هانتاویروس بر خلاف کرونا زنجیره انتقال انسانی ندارد
«هانتاویروس» خانوادهای از ویروسهای RNA است که اولین بار در سال ۱۹۷۸ در کره جنوبی کشف شد و نام آن از «رودخانه هانتان» گرفته شده است. موشها و موشهای صحرایی حامل اصلی این ویروس هستند و ویروس در ادرار، مدفوع و بزاق آنها زندگی میکند. علائم اولیه شامل تب، درد عضلانی در ناحیه کمر و پاها، سردرد، تهوع و استفراغ است که معمولاً ۲ تا ۴ هفته پس از تماس با ویروس ظاهر میشوند.
این ویروس بسته به نوع آن دو سندرم ایجاد میکند:
سندرم ریوی هانتا (HPS)، شدیدترین نوع بیماری است. علائم آن شامل تب، سرفه، تنگی نفس و تجمع مایع در ریه است. نرخ مرگومیر این نوع ۳۰ تا ۴۰ درصد بوده و بیشتر در آمریکای شمالی و جنوبی دیده میشود.
تب خونریزیدهنده با سندرم کلیوی (HFRS)، این نوع در اروپا و آسیا شایعتر است. علائم آن شامل تب، درد عضلانی و نارسایی کلیه است و نرخ مرگومیر آن بسته به نوع ویروس، ۱ تا ۱۵ درصد میباشد.
راه انتقال هانتاویروس از طریق تماس با ادرار و مدفوع موش است، در حالی که ویروسهای رایج از طریق قطرات تنفسی و هوا منتقل میشوند. انتقال انسانی هانتاویروس تقریباً وجود ندارد و بسیار نادر است، اما در ویروسهای تنفسی بسیار رایج است. میزبان اصلی هانتاویروس، موشها هستند، در حالی که میزبان اصلی ویروسهای رایج، انسان است. محل اولیه تکثیر هانتاویروس در رگهای خونی است، اما ویروسهای رایج در مجرای تنفسی تکثیر میشوند.
نکته مهم این است که انسان برای اکثر هانتاویروسها «میزبان کور» (dead-end host) است، یعنی ویروس را به دیگران منتقل نمیکند، به جز در موارد خیلی نادر؛ بنابراین رفتار این ویروس کاملاً متفاوت است و به عنوان یک بیماری منتقلشده از موش به انسان شناخته میشود، نه یک بیماری تنفسی واگیردار.
از نظر رفتار عفونی، هانتاویروس تفاوتهای اساسی با سایر ویروسها دارد. راه انتقال آن از طریق تماس با ادرار یا مدفوع موش است و برخلاف ویروسهای تنفسی، از راه منتقل نمیشود. انتقال انسانی این ویروس تقریباً وجود ندارد و بسیار نادر است. موشها میزبان اصلی آن هستند و رگهای خونی محل اولیه تکثیر ویروس است. دوره کمونیا نهفتگی آن ۲ تا ۴ هفته بوده و انسان به عنوان میزبان نهایی، ناقل ویروس به دیگران نیست.
ویروسهای رایج نظیر سرماخوردگی، آنفولانزا و کرونا از طریق قطرات تنفسی و هوا منتقل میشوند. انتقال آنها بین انسانها بسیار رایج است و انسان میزبان اصلی این ویروسهای تنفسی محسوب میشود. محل اولیه تکثیر این ویروسها مجرای تنفسی است، دوره کمون آنها ۲ تا ۱۴ روز بوده و انسان به عنوان ناقل، آنها را به دیگران منتقل میکند.
انتقال هانتاویروس در شرایط خاصی بیشتر اتفاق میافتد. بیشترین خطر در زمان تماس با موشهای آلوده رخ میدهد که شامل جارو کردن یا تمیز کردن انبار، گاراژ و زیرزمین، کار در مزرعه، جنگل، ساختمانهای قدیمی و کشتیهای مسافری، یا کمپینگ و کوهنوردی در مناطقی است که موشها در آن زندگی میکنند.
محیطهای بسته مانند خانههایی که موش دارند و مناطقی که قبلاً دچار سیل یا زلزله شدهاند نیز به دلیل فراهم شدن شرایط حضور جوندگان، در معرض خطر هستند. علاوه بر این، فعالیتهایی نظیر کشاورزی، ساختوساز، معدنکاری و جنگلداری از فعالیتهای پرخطر محسوب میشوند.
در محیطهای شهری عادی، خطر کمتر است اما صفر نیست. آپارتمانهایی که موش دارند، پارکها و فضاهای سبز شهری و سیستم فاضلاب شهری میتوانند محیطهای آلوده باشند. نکته مهم این است که در محیطهای شهری عادی که موش و جوندگان در آنها حضور ندارند، خطر تقریباً صفر است. همچنین ویروس در هوا باقی نمیماند و از طریق تنفس منتقل نمیشود؛ بنابراین لزومی به نگرانی در خصوص اماکن عمومی مانند حملونقل عمومی، فروشگاهها یا محلهای تجمع مردم نیست.
صدیقه مرجانی: آگاهی شما درباره سویه «آندس» (Andes virus) بسیار دقیق و حیاتی است، چرا که این سویه در میان هانتاویروسها به عنوان تنها موردی شناخته میشود که قابلیت انتقال از انسان به انسان را داراست؛ موضوعی که آن را از سایر انواع هانتاویروس که فقط از طریق جوندگان منتقل میشوند، متمایز میکند.
ترکیب علائم مشکوک به هانتاویروس با تب بالا بین ۳۸ تا ۴۰ درجه، درد عضلانی بسیار شدید بهویژه در ناحیه کمر، ران و پشت، سردرد، تهوع، استفراغ و درد شکمی آغاز میشود. پس از چند روز نیز تنگی نفس در نوع ریوی، سرفه خشک و کاهش ادرار در نوع کلیوی بروز پیدا میکند.
درباره شباهت به کرونا و آنفولانزا باید گفت که علیرغم تب و سرفه مشترک، تفاوتهای کلیدی وجود دارد. در هانتاویروس، درد عضلانی و کمردرد بسیار شدید است، برخلاف کرونا گلودرد در آن دیده نمیشود و علائم تنفسی بسیار ناگهانی و شدید ظاهر میشوند. همچنین سابقه تماس با موش و جوندگان از تفاوتهای اصلی است و برخلاف کرونا، از دست دادن بویایی و چشایی در آن رخ نمیدهد. بنابراین اگر تب، درد عضلانی شدید و کمردرد دارید و اخیراً در مکانی بودهاید که حضور موش در آن پررنگ بوده، حتماً به پزشک مراجعه کنید.
گاهگاهی در هانتاویروس، سیستم ایمنی خود عامل اصلی تخریب بافت است؛ فرآیندی که تحت عنوان طوفان سیتوکین شناخته میشود. زمانی که ویروس به سلولهای اندوتلیال حمله میکند، سیستم ایمنی واکنش بیشازحد نشان داده و با آزاد کردن حجم فراوانی از سیتوکینهای التهابی، موجب التهاب شدید و آسیب بافتی میشود.
در ریه، سلولهای ایمنی شامل ماکروفاژها و نوتروفیلها به سمت ریه هجوم میآورند که این امر منجر به آسیب رگها و نشت مایع به داخل ریه میشود. در واقع، این واکنش دفاعی خود سیستم ایمنی است که با پر کردن ریه از مایع باعث تنگی نفس شدید میشود، نه اینکه مستقیماً خود ویروس این کار را انجام دهد. در کلیه نیز فرآیند مشابهی رخ میدهد؛ التهاب شدید در فیلترهای کلیوی یا همان گلومرولها و کاهش خونرسانی به این اندام، در نهایت منجر به نارسایی حاد کلیوی میشود.
ساخت واکسن برای هانتاویروس با چالشهای بزرگی روبهرو است. نخست اینکه تنوع ژنتیکی این ویروس بالاست و بیش از ۲۰ نوع هانتاویروس وجود دارد که هر کدام گیرنده و رفتار متفاوتی دارند و واکسن موثر برای یکی، لزوماً برای دیگری کارساز نیست. دوم، به دلیل نادر بودن بیماری و تعداد کم مبتلایان در سال، شرکتهای دارویی انگیزه اقتصادی چندانی برای سرمایهگذاری ندارند. چالش سوم به پیچیدگی رفتار ویروس برمیگردد؛ ویروس در سلولهای اندوتلیال پنهان میشود و پاسخ ایمنی باید بسیار دقیق باشد چرا که همواره ریسک واکنش بیشازحد سیستم ایمنی و آسیب بافتی وجود دارد.
البته در این زمینه پیشرفتهایی حاصل شده و شناسایی آنتیبادیهای خنثیکننده چندگانه و انجام مطالعات روی واکسنهای mRNA و DNA در جریان است. واقعیت این است که در چین یک واکسن غیرفعال برای نوع HFRS وجود دارد و استفاده میشود، اما این واکسن هنوز در اروپا و آمریکا تاییدنشده است.
مهمترین شکاف دانشی ما در مواجهه با ویروسهای نوپدید حیوانی در چهار حوزه اصلی است. اول اینکه ما در شناسایی زودهنگام ضعف داریم؛ تخمین زده میشود که حدود ۱.۷ میلیون ویروس در پستانداران و پرندگان وجود دارد، اما کمتر از ۰.۱ درصد آنها شناسایی شدهاند و علم در این زمینه عقبتر است. دوم، در مورد مکانیزم جهش و شرایطی که باعث انتقال ویروس از حیوان به انسان میشود، دانش کافی نداریم؛ بهطوری که نمیدانیم چه تغییرات ژنتیکی یا فاکتورهای محیطی خاصی این انتقال را ممکن میسازد و چرا بیشتر جهشها عملاً به بنبست میرسند.
سومین شکاف، ناتوانی در پیشبینی است؛ ما نمیتوانیم تشخیص دهیم کدام ویروس به یک همهگیری جهانی تبدیل میشود، همانطور که کرونا یا آنفولانزای خوکی غیرمنتظره بودند. چهارم، درک ناقص ما از پاسخهای ایمنی شدید مانند طوفان سیتوکین است که در ویروسهایی نظیر هانتاویروس و کرونا دیده میشود. در نهایت، شکاف اصلی اینجاست که ما به جای پیشگیری، بر درمان تمرکز کردهایم؛ در حالی که باید پیش از وقوع شیوع، بفهمیم چه کسی، در کجا و چه زمانی در خطر است.
صدیقه مرجانی: برخلاف کرونا که به دلیل انتقال هوازی بهراحتی در شرایط عادی و کوتاهمدت پخش میشود، انتقال هانتاویروس اندس نیازمند شرایطی خاص شامل تماس مستقیم، نزدیک و طولانیمدت با ترشحات بیمار در فضاهای بسته است. این تفاوت رفتاری باعث میشود که همچنان مانند کرونا شاهد همهگیریهای عمومی نباشیم، اما در محیطهای کوچک (مثل خانواده یا مراکز مراقبت بالینی) خطر جدی محسوب میشود.
تفاوت اساسی هانتاویروس و کروناویروس در ماهیت انتقال و رفتار آنهاست. کرونا از انسان به انسان منتقل میشود و زنجیره انتقال دارد، اما هانتاویروس یک بیماری محیطی و حیوانی است که از موش به انسان سرایت میکند و انسان در آن، میزبان کور محسوب میشود که مسیر انتقال را به پایان میرساند. همچنین کرونا در مجرای تنفسی تکثیر شده و بهراحتی در هوا پخش میشود، در حالی که هانتاویروس در رگهای خونی تکثیر میشود و از راه تنفس و هوا منتقل نمیگردد؛ بلکه تنها از طریق تماس مستقیم انتقال مییابد.
در نتیجه، احتمال اینکه هانتاویروس به همهگیری جهانی مانند کووید-۱۹ تبدیل شود تقریباً غیرممکن است؛ مگر آنکه رفتار ویروس تغییر کند. بنابراین هانتاویروس یک بیماری واگیردار انسانی نیست و نگرانی اصلی در برخورد با آن، کنترل جمعیت موشها و جوندگان است، نه قرنطینه کردن افراد یا جوامع.
انتهای پیام/