صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۳:۰۰ | ۱۳ / ۰۴ /۱۴۰۵
| |
در گفت‌وگو با آناتک مطرح شد:

اگر هوش‌مصنوعی جای تفکر را بگیرد مهارت‌های انسان تضعیف می‌شود

بسیاری از دانش‌آموزان و دانشجویان برای انجام تکالیف، نگارش متن، خلاصه‌سازی، ترجمه و حتی ایده‌پردازی به ابزار‌های هوش‌مصنوعی مراجعه می‌کنند. هرچند این فناوری می‌تواند بهره‌وری را افزایش دهد، اما متخصصان آموزش هشدار می‌دهند که اگر نقش آن از یک دستیار یادگیری به جایگزین تفکر تغییر کند، مهارت‌های پایه‌ای مانند تحلیل، استدلال، حل مسئله و نوشتن به‌تدریج تضعیف خواهد شد.
کد خبر : 1066218

هوش‌مصنوعی هر روز بیش از گذشته وارد کلاس‌های درس و دانشگاه‌ها می‌شود؛ ابزاری که می‌تواند یادگیری را سریع‌تر و آسان‌تر کند، اما در صورت استفاده نادرست، ممکن است مهارت‌هایی مانند تحلیل، استدلال و تفکر مستقل را نیز تضعیف کند. پرسش اصلی اینجاست که آیا نسل آینده با کمک هوش‌مصنوعی خلاق‌تر و نقادتر خواهد شد یا به کاربرانی تبدیل می‌شود که تنها پاسخ‌های آماده را می‌پذیرند؟ برای پاسخ دادن به این پرسش با محمد حسینی مقدم، عضو هیئت علمی گروه مطالعات آینده‌نگر در مؤسسه مطالعات فرهنگی، به گفت‌گو پرداختیم.

آیا استفاده مداوم دانش‌آموزان و دانشجویان از ابزار‌های هوش‌مصنوعی می‌تواند توانایی تحلیل و ارزیابی مستقل آنها را کاهش دهد؟

به نظر من، اگر دانش‌آموزان از سواد هوش مصنوعی (یعنی دانش و مهارت استفاده درست و هوشمندانه از این ابزارها) برخوردار نباشند، پاسخ این پرسش مثبت است. در چنین شرایطی، آنها به‌سرعت در معرض تبدیل شدن به افرادی قرار می‌گیرند که صرفاً دستورات را اجرا می‌کنند، بدون آنکه فرایند تفکر مستقل را طی کنند. این وضعیت شبیه رباتی است که در یک کارخانه تنها برای انجام یک وظیفه مشخص برنامه‌ریزی شده و فعالیت‌هایی مانند بسته‌بندی یک محصول، چسب زدن روی جعبه یا فشردن یک دکمه را انجام می‌دهد. اگر دانش‌آموز تنها به دریافت پاسخ‌های آماده از هوش‌مصنوعی عادت کند، به‌تدریج توانایی اندیشیدن، تحلیل کردن و حل مسئله را از دست خواهد داد و به انجام مکانیکی امور بسنده می‌کند.

چه مهارت‌هایی باید به دانش‌آموزان آموزش داده شود تا بتوانند خروجی‌های هوش‌مصنوعی را به‌صورت نقادانه ارزیابی کنند و پذیرش بدون تفکر نداشته باشند؟

اگر دانش‌آموزان از سواد هوش مصنوعی (یعنی دانش و مهارت استفاده درست و هوشمندانه از این ابزارها) برخوردار نباشند، پاسخ این پرسش مثبت است. در چنین شرایطی، آنها به‌سرعت در معرض تبدیل شدن به افرادی قرار می‌گیرند که صرفاً دستورات را اجرا می‌کنند، بدون آنکه فرایند تفکر مستقل را طی کنند

مهم‌ترین مهارت، پرورش تفکر خلاق، تفکر نقاد و عقلانیت است. برای روشن شدن موضوع، فرض کنید گروهی تصمیم گرفته‌اند برای کوهنوردی برنامه‌ریزی کنند. یکی از افراد پیشنهاد می‌دهد که ساعت ۱۰ صبح به کوه بروند. اگر فردی بدون تفکر این پیشنهاد را بپذیرد، ممکن است با مشکلات متعددی روبه‌رو شود؛ زیرا در گرمای شدید، کوهنوردی انتخاب مناسبی نیست. اما فردی که از تفکر نقاد برخوردار است، پیش از تصمیم‌گیری پرسش‌هایی مطرح می‌کند؛ برای مثال، وضعیت آب‌وهوا چگونه است؟ چه ساعتی برای حرکت مناسب‌تر است؟ آیا در آن شرایط، فعالیت دیگری مانند شنا در یک استخر سرپوشیده انتخاب منطقی‌تری نیست؟

هدف از این مثال آن است که نشان دهیم دانش‌آموز باید پیش از پذیرش هر پیشنهاد یا پاسخی، توانایی تحلیل و ارزیابی آن را داشته باشد. این مهارت صرفاً در مدرسه شکل نمی‌گیرد، بلکه خانواده و جامعه نیز در پرورش آن نقش دارند. بنابراین، باید به دانش‌آموزان آموزش داده شود که ابزار‌های هوش‌مصنوعی تنها یکی از منابع تصمیم‌گیری هستند و نباید بدون بررسی و تحلیل، هر پاسخی را بپذیرند. تفکر نقاد از جمله مهارت‌هایی است که نظام آموزشی، به‌ویژه در مدارس و دانشگاه‌ها، باید به‌طور جدی بر پرورش آن تمرکز کند. البته تحقق این هدف با چالش‌هایی نیز همراه است؛ زیرا شکل‌گیری تفکر نقاد نیازمند فضایی است که در آن پرسشگری، تحلیل و نقد پذیرفته شود.

نکته مهم دیگر، الگو بودن معلم است. برای مثال، اگر معلم ورزش دانش‌آموزان را به رعایت تناسب اندام و سبک زندگی سالم توصیه کند، اما خود از این اصول پیروی نکند، طبیعی است که دانش‌آموزان سخنان او را چندان جدی نگیرند. در مقابل، زمانی که رفتار معلم با آموزش‌های او همخوانی داشته باشد، تأثیرگذاری آموزش نیز بیشتر خواهد شد.
در نهایت، لازم است به دانش‌آموزان یاد داده شود که هر آنچه از یک ماشین یا سامانه هوش‌مصنوعی دریافت می‌کنند، حقیقتی قطعی و غیرقابل تردید نیست. متأسفانه در شرایطی که آموزش سواد هوش‌مصنوعی و تفکر نقاد به‌اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است، این تصور در حال گسترش است که پاسخ‌های تولیدشده توسط هوش‌مصنوعی همواره صحیح و قابل اعتماد هستند؛ در حالی که چنین برداشتی می‌تواند پیامد‌های جدی به همراه داشته باشد.

مهم‌ترین خطرات استفاده بی‌رویه از هوش‌مصنوعی برای رشد مهارت‌های شناختی و تفکر انتقادی چیست؟

لازم است به دانش‌آموزان یاد داده شود که هر آنچه از یک ماشین یا سامانه هوش‌مصنوعی دریافت می‌کنند، حقیقتی قطعی و غیرقابل تردید نیست. متأسفانه در شرایطی که آموزش سواد هوش‌مصنوعی و تفکر نقاد به‌اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است، این تصور در حال گسترش است که پاسخ‌های تولیدشده توسط هوش‌مصنوعی همواره صحیح و قابل اعتماد هستند؛ در حالی که چنین برداشتی می‌تواند پیامد‌های جدی به همراه داشته باشد

به اعتقاد من، هوش‌مصنوعی ذاتاً خطرآفرین نیست؛ حتی می‌تواند به تقویت رشد توانایی‌های فکری و ذهنی (مانند حافظه، تمرکز و قدرت حل مسئله) و تفکر انتقادی نیز کمک کند. این موضوع را می‌توان با چاقو مقایسه کرد. چاقو به‌خودی‌خود وسیله‌ای خطرناک نیست؛ با آن می‌توان میوه، گوشت یا سبزی را خرد کرد و به همین دلیل هیچ‌گاه آن را از خانه‌ها حذف نکرده‌ایم. خطر زمانی ایجاد می‌شود که شیوه استفاده از آن تغییر کند یا در موقعیتی نادرست به کار گرفته شود.

درباره هوش‌مصنوعی نیز همین منطق صادق است. زمانی که این فناوری جایگزین توانایی‌های انسانی شود، می‌تواند آسیب‌زا باشد. برای مثال، اگر فرد به‌جای آنکه خودش فکر کند، بنویسد یا گفت‌و‌گو کند، همه این کار‌ها را به هوش‌مصنوعی واگذار کند، به‌تدریج مهارت‌های اساسی خود را از دست خواهد داد.

فرض کنید دانش‌آموزی بخواهد نامه‌ای برای معلم خود بنویسد، اما همیشه نگارش آن را به هوش‌مصنوعی بسپارد. ممکن است متن تولیدشده بسیار روان و حتی بهتر از آن چیزی باشد که خود او می‌نویسد، اما اگر روزی در یک آزمون یا مصاحبه، از او خواسته شود بدون کمک هیچ ابزاری یک درخواست ساده بنویسد، دیگر قادر به انجام این کار نخواهد بود. برای نمونه، در مصاحبه دکتری ممکن است از داوطلب خواسته شود در چند خط توضیح دهد که چرا قصد ادامه تحصیل در آن رشته یا دانشگاه را دارد. اگر فرد نتواند چنین متنی را به زبان خودش بنویسد، نشان می‌دهد که استفاده بی‌رویه از ابزار‌های هوشمند، بخشی از توانایی‌های پایه او را تضعیف کرده است. این همان خطری است که ممکن است در آینده با آن روبه‌رو شویم؛ نسلی که به دلیل وابستگی بیش از حد به هوش‌مصنوعی، حتی در نوشتن یک متن ساده به زبان مادری خود نیز با مشکل مواجه باشد.

آیا هوش‌مصنوعی می‌تواند با طرح پرسش‌های چالش‌برانگیز، به توسعه تفکر انتقادی کمک کند؟

بله، هوش‌مصنوعی می‌تواند در این زمینه نقش مؤثری ایفا کند. همان‌گونه که پیش‌تر اشاره کردم، همه‌چیز به شیوه استفاده ما از این فناوری بستگی دارد. مهم آن است که جایگاه ماشین‌های هوشمند را در زندگی و فرایند یادگیری خود به‌درستی تعریف کنیم. من به‌عنوان یک استاد دانشگاه، تا حد زیادی از خدمات هوش‌مصنوعی در فعالیت‌های علمی و آموزشی خود استفاده می‌کنم و این ابزار توانسته است سرعت انجام بسیاری از کار‌ها را افزایش دهد. فعالیت‌هایی که پیش از این زمان زیادی از من می‌گرفت، اکنون با کمک هوش‌مصنوعی در مدت کوتاه‌تری انجام می‌شود.

البته میزان بهره‌مندی از این ابزار به دانش و تسلط فرد در آن حوزه نیز بستگی دارد. برای مثال، اگر سال‌ها در زمینه آینده‌پژوهی هوش‌مصنوعی مطالعه کرده باشم، کتاب و مقاله خوانده و ایده‌های خودم را شکل داده باشم، می‌توانم از هوش‌مصنوعی بخواهم مطالب، ایده‌ها یا منابعی را که در اختیارش قرار می‌دهم، سامان‌دهی کند و در قالب یک متن منسجم ارائه دهد. در این حالت، هوش‌مصنوعی بر پایه دانش و ورودی‌هایی که من در اختیارش گذاشته‌ام، متن را تنظیم می‌کند و نقش یک دستیار را دارد.

اما این وضعیت با حالتی که فرد هیچ مطالعه و پیش‌زمینه‌ای ندارد و صرفاً از هوش‌مصنوعی می‌خواهد درباره یک موضوع متن تولید کند، تفاوت اساسی دارد. برای مثال، اگر تنها از هوش‌مصنوعی بخواهم درباره آینده‌پژوهی هوش‌مصنوعی مطلبی بنویسد، این ابزار می‌تواند حتی صد صفحه متن تولید کند؛ اما اگر همان متن را بدون مطالعه، بررسی یا تحلیل شخصی به نام خودم ارائه دهم، در واقع هیچ فرایند یادگیری واقعی رخ نداده است.

در مقابل، زمانی که ابتدا خودم کتاب‌ها و مقالات مرتبط را مطالعه کرده باشم، ایده‌های خود را شکل داده و سپس از هوش‌مصنوعی بخواهم آنها را دسته‌بندی، بازنویسی و منظم کند، نتیجه کاملاً متفاوت خواهد بود. در چنین شرایطی، هوش‌مصنوعی جایگزین تفکر من نشده است، بلکه در خدمت آن قرار گرفته است. بنابراین، اینکه هوش‌مصنوعی بتواند به تقویت تفکر انتقادی کمک کند یا برعکس، موجب تضعیف آن شود، کاملاً به شیوه استفاده از این ابزار بستگی دارد.

ارسال نظر
captcha