میراث پسری که هم خادمِ مسجد بود و هم حافظِ حیا/ روایت مادر شهید مدرسه شجره طیبه از جنایت آمریکایی صهیونی
خبرگزاری آنا ـ حسین بوذری؛ در پی جنایت هولناک و ضدانسانی رژیم تروریستی و فاسد آمریکا رژیم جعلی و کودککُش صهیونیستی در هدف قرار دادن مدرسه «شجره طیبه» در میناب که منجر به شهادت مظلومانه ۱۲۰ دانشآموز شد، شاهد تلاش جریان رسانهای غرب برای وارونهنمایی حقیقت و القای روایتهای دروغین هستیم.
در این میان، نقش خانوادهها، دستگاههای آموزشی و رسانهها برای تبیین روایت صحیح این فاجعه و مقابله با جنگ شناختی دشمن، نقشی کلیدی است.
در پی این جنایت ضدانسانی آمریکای جنایتکار و رژیم جعلی صهیونیستی جهانیان بار دیگر شاهد اوج خباثت دشمن و در عین حال، مظلومیت نسلی شدند که برای علمآموزی راهی امنترین پناهگاه خود یعنی «مدرسه» شده بودند.
در شرایطی که رسانههای جریان سلطه با بهرهگیری از تکنیکهای جنگ شناختی، سعی در وارونهنمایی حقیقت و توجیه این جنایت با برچسبهای کذب دارند، تبیین دقیق ابعاد این فاجعه توسط خانوادههای داغدیده، وظیفهای خطیر و نقشی کلیدی در شکستن حصار دروغین دشمن ایفا میکند.
خبرنگار آنا در گفتوگو با زینب طاهری مادر شهید والامقام امیرمحمد باقری رفته تا به ابعاد میدانی جنایت آمریکای تروریست و رژیم تروریست صهیونیستی و مسئولیتهای خطیر نهادهای آموزشی، رسانهها و خانوادهها در برابر روایتگری صحیح پرداخته است.
گپ و گفت آنا با طاهری مادر شهید امیرمحمد باقری از شهدای مدرسه شجره طیبه میناب در پی میآید:
آنا: گفتوگوی خودمان را لحظه جنایت آمریکای جنایتکار و رژیم تروریست و جعلی صهیونیستی آغاز میکنیم، با اینکه این گفتوگو فوقالعاده برای ما دشوار است، اما براساس رسالت خبری، لطفاً روایت خود را از لحظات وقوع این جنایت بیان کنید، در آن لحظات شما کجا بودید و چگونه از عمق فاجعه آگاه شدید؟
طاهری: ابتدا لازم میدانم عرض کنم که یادآوری آن لحظات برای من بسیار دشوار و جانکاه است و در آن لحظات صدای شدید به گوشمان رسید و پنجرهها و منزل شروع به لرزش شدید کرد و در آن لحظه در منزل حضور داشتم.
معلم امیرمحمد با منزل تماس گرفت و خواست تا به مدرسه بروم و پسرم را به خانه بیاورم و تصورم بر این بود که شاید جلسهای در مدرسه برگزار شده و جلسه قٰرآن کریم یا مراسم مرتبط با ماه مبارک رمضان است، بههمین دلیل نگران نشدم.
سپس معلم امیرمحمد تماس گرفت و عنوان کرد که در مسیر منزل شما هستیم. با توجه به حالوهوای خاص ماه مبارک رمضان، تصور اولیه من بر این بود که ارتعاشات شدیدی که پنجرههای خانه را به لرزه درآورده و صدای مهیبی که شنیده شد، ناشی از یک زلزله است.
ابعاد جنایت بهقدری فراتر از تصور بود که حتی در ذهن من خطور نمیکرد که این صدا، ناشی از تجاوز نظامی دشمنان اسلام باشد و مشاهده کردم که یک جنگنده از بالای سرم عبور کرد و همسایهها عنوان کردند که دشمن تجاوز نظامی کرده و شهرک المهدی را بمباران کرده است.
پس از آنکه خود را به سرعت به محل مدرسه رساندم، با صحنهای وحشتناک مواجه شدم؛ آتشسوزی مهیب، آوارهای فرو ریخته و پیکرهای معصوم دانشآموزانی که در حیاط مدرسه بر زمین افتاده بودند و تکههای دانشآموزان به زمین مدرسه ریخته بود و دقیقاً آنجا که بودم کیف امیرمحمد بر اثر جنایت آمریکای تروریست و رژیم کودککُش صهیونیستی بر زمین افتاده بود و قابل مشاهده بود و کیف امیرمحمد را دیدم.
شرایط بهگونهای بود که در وهله اول، شناسایی عزیزانمان بهدلیل شدت سوختگی دشوار بود.
آنا: با توجه به مشاهدات عینی شما، برخی رسانههای معاند با وارونهنمایی حقیقت و طرح ادعاهای کذب، تلاش دارند این مدرسه را بهعنوان یک منطقه نظامی معرفی و خود را تبرئه کنند، پاسخ شما به این دروغ دشمنان چیست؟
طاهری: این ادعاها چیزی جز دروغ و فریب نیست. کافی است نگاهی به فضای مدرسه بیندازید؛ زمین فوتبال کودکان، چمنِ بازی و امکانات ورزشی که در مدرسه وجود داشت، بهروشنی گواه بر محیط آموزشی و پرورشی آن است.
تصاویر شهدای عزیز ما و تمامی نمادهای موجود در مدرسه، ماهیت واقعی آن را فریاد میزنند. دشمن با زدن این مدرسه، به خیال خام خود قصد داشت در اراده و اعتقادات مردم خلل ایجاد کند، اما سخت در اشتباه هستند.
برخلاف تصورِ باطل آنها، این جنایت نهتنها موجب تضعیف نشد، بلکه موجب شد مردم ما استوارتر از قبل در میدان حضور یابند و پیوندشان با آرمانها مستحکمتر شود. خیابانها امروز شلوغتر و پرشورتر از گذشته است.
دشمنان چگونه متوجه نشدند اینجا مدرسه شجره طیبه میناب است؟! مگر امکانپذیر است؟ قرائن و شواهد حاکی از آن است که دشمن عمداً اقدام به این جنایت کرده است.
مگر میشود با امکانات کنونی و تکنولوژیهای امروزی و فناوریهای پیشرفته تشخیص نداد که مدرسه شجره طیبه میناب یک مرکز آموزشی است؟ دشمنان کور خواندهاند و نمیتوانند روایت دروغی از جنایت خودشان به مردم دنیا مخابره کنند.
مدرسه دارای دو طبقه بود که دانشآموزان دختر در طبقه بالا و دانشآموزان پسر در طبقه پایین حضور داشتند.
متأسفانه بر اثر شدت انفجار و آوار، ساختمان به طور کامل تخریب شد و بهدلیل قرار گرفتن طبقه پایین در زیر آوار، شمار پسران شهیدمان بیشتر بود. مدرسه کاملاً در شعلههای آتش میسوخت و صحنه، صحنه بسیار دلخراشی بود.
آنا: نظام آموزش و پرورش، رسانههای داخلی و خانوادهها چه نقش مؤثری میتوانند در شکستن حصارِ دروغین رسانههای معاند و روایتگری صحیح این فاجعه برای جهانیان ایفا کنند؟
طاهری: وظیفه همگان در این برهه حساس، سنگین است. رسانههای ما باید با اتکاء به همین شواهد میدانی و اسناد غیرقابلانکار، روایت حقیقت را به گوش جهانیان برسانند.
نظام آموزشی باید با بهرهگیری از ظرفیتهای تربیتی و فضای مجازی، حقایق را برای نسل جوان تبیین کند.
البته علاوه بر مدرسه شجره طیبه میناب، مدرسه شهدای رهپویان خلیج فارس هم دچار آسیب شد.
خانوادههای شهدا نیز بهعنوان راویان اصلی این مظلومیت، باید با بازگویی دقیق وقایع، اجازه ندهند دشمن با ابزار جنگ شناختی، جای جلّاد و شهید را عوض کند.
دشمنان آمریکایی صهیونیستی در تلاش هستند تا با پمپاژ اخبار دروغ، چهرهای متفاوت از این جنایت ترسیم کند؛ بنابراین هوشیاری رسانهای و همافزایی تمام ارکان جامعه برای روشنگری، ضرورتی است که نباید از آن غفلت کرد.
آنا: موضوع دیگری که در کانون توجه افکار عمومی قرار گرفت، اقدام تحسینبرانگیز دکتر پزشکیان رئیس جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد بود که با در دست گرفتن تصاویر شهدای این حادثه و امام شهیدان، صدای مظلومیت دانشآموزان ما را به گوش جهانیان رساند. ارزیابی شما از این اقدام رئیس جمهور و اهمیتِ بازنمایی حقیقت این جنایت در سطح جهانی چیست؟
طاهری: این اقدام، حرکتی ارزشمند و ضروری بود. در حقیقت، دنیا و تمام جهانیان باید بدانند که فرزندان ما چه اندازه معصوم، پاک و بیگناه بودند.
(با بعض و گریه) این کودکان با کیف و دفتر مدرسه راهی کلاسهای خود شده بودند؛ یعنی در امنترین مکان ممکن برای دانشآموزان حضور داشتند. مگر این کودکان معصوم نیروی نظامی بودند؟
مگر عزیزان ما سرباز بودند یا در پایگاه نظامی حضور داشتند؟ اما وقتی کودکی با مداد رنگی و دفتر مشق هدف قرار میگیرد، معنایی جز جنایت آشکار ندارد.
این اقدام رئیسجمهور، پرده از این حقیقت برداشت که آمریکای تروریست و کودککُش و رژیم کودککُش و جعلی صهیونیستی عامدانه این جنایت را مرتکب شدهاند.
امید قلبی ما این است که با افشای این دست اقدامات، بهزودی شاهد نابودی جبهه استکبار یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی باشیم.
از مسئولان درخواست میکنم که تن به مذاکره با دشمنان ندهند، اینها دشمن هستند و در جنایت آشکار بیرحمانه دانشآموزان معصول و بیگناه مدرسه شجره طیبه میناب را به خاک و خون کشید و حتی به مراسم عروسی هم رحم نکرد و مرتکب جنایت دیگری شد، برخی مسئولانی که دم از مذاکره میزنند، چه زمانی قرار است متوجه شوند؟
دشمن هیچوقت اهل مذاکره نیست و نخواهد بود، بلکه دنبال نابودی ایران اسلامی است و باید مقتدرانه مقابل دشمنان بایستیم و اجازه ندهیم حتی یک وجب از خاک ممکلتمان را ببرند.
آنا: در بخش پایانی گفتوگو، مایلیم به شناخت ابعاد شخصیتی شهید عزیزتان، امیرمحمد باقری بپردازیم. به نظر شما، کدام ویژگیهای بارز اخلاقی و رفتاری ایشان میتواند برای دانشآموزان امروز و نسلهای آینده بهعنوان یک الگوی متعالی مورد توجه قرار گیرد؟
طاهری: شهید امیرمحمد باقری دارای خصایص اخلاقی ویژهای بود که امیدوارم برای نسلهای آینده نیز درسآموز باشد.
یکی از ویژگیهای بارز او، حساسیت ویژه بر مقوله «حجاب و حیا» بود و به خاطر دارم زمانی که ایشان در مقطع تحصیلی پیشین مشغول به تحصیل بودند، روزی با چادر بندری ضخیم (چادر یزدی) نزد ایشان رفتم. امیرمحمد با ادبی بسیار مؤدبانه و دلسوزانه از من درخواست کرد که از آن پس، با همان چادر بندری ضخیم در مدرسه حاضر شوم؛ چراکه در آن روز خاص، بنده بهدلیل عجله از چادر نازکتری (مشابه آنچه برخی در یزد استفاده میکنند) استفاده کرده بودم. او از سر دلسوزی و حیا، خواستار پوشش کاملتر من بود.
آنا: این روحیه نشان از عمق باورهای دینی او در سنین کودکی دارد. علاوه بر این ویژگی، در سیره رفتاری او چه نکات دیگری نمود بیشتری داشت؟
طاهری: فرزند شهیدم یعنی امیرمحمد قلبی بسیار مهربان داشت و نسبت به والدین خود، احترامی ویژه قائل بود.
در ایامی که بنده دچار کسالت میشدم، امیرمحمد شبها با دلسوزی تمام پاهای مرا ماساژ میداد تا تسکینی بر درد من باشد.
او همچنین روحیهای بسیار بخشنده داشت و این صفت در تعاملاتش با دوستان در مدرسه نیز مشهود بود.
امیرمحمد الفتی عمیق با مسجد و روضه داشت و اگرچه حافظ قرآن نبود، اما پیوندی ناگسستنی با فعالیتهای قرآنی و مساجد داشت. از سالهای کودکی، همواره همراه پدر خود در مساجد حضور مییافت؛ در مراسم عزاداری ایام عاشورا، دعای توسل و نمازهای جماعت همواره مشارکت فعال داشت.
شهید امیرمحمد دستیار پدرش در امور فرهنگی مسجد بود و در کارهای مرتبط با فیلمبرداری و مستندسازی مراسم مذهبی و برنامههای مسجد، با اشتیاق بسیار به پدرش کمک میکرد. اینها میراث معنوی اوست که امیدوارم در جامعه و میان نسل جدید، به نیکی ترویج شود.
انتهای پیام/