شکست هژمونی آمریکا؛ ایران چگونه اقتدار پوشالی واشنگتن را در هم شکست؟
خبرگزاری آنا ـ حسین بوذری؛ در دنیای پرتلاطم ژئوپلیتیکی امروز، تحلیل عمیق تهدیدها و فرصتهای پیش روی قدرتهای منطقهای و بینالمللی، امری ضروری و حیاتی است. جمهوری اسلامی، بهعنوان یکی از قدرتها و بازیگران کلیدی در صحنه بینالمللی، همواره هدف دسیسهها و فشارهای فزایندهای از سوی دشمنان خود بوده است.
نگاهی به سالهای اخیر نشان میدهد که دشمنان ایران، با بهرهگیری از ابزارهای متنوعی ازجمله فشارهای اقتصادی، تحریمهای ظالمانه و جنگ روانی، تلاش کردهاند تا نارضایتی عمومی را در میان مردم ایران دامن زده و زمینه را برای تحقق اهداف خود فراهم آورند.
این تحلیلها، که بر پایه شناخت ناکافی از عمق پیوند مردم و نظام استوار است، تصور واهی فروپاشی جمهوری اسلامی را در ذهن آنان پرورانده است.
در این میان، نقش رهبری نظام و انسجام ملی ملت ایران، بهعنوان عوامل کلیدی در خنثیسازی این توطئهها، نقشی بیبدیل ایفا کرده است. تاریخ هشت سال دفاع مقدس گواهی بر این مدعاست که حضور پرشور مردم در صحنه، همواره سد راه تحقق اهداف دشمنان بوده است. علاوه بر این، نهادهای مهمی چون مجلس خبرگان رهبری، در عبور نظام از بحرانهای حساس و تضمین ثبات سیاسی، نقشی تعیینکننده ایفا کردهاند.
نمونه آن جنگ تحمیلی کنونی است که دشمنان آمریکایی ـ صهیونی با تجاوز به ایران اسلامی درصدد تسلی بیقید و شرط ایران اسلامی بودند و حتی عنوان میکردند در مدت چهار روز جهوری اسلامی فروخواهد پاشید، اما نهتنها این اتفاق نیفتاد، بلکه جمهوری اسلامی با اقتدار و صلابت به فعالیت خود ادامه میدهد و این آمریکاییها و صهیونیستهای رذل و جنایتکار هستتند که زیر ضربات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی از پای درآمده و برای کمک به التماس افتادهاند.
خبرنگار آنا برای تحلیل شرایط منطقه، جنگ تحمیلی دشمنان آمریکایی ـ صهیونی و آشکارسازی اقتدار ایران اسلامی و ضعف قدرت پوشالی آمریکا که در قضیه تنگه هرمز به عینه ضعف آمریکای پرمدعی نمایان شد گفتوگویی را با مهدی زارع دکتری روابط بینالملل، عضو هیئت علمی دانشگاه و رئیس دانشگاه آزاد اسلامی لارستان ترتیب داده است.
گپ و گفت آنا با زارع در پی میآید:
تحلیل معمای مقاومت ایران: چگونه دشمنان در درک ساختار قدرت جمهوری اسلامی به خطا رفتند؟
آنا: دشمنان ایران براساس چه مطالعات و دادههایی به این تصور رسیدند که بهترین فرصت برای فروپاشی جمهوری اسلامی فراهم شده، آیا از قدرت واقعی ایران بیخبر بودند و نمیدانستند حریف ملت ایران و جمهوری اسلامی نیستند و با خفت شکست میخورند؟
زارع: بسم الله الرحمن الرحیم. تشکر میکنم از فرصتی که برای طرح این مباحث فراهم کردید. همانطور که اشاره شد، دشمنان جمهوری اسلامی بر پایه مطالعات و تجربیات چندین دههای خود به درک ویژهای از ساختار نظام و مؤلفههای قدرت آن دست یافتهاند. یکی از کلیدیترین این مؤلفهها، نقش محوری و تعیینکننده رهبر معظم انقلاب اسلامی است. شناخت عمیق دشمن از هدایتهای ایشان و تأثیرگذاریشان بر حفظ انسجام ملی و مقاومت در برابر فشارهای خارجی، همواره بخشی از محاسبات آنان بوده است.
علاوه بر این، دادههای ارزشمندی که از وقایعی چون «فتنه ۱۸ و ۱۹ دیماه» و همچنین فشارهای اقتصادی گسترده و تحریمهای ظالمانه دریافت شده، به تصور آنان دامن زده است. این تحریمها، با هدف ایجاد نارضایتی عمومی و تضعیف پایههای مردمی نظام طراحی شدند.
از سوی دیگر، تجربیات و ضرباتی که جمهوری اسلامی در طول جنگ تحمیلی ۱۲ روزه در حوزههای آفندی و پدافندی به دشمنان وارد کرده، نشاندهنده اقتدار دفاعی ایران بوده، اما همین توانمندیها در کنار دیگر عوامل، دشمنان را به این طمع انداخته که شاید با تشدید فشارهای فعلی، زمینه فروپاشی جمهوری اسلامی فراهم شود. این تصور، مبتنی بر تحلیلهای نادرستی از پویاییهای داخلی و مقاومت نظام جمهوری اسلامی است.
دشمنان این تصور واهی را داشتند که اکنون فرصت طلایی برای مقابله با جمهوری اسلامی است و به قول برخی مقامات دولتهای غیرهمسو سر ایران اسلامی را قطع کنند تا جریان مقاومت عملاً مضمحل شود و این نظام مقدس تغییر کند و کشورهای کوچک جای ایران و نهایتاً کشورهای بزرگ دیگر در راستای منافع رژیم جعلی و فاسد صهیونیستی شکل بگیرند.
اما با توجه به اینکه نقشه راه کشور قبل از شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی تضمین شده بود و نیروهای مسلح کشورمان آمادگی کاملی داشتند و سیاست رزم و دفاع موزائیکی و آمادگی از قبل تعیین شده هر قسمت و بخشی از نیروهای مسلح و حضور پرشور مردم در میادین و خیابانها موجب شد تا نقشه دشمن نقش بر آب شود.
دشمنان، بهخصوص دولتهای سلطهگر و برخی متحدان منطقهای آنان، این تصور خام را در سر میپروراندند که مقطع کنونی، بهترین و طلاییترین فرصت برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی ایران است. این تصور، ریشه در تحلیلهای سطحینگرانه و گاه مغرضانه از وضعیت داخلی ایران، توانمندیهای دفاعی و دیپلماتیک آن، و همچنین میزان انسجام ملی دارد.
برخی مقامات دولتهای همسو با آنان، این ایده را مطرح کردهاند که سر ایران اسلامی را قطع کنند. منظور از این تعبیر، تضعیف و انحلال جریان مقاومت در منطقه است که جمهوری اسلامی نقش محوری در آن ایفا میکند.
هدف نهایی آنان، نهتنها تغییر نظام سیاسی در ایران، بلکه بازآرایی نظم منطقهای به گونهای است که منافع قدرتهای سلطهگر و رژیم صهیونیستی تأمین شود. در این سناریوی شوم، کشورهای کوچکتر جایگزین نقش منطقهای ایران شده و نهایتاً، معادلات قدرت به نفع منافع رژیم جعلی و فاسد صهیونیستی شکل خواهد گرفت. این طرح، تلاشی بود برای حذف یک بازیگر مستقل و مقتدر از صحنه بینالملل و جایگزینی آن با نیروهایی که در راستای اهداف آنان حرکت کنند.
آنا: با وجود این تحلیلها و تصورات دشمنان، جمهوری اسلامی چگونه توانست نقشه آنان را در مقاطع حساس بهخصوص در روزهای نخست پس از شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی نقش بر آب کند؟ لطفاً به مؤلفههای تضمینکننده این موفقیت اشاره کنید.
زارع: نکته حائز اهمیت این است که نقشه راه کشور، بهخصوص در حوزه اقتدار و امنیت ملی، پیش از وقایع حساس و بحرانی، به طور هوشمندانه تدوین و تضمین شده بود.
یکی از دلایل اصلی خنثی شدن نقشههای دشمن، آمادگی کامل نیروهای مسلح کشورمان در تمامی سطوح بود. سیاست «رزم و دفاع موزائیکی»، به معنای هماهنگی و آمادگی از پیش تعیین شده میان تمامی بخشهای نیروهای مسلح، اعم از ارتش و سپاه پاسداران، به گونهای طراحی شده بود که هرگونه تهدیدی را در نطفه خفه کند.
یکی از دلایل اصلی خنثی شدن نقشههای دشمن، آمادگی کامل نیروهای مسلح کشورمان در تمامی سطوح بود. سیاست «رزم و دفاع موزائیکی»، به معنای هماهنگی و آمادگی از پیش تعیین شده میان تمامی بخشهای نیروهای مسلح، اعم از ارتش و سپاه پاسداران، به گونهای طراحی شده بود که هرگونه تهدیدی را در نطفه خفه کند.
علاوه بر این، حضور پرشور و مقتدرانه مردم در صحنههای مختلف، ازجمله میادین و خیابانها، همواره عاملی تعیینکننده در ناکامی دشمنان بوده است. این حضور مردمی، نهتنها پایههای نظام را مستحکمتر، بلکه پیام روشنی از اقتدار و وفاداری ملت به نظام خود را به جهانیان مخابره کرده است. این انسجام ملی، برگ برنده جمهوری اسلامی در برابر هرگونه توطئه خارجی است.
تصوری واهی از فروپاشی جمهوری اسلامی؛ تیری که به خطا رفت
آنا: جنابعالی به تصور دشمن مبنی بر فروپاشی نظام در روزهای نخست جنگ تحمیلی اشاره کردید. در آن مقطع حساس، چگونه حضور مردم، رویکردی متفاوت از تصور دشمن را رقم زد و موجب حمایت از نظام سیاسی مستقر شد؟
زارع: بله، دشمنان این تصور واهی را داشتند که در روزهای اولیه جنگ تحمیلی، قادر خواهند بود نظام جمهوری اسلامی مقتدر را دچار فروپاشی کنند. آنان انتظار داشتند که با آغاز درگیری نظامی، مردم ایران دچار تفرقه شده و به جای حمایت از نظام، دست به اعتراض و راهپیمایی علیه آن بزنند. این تصور، ناشی از عدم شناخت صحیح از عمق پیوند مردم با انقلاب و نظام اسلامی بود.
اما آنچه در عمل اتفاق افتاد، دقیقاً برعکس تصور آنان بود. مردم ایران با بصیرتی مثالزدنی و حضوری مقتدرانه در صحنه حاضر شدند و به جای راهپیمایی علیه نظام سیاسی مستقر، شاهد حمایت قاطع و گسترده از نظام بودیم. این حضور، نشاندهنده بلوغ سیاسی ملت ایران و درک عمیق آنان از موقعیت حساس کشور و لزوم اتحاد در برابر تجاوز خارجی بود و این حمایت مردمی، ضربه روحی و سیاسی بزرگی به دشمن وارد کرد و توطئه آنان را در ایجاد شکاف داخلی ناکام ساخت.
آنا: پس از شکست پروژه اولیه دشمنان در جنگ تحمیلی، نقش مجلس خبرگان رهبری در انتصاب رهبری جدید و عبور نظام سیاسی از مرحله بحران را چگونه ارزیابی میکنید؟
زارع: پس از شکست پروژه اولیه دشمنان که در روزهای نخست جنگ تحمیلی متصور بودند، یکی از اقدامات حیاتی و تعیینکننده، انتصاب سریع و قاطع رهبری جدید توسط مجلس خبرگان رهبری بود. این اقدام، نقش بسیار مهمی در تثبیت وضعیت سیاسی کشور و خنثیسازی نقشههای دشمن ایفا کرد.
انتخاب آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای بهعنوان فردی که نزدیکترین درک فکری و ایدئولوژیک را به رهبر شهید داشتند، تضمینکننده استمرار خط مشی نظام و حفظ انسجام درونی بود. این انتصاب بهموقع، نظام سیاسی را از مرحله خطرناک و بحرانی عبور داد و عملاً کنترل اوضاع را در دست گرفت. بدین ترتیب، نقشه دشمنان برای فروپاشی نظام جمهوری اسلامی در همان روزهای اولیه، خفه شد و این نظام توانست مسیر اقتدار خود را ادامه دهد.
پس از عبور از بحرانهای اولیه و تثبیت جایگاه نظام، استراتژی دفاع و پشیمان کردن دشمن، همراه با ایجاد بازدارندگی بلندمدت چند دههای، به طور جدی در دستورکار رهبران نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی قرار گرفت. این استراتژی، صرفاً یک رویکرد دفاعی صرف نبود، بلکه به دنبال ایجاد چنان قدرتی بود که دشمنان را از هرگونه اقدام تجاوزکارانه علیه ایران پشیمان سازد.
این رویکرد با تأکید بر این اصل کلیدی تدوین شده که نبرد باید تا زمانی ادامه یابد که دشمن از خطای محاسباتی خود پشیمان شده و بازدارندگی کامل برای ایران حاصل شود. این استراتژی، یک برنامه بلندمدت و چندوجهی است که همواره در حال اجرا و تطبیق با تحولات منطقهای و بینالمللی بوده و تا دستیابی به اهداف نهایی خود، یعنی بازدارندگی کامل و تضمین امنیت پایدار ادامه خواهد داشت.
آنا: با توجه به ظرفیتهای جمهوری اسلامی ایران، نقش مردم و نیروهای مسلح در این مسیر چیست؟
زارع: با اتکاء به ظرفیتهای عظیم مادی و معنوی که جمهوری اسلامی از آن برخوردار است، تردیدی نیست که ما پیروز این میدان خواهیم بود. عبور از این پیچ و گردنه بلند تاریخی، نیازمند ارادهای قوی و همبستگی ملی است. بخشی از این پیروزی، با حضور هوشمندانه و مقتدرانه مردم در صحنه رقم خواهد خورد. این حضور، نهتنها پشتوانه مردمی نظام را تقویت میکند، بلکه بهعنوان یک عامل بازدارنده قوی در برابر دشمنان عمل مینماید.
همچنین، نیروهای مسلح کشورمان با قدرت و مشت آهنین خود، آماده دفاع از تمامیت ارضی و منافع ملی هستند. ترکیب این دو عنصر – حضور مردمی و اقتدار نیروهای مسلح – تضمینکننده پیروزی نهایی ما در برابر هرگونه چالش و تهدیدی خواهد بود. این یک نبرد چندوجهی است و پیروزی در آن، مرهون تلاش جمعی و همهجانبه تمامی ارکان نظام و ملت است.
امروز دیگر خبری از آمریکا با چهره رعبآِور نیست
آنا: شخصیت متزلزل دونالد ترامپ و تأثیر آن بر سیاست خارجی آمریکا اشاره فرمودید.را چگونه ارزیابی میکنید و این شخصیت خودبزرگبین و خودشیفته ترامپ، چه تأثیری بر واکنش رقبا و متحدین آمریکا در قبال سیاستهای او داشته است؟
زارع: بله، شخصیت منحصربهفرد دونالد ترامپ که میتوان آن را با صفاتی چون خودبزرگبین و خودشیفته توصیف کرد، تأثیر عمیقی بر سپهر سیاست خارجی آمریکا و روابط آن با سایر کشورها گذاشته است. این ویژگیها موجب شد که هم رقبا و هم حتی متحدین داخلی او در ساختار قدرت آمریکا و همچنین متحدین سنتی ایالات متحده در اتحادیه اروپا و کانادا، لزوماً از ضرباتی که ترامپ از جمهری اسلامی دریافت و به سیاستهای سنتی آمریکا وارد کرده، ناراحت نباشند.
در واقع، برخی از این بازیگران، حتی از تضعیف جایگاه ترامپ یا شکست او در سیاستهایش استقبال میکردند، چراکه سیاستهای او اغلب غیرقابل پیشبینی و برخلاف منافع بلندمدت متحدین آمریکا بود. این رویکرد، نشاندهنده یک شکاف عمیق در درون بلوک غرب و عدم همسویی کامل بر سر اولویتها و روشهای تعامل با جهان است.
اقدام ترامپ در رویارویی با ایران، بهخصوص در حوزه تنشزایی و افزایش فشارها، با عجله و بدون در نظر گرفتن پیامدهای بلندمدت و استراتژیک صورت گرفت. او تصور میکرد که همانند تجربه او در ونزوئلا، میتواند با اتخاذ رویکردی قاطع و سریع، به پیروزی دست یابد و آن را بهعنوان یک دستاورد بزرگ در کارنامه خود ثبت کند. این پیروزی سریع، به او اجازه میداد تا به تحقیرها و توهینهای خود نسبت به دیگران ادامه دهد و هیمنه پوشالی آمریکا را بازسازی کند.
اما نتیجه دقیقاً عکس تصور ترامپ بود. مقاومت جانانه جمهوری اسلامی و ملت بزرگ و با بصیرت ایران، قدرت پوشالی بینالمللی آمریکا را که برای بسیاری رعبآور بود، شکسته است. این هیمنه و هژمونی انتزاعی، در نگاه بسیاری از سران کشورها و مردم جهان، خدشهدار شده است.
آمریکا امروز در نگاه جهانیان، دیگر آن قدرت بیرقیب و شکستناپذیر سابق نیست و بیشتر به «شیر بییال و دم» تشبیه میشود؛ موجودی که اقتدار ظاهری دارد، اما در عمل فاقد توانایی لازم برای تحقق اهدافش است.
در همین راستا، اتحادیه اروپا و کانادا که خود از سیاستهای یکجانبهگرایانه و غیرقابل پیشبینی ترامپ ضربه خورده بودند، شاید تمایلی نداشتند که او با یک «پیروزی» ساختگی در برابر ایران، موقعیت خود را تقویت کند. برعکس، برخی از آنان حتی انتظار داشتند که ترامپ در این رویارویی، شرمزده و شکستخورده ظاهر شود تا از این طریق، پیامد عدم همراهی با سیاستهای ماجراجویانه او به اثبات برسد.
آنا: در وضعیت کنونی، به نظر میرسد نقش قدرتهای اروپایی در قبال آمریکا تغییر کرده است. شما این تغییر را چگونه ارزیابی میکنید؛ مصداق این تغییر التماس ترامپ از اروپاییها برای کمک است.
زارع: قطعاً همینطور است. اگر تا دیروز قدرتهای اروپایی، بهخصوص در مسائلی، چون اوکراین یا دیگر مباحث استراتژیک، به شدت به ترامپ التماس میکردند که انعطاف بیشتری نشان دهد و رویکردی سازندهتر اتخاذ کند، اما اکنون شاهد یک چرخش اساسی در روابط هستیم. در حال حاضر، این ترامپ است که از اروپاییها خواهش و التماس میکند که آمریکا را از باتلاق جنگ با ایران و شکستهای پیاپی که از جمهوری اسلامی متحمل شده است، نجات دهند.
این تغییر موقعیت، نشاندهنده افول قدرت و اعتبار آمریکا در عرصه بینالمللی، بهخصوص در مواجهه با مقاومت مقتدرانه ایران است. آمریکا، تحت هدایت ترامپ در دام راهبردهایی گرفتار شده که نهتنها به اهدافش نرسیده، بلکه او را در موقعیتی آسیبپذیر قرار داده است. این وضعیت، قدرت چانهزنی و نفوذ اروپا را در روابط بینالملل افزایش داده و نشان میدهد که نظم جهانی در حال دگرگونی است.
شخصیت سیاسی و رویکردهای خاص دونالد ترامپ، به گونهای بوده که بسیاری از مقامات و رؤسای پیشین، و همچنین سایر نهادهای قدرت در آمریکا، با اقدامات او همراهی و همسویی نداشتهاند. این عدم همراهی، صرفاً ناشی از اختلافات سیاسی مرسوم نیست، بلکه گاه به دلیل ماهیت غیرمتعارف، شتابزده و در مواردی، خلاف منافع بلندمدت و اصول اخلاقی ایالات متحده بوده است.
اینکه این مقامات و نهادها، با اقدامات یا سیاستهای خاصی که از سوی ترامپ مطرح یا اجرا میشده، همراهی نکردهاند، خود نشاندهنده یک شکاف عمیق در درون ساختار قدرت آمریکا و عدم اجماع بر سر راهبردها و اهداف ملی است.
این رویکرد، در مواردی به تضعیف جایگاه ترامپ و ناکامی برخی از طرحهای او کمک کرده است. همکاری نکردن نهادها با یک فرد خاص، به دلایل مختلفی میتواند صورتپذیر باشد؛ ازجمله عدم تطابق رویکردها، نگرانی از پیامدهای منفی یا تلاش برای حفظ اصول و ارزشهای نظام سیاسی. این موضوع، بدون شک، در تحلیل کلی جایگاه و تأثیرگذاری ترامپ، بسیار موثر بوده است.
انتهای پیام/