«بره ناقلا» اینبار با حالوهوای فیلمهای ترسناک کلاسیک میآید
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، داستان فیلم در آستانه جشن هالووین میگذرد؛ زمانی که گله گوسفندان برای این مناسبت آماده میشوند، اما مزرعه کدو تنبل با مشکل مواجه است. تلاش «بره ناقلا» برای حل این مشکل، به تولید مادهای منجر میشود که کشاورز را به موجودی پشمالو و ترسناک تبدیل میکند.
استیو کاکس و متیو واکر، کارگردانان فیلم، در گفتوگو با «ورایتی» توضیح دادهاند که ایده اولیه فیلم قرار بود به شکل یک ویژهبرنامه برای روز ولنتاین ساخته شود. محور داستان نیز رابطه عاطفی کشاورز با یک شخصیت دیگر بود، اما با اضافهشدن ایده هیولا، مسیر داستان تغییر کرد و در نهایت هالووین به بستر طبیعی روایت تبدیل شد.
یکی دیگر از ایدههای اولیه، تبدیلشدن «بره ناقلا» به یک دانشمند دیوانه بود؛ مفهومی که سازندگان به آن علاقه زیادی داشتند. استودیو آردمن پیش از این نیز با فیلم «والاس و گرومیت: نفرین خرگوشنما» سراغ داستانهای هیولایی رفته بود، اما سازندگان اینبار تلاش کردند ظاهر و فضای اثر کاملاً متفاوت باشد.
یکی از محورهای طراحی شخصیت هیولا، ایجاد سیلوئت یا شمایلی کاملاً متمایز بود. از آنجا که هیولا در واقع همان کشاورز است، موهای قرمز او در طراحی شخصیت نقش مهمی پیدا کرده و موهای اطراف بدن، ریش و تودههای مویی بالای سر، ظاهری شبیه شاخ برای او ایجاد کردهاند.
رنگ موهای کشاورز همچنین به سازندگان اجازه داده است شخصیت او را با فضای نارنجی کدوهای هالووین و غروبهای سرخ فیلم هماهنگ کنند. به گفته عوامل، استفاده از این ترکیب رنگی امکان افزایش میزان اشباع رنگها در فیلم را فراهم کرده است.
تأثیر فیلمهای کلاسیک هیولاهای یونیورسال، بهویژه «مرد گرگنما» و «فرانکشتاین»، در فضای فیلم مشهود است. کارگردانان همچنین از آثاری، چون «شکارچیان روح»، «ایندیانا جونز» و «گونیز» که در دهه ۱۹۸۰ با آنها بزرگ شدهاند، بهعنوان دیگر منابع الهام یاد کردهاند.
با وجود این، سازندگان باید میان عناصر سینمای وحشت و فضای مناسب مخاطبان خانوادگی تعادل برقرار میکردند. به همین دلیل، عناصر آشنای ژانر مانند جنگلهای وهمآلود، سایهها، شاخههای صدادار و اسکلههای مهآلود در فیلم حضور دارند، اما به شکلی بازطراحی شدهاند که ترس ایجاد کنند، بدون آنکه فضای اثر برای کودکان نامناسب شود.
فیلم همچنین ارجاعهایی طنزآمیز به آثار شناختهشده سینما دارد؛ از جمله «روانی» آلفرد هیچکاک، «جنگ ستارگان» و «درخشش». حتی نام یک کافه در فیلم، «شاین این» است که اشارهای به «هتل اورلوک» و فضای «درخشش» دارد. یکی از صحنهها نیز با الهام از «روانی» طراحی شده است؛ جایی که گوسفندان برای فرار از تعقیبکننده خود به حمام پناه میبرند.
متیو واکر تأکید کرده که این ارجاعات و شوخیها بهصورت طبیعی از دل داستان و شخصیتها شکل گرفتهاند و از ابتدا بهعنوان مجموعهای از ارجاعات سینمایی جداگانه طراحی نشدهاند.
«بره ناقلا: هیولای ماسِی باتِم» همچنان از تکنیک استاپموشن استفاده میکند. به گفته واکر، اگرچه بخشهایی از روند تولید در آردمن تغییر کرده و فیلمسازان اکنون از دوربینهای دیجیتال ثابت به جای فیلم استفاده میکنند، سازندگان همچنان تلاش دارند تا حد امکان جلوهها و اتفاقات را در مقابل دوربین خلق کنند.
یکی از چالشهای اصلی فیلم نیز روایت داستان با حداقل دیالوگ است؛ بهخصوص در بخشهای احساسی. رابطه میان کشاورز و دامپزشک، یکی از خطوط داستانی فرعی فیلم است و تغییر وضعیت کشاورز در اثر ماده رشد، این رابطه را پیچیده میکند.
از سوی دیگر، گوسفندان به دلیل ساختار چهرهای محدود، امکان استفاده گسترده از حالات صورت را ندارند و احساسات آنها باید از طریق حرکات بدن، ابروها، چشمها و دهان منتقل شود. کشاورز نیز چالش بیشتری دارد، زیرا چشم ندارد و تنها عینک و دهان او برای انتقال احساسات در اختیار انیماتورهاست. سازندگان معتقدند مهارت انیماتورهای آردمن باعث شده این محدودیتها به بخشی از زبان روایی فیلم تبدیل شود.
انتهای پیام/