صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۹:۱۳ | ۰۲ / ۰۲ /۱۴۰۵
| |
در گفت‌وگو با آنا مطرح شد

محتوای خلاقانه؛ پلی برای ارتباط مؤثر در دنیای چندرسانه‌ای امروز

مسؤول کارگروه تئاتر شهدای دانشجومعلم بیان کرد: در عصر انفجار اطلاعات، مخاطبان بیش از هر زمان دیگری به سمت محتواهایی جذب می‌شوند که خلاقانه، ساده‌فهم و چندرسانه‌ای باشند. بهره‌گیری از روایت‌های تصویری، انیمیشن‌های کوتاه و ابزارهای نوین هوش مصنوعی می‌تواند فاصله میان پیام و مخاطب را کاهش دهد و ارتباطی مؤثر، ماندگار و فراملی ایجاد کند.
کد خبر : 1050216

این روز‌ها کمتر کسی است که حس نکند هر روز صبح با یک سیلاب اطلاعاتی عجیب روبه‌روست؛ خبر‌هایی که گاهی آنقدر با هم تناقض دارند که آدم را به شک می‌اندازند. اما سؤال اینجاست: در این میدان مینِ اخبار جعلی و روایت‌های دوقطبی، چه کسی برنده می‌شود؟ کسی که بلندترین فریاد را دارد یا کسی که واقعیت را مستندتر روایت می‌کند؟ برای یافتن پاسخ، سراغ یکی از کارشناسان حوزه رسانه رفته‌ایم. آنچه در ادامه می‌خوانید حاصل گفت‌و‌گو با الهه حیدری‌فرد، مسئول کارگروه تئاتر شهدای دانشجومعلم است.

به عنوان اولین سؤال، تحلیل شما از وضعیت فعلی جنگ رسانه‌ای غرب علیه ایران چیست؟ چه تفاوتی با جنگ‌های سخت پیشین دارد؟

اجازه بدهید با یک تصویر شروع کنم. آمریکا امروز در باتلاقی افتاده که خودش برای ما درست کرده بود. باتلاقی سراسر از روایت‌های دروغین. اما نکته مهم اینجاست که رویکرد‌های جنگ رسانه‌ای نسبت به جنگ سخت تفاوت بنیادین دارد. در جنگ سخت، گلوله اگر به هدف نخورد، بی‌اثر است. اما در جنگ رسانه‌ای، حتی یک حرف بی‌اثر و بی‌پشتوانه هم ناخودآگاه روی ذهن مخاطب می‌نشیند. این همان خطرناک‌ترین بخش ماجراست.

یعنی حتی اخبار دروغ هم تأثیر خودشان را می‌گذارند؟

دقیقاً. به همین دلیل است که باید «بازخورد درست» به این باتلاق اطلاعاتی داشته باشیم. نبرد امروز، نبرد «واکنش هوشمندانه» است، نه فقط واکنش احساسی.

نقش پلتفرم‌های اجتماعی در این فضا چیست؟ آیا آنها به نفع ما هستند یا علیه ما؟

پلتفرم‌های اجتماعی مثل اینستاگرام، ایکس و تلگرام، ذاتاً خنثی هستند، اما الگوریتم‌هایشان خنثی نیست. این پلتفرم‌ها می‌توانند به «وایرال شدن» یک خبر دروغ کمک کنند. اما یک عامل بسیار مهم‌تر از الگوریتم وجود دارد: همسویی شواهد میدانی با روایت رسانه‌ای. اگر این دو با هم هماهنگ نباشند، شاید گلوله‌های اولیه نبرد رسانه‌ای به هدف بخورد، اما با کمی تأمل و تفکر، شکست می‌خورد. مردم وقتی دروغ را با واقعیت زندگی خودشان تطبیق می‌دهند، فاصله‌ها را می‌بینند.

یعنی خبر واقعی همیشه پیروز می‌شود؟

نه همیشه، اما یک قاعده طلایی وجود دارد: اطلاعات و اخباری که با داده‌های واقعی و میدانی گره خورده باشند، خیلی سریع‌تر در دنیای رسانه وایرال می‌شوند و نرخ بازنشرشان از اخبار دروغین و بی‌مدرک بالاتر است. مردم تشنه حقیقت‌اند، حتی اگر حقیقت تلخ باشد. اما اینجا مشکل تازه‌ای پیدا شده است.

اشاره می‌کنید به ابزار‌های هوش مصنوعی؟

بله. با ظهور ابزار‌های مختلف هوش مصنوعی، تشخیص خبر درست از دروغ برای مخاطب عادی بسیار سخت شده است. شما می‌توانید یک ویدیو کاملاً جعلی، اما باورپذیر از یک اتفاق بسازید. در چنین فضایی، دیگر «دیدن» باور کردن نیست. از طرفی، روایت‌های واقعی ذاتاً ماندگارترند، اما در بازی رسانه‌ای، فرصت کافی برای ماندگاری وجود ندارد. مهم این است که جلوی موج دروغ گرفته شود پیش از آنکه ساحل را بشکافد.

پس راهکار فوری چیست؟

یکی از راهکار‌های فوری، تکیه بر سبک زبان شناختی و زبان توصیفی ایرانیان است. ادبیات ایران زمین، با آن تاریخ و تمدن درخشانش، قدرت تأثیرگذاری خیلی بیشتری در این نبرد دارد. انگار که این تاریخچه، خودش یک سرمایه اعتمادسازی عظیم در خودش حمل می‌کند. وقتی شما از زبان استعاره، ضرب‌المثل و روایت‌های کهن ایرانی استفاده می‌کنید، حرفتان زودتر به دل می‌نشیند.

به موضوع احساسات ملی و مذهبی اشاره کنید. چقدر این مؤلفه در جنگ رسانه‌ای مؤثر است؟

برانگیختگی احساسی یکی از قدرتمندترین ابزار‌ها در هر جنگی است. در مورد مردم ایران، واژه‌هایی مثل «وطن‌دوستی»، «جان‌فدایی برای وطن» و «شجاعت»، ریشه در باور‌های عمیق دینی و اعتقادی دارند. این واژه‌ها در خیلی از نقاط دنیا، مفاهیمی گنگ و بی‌معنی هستند. اما برای مردم ما، زنده و پویا هستند. حضور مردم با همه اقشار و سلایق مختلف پای کار نظام و انقلاب، نشان‌دهنده یک آرایش یکپارچه و متحد در برابر جنگ ترکیبی دشمن است. این وحدت، بزرگترین سرمایه ماست.

در کنار همه اینها، از این ابزارهای هوش مصنوعی چطور می‌توانیم درست استفاده کنیم؟

هوش مصنوعی فقط یک ابزار است، نه یک تهدید ذاتی. می‌شود از آن در سطوح مختلف استفاده کرد. مثلاً با کدگذاری درست و شناسایی نقاط اوج انتشار یک خبر، به بازنشر بهتر روایت جبهه حق کمک کرد. حتی در گام بعدی، می‌توان از هوش مصنوعی برای نشان دادن «عدم تأیید» یک موضوع در جبهه باطل استفاده کرد. همچنین، تولید محتوای موشن انیمیشن، مخصوصاً با سبک جذاب و جهانی مثل انیمیشن‌های لگویی، می‌تواند افراد را بدون توجه به زبان، جنسیت و تفاوت‌های فرهنگی و سیاسی همراه کند. این نوع محتوا، مرز‌ها را کمرنگ می‌کند و پیام را مستقیم به قلب مخاطب می‌فرستد.

به نظر شما مهم‌ترین گام برای مخاطب عادی در این جنگ رسانه‌ای چیست؟

اولین و مهم‌ترین مسئله، فعال شدن سواد رسانه‌ای در مخاطبان است. مخاطب باید منبع خبر را بشناسد. باید یاد بگیرد اخبار زرد و غیرمعتبر را از اخبار واقعی تشخیص دهد. از یک کاربر معمولی که هر خبری را باور می‌کند، باید به یک «کاربر با هوش» تبدیل شود که مکث می‌کند، فکر می‌کند، سؤال می‌پرسد و بعد باور می‌کند. شفافیت و اعتمادسازی. اگر مردم به رسانه یا مسئولی اعتماد نداشته باشند، هیچ روایتی کارگر نخواهد بود. باید شفاف بود، حتی در بیان نقاط ضعف. اعتماد عمومی، دیر ساخته می‌شود و زود از بین می‌رود. حفظ آن، بزرگترین وظیفه ما در این نبرد تمام‌عیار است.

نکته مهم این است که ما نباید خودمان را قربانیِ فضای رسانه‌ای دشمن ببینیم. بله، ابزار‌های هوش مصنوعی و جریان عظیم اخبار جعلی، تشخیص حقیقت را سخت کرده‌اند، اما غیرممکن نه. رمز موفقیت در این میدان، بازگشت به چند اصل ساده است: اول، تقویت سواد رسانه‌ای از مدرسه تا دانشگاه؛ دوم، تولید محتوای خلاقانه و جذاب مثل انیمیشن‌های کوتاه که مرز‌های زبانی و فرهنگی را کنار بزند؛ و سوم، تکیه بر داشته‌های بی‌نظیر خودمان؛ از ادبیات غنی فارسی گرفته تا حس وطن‌دوستی و همبستگی ملی. اگر این سه رکن را جدی بگیریم، نه تنها از باتلاق روایت‌های دروغین عبور می‌کنیم، بلکه خودمان تبدیل به منبع الهام‌بخشی برای دیگر ملت‌ها می‌شویم. نبرد رسانه‌ای را با ناامیدی نمی‌شود برد.

ارسال نظر
captcha