متحدان نزدیک آمریکا در شرق آسیا چطور پلتفرمهای بزرگ غربی را مهار میکنند
به گزارش خبرگزاری آنا، پلتفرمهای دیجیتال طی سالهای اخیر از ابزارهایی برای ارتباط و سرگرمی به زیرساختهایی اثرگذار بر اقتصاد، جریان اطلاعات، دادههای کاربران و حتی حکمرانی کشورها تبدیل شدهاند. تجربه کرهجنوبی، ژاپن و سنگاپور نشان میدهد که وابستگی به شرکتهای بزرگ جهانی لزوماً به معنای واگذاری کامل اختیار فضای مجازی نیست و دولتها میتوانند همزمان با پذیرش فعالیت سکوهای خارجی، برای توسعه ظرفیتهای داخلی و تنظیم رفتار آنها قواعد مشخصی ایجاد کنند.
این سه کشور از متحدان نزدیک آمریکا در شرق آسیا به شمار میروند، اما در حوزه حکمرانی دیجیتال نسخهای کاملاً منفعل را دنبال نکردهاند. کرهجنوبی با 3سکوی Naver، لایکی و Coupang، ژاپن با سکوهای لاین و یاهوی ژاپن و سنگاپور با سکوهایی مانند لایکی و HardwareZone، نمونههایی از تلاش برای حفظ ظرفیت داخلی در برابر غولهای جهانی ارائه کردهاند.
تفاوت مهم این تجربهها در شیوهای است که هر کشور برای ایجاد توازن میان پلتفرمهای داخلی، شرکتهای خارجی، حقوق کاربران و منافع عمومی انتخاب کرده است. کره بیشتر بر توسعه اکوسیستم داخلی و مقابله با رفتارهای ضدرقابتی متمرکز شده، ژاپن بر حریم خصوصی، مسئولیت پلتفرمها و مقابله با محتوای مضر تأکید کرده و سنگاپور نیز چارچوبی سختگیرانه برای مقابله با اطلاعات نادرست ایجاد کرده است.
کرهجنوبی؛ ساختن رقیب به جای حذف رقیب
کرهجنوبی نمونهای از کشوری است که بخش مهمی از پاسخ خود به سلطه پلتفرمهای جهانی را در ساختن رقیب داخلی جستوجو کرده است. Naver به عنوان موتور جستوجو و سکوی محتوایی اصلی این کشور، خدماتی از جستوجو و اخبار تا خرید، شبکه اجتماعی و نقشه دیجیتال ارائه میدهد و براساس گزارشهای موجود، حدود ۷۰ درصد جستوجوهای آنلاین کرهجنوبی را در اختیار دارد.
کاکائو نیز از یک پیامرسان ساده فراتر رفته و خدماتی مانند ارتباطات، موسیقی، بازی و خدمات مالی را در اختیار کاربران قرار داده است. کاکائو تالک به یکی از اصلیترین سکوهای ارتباطی کره تبدیل شده و امکان ارائه خدمات مالی و ایجاد کانال رسمی برای کسبوکارها و سازمانها را نیز فراهم کرده است.
تجربه کره نشان میدهد که ایجاد پلتفرم بومی صرفاً به معنای تولید یک اپلیکیشن مشابه نمونه خارجی نیست؛ بلکه هدف میتواند ساخت اکوسیستمی از خدمات دیجیتال باشد که کاربر برای جستوجو، خرید، ارتباط، پرداخت و دریافت خدمات مختلف به آن مراجعه کند. Coupang در تجارت الکترونیک و لایکیPay و Toss در خدمات مالی، نمونههایی از همین رویکرد هستند.
حمایت دولتی نیز در این مدل تنها به پرداخت تسهیلات محدود نشده است. توسعه شبکههای پرسرعت، مراکز داده، حمایت مالی و قانونی از استارتاپها، آموزش نیروی انسانی و ایجاد قواعد رقابت از جمله اقداماتی است که در گزارش کرهجنوبی به عنوان عوامل رشد زیستبوم داخلی این کشور مطرح شدهاند.
این رویکرد در سالهای اخیر به حوزه تنظیم رفتار پلتفرمهای بزرگ نیز رسیده است. کرهجنوبی دستورالعملهایی برای مقابله با سوءاستفاده از موقعیت مسلط پلتفرمهای آنلاین داشته و قواعد آن میتواند نسبت به شرکتهای خارجی مؤثر بر بازار داخلی نیز اعمال شود.
کره حتی در سال ۲۰۲۶ دامنه مسئولیت پلتفرمهای بزرگ را در زمینه جلوگیری از انتشار اطلاعات جعلی افزایش داده و شرکتهایی مانند Naver، لایکی، گوگل، متا، تیکتاک و ایکس را در چارچوب مقررات جدید قرار داده است.
ژاپن؛ پلتفرم بومی با چاشنی فرهنگ و حریم خصوصی
ژاپن مسیر متفاوتی را طی کرده است. این کشور نیز به جای کنار گذاشتن کامل پلتفرمهای خارجی، تلاش کرده ظرفیتهای داخلی خود را حفظ کند و در کنار آن برای داده، محتوا و مسئولیت پلتفرمها چارچوب ایجاد کند.
لاین برجستهترین نمونه این مدل است. این پلتفرم که فعالیت خود را در سال ۲۰۱۱ به عنوان یک پیامرسان آغاز کرد، به تدریج به مجموعهای از خدمات روزمره شامل پرداخت آنلاین، بازی، تاکسی اینترنتی، سفارش غذا، اخبار، خرید اینترنتی و خدمات آنلاین تبدیل شد. طبق گزارش ارائهشده، لاین در ابتدای ۲۰۲۵ حدود ۹۷ میلیون کاربر فعال ماهانه در ژاپن داشته است.
بخش مهمی از موفقیت لاین به شناخت بازار داخلی بازمیگردد. استفاده از شخصیتهای کارتونی و استیکرهای لاین Friends که با فرهنگ و علاقه کاربران شرق آسیا به انیمه و شخصیتهای تصویری پیوند خورده، یکی از عواملی بوده که به محبوبیت این پلتفرم کمک کرده است.
حفظ دادههای کاربران نیز در مدل ژاپنی جایگاه مهمی دارد. گزارش ژاپن نشان میدهد که دولت این کشور حتی درباره نحوه دسترسی احتمالی کارکنان یک شرکت وابسته در چین به دادههای کاربران لاین تحقیق کرد و پس از آن، استفاده از لاین برای انتقال برخی اطلاعات حساس را موقتاً متوقف کرد.
قانونگذاری ژاپن در حوزه محتوا نیز در سالهای اخیر جدیتر شده است. پارلمان این کشور در سال ۲۰۲۴ اصلاحاتی را تصویب کرد که پلتفرمهای بزرگ رسانههای اجتماعی را در زمینه رسیدگی سریعتر به محتوای افتراآمیز و شفافیت درباره سازوکار حذف محتوا مسئولتر میکند.
سنگاپور؛ قانونگذاری مستقیم برای مهار اطلاعات نادرست
سنگاپور مسیر دیگری را برجسته کرده است؛ مسیری که در آن قانونگذاری مستقیم بر محتوای منتشرشده در پلتفرمها نقش پررنگی دارد. قانون حفاظت از اکاذیب و دستکاریهای آنلاین یا POFMA از سال ۲۰۱۹ چارچوب اصلی این رویکرد را تشکیل میدهد.
بر اساس قانون POFMA، دولت سنگاپور میتواند در شرایط مشخص دستور اصلاح محتوای حاوی ادعای نادرست را صادر کند و در موارد جدیتر دستور توقف انتشار یا محدودسازی دسترسی را نیز به کار گیرد. قانون همچنین سازوکارهایی برای صدور دستور علیه واسطههای اینترنتی و حتی محدودیت دسترسی به برخی مکانهای آنلاین پیشبینی کرده است.
فهرست واسطههای مشمول مقررات سنگاپور نیز نشان میدهد که این چارچوب فقط متوجه سکوهای کوچک نیست؛ گوگل، متا، ایکس، تیکتاک، لینکدین و یوتیوب در میان واسطههایی قرار دارند که مقررات POFMA برای آنها الزامات مشخصی تعیین کرده است.
دولت سنگاپور علاوه بر اصلاح محتوای نادرست، برای پلتفرمهای مشمول مقررات، کدهای رفتاری مرتبط با برجستهسازی منابع معتبر، شفافیت تبلیغات سیاسی و مقابله با سوءاستفاده از حسابهای آنلاین نیز در نظر گرفته است.
تجربه این کشور نشان میدهد که تنظیمگری میتواند از مرحله توصیه و خودتنظیمی پلتفرمها فراتر برود و دولت، در چارچوب قانون، مسئولیت مشخصی برای مقابله با انتشار اطلاعات نادرست تعریف کند. نمونههای اجرای POFMA نیز نشان میدهد این قانون همچنان مورد استفاده قرار میگیرد.
سه مسیر متفاوت، یک پیام مشترک
تجربه کرهجنوبی، ژاپن و سنگاپور را نمیتوان یک نسخه واحد برای همه کشورها دانست؛ اما وجه مشترک آنها روشن است؛ هیچکدام گسترش فضای مجازی را صرفاً به حضور شرکتهای بزرگ فراملی واگذار نکردهاند.
کرهجنوبی تلاش کرده با ساخت شرکتها و سکوهای قدرتمند داخلی، قدرت چانهزنی خود را افزایش دهد؛ ژاپن بر پلتفرمهای متناسب با نیازهای داخلی، حفاظت از داده و مسئولیتپذیری شرکتها تأکید کرده و سنگاپور نیز از ابزار قانون برای مقابله با اطلاعات نادرست و افزایش مسئولیت پلتفرمها بهره گرفته است.
تجربه این سه کشور برای کشورهایی مانند ایران از یک جهت قابل توجه است: حکمرانی پلتفرمها فقط به مسدودسازی یا آزادسازی یک سکوی خارجی خلاصه نمیشود. توسعه زیرساخت، تربیت نیروی انسانی، حمایت از کسبوکارهای داخلی، ایجاد سکوهای رقابتپذیر، حفاظت از دادههای شهروندان و تعیین مسئولیت روشن برای همه پلتفرمها، مجموعهای بههمپیوسته از سیاستهای حکمرانی فضای مجازی را شکل میدهد.
کرهجنوبی در گزارش خود بر نقش دولت در ایجاد زیرساخت و حمایت از استارتاپها تأکید دارد و ژاپن نیز نشان میدهد حتی یک سکوی محبوب داخلی مانند لاین از نظارت و مطالبهگری درباره حفاظت از دادهها مستثنی نیست.
سنگاپور نیز نمونه دیگری از همین نگاه را ارائه میکند، قانونگذاری درباره پلتفرمهای بزرگ میتواند فارغ از ملیت شرکت، برای فعالیت آنها در بازار داخلی الزامات مشخص ایجاد کند. مقررات فعلی POFMA حتی شرکتهایی مانند گوگل، متا، ایکس و تیکتاک را در زمره واسطههای مشمول خود قرار داده است.
برآیند این سه تجربه را میتوان در یک گزاره خلاصه کرد: پلتفرم قدرتمند خارجی الزاماً به معنای دولت ضعیف در حکمرانی دیجیتال نیست؛ مسئله اصلی، داشتن زیرساخت، توان داخلی، قانون روشن و قدرت اعمال مقررات است.
شرق آسیا از این منظر تجربه قابل توجهی پیش روی جهان گذاشته است؛ تجربهای که نشان میدهد کشورها حتی در شرایط رقابت شدید با غولهای فناوری آمریکایی، میتوانند همزمان به توسعه سکوهای بومی، حفاظت از داده، حمایت از کاربران و تنظیم رفتار پلتفرمهای بزرگ فکر کنند.
انتهای پیام/