فقدان موتور جستجوی بومی، دسترسی دانشآموزان به اطلاعات را محدود کرده است
شبنم ودادتقوی، معلم مدرسه تلویزیونی ایران و مدرس دانشگاه فرهنگیان، در نشست تخصصی «اینترنت و آموزش» به میزبانی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، با تکیه بر تجربیات چندینساله خود در سطوح مختلف آموزشوپرورش و دورههای ضمنخدمت معلمان، به تحولات نظام آموزشی پرداخت. وی با اشاره به گذراندن مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای خود در رشته فناوری اطلاعات، خاطرنشان کرد که سالها پیش از همهگیری کرونا، بر ضرورت ورود «آموزش ترکیبی» به سیستم آموزشی کشور تأکید داشته است. با این حال، مقاومت قابلتوجهی از سوی همکارانی که به شیوههای سنتی تدریس پایبند بودند، وجود داشت و پیشنهادهای مربوط به بهرهگیری از ابزارهای دیجیتال و بستر اینترنت بهعنوان یک اکوسیستم آموزشی، کمتر مورد استقبال قرار میگرفت. در آن دوران، تنها برخی مدارس خاص و عمدتاً با هدف جذب دانشآموز، بهصورت محدود از این امکانات بهره میبردند.
ودادتقوی افزود: همهگیری کرونا اگرچه تهدیدی بزرگ بود، اما به فرصتی برای شتابدادن به تحول دیجیتال در آموزش تبدیل شد؛ فرایندی که قرار بود سالها به طول انجامد، در کمتر از دو سال محقق گردید. با این حال، این گذار شتابزده پیامدهایی نیز داشت؛ بسیاری از معلمان به دلیل عدم آشنایی پیشین با ابزارهای رایانهای و فقدان زیرساختهای لازم، با چالشهای جدی مواجه شدند. کرونا سطح سواد دیجیتال جامعه را ارتقا داد، اما پس از فروکش کردن بحران، انتظار میرفت نظام آموزشی در فضایی پایدار و مبتنی بر آموزش ترکیبی به فعالیت ادامه دهد. متأسفانه کشور ما به دلایل مختلفی از جمله آلودگی هوا و ناپایداریهای اجتماعی، همچنان در حال جابهجایی مکرر و برنامهریزینشده میان آموزش حضوری و مجازی است.
وی تصریح کرد که محور اصلی گفتار او کیفیت یادگیری است، نه صرفاً مباحث زیرساختی. دانشآموزان امروز هزینه اتصال به اینترنت را میپردازند، اما در شرایط ناپایدار شبکه، عملاً به شبکه ملی اطلاعات محدود میشوند و امکان دسترسی آزاد به منابع جهانی را ندارند. علاوه بر این، فقدان یک موتور جستجوی بومی و کارآمد که نیازهای پژوهشی و آموزشی دانشآموزان را پوشش دهد، کاملاً احساس میشود. اگرچه تیمهایی در حال توسعه چنین ابزارهایی هستند، اما هنوز فاصله زیادی تا استانداردهای مطلوب وجود دارد.
این مدرس دانشگاه با تأکید بر جایگاه اینترنت در نظام نوین آموزشی گفت: اینترنت امروز دیگر صرفاً یک ابزار ارتباطی نیست، بلکه به اکوسیستمی فراگیر برای یادگیری تبدیل شده است که جداییناپذیر از فرایند آموزش است. متأسفانه در حال حاضر، اداره کلاسهای مجازی با دشواریهای متعددی همراه است. در حالی که پیش از کرونا، در زمان تغییر وضعیت به آموزش مجازی، زیرساختها پاسخگویی بهتری داشتند، امروزه پهنای باند محدود و ناکارآمدی سرورهای داخلی، حتی برای مدارس ممتازی که پلتفرمهای اختصاصی تهیه کردهاند، چالشبرانگیز شده است. پلتفرمهایی مانند «شاد» نیز با محدودیتهای زمانی، عدم تعامل واقعی و امکان ارسال فایل تنها در ساعات مشخص، عملاً کارایی لازم برای یادگیری عمیق را ندارند. همه این عوامل به افت کیفیت آموزشی منجر میشود، در حالی که هدف غایی، تربیت نسلی است که بتواند در مقاطع بالاتر تحصیل کند و وارد بازار کار شود.
ودادتقوی با اشاره به تحولات بازار کار خاطرنشان کرد که امروزه بیش از ۸۰ تا ۸۵ درصد فرصتهای شغلی در بستر فضای دیجیتال و شبکههای اجتماعی تعریف میشوند و روشهای سنتی کسبوکار و تحصیل دیگر کارآمد نیستند. از این رو، نظام آموزشی باید به سمت «تابآوری آموزشی» حرکت کند. آموزش فرایندی زنجیرهای است که شامل تولید محتوا توسط معلم، انتقال آن به دانشآموز، دریافت بازخورد، و تعامل و کار گروهی میان فراگیران میشود. هرگونه اختلال در این چرخه، بهویژه به دلیل ضعف اینترنت یا کاهش تعامل، فرایند یادگیری را ناکام میگذارد. وی مهارتهای آموزشی را در سه سطح طبقهبندی کرد: سطح اول انتقال داده، سطح دوم تعامل (شامل تفکر انتقادی، پژوهش، نقد و گفتوگو) و سطح سوم مهارت پژوهشی پیشرفته. بهگفتهٔ وی، به دلیل محدودیتهای شبکه ملی اطلاعات و سرعت پایین، نظام آموزشی کشور عمدتاً در سطح اول متوقف مانده است.
وی با ستایش از استعداد و پشتکار دانشآموزان ایرانی تأکید کرد که این نسل علیرغم پتانسیلهای بالا، با محدودیتهای دوگانه مواجه است؛ از یک سو فیلترینگ داخلی و از سوی دیگر مسدودسازی دسترسی برخی وبسایتهای بینالمللی به کاربران ایرانی. این تفاوتها در آینده بهصورت تصاعدی تشدید خواهد شد. وی دو دانشجو را مقایسه کرد: یکی که با دسترسی آزاد به منابع، امکان خرید دورههای آموزشی و پرداختهای بینالمللی، مسیر پیشرفت را هموار میسازد، و دیگری که درگیر فیلترها، نیاز به استفاده از ابزارهای دورزدن محدودیتها و محدودیتهای مالی است. این محرومیت نهتنها درآمد آینده دانشآموز را کاهش میدهد، بلکه با محدود کردن تجربه و تعامل او با جهان، افق ذهنی و انگیزه پژوهشیاش را نیز کوچک میکند.
ودادتقوی در ادامه راهکارهای عملی برای کاهش شکاف دیجیتال را ارائه داد: نخست، طراحی و توسعه موتورهای جستجوی امن و اختصاصی برای دانشآموزان که مبتنی بر پایگاهدادههای آکادمیک و آموزشی باشند. دوم، ایجاد سرورهای محلی در مدارس بهگونهای که مدارس برخوردار، محتوای استاندارد و تولیدات آموزشی خود را در اختیار مدارس همجوار قرار دهند تا شکاف طبقاتی و دیجیتال کاهش یابد. سوم، تقویت پلتفرمهای تعاملی پایدار و بهینهسازی سامانههای موجود. چهارم، تسهیل دسترسی دانشآموزان به وبسایتهای آموزشی معتبر و استاندارد که توسط آموزشوپرورش تأیید شدهاند. وی افزود که اگرچه ایجاد پایگاهدادههای جامع زمانبر است، اما میتوان بهصورت موقت از پلتفرمهای موجود مانند «خانه آکادمی» که امکان ترجمه و دسترسی به منابع آموزشی را فراهم میکنند، بهره برد.
این مدرس دانشگاه در پایان خاطرنشان کرد: نابرابری دیجیتال تنها به معنای تفاوت در دسترسی به اینترنت نیست، بلکه شکافی عمیق در فرصتهای یادگیری، کیفیت آموزش و رشد همهجانبه دانشآموزان است. هرگاه یکی از حلقههای زنجیره آموزش گسسته شود، فرایند یادگیری مانند گیاهی بینور، بیخاک و بیبذر محکوم به ناکامی خواهد بود. وی امیدوار است که این دغدغهها از سطح مدارس تا دانشگاهها مورد توجه قرار گیرد و راهکارهای پیشنهادی بهطور عملیاتی پیگیری شود.
انتهای پیام/