کنترل ابرها با رادار ادعایی فاقد مدرک علمی است
فرضیههای مربوط به امکان مهار تغییرات جوی از طریق فناوری رادار، پشتوانه علمی ندارند. تحلیلهای تخصصی نشان میدهند که تمامی این ادعاها، جایگاه مستندی در پژوهشهای اقلیمی ندارند و صرفاً در قلمرو گمانهزنیهای تاییدنشده باقی ماندهاند. در واقع، سیستمهای جوی سیارهای با وسعتی عظیم و سازوکارهای پیچیده، فراتر از ابزارهای محدود تکنولوژیک عمل میکنند و همین امر، امکان دخالت در ابعاد کلان اقلیمی را غیرممکن میسازد.
برای درک بهتر این موضوع، باید به این واقعیت توجه داشت که جریانهای اصلیِ بارانزا، مانند بادهای غربی، ساختارهایی با مقیاس جهانی هستند که در ارتفاعات بسیار بالا و در چارچوب «گردش عمومی جو» (General Atmospheric Circulation) شکل میگیرند. این جریانهای هوا، متأثر از نیروهای عظیم فیزیکی و شیمیاییِ زمین هستند که تغییر مسیر یا مهار کامل آنها، نیازمند انرژیهایی فراتر از توان کنونی بشر است. در چنین شرایطی، نسبت دادن پدیدههای اقلیمیِ طبیعی مثل خشکسالی به فناوریهایی مانند «هارپ» (HAARP)؛ از دیدگاه مجامع علمی جهان، نادیده گرفتن ماهیت جریانهای سیارهای و ناتوانی در تحلیلِ دقیقِ رفتارهای پیچیده جوی محسوب میشود.
آناتک در گفتوگویی دقیق و صریح با دکتر بتول باهک، متخصص و پژوهشگر جغرافیای طبیعی و اقلیمشناسی و استاد پیشین دانشگاه آزاد واحد یادگار امام (ره)، به ابعاد مختلف این موضوع پرداخته است.
ایران از نظر جغرافیایی و اقلیمی چه ویژگیهای اصلی دارد؟
ایران بین عرضهای ۲۵ تا ۴۰ درجه شمالی واقع شده است. به علت موقعیت خاص جغرافیایی، بخشهای وسیعی از کشور طی دوره طولانی از سال تحت تأثیر پرفشار جنبحارهای آزور قرار میگیرد و بارش کمی دریافت میکند. میزان بارندگی در ایران از شمال به جنوب و از شرق به غرب کاهش مییابد. بهطور کلی، کشور ما در دورههای مختلف سال تحت تأثیر سیستمهای جوی متفاوتی قرار میگیرد.
تودههای هوایی بادهای غربی این عمدتاً از سمت غرب و در فصول پاییز و زمستان به ایران وارد میشوند و عامل اصلی ایجاد بارش در بیشتر نقاط ایران در دوره سرد سال هستند. این تودههای هوا از اقیانوس اطلس منشأ میگیرند و پس از تقویت بر روی دریای مدیترانه، به ایران میرسند. سیستمهای سودانی نیز از سمت غرب، دریای مدیترانه، دریای سرخ و خلیج فارس، در دوره سرد سال ایران را تحت تأثیر قرار میدهند.
بتول باهک: بارش کم، بینظمی در بارش، توزیع نامناسب زمانی و مکانی، بارشهای ناگهانی و سیلآسا، خشکسالیهای متوالی و شدید، و کوتاهی طول دوره بارش، از ویژگیهای بارز اقلیمی در بسیاری از مناطق ایران است
سیستم پرفشار سیبری از سمت شمال و شمالشرق به ایران وارد میشود و موجب افت دما و ریزش برف و باران در سواحل دریای مازندران، بهویژه در فصل پاییز میگردد. در سالهایی که ورود این سیستم با بادهای غربی همزمان باشد، بسیاری از نقاط ایران ریزشهای جوی (برف و باران) نسبتاً مناسبی دریافت میکنند؛ و اگر بهتنهایی وارد کشور شود، موجب ریزش برف و افت شدید دما میگردد.
پدیده پرفشار جنبحارهای آزور، عامل حاکم بر اقلیم ایران در جنوب مدار ۳۲ درجه یا در جنوب رشتهکوههای البرز است. این پدیده عامل اصلی پایداری هوا و مانع اصلی بارندگیها در دوره نسبتاً طولانی از سال -حدوداً بین ۶ تا ۱۰ ماه و حتی گاهی بیشتر از ۱۰ یا ۱۱ ماه از سال- در مناطق تحت سیطره این سیستم میشود.
توده هوای موسمی در تابستان از سمت اقیانوس هند و خلیج بنگال وارد ایران میشود و موجب بارشهای تابستانی در جنوبشرقی ایران، بهویژه سواحل دریای عمان، سیستان و بلوچستان و در مواردی کرمان میگردد. البته در برخی از سالها دامنه تأثیر آن تا نواحی مرکزی ایران هم میرسد؛ بهویژه در سالهایی که تحت تأثیر شدت مونسونها و گرمای شدید سطح زمین، پرفشار آزور از سطح زمین ارتفاع زیادی داشته باشد.
تودههای هوای گرم و خشک که از سمت عربستان، عراق و صحرای آفریقا در دوره گرم سال به ایران میآیند و نواحی جنوبغربی و جنوب ایران را تحت تأثیر قرار میدهند. این تودهها باعث افزایش شدت شرجی و دما در مناطقی از جمله خوزستان، و در سایر نقاط باعث افزایش دما، طوفانهای گرد و غبار و افزایش خشکی هوا میشوند.
توده هوای سرد قطبی این توده هوا بسیار سرد و خشک بوده و در زمستان از سرزمینهای قطبی شمالگان وارد ایران میشود که موجب افت شدید دما و در مواردی ریزش برف و باران در بخشهای شمالغربی و شمالی میگردد.
آیا این مقدار بارش در بازههای تاریخیِ اقلیم ایران، طبیعی محسوب میشود؟
به نظر میرسد بارشهای اخیرعمدتاً تحت تأثیر «النینو» باشد که دارای چرخههای ۲ و ۷ ساله و حتی طولانیتر است. هرچند تعیین تناوب دقیق این چرخهها بهراحتی امکانپذیر نیست، اما این پدیده منجر به ناهنجاریهای بزرگ در شرایط اقلیمی در بسیاری از نقاط جهان میشود. همبستگی این پدیده با ریزشهای جوی در بخشهای جنوبغربی، غربی و قسمتی از جنوبشرقی ایران در مطالعات برخی از محققین مورد تأیید است؛ هرچند مستلزم تحقیقات بیشتر و دقیقتری میباشد.
بر اساس تحقیقات انجامشده، تغییر اقلیم منجر به تغییر در مقدار، نوع، شدت، مدت و زمان بارندگیها شده است. این بارشها غیرعادی نیست؛ زیرا از ویژگیهای مناطق خشک و نیمهخشک، بینظمی در زمان، مکان و مقدار بارش است. اگرچه ظاهراً بارشها در سالهای اخیر، بهویژه امسال به فصل بهار گرایش دارند و ریزشهای جوی اواخر زمستان و بهار افزایش داشته است، ولی این پدیده غیرعادی نمیباشد.
آیا چنین نوساناتی در گذشته نیز سابقه داشته است یا این پدیدهای نوظهور محسوب میشود؟
بخشهای وسیعی از کشور ما در منطقه خشک و نیمهخشک جهان واقع شده است. از ویژگیهای بارز این اقلیمها، بینظمی شدید در مقدار بارندگیها، بارانهای سیلآسا، و خشکسالیهای شدید، متوالی و متعدد میباشد. در اقالیم خشک و نیمهخشک، چرخههای خشک وتر بارها و بارها تکرار میشود؛ در اقالیم خشکتر، دوره خشکسالی طولانیتر و بینظمی ریزشهای جوی شدیدتر است. میتوان گفت بله، قطعاً و حتماً چنین نوسانات و دورههای خشک و تری در ایران وجود داشته و در آینده نیز وجود خواهد داشت و مختص به دوره کنونی نمیباشد.
آیا این بارشها میتوانند نشانه شکلگیری الگوی جدیدی از آبوهوا باشد؟
بتول باهک: افزایش ناچیز بارندگیها در دورههای ترسالی، به هیچ عنوان پاسخگوی نیازهای روزافزون جامعه چند ده میلیونی کشور نخواهد بود؛ بدین جهت، منابع آب کشور و بارشها در دورههای ترسالی باید بهدقت مدیریت شوند. در حال حاضر بسیاری از نقاط کشور با بحران فرونشست شدید مواجهاند؛ لذا آموزشِ مصرف در بخشهای مختلف از جمله کشاورزی، صنعت و شرب باید در اولویت برنامههای مسئولان و مدیران صنعت آب ایران باشد
این موضوع مستلزم مطالعات دقیق و کارشناسی است. با افزایش یا کاهش بارش طی یک دوره کوتاه نمیتوان با قطعیت درباره همبستگی مقادیر بارش با تغییر اقلیم اظهار نظر نمود. اگر میانگین عناصر اقلیمی (دما، بارش و...) طی یک دوره طولانی، مثلاً حداقل ۳۰ ساله، نسبت به میانگین دوره نرمال تغییرات معناداری داشته باشند به این معنی که افزایش یا کاهش معناداری رخ داده باشد، آنگاه تغییر اقلیم حادث شده است.
با افزایش یا کاهش مقدار بارش طی یک دوره کوتاه چند هفتهای، نمیتوان گفت تغییر اقلیم رخ داده است. البته کشور ما طی دهههای اخیر از تغییرات اقلیم جهان متأثر شده و تغییر در زمان و نوع بارشها بهخوبی قابل مشاهده است و مطالعات نیز این موضوع را تأیید میکنند. ارتباط بارشهای اخیر با موضوع تغییر اقلیم را نمیتوان تأیید نمود؛ به احتمال بسیار زیاد، این بارشها ارتباط معنادارتری با پدیده النینو دارند.
آیا افزایش بارش لزوماً به معنای بهبود وضعیت منابع آبی است؟
افزایش بارش در برخی از مناطق کشور به هیچ وجه نشاندهنده بهبود شرایط آبی کشور نیست؛ زیرا اولاً مقدار افزایش، خیلی بالاتر از حد نرمالِ بارشِ این مناطق نمیباشد. ثانیاً اضافهبرداشت از ذخایر آبهای زیرزمینی کشور بسیار زیاد بوده و هست. ثالثاً بسیاری از این مناطق طی دو دهه اخیر خشکسالیهای متوالی، متعدد و شدیدی را تجربه کردهاند و سطح ایستابی در بسیاری از دشتهای کشور بهشدت افت کرده است؛ مخازن از آب تهی شده و به مرز ورشکستگی آبی رسیدهاند؛ رودخانهها خشکیده و تالابها و دریاچههای داخل کشور فاقد آب بوده و تقریباً نابود شدهاند.
شرایط بد حاکم بر مدیریت منابع آب کشور، توأم با خشکسالیهای متعددِ خیلی شدید، شدید، متوالی و طولانی، چنان عرصهای بر منابع آب کشور تنگ کرده است که اگر سالهای متوالی و متمادی ترسالیهای عالی هم داشته باشیم، باز هم در زمینه آب مشکل خواهیم داشت؛ چرا که با توجه به رشد جمعیت و توسعه صنعتی، سرانه آب قابل تجدید کاهش مییابد.
آیا کشورها توانایی جابهجایی یا حذف سامانههای بارشی را در مقیاس وسیع با رادار را دارند؟
دلیل علمی قابلقبولی برای کنترل ابرها با رادار توسط هیچ کشوری وجود ندارد. البته فرضیاتی در ارتباط با دستکاری در «یونوسفر» (Ionosphere)، امواج رادیویی، ابردزدی یا «هارپ» و ارتباط آنها با خشکسالیها در برخی از مناطق مطرح شده که فاقد هرگونه مدرک علمی مستند میباشد.
هیچ دلیل و مدرک علمی قابلقبولی در مجامع علمی جهان در خصوص جابهجایی تودههای هوا و ارتباط آن با افزایش یا کاهش بارشها به اثبات نرسیده است. اگر چنین امکاناتی وجود داشت، کشور ایالات متحده آمریکا در بیابان آتاکاما، «دره مرگ» و حتی کالیفرنیا، با بهکارگیری این فناوریها، خشکی، آتشسوزی و خشکسالی را کنترل میکرد. این مطالب گاهی توسط افرادی با نیات مختلف مطرح میشود و ظاهراً مستندات علمی محکمی ندارد.
آیا در ایران یا سایر نقاط جهان واقعاً امکان جلوگیری از بارش در یک کشور وجود دارد؟
بتول باهک: بارشهای اندک و خشکسالیهای متعدد منجر به نابودی پوشش گیاهی شده و نفوذپذیری خاک به حداقل ممکن رسیده است؛ لذا بارشهای سیلآسا، ناگهانی و شدید، در کنار عدم توانایی خاک برای نفوذ آب و فقر پوشش گیاهی، سیلهای فاجعهباری ایجاد میکند
عامل اصلی ریزشهای جوی یا بارندگیهای ایران، بادهای غربی هستند. این جریانهای هوا تحت تأثیر «گردش عمومی جو» شکل میگیرند و حدود ۳۰ درصد از سیاره زمین تحت تأثیر این تودههای هواست. این جریان هوایی در ارتفاع ۳۰۰۰ تا ۷۰۰۰ متری از سطح زمین میوزد؛ بنابراین، بر اساس مطالعات مجامع علمی جهان، مدرک معتبری مبنی بر دخالت دولتها و جلوگیری از ورود بادهای بارانآور به یک کشور در چنین مقیاس وسیعی وجود ندارد، چرا که این بادها در مقیاس سیارهای میوزند. در حال حاضر هیچ کشوری قادر به تغییر مسیر این تودههای هوا در این مقیاس بزرگ نمیباشد و در آینده نزدیک نیز چنین امکانی وجود ندارد. این ادعایی است که فاقد هرگونه مدرک علمی معتبر میباشد.
آیا باید خود را برای رویارویی با بارشهای شدیدتر آماده کنیم؟
همانطور که قبلاً نیز بیان کردم، ایران به لحاظ موقعیت جغرافیایی در مناطق خشک و نیمهخشک جهان قرار دارد؛ لذا خشکی (یعنی کمی بارندگی) از ویژگیهای ذاتی این اقلیم است. بر اساس تحقیقات انجامشده با روشهای آماری و مدلهای گردش عمومی هوا (GCM)، تغییراتِ مقدار بارش در بسیاری از نقاط ایران معنادار نخواهد بود، اما نوع و زمان بارندگیها بهاحتمال زیاد تغییر میکند. به دلیل افزایش درجه حرارت، ریزشهای جوی بهجای برف، عمدتاً به شکل مایع یا باران خواهد بود.
بهنظر میرسد مقدار بارش در دوره گرم سال، بهویژه بهار، افزایش نشان دهد. همچنین، افزایش دما در بسیاری از نقاط ایران پیشبینی شده است. در مجموع میتوان گفت که شاهد افزایش درجه حرارت و تغییر در زمان و نوع بارندگی خواهیم بود، اما تغییرات چشمگیری در مقدار بارش مشاهده نمیشود.
انتهای پیام/