجه هستیم. نوشتن برای کودک، تنها ساده‌کردن زبان نیست؛ بلکه آمیختنِ شناختِ عمیق از روان‌شناسی کودک با مهارت‌های هنری است. حتی جهانِ فانتزیِ یک اثر، برای اینکه برای کودکِ امروز باورپذیر باشد، نیازمندِ منطقِ درونیِ قوی است. وقتی ما این زیرساخت‌ها را جدی نمی‌گیریم، طبیعتاً شاهدِ کار‌های سخیف و یا کار‌هایی خواهیم بود که فقط نامِ کودک را یدک می‌کشند؛ اما هیچ ارتباطی با جهانِ واقعیِ او برقرار نمی‌کنند.»

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha