صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۹:۰۵ | ۰۲ / ۰۱ /۱۴۰۵
| |
در گفت‌و‌گو با آنا عنوان شد

خاطره تلخ یک مستندساز از پیک موتوری شهید/ عکسی حماسی که ماندگار شد

مجتبی میناوند که این روز‌ها به صورت میدانی در حال تولید مستند از روز‌های جنگی پایتخت است، از یک تجربه تلخ از مواجهه با یک خانواده شهید گفت.
کد خبر : 1042085

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، مجتبی میناوند کارگردان و تهیه کننده فیلم‌های مستند است. این هنرمند جوان با ساختن مستند‌هایی همچون «مرد پیروزی»، «جنون هسته‌ای»، «جنگ، ظهور غول‌های صنعتی نظامی»،  «چهارصد متر آنطرف‌تر»، مجموعه «جاسوسان صنعتی نظامی» به عنوان یک مستندساز خبره در حوزه مقاومت،مسئل راهبردی، نظامی و حوزه جنگ رسانه‌ای مطرح شده است. او در طول سه هفته اخیر هم به صورت میدانی در نقاط مختلف پایتخت حاضر بوده و به سهم خود مظلومیت و اقتدار ایرانیان در مواجهه با تجاوز دشمن خارجی را ثبت و ضبط کرده است.

میناوند در گفت‌و‌گو با خبرنگار آنا با اشاره به این که حمله متجاوزانه صهیونیستی به ایران محتمل و قابل پیش بینی بود افزود: با این وجود شاید شاید ساختار، جنس عمق این حمله خیلی مشخص نبود. به هر حال دهه‌هاست که رژیم صهیونیستی به عنوان یک موجودیت شرور و اشغالگر با کارنامه‌ای سرشار از کودک کشی و نسل کشی عیان، به دنبال ضربه زدن به کشور ما بود. حالا هم نتانیاهو با استفاده از لابی‌های پشت پرده ترامپ را که به نظر من احمق‌ترین رئیس جمهور آمریکاست وارد این تقابل کرده است. اسرائیل از لابی اپوزیسیون ایرانی که بیشتر شامل سلطنت‌طلب‌های بی‌سواد و وطن‌فروش بودند، مثل یک مترسک استفاده ابزاری کرد و رسانه بی‌آبرویی مثل ایران اینترنشنال هم بازوی رسانه‌ای متجاوزان شد.

عکاس و همسر خارجی‌اش در شهر جنگی

وی درباره فعالیت خود در روز‌های جنگی نیز گفت: در ۱۰ روز ابتدایی جنگ بیشتر به دنبال تولید مستند‌های کوتاه و جمع وجور بودم. در ادامه، احساس کردم خیلی از همکاران که شاید در روز‌های آغازین در شوک بودند، به فضای میدانی مستندسازی بازگشته‌اند واین فضا اشباع شد؛ بنابراین تصمیم گرفتم در قالب‌های دیگری کار کنم. سوژه‌ای که در حال حاضر روی آن کار میکنم درباره یک عکاس است که به همراه همسر غیرایرانی خودش قصد خروج ازایران را داشتند که به واسطه شرایط جنگی این امکان برایشان فراهم نمی‌شود. شرایط زندگی و چالش این زوج با وضعیت جنگی، محور مستند جدید من است.

این مستندساز گفت: جنگ یک پدیده تلخ و بی رحم است و طبیعی است که بیشتر آن چیز‌هایی که در این سه هفته درکوچه وخیابان با آن مواجه بودم اتفاقت تلخی باشد. شما آدم‌های بی‌گناهی را میبنید که از یک ثانیه بعد خودشان خبر ندارند. رهگذران خیابان، کسی که درحال خرید است یا به همراه خانواده به ساندویچی آمده و راننده تاکسی و... که یکباره با انفجار یک بمب به شهادت می‌رسند و به همین سادگی و در اوج مظلومیت دفتر زندگیشان بسته می‌شود.

موبایل گمشده‌ای که سوژه یک مستند شد

میناوند عنوان‌کرد: در یکی از روز‌های جنگ، در میدان انقلاب و در شرایطی که به همراه همکاران مشغول ضبط بودیم پس از وقوع یک بمباران شدید، یک گوشی موبایل پیدا کردیم. خانواده صاحب موبایل مدام به این گوشی زنگ می‌زدند و به دنبال عزیزشان بودند. ما گوشی را به دست یکی از اقوام این آقا رساندیم و آنجا متوجه شدیم که صاحب موبایل یک پیک موتوری است که یک بچه دو ساله هم دارد. خانواده او تهران نبودند و روز بعد از شمال برگشتند؛ با من تماس گرفتند و گفتند که جستجوی آنها برای یافتن این آقا بی نتیجه بوده و به بهشت زهرا هم مراجعه کرده‌اند، اما نتوانستند پیکر او را شناسایی کنند.

وی افزود: در همان روز یکی از دوستان ویدیویی را به من نشان داد که در آن پیکر بی سر یکی از شهروندان شهید در کنار یک موتورسیکلت افتاده بود. ما با توجه به مشخصاتی که داشتیم فهمیدیم که پیکر متعلق به همین آقای پیک موتوری است. از آنجایی که من با خانواده و برادر این شهید در ارتباط بودم، بچه‌ها از من خواستند که خودم به آنها زنگ بزنم و اطلاع بدهم. من هیچ وقت سختی و تلخی آن لحظات را فراموش نمیکنم. هیچ گاهدر زندگی خودم در چنین موقعیتی قرار نگرفته بودم که بخواهم چنین خبری را منتقل کنم.

این مستندساز عنوان کرد: یک  پیام آماده کرده بودم و قصد داشتم که برای خانواده اش ارسال کنم که خودشان تماس گرفتند و گفتند که همان پیکر را پیدا کرده‌اند. به این ترتیب این بار سنگین از دوش من برداشته شد، هرچند تلخ‌کامی آن همیشه با من هست.

تصویری منحصر‌به‌فرد و حماسی

وی گفت: اما شاید شاخص‌ترین تصویری که در این مدت دیدم و همیشه در ذهنم ماندگار خواهد بود مربوط به شهادت آن خانم هموطن در جریان راهپیمایی روز قدس باشد. پرچمی که این شهید بزرگوار به همراه داشت، به خون پاکش مزین شده بود. عکسی از این پرچم منتشر شد که فکر میکنم عکاس آن‌خرفه‌ای هم نبود و با موبایل گرفته شد. در عکس، یک گوشه این پرچم خونین دست یک افسر نیروی انتظامی و گوشه دیگر آن دست یک خانمی استکه صورتش را بسته و در سمت راست تصویر هم یک نفر اسلحه به دست دارد.



میناوند افزود: این عکس آنقدر منحصر به فرد، حماسی و سرشار از جزئیات است که فکر میکنم تا صد سال دیگر هم بشود درباره آن‌ گفت و نوشت.این مستندساز گفت: دغدغه من در کارهایم همیشه و همه جا در کارهایم «ایران» بوده و این علاقه را فارغ از جناح های سیاسی و دعواهایی که همیشه بوده، دنبال کرده ام. فکر میکنم ما در فاصله ۹ ماهه بین جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، مثل یک جنین در شکم مادر بودیم اما با وقوع جنگ رمضان به دنیا آمدیم و مادران را که همان ایران عزیز باشد در آغوش کشیدیم. انگار تازه داریم این آغوش گرم را لمس کرده و مهرش را حس می کنیم.

میناوند افزود: در جنگ رمضان از همان ابتدا و با شهادت رهبر انقلاب و کودکان میناب، دشمن خونخوار نشان داد که هیچ خط قرمزی را نمی شناسند و به نوعی همه چیز عیان و شفاف بود. امروز احساس میکنم که در پناه و آغوش وطن هستم و همه ضرباتی که می خورد را احساس می کنم، بنابراین می‌توانم خیلی واضح تر درباره آن صحبت کنم. «ایران» تنها پدیده مهم این روزهای و باید درباره آن صحبت کنیم و به آن تعصب داشته باشیم.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha