جنگ، دانشگاه و آینده علم؛ نگاهی به تجربه فرانسه
دانشگاهها همواره بهعنوان نماد تمدن و پیشرفت، در بحرانهای تاریخی نقش کلیدی ایفا کردهاند. اما آیا در طول جنگهای ویرانگر قرن بیستم نیز این حریم مقدس در امان ماند؟ دکتر بیگدلی، متخصص تاریخ فرانسه، در گفتوگو با آناتک روایتی تاریخی از وضعیت دانشگاههای پاریس در سال ۱۹۴۰ ارائه میدهد و با اشاره به تحولات اخیر، بر ضرورت صیانت از مراکز علمی تأکید میکند.
دانشگاهها بهعنوان کانونهای تولید علم، رشد آکادمیک و تربیت نیروی انسانی متخصص، بخشی حیاتی از زیرساختهای فرهنگی و علمی هر کشور محسوب میشوند. بر اساس اصول رایج در حقوق بشردوستانه بینالمللی و کنوانسیونهای حقوقی، اماکن آموزشی در زمره مکانهای غیرنظامی قرار دارند و حمله به آنها پیامدهای گسترده و بلندمدت برجای میگذارد.
در همین راستا، «آناتک» برای بررسی وضعیت دانشگاههای فرانسه در دوران جنگ جهانی دوم، با دکتر بیگدلی، استاد تاریخ دانشگاه آزاد و متخصص تاریخ فرانسه، گفتوگو کرده است. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
با توجه به تخصص شما در تاریخ فرانسه، آیا در جریان جنگ جهانی دوم و پس از حمله و اشغال این کشور، مراکز آموزشی و علمی نیز مورد حمله قرار گرفتند؟
خیر، چنین اتفاقی رخ نداد. پس از حمله آلمان به فرانسه، این کشور به دو منطقه تقسیم شد: بخش شمالی از جمله پاریس تحت اشغال مستقیم نیروهای آلمانی درآمد و بخش جنوبی تحت اداره دولت ویشی به رهبری مارشال پتن قرار گرفت که اگرچه تابع آلمان بود، اما اداره داخلی آن توسط مقامات فرانسوی انجام میشد. هیتلر زمانی که شنید بسیاری از مردم پاریس به تونلهای مترو پناه بردهاند، طرحی غیرانسانی برای سرازیر کردن آب رود سن به داخل این تونلها ریخت. اما با میانجیگری برخی از فرماندهان نزدیکش، از اجرای این طرح منصرف شد. جالب است بدانید حتی به موزه لوور که در مجاورت این مترو قرار دارد نیز آسیبی نرسید؛ چه رسد به دانشگاهها. در واقع، در طول اشغال فرانسه، هیچگونه حملهای به دانشگاهها و نهادهای آموزشی صورت نگرفت.
آیا در سایر کشورهای اروپایی نیز در همان دوران، وضعیتی مشابه وجود داشت؟
در آن دوره، بسیاری از دانشگاهها و نهادهای فرهنگی تعطیل یا غیرفعال بودند؛ برای نمونه موزه لوور نیز تعطیل شد. اما نکته مهم این است که هیچ تلاشی برای تخریب عمدی آنها صورت نگرفت، زیرا جنگ جهانی دوم جنگ سرزمینی نبود، به غیر از شروع جنگ. پیش از آغاز رسمی جنگ در سال ۱۹۳۹، آلمان و شوروی پیمان عدم تجاوز امضا کردند که بر اساس آن، بخش شرقی لهستان به شوروی و بخش غربی آن به آلمان واگذار شد. این پیمان نیز اجرا گردید.
انگیزه اصلی آلمان در این جنگ، فراتر از تصرف خاک، جبران تحقیرهای تاریخی گذشته بود. آلمانها از دیرباز با فرانسه رقابت و کینهای تاریخی داشتند. ناپلئون در سال ۱۸۰۶ امپراتوری مقدس آلمان را به ۳۰۰ شاهزادهنشین تجزیه کرد و مانع تشکیل یک دولت متمرکز آلمانی شد. این موضوع، عقدهای تاریخی در ذهن ناسیونالیستهای آلمانی نسبت به فرانسه ایجاد کرده بود. حتی در دوران جنگ فرانسه و پروس در دوران بیسمارک (۱۸۷۰) که علیه ناپلئون سوم رخ داد، باز هم دانشگاهها و مراکز علمی هدف مستقیم حملات نبودند.
جالب است بدانید نخستین جنبش دانشجویی مدرن در اروپا که دانشگاه را به کانون کنشگری سیاسی تبدیل کرد، در دانشگاه «ینا»ی آلمان شکل گرفت. این جنبش بهتدریج ماهیتی زیرزمینی و حتی نظامی به خود گرفت و بعدها بستر فکری وحدت آلمان را فراهم کرد. اما نکته قابل تأمل این است که از دوران شکلگیری نهضتهای دانشجویی در آلمان تا پایان جنگ جهانی دوم، هیچگونه حمله ساختاری به نهادهای آموزشی در اروپا گزارش نشده است.
بهعنوان یک مورخ، آیا به نظر شما حمله فیزیکی به دانشگاه و مراکز علمی باعث توقف جریان علم و تولید علم میشود؟
قطعا چنین تأثیری دارد. اما در مورد فرانسه در سال ۱۹۴۰، پس از حمله هیتلر و تسلیم این کشور، بسیاری از نهادهای آموزشی بهطور موقت تعطیل شدند. البته فعالیتهای پژوهشی فردی ادامه داشت، اما ساختار رسمی دانشگاهها متوقف شد. دلیل اصلی این تعطیلی، اعزام گسترده دانشجویان به جبهههای جنگ بود؛ چرا که موجی از احساسات میهندوستی، اولویت را از تحصیل به دفاع از میهن تغییر داده بود. با این حال، تأکید میکنم که در جنگ جهانی دوم، هیچ دانشگاهی بهطور عمدی مورد حمله نظامی قرار نگرفت و ساختار آموزشی نابود نشد.
وضعیت پس از جنگ چگونه بود؟ آیا حرکت علمی و جهش علمی ادامه پیدا کرد؟ روند تولید علم چگونه بود؟
بله، دانشگاهها نهتنها فعالیت خود را از سر گرفتند، بلکه سرعت و کیفیت پژوهشها نسبت به پیش از جنگ افزایش یافت. در فرانسه، بریتانیا و سایر کشورهای اروپایی، نخبگان علمی و دانشگاهی با عزمی راسخ به بازسازی کشور پرداختند. جالب است بدانید بسیاری از جوایز نوبل اعطاشده به دانشمندان فرانسوی و بریتانیایی مربوط به دوران پس از جنگ است؛ زیرا آنها کوشیدند عقبماندگیهای تحمیلشده را جبران کنند. در نتیجه، دانشگاهها به نماد پیشرفت، توسعه و احیای علمی اروپای غربی تبدیل شدند.
آیا شخصا حمله به مراکز علمی را محکوم میکنید؟
صد در صد محکوم میکنم. حمله به هر نهاد غیرنظامی را محکوم میکنم. از این اتفاقاتی که در حال رخ دادن در کشور است؛ یعنی از حمله به پل یا کارخانه فودلادسازی شدیدا تحت تاثیر قرار گرفتهام و بسیار متاثر شدم از اینکه زیرساختهای ما در حال از میان رفتن هستند. این اقدامات بسیار ناشایست و ناپسند است.
نهادهای بینالمللی مخصوصا سازمان ملل باید این اقدامات را تقبیح کنند. از حمله به دانشگاه شهید بهشتی بسیار ناراحت شدم و این کار به معنای از میان رفتن انسانیت است. نتانیاهو به ویژه بویی از انسانیت نبرده است و مرکز دانشگاهی را هدف قرار داده به هر علتی به حریم دانشگاه لطمه زده است و عزت مرکز آموزشی را زیر پا گذاشته است و ما کاملا این مسئله را محکوم میکنیم.
انتهای پیام/