صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۸:۴۶ | ۱۶ / ۰۳ /۱۴۰۵
| |
فعال دانشجویی در گفت‌وگو با آنا:

عبور از مقاله‌محوری به مسئله‌محوری، مهم‌ترین ضرورت دانشگاه پساجنگ است

صبا فرجی با تأکید بر ضرورت پیوند میان دانش و نیازهای جامعه، گفت: دانشگاه‌ها برای حفظ اثرگذاری خود باید از تمرکز صرف بر شاخص‌های کمی فاصله بگیرند و توان علمی خود را در خدمت حل مسائل ملی، ارتقای سرمایه اجتماعی و پاسخ به بحران‌های نوظهور قرار دهند.
کد خبر : 1060478

به گزارش خبرگزاری آنا، در دنیای پرشتاب و پرتلاطم امروز، نهاد دانشگاه دیگر نمی‌تواند در حصارهای آکادمیک و نظریِ صرف محصور بماند. گذار از رویکرد «مقاله‌محوری» کمی‌گرا به پارادایم «مسئله‌محوری» و پاسخگویی به نیازهای واقعی جامعه، به یکی از کلیدی‌ترین مطالبات از نظام آموزش عالی کشور تبدیل شده است. در این میان، مفهوم «دانشگاه پساجنگ» به عنوان الگویی از دانشگاهی مسئول، راه‌حل‌محور و تاب‌آور در برابر بحران‌های منطقه‌ای و جهانی، بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است.

در همین راستا، صبا فرجی، نماینده تشکل‌های دانشجویی دانشگاه فرهنگیان استان تهران، در گفت‌و‌گویی تفصیلی با خبرگزاری آنا، به واکاوی این الزامات نوین پرداخته است. وی در این گفت‌و‌گو، ضمن تشریح چالش‌های پیش‌روی آموزش عالی در شرایط کنونی، بر لزوم پیوند عمیق میان دانش نظری و نیازهای بومی، بازتعریف مسئولیت اجتماعی اساتید و دانشجویان در بحران‌ها، و نقش راهبردی دانشگاه‌ها در مستندسازی حقوقی تحولات منطقه‌ای و مقابله با آپارتاید علمی تأکید می‌کند.

مشروح این گفت‌و‌گو را در ادامه می‌خوانید:

در سال‌های اخیر و به‌ویژه پس از بحران‌ها و تحولات منطقه‌ای، مفهوم «دانشگاه پساجنگ» بیش از گذشته مطرح شده است. چرا تأکید می‌شود که دوران پژوهش‌های صرفاً کتابخانه‌ای و نظری به پایان رسیده است؟

واقعیت این است که جهان امروز با جهان چند دهه گذشته تفاوت‌های اساسی دارد. ما در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که بحران‌های اجتماعی، فرهنگی، امنیتی، اقتصادی و حتی زیست‌محیطی با سرعت زیادی جوامع را تحت تأثیر قرار می‌دهند. در چنین شرایطی، دانشگاه دیگر نمی‌تواند تنها به تولید مقالات علمی و مباحث نظری محدود شود. البته پژوهش‌های بنیادی و نظری همچنان جایگاه خود را دارند، اما زمانی می‌توان از دانشگاه انتظار نقش‌آفرینی واقعی داشت که بتواند برای مسائل جامعه راه‌حل ارائه دهد.

امروز کشور ما با مسائل متعددی مواجه است؛ از موضوعات مربوط به آموزش و پرورش گرفته تا چالش‌های حوزه خانواده، آسیب‌های اجتماعی، تحولات فرهنگی، جنگ شناختی و پیامد‌های بحران‌های منطقه‌ای. دانشگاه پساجنگ دانشگاهی است که این مسائل را به رسمیت بشناسد و ظرفیت علمی خود را در خدمت حل آنها قرار دهد. در واقع، دانشگاه باید از جایگاه صرفاً ناظر تحولات خارج شود و به یکی از بازیگران مؤثر در مدیریت و حل مسائل جامعه تبدیل شود.

مهم‌ترین ویژگی دانشگاه آینده آن است که بتواند میان دانش نظری و نیاز‌های واقعی جامعه پیوند برقرار کند. اگر پژوهش‌ها نتوانند در بهبود کیفیت زندگی مردم، افزایش تاب‌آوری اجتماعی یا ارتقای کارآمدی نظام‌های مدیریتی نقش داشته باشند، بخش مهمی از رسالت دانشگاه محقق نخواهد شد.

چگونه می‌توان استاندارد‌های علمی جهانی را حفظ کرد و در عین حال پژوهش‌ها را متناسب با نیاز‌های بومی و مسائل فوری کشور سامان داد؟

گاهی تصور می‌شود که مسئله‌محوری به معنای فاصله گرفتن از استاندارد‌های علمی بین‌المللی است، در حالی که این تصور صحیح نیست. بسیاری از دانشگاه‌های معتبر جهان دقیقاً بر اساس نیاز‌های جامعه خود پژوهش می‌کنند و در عین حال در رتبه‌بندی‌های علمی نیز جایگاه بالایی دارند.

مسئله اصلی این است که ما باید پرسش‌های پژوهشی خود را از دل واقعیت‌های جامعه استخراج کنیم. برای مثال، اگر کشور با چالش‌های آموزشی، بحران‌های اجتماعی یا پیامد‌های جنگ و تحریم مواجه است، طبیعی است که بخشی از ظرفیت پژوهشی دانشگاه‌ها باید به این موضوعات اختصاص یابد. این مسئله نه‌تنها مغایرتی با استاندارد‌های علمی ندارد، بلکه می‌تواند به تولید دانش نوآورانه و حتی مرجع در سطح بین‌المللی منجر شود.

از سوی دیگر، دانشگاه‌های ما باید بتوانند ضمن حفظ ارتباط با جریان‌های علمی جهان، هویت علمی مستقل خود را نیز تقویت کنند. بسیاری از مسائل ما مختص شرایط فرهنگی، اجتماعی و تاریخی کشور است و پژوهش درباره آنها می‌تواند به تولید نظریه‌های جدید و تجربه‌های علمی ارزشمند منجر شود.

در ساختار فعلی دانشگاه‌ها چه موانعی بر سر راه مسئله‌محور شدن پژوهش‌ها وجود دارد؟

مهم‌ترین مانع، حاکم بودن نگاه کمی به فعالیت‌های علمی است. در بسیاری از موارد، تعداد مقالات، شاخص‌های استنادی و برخی معیار‌های کمّی بیش از میزان تأثیرگذاری اجتماعی پژوهش‌ها مورد توجه قرار می‌گیرد. این موضوع باعث می‌شود بخشی از ظرفیت علمی دانشگاه‌ها به سمت تولید آثاری سوق پیدا کند که اگرچه از نظر علمی ارزشمند هستند، اما ارتباط مستقیمی با نیاز‌های جامعه ندارند.

موضوع دیگر، فاصله میان دانشگاه و نهاد‌های اجرایی است. بسیاری از دستگاه‌ها و سازمان‌ها هنوز از ظرفیت علمی دانشگاه‌ها به‌صورت مطلوب استفاده نمی‌کنند و در مقابل، دانشگاه‌ها نیز گاهی شناخت دقیقی از مسائل واقعی دستگاه‌های اجرایی ندارند. این شکاف موجب شده است که ظرفیت عظیم علمی کشور در بسیاری از مواقع به‌طور کامل به کار گرفته نشود.

همچنین نظام ارتقای اعضای هیئت علمی نیازمند بازنگری جدی است. اگر یک استاد چند سال از وقت خود را صرف حل یک مسئله ملی یا اجتماعی کند، باید این فعالیت در نظام ارزیابی و ارتقای او به رسمیت شناخته شود. تا زمانی که حل مسئله در کنار تولید مقاله ارزش‌گذاری نشود، نمی‌توان انتظار داشت دانشگاه‌ها به شکل گسترده به سمت مسئله‌محوری حرکت کنند.

آیا پژوهش‌های مسئله‌محور می‌توانند به استقلال اقتصادی دانشگاه‌ها نیز کمک کنند؟

بله. یکی از راه‌های مهم دستیابی به استقلال اقتصادی دانشگاه‌ها، ارائه خدمات علمی و تخصصی برای حل مسائل کشور است. هنگامی که دانشگاه بتواند برای بخش‌های مختلف اقتصادی، صنعتی، آموزشی و فرهنگی راه‌حل ارائه کند، زمینه همکاری‌های گسترده میان دانشگاه و جامعه فراهم می‌شود.

در بسیاری از کشور‌های پیشرفته، بخش قابل توجهی از درآمد دانشگاه‌ها از طریق پروژه‌های پژوهشی، قرارداد‌های علمی و ارائه خدمات تخصصی تأمین می‌شود. دانشگاهی که بتواند مسئله حل کند، برای بخش‌های مختلف جامعه نیز ارزش‌آفرین خواهد بود و به همین دلیل از حمایت بیشتری برخوردار می‌شود.

از این منظر، مسئله‌محوری نه‌تنها یک ضرورت علمی و اجتماعی است، بلکه می‌تواند به کاهش وابستگی دانشگاه‌ها به شهریه و بودجه‌های دولتی نیز کمک کند. این موضوع در نهایت به افزایش استقلال، پویایی و اثربخشی دانشگاه‌ها منجر خواهد شد.

در تحولات اخیر منطقه و به‌ویژه موضوع غزه، دانشگاه‌های ایران در حوزه پژوهش‌های حقوقی و بین‌المللی چه مسئولیتی بر عهده دارند؟

یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌های دانشگاه‌ها، مستندسازی علمی و حقوقی رخداد‌های بین‌المللی است. در سال‌های اخیر شاهد بوده‌ایم که بسیاری از جنایات و نقض حقوق بشر در مناطق مختلف جهان به‌ویژه در غزه رخ داده است. دانشگاه‌ها می‌توانند با بهره‌گیری از ظرفیت استادان و دانشجویان رشته‌های حقوق، علوم سیاسی، روابط بین‌الملل و رسانه، اسناد علمی و حقوقی لازم را برای پیگیری این موضوعات فراهم کنند.

همچنین دانشگاه‌ها باید در عرصه تولید ادبیات علمی و حقوقی فعال‌تر عمل کنند. بسیاری از مباحث مربوط به حقوق بشر، حقوق بین‌الملل و عدالت جهانی نیازمند بازخوانی و نقد جدی هستند. دانشگاه می‌تواند در این حوزه نقش مهمی ایفا کند و به شکل‌گیری گفتمان‌های جدید در سطح منطقه‌ای و جهانی کمک کند.

وقتی دانشگاه‌ها یا اساتید هدف حمله و تهدید قرار می‌گیرند، مسئولیت اجتماعی استادان دانشگاه چه تغییری می‌کند؟

در چنین شرایطی، نقش استاد دانشگاه فراتر از آموزش و پژوهش خواهد بود. استادان به عنوان مرجع فکری و علمی جامعه وظیفه دارند در کنار تولید علم، در حوزه آگاهی‌بخشی، امیدآفرینی و تقویت انسجام اجتماعی نیز نقش‌آفرینی کنند.

جامعه در شرایط بحرانی بیش از هر زمان دیگری نیازمند روایت‌های دقیق، علمی و مسئولانه است. استادان دانشگاه می‌توانند با تبیین واقعیت‌ها، مقابله با شایعات و افزایش سطح آگاهی عمومی، به حفظ آرامش و انسجام جامعه کمک کنند. این مسئولیت امروز بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است.

سکوت برخی مراکز علمی غربی در برابر حمله به دانشگاه‌های ایران یا تخریب دانشگاه‌های غزه چه پیامی دارد؟

این موضوع نشان‌دهنده یک تناقض جدی در نظام علمی بین‌المللی است. سال‌ها درباره آزادی علمی، استقلال دانشگاه‌ها و حمایت از پژوهشگران سخن گفته شده است، اما در عمل مشاهده می‌کنیم که این اصول در بسیاری از موارد به‌صورت گزینشی اجرا می‌شوند.

وقتی حمله به دانشگاه‌ها، ترور دانشمندان یا محروم کردن ملت‌ها از حقوق علمی با واکنش جدی مواجه نمی‌شود، طبیعی است که اعتبار اخلاقی این شعار‌ها زیر سؤال برود. جامعه علمی جهان باید نسبت به هرگونه تعرض به مراکز علمی، فارغ از ملاحظات سیاسی، موضعی روشن و یکسان اتخاذ کند.

در مفهوم دانشگاه پساجنگ، چگونه می‌توان میان تعامل علمی بین‌المللی و حفاظت از دستاورد‌های علمی کشور تعادل ایجاد کرد؟

تعامل علمی با جهان یک ضرورت انکارناپذیر است و هیچ دانشگاهی نمی‌تواند در انزوا به پیشرفت دست پیدا کند. با این حال، تعامل علمی باید مبتنی بر حفظ منافع ملی و امنیت علمی کشور باشد.

دانشگاه‌ها باید ضمن توسعه همکاری‌های علمی و پژوهشی، سازوکار‌های لازم برای حفاظت از دانش راهبردی، نخبگان و فناوری‌های حساس را نیز تقویت کنند. تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که برخی تهدید‌ها می‌توانند حوزه علم و فناوری را نیز تحت تأثیر قرار دهند؛ بنابراین هوشمندی در تعاملات علمی یک ضرورت جدی است.

نقش دانشجویان در مقابله با آپارتاید علمی و دفاع از جایگاه علمی کشور چیست؟

دانشجویان امروز تنها دریافت‌کننده دانش نیستند، بلکه می‌توانند به عنوان کنشگران فعال در عرصه‌های علمی و بین‌المللی حضور داشته باشند. حضور در مجامع علمی، تولید محتوای پژوهشی، مشارکت در رویداد‌های بین‌المللی و استفاده از ظرفیت رسانه‌های نوین از جمله راه‌هایی است که دانشجویان می‌توانند از طریق آن صدای دانشگاه‌های ایران را به جهان منتقل کنند.

دانشجویان همچنین می‌توانند با معرفی دستاورد‌های علمی کشور، مقابله با روایت‌های نادرست و تبیین واقعیت‌های موجود، نقش مهمی در شکستن فضای تبعیض‌آمیز و مقابله با آپارتاید علمی ایفا کنند. این مسئولیت به‌ویژه برای نسل جوان دانشگاهی اهمیت ویژه‌ای دارد.

دانشگاه آینده، دانشگاهی است که در کنار تولید علم، نسبت به مسائل جامعه احساس مسئولیت کند؛ دانشگاهی که بتواند در بحران‌ها راه‌حل ارائه دهد، سرمایه اجتماعی تولید کند، از منافع ملی دفاع کند و در مسیر پیشرفت و اقتدار کشور نقش‌آفرین باشد. عبور از مقاله‌محوری به مسئله‌محوری، مهم‌ترین گام برای تحقق چنین دانشگاهی است.

ارسال نظر
captcha