رنگ و بوی فرهنگی و الهی در آموزش تخصصی؛ از سادهسازی مفاهیم دشوار تا کاربردیسازی محتوا
خبرگزاری آنا ـ حسین بوذری؛ تحولات گسترده در ساختار قدرت جهانی و دگرگونی الگوهای سنتی در عرصههای علمی، فرهنگی و اجتماعی، لزوم بازاندیشی در نقش دانشگاه و بهخصوص جایگاه استادان را بیش از پیش برجسته ساخته است.
در چنین شرایطی، دانشگاه نهتنها مکانی برای انتقال دانش، بلکه بستر پرورش اندیشهورزی، مسئولیتپذیری، هویت علمی و توانمندیهای حرفهای نسل آینده به شمار میآید.
ارتقای کیفیت آموزش و پژوهش، بازتعریف مأموریتهای آموزشی، توجه به نیازهای واقعی جامعه و فراهمسازی میدان برای شکلگیری تعاملات علمی پایدار، از مهمترین چالشها و ضرورتهای امروز نظام آموزش عالی است.
در میان این تحولات، نقش استادان برجسته جایگاهی تعیینکننده دارد؛ نقشی که فراتر از ارائه مطالب درسی، در ابعاد متنوع علمی، اخلاقی و فرهنگی تجلی مییابد.
استادان ممتاز با منش حرفهای، صداقت علمی و الگوی رفتاری خود، بهطور طبیعی در شکلدهی به شخصیت علمی و اخلاقی دانشجویان اثرگذارند.
آنان با پرورش تفکر خلّاق و تحلیلی، پیوند دادن دانش تخصصی با واقعیتهای جامعه و نیازهای بازار کار، کشف و شکوفاسازی استعدادهای فردی، و هدایت دانشجویان بهسوی فهم عمیق و مسئولیتپذیرانه علم، نقش اساسی در تربیت نیروی انسانی توانمند و آیندهساز ایفا میکنند.
در کنار این ابعاد، چالشهایی همچون کمتوجهی به کیفیت آموزش در قیاس با پژوهش، ضعف ارتباطات بینرشتهای، فاصله میان دانشگاه و مسائل واقعی جامعه و آسیبهایی نظیر نگارش پایاننامهها و رسالهها توسط افراد غیر، ضرورت اصلاح و تحول را در ساختارهای آموزشی و پژوهشی برجسته میسازد.
این مسائل نشان میدهد که نظام آموزشی برای پاسخگویی به نیازهای روزافزون جامعه و مواجهه با تغییرات پرشتاب علمی و فناورانه، نیازمند بازتعریف عمیق در شیوههای تعلیم، پژوهش، ارزیابی و هدایت علمی است.
با وجود این چالشها، تجربههای موفق در عرصه آموزش و پژوهش نشان میدهد که تلفیق روشهای نوین تدریس، ارائه مفاهیم دشوار به زبان ساده و قابل فهم، کاربردیسازی محتوا، بهرهگیری از مثالها و شواهد عینی، و پیادهسازی الگوهای اخلاقی و فرهنگی در فرایند یاددهی ـ یادگیری، میتواند آثار ماندگار و اثرگذاری در جامعه بر جای گذارد.
بسیاری از دستاوردهای آموزشی و پژوهشی که از طریق تعامل سازنده استادان با دانشجویان، همکاریهای بینرشتهای و بهکارگیری روشهای نوین علمی حاصل شدهاند، نشان میدهد که دانشگاه همچنان میتواند منشأ تحول، نوآوری و پویایی باشد.
در چنین بستری، نسل جدید دانشجویان که با حجم عظیمی از اطلاعات سطحی، گسترش هوش مصنوعی و سرعت بیسابقه تغییرات مواجه هستند، بیش از هر زمان دیگری نیازمند الگوهایی برای تفکر عمیق، تحلیل درست، فهم مبتنی بر ساختار علمی و درک مسئولیت اجتماعی علماند.
دانشگاه و استادان آن، چنانچه بتوانند در کنار انتقال دانش، تجربه یادگیری الهامبخش ایجاد کنند، زمینه رشد نسلی را فراهم خواهند ساخت که نه تنها صاحب مهارت، بلکه مجهز به درک، بینش، اخلاق علمی و توانایی تصمیمگیری در عرصههای پیچیده آینده است.
خبرنگار آنا در قالب پرونده «همراه با سرآمدان آموزشی دانشگاه آزاد» گفتوگویی را با دکتر رضا شاهی عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز که بهعنوان یکی از سرآمدان آموزشی در «جهتگیری الهی ـ فرهنگی در تدریس دروس تخصصی» مورد تجلیل قرار گرفت، ترتیب داده تا به بررسی دیدگاهها و تجربههای این استاد دانشگاه بپردازد که نهتنها از جنبه شخصی و حرفهای حائز اهمیت است، بلکه میتواند بازتابی از یک نگرش عمیقتر به فلسفه آموزش، تربیت و مسئولیت اجتماعی در محیط دانشگاهی باشد.
براین اساس، مراسم گرامیداشت روز استاد و تقدیر از سرآمدان آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی با حضور حجتالاسلام عبدالحسین خسروپناه دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، دکتر بیژن رنجبر رئیس دانشگاه آزاد اسلامی و جمعی از معاونان و استادان دانشگاه برگزار و دکتر شاهی عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز بهعنوان استاد برتر مورد تقدیر و تجلیل قرار گرفت.
گپ و گفت آنا با شاهی عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز در پی میآید:
از کاربردیسازی روش تدریس تا سادهسازی مطالب رشته آمار
آنا: مهمترین عامل موفقیت شما در مسیر علمی چه بوده است؟
شاهی: برای انتخاب بنده به نظر خودم فاکتورهای زیادی دخالت داشتهاند؛ نخستین فاکتور عشق و علاقهای است که بنده به محیط کلاس و همچنین تدریس دارم و بدیهی است یک استاد موفق زمانی میتواند در کار خود واقعاً موفق باشد که از محیط کارش لذت ببرد و برای حضور در کلاس لحظهشماری کند، این فاکتور نخست است.
فاکتور دوم، میزان رابطه صمیمیتی است که تلاش میکنم با دانشجویانم برقرار کنم و با حفظ شأن استادی، تلاش میکنم محیط را به گونهای فراهم کنم که دانشجویان بتوانند سؤالها و دغدغههای خود را راحتتر در کلاس مطرح کنند و بنده نیز دغدغههای آنان را دغدغههای خودم بدانم؛ تا جایی که از دستم برمیآید تلاش میکنم از نظر درسی یا مشاورهای به این دغدغهها پاسخ دهم. (درسی یا مشاورهای)
فاکتور سوم، ماهیت رشته ما یعنی آمار است، به طوری که آمار یکی از رشتههای دشوار دانشگاهی است و اکثر دانشجویان بهدلیل دشوار بودن آن گلایه دارند.
در این ۲۰ سالی که بنده توفیق معلمی داشتهام، همواره هدفم این بوده که مطالب سخت را به شیوهای آسان تدریس کنم، بهگونهای که اکثریت نسبی کلاس، درس را متوجه شوند.
الحمدلله به نظر خودم در این کار موفق بودهام و اگر زمانی در کلاس احساس کنم که مطلبی که گفتهام توسط بسیاری از دانشجویان فهم نشده است، تلاش میکنم روش جدیدی پیدا کنم تا فهم مطالب برای دانشجویان سادهتر شود و بتوانند مباحث درسی را بهتر درک کنند.
فاکتور بعدی، موضوع کاربردی تدریس کردن است و همواره هنگام تدریس این سؤال را در ذهنم مطرح میکنم که «این مطلبی که من در کلاس تدریس میکنم، برای دانشجویان چه فایدهای دارد؟» همین سؤال را از دانشجویان نیز میپرسم و سپس محل کاربرد آن روش یا مفهوم را توضیح میدهم و مثالهای کاربردی در آن حوزه مطرح میکنم.
این کار موجب میشود دانشجو درک کند و متوجه شود که این درس چه کاربردی دارد و کجا میتواند از آن استفاده کند و در نتیجه انگیزه و علاقه او به درس افزایش مییابد.
فاکتور آخر که از نظر بنده مهمترین فاکتور است، آن است که سعی میکنم به مطالب تخصصی خود رنگ و بوی الهی و فرهنگی بدهم و آنها را به سمت مفاهیم الهی و فرهنگی جهتدهی کنم.
آیات قرآن، احادیث، توانمندیهای ملی و اسلامی، دانشمندان ایرانی و دانشمندان اسلامی را در تدریس خود مورد توجه قرار میدهم و این کار بسیار مهم است، چراکه موجب میشود دانشجویان درک کنند که توانمندیهای ما بسیار زیاد است و ما چه داراییهای مهمی داریم؛ چه از نظر علمی، چه از نظر امکانات، چه از نظر اقتصادی، و چه از نظر دانشمندانی که در این کشور یا در جوامع اسلامی بودهاند و به علم خدمت کردهاند.
همچنین در مثالهای آماری، نمودارها و جداول، سعی میکنم این توانمندیها را با نمودارها و جداول به دانشجویان نشان دهم.
آنا: به نظر شما مهمترین چالش امروز دانشگاهها در مسیر ارتقای کیفیت آموزش و پژوهش چیست؟
شاهی: از نظر من مهمترین چالش، کمتوجهی به آموزش در مقایسه با پژوهش است؛ متأسفانه در دانشگاههای سراسر کشور (سراسری و آزاد) اگرچه در دانشگاه آزاد وضعیت نسبتاً بهتر است به موضوع آموزش کمتر بها داده میشود و معمولاً به استادانی که از نظر پژوهشی خیلی قوی هستند توجه بیشتری میشود، درست است که یک استاد باید پژوهشگر خوبی نیز باشد، اما آموزش و پژوهش دو مقوله جداگانهاند؛ یک پژوهشگر برتر ممکن است معلم خوبی نباشد یا برعکس یک معلم خوب ممکن است پژوهشگر مناسبی نباشد.
در دانشگاهها معمولاً به موضوع کیفیت تدریس و کیفیت آموزش کمتر توجه میشود و به نظر بنده این موضوع مورد غفلت قرار گرفته و باید اصلاح شود.
مطلب بعدی در این حوزه، ضعف ارتباط میان متخصصان رشتههای مختلف است؛ بهخصوص استادان علوم پایه میتوانند در بسیاری از رشتههای دانشگاهی نقش مؤثری داشته باشند.
به نظم باید بستری فراهم شود که استادان بتوانند ارتباط علمی نزدیکتری با یکدیگر داشته باشند، مقالههای بینرشتهای انجام دهند و تبادل افکار داشته باشند.
از سوی دیگر دانشگاهها نیز باید به این فعالیتها بها دهد. متأسفانه در ارزیابیهای ارتقا برای مثال هنگامی که استادی برای دانشیاری اقدام میکند مقالههای بینرشتهای معمولاً نمره کمی دریافت میکنند.
به نظر من این روال نادرست است و نهتنها نباید نمره کم داده شود، بلکه باید نمره بیشتری هم اختصاص یابد، چراکه استاد زحمت کشیده، ارتباط علمی برقرار کرده، مطالب جدید آموخته و تلاش کرده موضوعات را به هم پیوند دهد.
موضوع مهم دیگر که معمولاً بسیار مطرح میشود و نظر بنده نیز همین است، اینکه پژوهشها باید درراستای حل مشکلات جامعه تعریف شوند.
در هر پژوهشی باید این سؤال مطرح شود که این پژوهش چه فایدهای دارد، در کجا به کار میآید و چه مشکلی از جامعه را برطرف میکند و فاکتور آخر اینکه یکی از جدیترین چالشهای موجود در دانشگاهها، مسئله پایاننامهها و رسالههاست؛ بهطوری که متأسفانه بسیاری از دانشجویان ـ البته نه همه، اما تعداد قابل توجهی پایاننامه یا رساله خود را شخصاً نمینویسند.
این مسئله یک هشدار جدی است، چراکه نشان میدهد پژوهش واقعی توسط خود دانشجو انجام نشده و نوعی تقلب رخ میدهد و آثار و نتایج این وضعیت در آینده در جامعه مشاهده خواهد شد و باید جلوی این روند گرفته شود و دانشجو باید خود بر پژوهش و رسالهاش متمرکز شود.
استاد موفق تفکر انتقادی و خلّاق را در ذهن دانشجویان پرورش میدهد
آنا: نقش استادان برتر را در تربیت نسل جدید چگونه ارزیابی میکنید؟
شاهی: این نقش بسیار تعیینکننده است و فراتر از انتقال صرف دانش علمی عمل میکند و در چند محور میتواند مطرح شود: محور نخست، الگوی فکری و اخلاقی استاد است و یک استاد برجسته با شیوه تفکر، صداقت علمی، مسئولیتپذیری و منش حرفهای خود میتواند بهطور ناخودآگاه الگوی رفتاری دانشجویان را شکل دهد و برای آنان یک الگوی رفتاری ایجاد کند.
محور دوم، اینکه استاد میتواند تفکر انتقادی و خلّاق دانشجویان را پرورش بدهد و یک استاد برجسته این توانایی را دارد که چنین نقشی را ایفا کند.
محور سوم، پیوند دادن دانش با واقعیت جامعه و بازار کار است و یکی از ضعفهای آموزش سنتی، فاصله آن با دنیای واقعی است. استادان ممتاز تجربههای علمی و بینرشتهای را وارد کلاس میکنند، کاربردهای اجتماعی، صنعتی یا انسانی دانش را نشان میدهند و به دانشجو کمک میکنند مسیر حرفهای خود را آگاهانهتر انتخاب کند.
محور چهارم، کشف و شکوفاسازی استعدادهاست و استادان اثرگذار معمولاً صرفاً نمره کلاس را در نظر نمیگیرند، بلکه استعدادهای خاص را شناسایی میکنند و به دانشجویان مستعد جهت و اعتمادبهنفس میدهند. بنده در سؤالات قبلی نیز به این موضوع اشاره کردهام و محور آخر، تربیت هویت علمی و مسئولیت اجتماعی است، بهطوری که نسل جدید دانشجویان با چالشهایی مانند اطلاعات سطحی، هوش مصنوعی و سرعت تغییرات روبهرو هستند و استادان برتر باید به این دانشجویان کمک کنند و میتوانند کمک کنند که تفاوت دانستن و فهمیدن را درک کنند، مسئولیت اجتماعی علم را بشناسند و هویت علمی مستقل و اخلاقمدار بسازند، بنابراین اینها فاکتورهایی است که به نظر بنده میرسد و استاد میتواند در این حوزهها نقش اساسی داشته باشد.
آنا: درباره دستاوردهای علمی، آموزشی و پژوهشی خود که به نظر شما برای جامعه سودمند بوده، توضیح دهید.
شاهی: در ارتباط با دستاوردهای علمی، آموزشی و پژوهشی که بنده داشتهام و به نظر خودم به درد جامعه میخورد، باید عرض کنم که از نظر آموزشی، من تلاش کردهام دانشجویانم را بهگونهای تربیت کنم که رفتار بنده برای آنها الگو باشد.
اکنون، برای مثال دانشجویان متعددی دارم که بعد از هشت سال، ۱۰ سال یا ۱۵ سال با من تماس میگیرند و خاطرات کلاس بنده را بازگو میکنند و اکنون خودشان معلم یا استاد یا فعال در بازار کار هستند.
برای نمونه میگویند: «استاد، من اکنون معلمم و آن شیوه تدریس شما را در کلاس پیاده میکنم؛ شیوه تفکر شما را در کلاسم دخالت میدهم.» این، از نظر آموزشی، به نظر من برای جامعه مفید بوده و بنده به این موضوع افتخار میکنم.
در حوزه پژوهش هم بنده فعالیتهای بینرشتهای در حوزه دندانپزشکی یا روانشناسی داشتهام و تلاش کردهام روشهای آماری جدید را به این حوزهها وارد کنم و این روشهای آماری جدید موجب شده که برخی از مشکلات آن رشتهها در حوزه پژوهش مرتفع شود و نتایج بسیار جذابی نیز حاصل شده است.
آنا: در پایان، چه توصیهای برای استادان جوان و دانشجویان دارید؟
شاهی: توصیهای که به استادان جوان و دانشجویان میتوانم داشته باشم و به ذهنم میرسد، به این شرح است:
برای دانشجویان عرض میکنم که در کلاس فعال باشند، نه صرفاً حاضر. سؤال بپرسند، حتی اگر سؤالشان کامل نباشد، به دنبال فهم عمیق باشند، نه فقط نمره، با استاد و همکلاسیهای خود وارد گفتوگوی علمی شوند. در عصر هوش مصنوعی و دسترسی سریع به اطلاعات، ارزش واقعی دانشجو در نوع فکرکردنش است، نه در حجم محفوظاتش.
و به استادان جوان عرض میکنم که الهامبخش باشید، نه فقط ارائهدهنده محتوا. دانشجو ممکن است جزئیات درس را فراموش کند، اما شور و اشتیاق شما به موضوع، نحوه برخوردتان با سؤالها و انصاف و احترام شما در نقد را هرگز فراموش نمیکند.
به جای تمرکز صرف بر پوشش کامل سرفصلها، بر ایجاد تجربه یادگیری تمرکز کنید.
انتهای پیام/