چشمها افکار شما را لو میدهند
به گزارش خبرگزاری آنا؛ آنچه در یک محیط میبینیم فقط به ویژگیهای بیرونی آن مکان وابسته نیست، بلکه بازتابی از نحوه پردازش اطلاعات در مغز، تجربههای فردی و مفاهیمی است که برای ما اهمیت بیشتری دارند. به بیان دیگر، دو نفر ممکن است در یک اتاق کاملاً یکسان حضور داشته باشند، اما مسیر نگاه آنها داستان متفاوتی از شیوه فکر کردن آنان روایت کند.
نگاه انسانها در یک محیط یکسان، مسیرهای متفاوتی را طی میکند
پژوهشگران سالهاست بررسی میکنند که انسانها هنگام ورود به یک محیط جدید چگونه توجه خود را میان بخشهای مختلف آن تقسیم میکنند. اگرچه بیشتر افراد در نهایت تصویری مشابه از یک فضا به دست میآورند، مسیر رسیدن به این تصویر در مغز هر فرد متفاوت است.
حرکت چشمها، مدت زمانی که نگاه روی یک شیء باقی میماند و ترتیب توجه به بخشهای مختلف محیط، میان افراد تفاوتهای چشمگیری دارد. این تفاوتها فقط نتیجه ویژگیهای ظاهری اشیا نیستند؛ بلکه به این موضوع مربوط میشوند که هر فرد چه مفاهیمی را مهمتر، آشناتر یا جذابتر میداند.
«اولویتهای مفهومی» (Conceptual priorities) اصطلاحی است که پژوهشگران برای اشاره به همین گرایشهای ذهنی استفاده میکنند؛ یعنی تمایل مغز به توجه بیشتر به چیزهایی که با دانش، تجربه، علایق یا ارزشهای شخصی ما ارتباط دارند.
برای مثال، یک شیء ممکن است از نظر ظاهری هیچ شباهتی به تجربهای خاص در زندگی فرد نداشته باشد، اما مفهومی که پشت آن قرار دارد میتواند توجه او را جلب کند. به همین دلیل، پژوهشگران معتقدند نگاه انسان فقط ثبتکننده تصاویر نیست، بلکه بازتابی از نحوه معنا دادن مغز به جهان اطراف است.
هوش مصنوعی از مسیر نگاه انسان، الگوهای پنهان ذهن را بررسی کرد
در این مطالعه منتشر شده در سایت «ارث» (Earth)؛ پژوهشگران تلاش کردند بررسی کنند آیا میتوان از الگوهای حرکت چشم برای شناسایی افراد استفاده کرد یا نه.
برای این منظور، حدود ۶۰ شرکتکننده با استفاده از هدستهای واقعیت مجازی (Virtual Reality Headsets) وارد مجموعهای از محیطهای روزمره مانند تعمیرگاه خودرو، استخر عمومی و فرودگاه شدند. هر فرد حدود ۱۶ ثانیه فرصت داشت آزادانه در این فضاها نگاه کند و هیچ دستور مشخصی برای تمرکز روی بخش خاصی از محیط دریافت نکرد.
در این مدت، حسگرهای موجود در هدستها اطلاعات مربوط به مسیر حرکت چشم افراد را ثبت کردند. سپس پژوهشگران این دادهها را با کمک سه مدل مختلف تحلیل کردند.
نخست، یک مدل یادگیری ماشین (Machine Learning Model) بررسی کرد که هر فرد دقیقاً به کدام بخشهای تصویر نگاه کرده است. مدل دوم که یک مدل بینایی رایانهای (Computer Vision Model) بود، تلاش کرد تشخیص دهد چه اشیایی بیشتر توجه افراد را به خود جلب کردهاند.
اما مرحله متفاوت پژوهش زمانی آغاز شد که پژوهشگران از یک مدل زبانی بزرگ (Large Language Model) یا LLM استفاده کردند؛ سامانهای مبتنی بر هوش مصنوعی که توانایی تحلیل ارتباط میان مفاهیم و توضیح معنایی تصاویر را دارد.
این مدل فقط نمیپرسید «فرد به چه چیزی نگاه کرده است»، بلکه بررسی میکرد «چرا ممکن است آن شیء برای او اهمیت داشته باشد و چه مفهومی میان اشیای مورد توجه او مشترک است».
مدل مفهومی هوش مصنوعی، تفاوت افراد را دقیقتر تشخیص داد
نتایج پژوهش نشان داد هر دو مدل بینایی و زبانی توانستند افراد را بر اساس الگوهای نگاهشان از یکدیگر تشخیص دهند، اما مدلی که بر درک مفاهیم پشت اشیا تمرکز داشت، عملکرد دقیقتری نشان داد.
به عبارت دیگر، صرفاً دانستن اینکه یک فرد به کدام نقطه از تصویر نگاه کرده است، به اندازه کافی اطلاعاتدهنده نبود. آنچه قدرت تشخیص بیشتری داشت، ارتباط معنایی میان چیزهایی بود که توجه فرد را جلب کرده بودند.
پژوهشگران دریافتند اشیایی که از نظر ظاهری هیچ شباهتی به یکدیگر ندارند، میتوانند زمانی که در یک چارچوب مفهومی مشترک قرار میگیرند، اطلاعاتی درباره ویژگیهای ذهنی فرد ارائه دهند.
برای نمونه، ممکن است فردی در یک محیط کاری بیشتر به صفحهکلید، دفترچه یادداشت یا ابزارهای نوشتاری توجه کند، در حالی که فرد دیگری در همان فضا بیشتر به طراحی داخلی، جزئیات معماری یا عناصر تزئینی نگاه کند. این اشیا از نظر ظاهری ارتباطی با هم ندارند، اما مجموعه انتخابهای فرد میتواند نشان دهد چه نوع اطلاعاتی برای ذهن او برجستهتر است. این الگوهای نگاه نشان میدهند که تفاوتهای فردی در توجه بصری، تصادفی نیستند و میتوانند بازتابی از اولویتهای پایدار ذهنی باشند.
الگوهای نگاه فقط لحظهای نیستند و در طول زمان باقی میمانند
یکی از پرسشهای مهم پژوهشگران این بود که آیا این تفاوتهای دیداری فقط نتیجه شرایط همان لحظه هستند یا ویژگیهای پایدارتری از فرد را نشان میدهند. برای پاسخ به این پرسش، بخشی از شرکتکنندگان حدود یک هفته بعد دوباره در آزمایشی مشابه شرکت کردند، اما این بار با مجموعهای کاملاً جدید از محیطها روبهرو شدند. نتایج نشان داد مدلهایی که بر اساس دادههای قبلی ساخته شده بودند، همچنان میتوانستند پیشبینی کنند چه بخشهایی از محیط توجه هر فرد را بیشتر جلب خواهد کرد.
این یافته نشان میدهد الگوهای حرکت چشم ممکن است بخشی از تفاوتهای پایدار در شیوه ادراک انسان باشند؛ تفاوتهایی که فقط به یک مکان یا یک موقعیت خاص محدود نمیشوند. تفاوتهای فردی در نگاه انسانها از یک محیط به محیط دیگر ادامه پیدا میکند و در طول زمان نیز ثبات دارد.
مغز ابتدا محیط را میسنجد، سپس به معنا میرسد
با وجود تفاوتهای گسترده میان افراد، پژوهشگران متوجه شدند همه شرکتکنندگان هنگام مشاهده یک محیط جدید، روند کلی مشابهی را طی میکنند. در حدود دو ثانیه نخست، نگاه افراد بیشتر به ویژگیهای کلی فضا مانند ابعاد، موقعیت اشیا و مرکز تصویر معطوف میشود. در این مرحله، مغز تلاش میکند یک نقشه اولیه از محیط بسازد و جایگاه خود را نسبت به آن مشخص کند.
پس از آن، توجه به سمت عناصر برجستهتر محیط تغییر میکند؛ مانند اشیا، افراد یا جزئیاتی که از نظر دیداری بیشتر جلب توجه میکنند.
در مرحله بعد، تقریباً از حدود هشت ثانیه پس از ورود به محیط، نگاه انسان بیشتر به سمت تفسیر و یافتن معنا حرکت میکند. در این مرحله، مغز دیگر فقط نمیپرسد «چه چیزی اینجاست؟»، بلکه تلاش میکند بفهمد «این چیز چه معنایی دارد؟».
این روند سهمرحلهای نشان میدهد ادراک انسان ترکیبی از پردازش سریع اطلاعات محیطی و تحلیل عمیقتر مفاهیم است. مغز ابتدا موقعیت را شناسایی میکند، سپس عناصر مهم را انتخاب میکند و در نهایت به تفسیر جهان اطراف میپردازد.
هرچه هوش مصنوعی اطلاعات بیشتری داشته باشد، تفاوت افراد را بهتر میبیند
پژوهشگران همچنین بررسی کردند که میزان جزئیات اطلاعاتی که در اختیار مدل هوش مصنوعی قرار میگیرد، چه تأثیری بر دقت آن دارد.
آنها دریافتند توضیحهای دقیقتر درباره تصاویر، به مدل کمک میکند تفاوتهای ظریف میان افراد را بهتر شناسایی کند. برای مثال، توصیفی که فقط یک شیء را نام میبرد، اطلاعات کمتری نسبت به توضیحی دارد که درباره کاربرد، مفهوم یا ارتباط احتمالی آن شیء صحبت میکند.
این موضوع نشان میدهد بخش مهمی از تفاوتهای انسانی نه در ظاهر اشیا، بلکه در معنایی است که ذهن ما به آنها اختصاص میدهد. در واقع، نگاه انسان فقط یک حرکت فیزیکی چشم نیست؛ بلکه نتیجه تعامل پیچیده میان چشم، مغز، خاطرات، تجربهها و مفاهیمی است که برای هر فرد اهمیت دارند.
شناخت عمیقتر ذهن انسان با ترکیب هوش مصنوعی و علوم شناختی
پژوهشگران قصد دارند در ادامه این مسیر، مدلهایی توسعه دهند که اطلاعات مربوط به ویژگیهای بصری محیط و پردازشهای شناختی مغز را بهطور همزمان تحلیل کنند. چنین «مدلهای چندوجهی» (Multimodal Models) میتوانند تصویر کاملتری از نحوه شکلگیری توجه در مغز انسان ارائه دهند و دقت پیشبینیهای فعلی را افزایش دهند.
آنها همچنین میخواهند بررسی کنند آیا اولویتهای مفهومی افراد در فرهنگهای مختلف یا در میان گروههای بالینی گوناگون نیز الگوهای متفاوتی دارند یا خیر. پاسخ به این پرسش میتواند در آینده به شناخت بهتر تفاوتهای شناختی میان انسانها و توسعه روشهای شخصیسازیشده در پزشکی، آموزش و حتی طراحی سامانههای هوش مصنوعی منجر شود.
در نهایت، این پژوهش یادآور میشود که نگاه انسان صرفاً ابزاری برای دیدن نیست؛ بلکه پنجرهای به شیوه اندیشیدن او نیز به شمار میرود. هر حرکت کوتاه چشم، حاصل تصمیمهای پیچیدهای است که مغز در کسری از ثانیه میگیرد؛ تصمیمهایی که شاید بیش از آنچه تصور میکنیم، ویژگیهای منحصربهفرد هر انسان را بازتاب دهند.
انتهای پیام/