تستهای روانشناسی آنلاین، ابزار تشخیص اختلال نیستند
گسترش آزمونهای خودشناسی در فضای مجازی باعث شده کاربران بدون مراجعه حضوری، با پاسخ دادن به چند پرسش با نتیجهای درباره وضعیت روانشناختی خود مواجه شوند که گاهی با اصطلاحات تخصصی ارائه میشود و ممکن است این تصور را ایجاد کند که فرد به یک اختلال مشخص مبتلاست. ناصر آقابابایی، روانشناس و عضو هیأت علمی گروه روانشناسی دانشگاه قرآن و حدیث در گفتوگو با آناتک، توضیح میدهد آزمونهای روانشناختی کاربردهای متفاوتی دارند و نمیتوان نتیجه هر پرسشنامه اینترنتی را معادل تشخیص یک اختلال دانست.
آنچه این ابزارها را برای کاربران جذاب کرده، سرعت و سهولت آنهاست؛ کاربر نه به جلسه ارزیابی نیاز دارد و نه میداند پرسشنامهای که مقابل او قرار گرفته برای چه منظوری طراحی شده است. کافی است به چند سوال پاسخ دهد تا نتیجهای درباره اضطراب، وسواس، اختلال توجه یا ویژگیهای شخصیتی دریافت کند؛ اما همین مسیر کوتاه، بخش مهمی از فرایند ارزیابی روانشناختی را پشت سر میگذارد.
آیا تستهایی که کاربران در سایتها و شبکههای اجتماعی برای شناخت وضعیت روانشناختی خود انجام میدهند، میتواند یک اختلال را تشخیص دهد؟
تستهای آنلاین برای تشخیص، جایگاه قابل اتکایی ندارند. مسئله این است که آزمونها و پرسشنامههای روانشناختی کاربردهای متفاوتی دارند و نمیتوان همه آنها را یکسان در نظر گرفت.
برخی آزمونها برای تشخیص طراحی شدهاند، برخی برای غربالگری استفاده میشوند و برخی دیگر کاربرد پژوهشی دارند. حتی آزمونهایی وجود دارند که در موقعیتهایی مانند مشاوره یا انتخاب افراد مورد استفاده قرار میگیرند. بنابراین اینکه یک پرسشنامه روانشناختی در اینترنت وجود دارد، به این معنا نیست که نتیجه آن میتواند برای فرد تشخیص پزشکی یا روانشناختی ایجاد کند.
آقابابایی: یک نتیجه چند دقیقهای در اینترنت نمیتواند جایگزین فرایند حرفهای ارزیابی روانشناختی شود.
نکته مهم این است که تشخیص یک اختلال روانشناختی به طور معمول بر اساس یک علامت یا یک پاسخ منفرد انجام نمیشود. متخصص باید مجموعهای از نشانهها، شدت و تداوم آنها و شرایطی را که فرد در آن قرار دارد، بررسی کند. بنابراین نمیتوان انتظار داشت یک پرسشنامه کوتاه اینترنتی که بدون شناخت دقیق از شرایط فرد تکمیل میشود، بهتنهایی همان اطلاعاتی را فراهم کند که در یک ارزیابی تخصصی به دست میآید.
علاوه بر این، بسیاری از ویژگیهایی که در این آزمونها درباره آنها سوال میشود، در افراد سالم نیز دیده میشوند. برای مثال، حواسپرتی، اضطراب، غمگینی یا حتی برخی رفتارهای وسواسگونه میتواند در زندگی روزمره هر فردی اتفاق بیفتند. آنچه در ارزیابی تخصصی اهمیت دارد، شدت، تعداد، تداوم و تأثیر این نشانهها بر زندگی فرد است.
اگر یک فرد غیرمتخصص تست را اجرا کند چه اتفاقی میافتد؟
آقابابایی: اینکه یک آزمون در اختیار متخصص قرار دارد، به این معنا نیست که هر فردی میتواند آزمون را در هر شرایطی اجرا و نتیجه آن را تفسیر کند
در ارزیابی روانشناختی، فقط خود ابزار اهمیت ندارد؛ فردی که آزمون را انتخاب و اجرا میکند نیز باید بداند این ابزار برای چه شرایطی مناسب است و چگونه باید از آن استفاده شود. انتخاب یک آزمون نامتناسب یا اجرای نادرست آن میتواند نتیجهای ایجاد کند که برداشت درستی از وضعیت فرد ارائه ندهد. از سوی دیگر، حتی اگر آزمون بهدرستی اجرا شده باشد، نتیجه خام آن همچنان نیازمند تفسیر است. به همین دلیل نمیتوان اعتبار علمی یک آزمون را به اعتبار هر نوع استفاده از آن تعمیم داد. اینکه یک آزمون در اختیار متخصصان قرار دارد، به این معنا نیست که هر فردی میتواند همان آزمون را در هر شرایطی اجرا و نتیجه آن را تفسیر کند.
آیا عنوان و محتوای یک تست آنلاین میتواند درباره کاربرد تشخیصی آن اطمینان ایجاد کند؟
اینکه یک آزمون با عنوانی مانند ADHD، وسواس یا اضطراب ارائه شود، بهتنهایی نشان نمیدهد که آن آزمون برای تشخیص طراحی شده یا اینکه اجرای آن در فضای آنلاین اعتبار تشخیصی دارد.
چه عواملی مشخص میکند که یک آزمون روانشناختی برای تشخیص یک اختلال قابل استفاده است؟
حتی اگر یک آزمون از نظر علمی آزمون معتبری باشد، باید مشخص باشد برای چه هدفی طراحی شده، چه کسی آن را اجرا میکند و چه کسی نتیجه آن را تفسیر میکند. نمیتوان صرفاً با پاسخ دادن به چند سؤال و دریافت یک نتیجه در پایان، وضعیت روانشناختی فرد را تشخیص داد.
آیا این موضوع درباره همه تستهای آنلاین صدق میکند؟
باید میان انواع آزمونها تفاوت قائل شد. نمیتوان گفت هر پرسشنامهای بیارزش است، اما از طرف دیگر نیز نمیتوان گفت هر تستی که در اینترنت قرار دارد، ابزار تشخیص است. اعتبار هر آزمون به هدف، ساختار، شیوه اجرا و تفسیر آن وابسته است.
مشکل زمانی ایجاد میشود که کاربر کاربرد یک ابزار را نمیداند و از نتیجه آن برای قضاوت درباره سلامت روان خودش استفاده میکند. بنابراین مهم است که افراد بین «تست برای آگاهی اولیه» و «ارزیابی تخصصی برای تشخیص» تفاوت بگذارند.
تفاوت تست تشخیصی با تست غربالگری چیست؟
این دو آزمون، کاربرد و مفهوم یکسانی ندارند. اهمیت این تفاوت زمانی مشخص میشود که بدانیم غربالگری یک مرحله اولیه برای شناسایی احتمال وجود یک مشکل است. اگر فرد در یک ابزار غربالگری امتیاز بالایی به دست آورد، این نتیجه میتواند نشان دهد که بهتر است بررسی دقیقتری انجام شود؛ اما هنوز نمیتوان بر اساس آن گفت فرد حتما به یک اختلال مبتلاست.
آقابابایی: مشکل زمانی ایجاد میشود که نتیجه غربالگری در فضای مجازی با زبان قطعی به کاربر ارائه شود
در فضای مجازی کاربر یک پرسشنامه را تکمیل و نتیجهای دریافت میکند که به او میگوید احتمال وجود یک اختلال در او بالاست. این نتیجه، حتی اگر آزمون از نظر علمی طراحی مناسبی داشته باشد، به معنای تشخیص قطعی نیست. برای تشخیص باید مراحل تخصصی دیگری نیز انجام شود. مشکل زمانی ایجاد میشود که نتیجه غربالگری در فضای مجازی با زبان قطعی به کاربر ارائه شود. ممکن است فرد با دیدن یک عبارت یا امتیاز، آن را به عنوان برچسبی درباره خودش بپذیرد و حتی رفتار و زندگی روزمره خود را بر اساس همان نتیجه تفسیر کند؛ در حالی که آنچه دریافت کرده ممکن است صرفاً یک نشانه برای بررسی بیشتر بوده باشد.
چه زمانی اجرای تستهای علمی و نتیجه آن قابل اعتماد است؟
استفاده از آزمونهای تشخیصی نیازمند دانش تخصصی است. اگر فردی که صلاحیت لازم را ندارد آزمون را اجرا کند، نمیتوان فقط به دلیل اینکه خود آزمون معتبر است، نتیجه را معتبر دانست.
از طرف دیگر، موضوع فقط خواندن سوالها و انتخاب گزینهها نیست. اجرای آزمون، شرایط اجرای آن و در ادامه تفسیر نتایج اهمیت دارد. بنابراین نمیتوان آزمون روانشناختی را مانند یک سرگرمی اینترنتی در نظر گرفت که فرد آن را انجام دهد و نتیجه را بدون بررسی تخصصی درباره خودش بپذیرد.
چرا تفسیر نتیجه یک آزمون تا این اندازه اهمیت دارد؟
نتیجه آزمون به خودی خود تمام اطلاعات مورد نیاز برای تشخیص را در اختیار ما قرار نمیدهد. متخصص باید بداند این نتیجه در چه شرایطی به دست آمده و در کنار چه اطلاعات دیگری باید قرار بگیرد.
برای درک بهتر میتوان از حوزه پزشکی مثال زد. یک تصویر CT SCAN یا MRI را نمیتوان فقط با نگاه کردن و بدون دانش تخصصی تفسیر کرد. تصویری که به دست میآید باید توسط فرد متخصص بررسی شود تا مشخص شود چه معنایی دارد. در آزمونهای روانشناختی نیز وضعیت مشابه وجود دارد. بنابراین اینکه یک سایت یا صفحه اینترنتی بعد از چند سوال یک نتیجه مشخص ارائه میکند، به این معنا نیست که آن نتیجه میتواند جایگزین ارزیابی تخصصی شود.
کاربری که در فضای مجازی با یک تست روانشناختی مواجه میشود، چه نگاهی باید به آن داشته باشد؟
ابتدا باید بداند این تست برای چه هدفی طراحی شده است. اگر آزمون برای سرگرمی، خودشناسی عمومی یا پژوهش طراحی شده باشد، نباید از نتیجه آن برای تشخیص استفاده کند. حتی در مورد آزمونهای علمی نیز باید مشخص شود چه کسی آزمون را اجرا میکند و چه کسی نتیجه را تفسیر میکند. کاربر نباید به دلیل اینکه یک آزمون ظاهر علمی دارد یا در پایان از واژههای تخصصی استفاده میکند، نتیجه آن را به عنوان تشخیص قطعی بپذیرد.
اگر کاربر درباره وضعیت روانشناختی خود نگرانی دارد، نتیجه یک تست اینترنتی نباید نقطه پایان بررسی باشد. چنین نتیجهای در بهترین حالت میتواند فرد را متوجه یک موضوع کند، اما تشخیص نیازمند ارزیابی تخصصی است.
فضای دیجیتال دسترسی کاربران به اطلاعات روانشناختی را آسانتر کرده است، اما این دسترسی نباید باعث شود مرز میان خودشناسی و تشخیص تخصصی از بین برود. یک نتیجه چند دقیقهای در اینترنت نمیتواند جایگزین فرایند حرفهای ارزیابی روانشناختی شود.
انتهای پیام/