صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۲۱:۰۳ | ۱۹ / ۱۲ /۱۴۰۴
| |
یک استاد دانشگاه تهران در گفت‌و‌گو با آنا:

نظام جمهوری اسلامی قائم به فرد نیست؛ ملت پشتیبان است/ رابطه رهبر و مردم دوسویه است

یک استاد دانشگاه حمله اخیر به ایران را مبتنی بر تحلیلی نادرست از ساختار سیاسی کشور دانست که با واکنش قاطع ایران باطل شد. همچنین وی بر ضرورت اطاعت آگاهانه از رهبری جدید و حمایت فعال مردم از خط مشی ایشان برای تداوم وحدت ملی تأکید کرد.
کد خبر : 1039060

فردین قریشی، استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، در گفت‌و‌گو با خبرگزاری آنا با اشاره به ماهیت رفتار سیاسی در تمدن مدرن غرب گفت: در رفتار سیاسی دولتمردان غربی، موازین اخلاقی، آرمانی و مذهبی نقش تعیین‌کننده‌ای ندارد و سیاست‌ورزی آنان عمدتاً در چارچوب نگرشی مدرن به سیاست و مبتنی بر نیل به هدف به هر وسیله‌ای ممکن تعریف می‌شود.

سیاست مدرن غرب بر محور قدرت و ریاکاری شکل گرفته است

وی با بیان اینکه در این نظام فکری، «هدف وسیله را توجیه می‌کند»، افزود: کتاب شهریار نوشته ماکیاول در رأس تعالیم سیاسی غربیان قرار دارد و بر مبنای همین آموزه، دروغ گفتن، توسل به خشونت یا حتی کشتن انسان‌ها در راه نیل به هدف قدرت، مجاز دانسته می‌شود. به تعبیر او، تمدن غربی هنگامی که به اصول اخلاقی و انسانی یا موازین حقوقی اشاره می‌کند، اغلب برای توجیه افکار عمومی و دادن وجاهت ظاهری به رفتار‌های خود است.

قریشی تصریح کرد که تاریخ استعمار و دو جنگ جهانی و نیز فجایع انسانی مانند بمباران هیروشیما و رفتار‌های اخیر در غزه، مؤید این نگرش است.

او گفت: پرونده تاریخی غرب پر است از کشتار، برده‌داری و قطع اعضای انسان‌ها. جنایت‌هایی که نشان می‌دهد اخلاق برای آنان تنها هنگامی اهمیت دارد که به نفع قدرتشان باشد.

وی تأکید کرد: اگر امروز از کمتر مناطق مسکونی را بمباران می‌کنند، نه به دلیل اخلاق بلکه به سبب محاسبات سیاسی است. روزی که حس کنند ریختن خون بی‌گناهان برایشان سودمند است، همان خواهند کرد. روزی که به این باور برسند که ریختن خون انسان‌های بی‌گناه و با خاک یکسان کردن مناطق مسکونی به آنها کمک می‌کند، قطعا این کار را انجام خواهند داد.

استاد حقوق دانشگاه تهران در ادامه درباره امکان مذاکره میان ایران و آمریکا گفت: تا زمانی که ایالات متحده واقعیت وجودی ایران را به عنوان کشوری مستقل و غیرتابع و همچنین به عنوان یک بازیگر مستقل در جهان که نمی‌خواهد تابع آمریکا باشد نپذیرد، مذاکره ثمربخشی شکل نخواهد گرفت.

او افزود: اگر آمریکا چنین واقعیتی را بپذیرد و گفت‌و‌گو را بر مدار منطق، احترام متقابل و منافع مشروع متقابل بنا نهد، آن‌گاه می‌توان به مذاکرات امیدوار بود.

قریشی ادامه داد: برخی زمامداران آمریکا، از جمله در دوره اوباما، تا حدودی به این واقعیت پی بردند؛ اما دولت ترامپ به گمان آنکه اوباما در ارزیابی قدرت ایران دچار اشتباه شده، سیاست زور را آزمود و به لطف خدا به جایی نرسید.

وی تأکید کرد: در آینده، تنها در صورتی می‌توان مذاکره‌ای عادلانه داشت که هر دو طرف حدود خود را شناخته باشند. تا آن زمان، گرفتار نخوت و خودبزرگ‌بینی بودن آمریکا مانع از گفت‌وگوست.

به گفته او، ایران همواره از مذاکره منطقی استقبال کرده است، اما گفت‌و‌گو نباید به میدان تحقیر و تسلیم بدل شود. در چنین شرایطی، مقاومت بر هر نوع مذاکره ترجیح دارد.

تحلیل دشمن درباره ساختار سیاسی ایران نادرست بود

قریشی در بخش دیگری از این گفت‌و‌گو درباره حمله اخیر به ایران گفت: این حمله بر پایه تصوری غلط از ساختار سیاسی ایران صورت گرفت. آنان گمان می‌کردند نظام جمهوری اسلامی با حذف رأس هرم قدرت فروخواهد ریخت و در پی آن، مردم ناراضی به خیابان خواهند آمد و نظام سقوط خواهد کرد؛ به ویژه حوادثی که در دی ماه در کشور اتفاق افتاد بود. آنها قصد داشتند از این ماجرا علیه ایران استفاده کنند.

وی با اشاره به آموزه‌های ماکیاولی که برخی طراحان غربی از آن الهام گرفته‌اند، اظهار کرد: براساس این برداشت‌ها، آنان تصور کردند ایران سیستمی قائم به فرد است و با حذف رأس آن، به راحتی فرو می‌پاشد. اما واکنش سریع و سنگین نظامی ایران خلاف این پندار را ثابت کرد.

قریشی افزود: نه تنها نظام پابرجا ماند، بلکه دیدند تفویض اختیارات انجام شده و دستگاه اداری و سیاسی به‌خوبی عمل می‌کند. از سوی دیگر، به جای مردم ناراضی، نیرو‌های حامی نظام با حضوری پرشور به خیابان‌ها آمدند و شورش احتمالی را خنثی کردند. حتی شهادت مقام رهبری انگیزه‌ای مضاعف در میان طرفداران نظام پدید آورد.

وی تاکید کرد بقای جمهوری اسلامی، حاصل «کارآمدی بروکراتیک و حمایت مردمی» است و افزود: نظام اداری و اجرایی کشور با توفیق عمل کرده و پایگاه اجتماعی نظام همچنان مستحکم است. این پیروزی‌ها به یاری خدا و مشیت الهی حاصل شده است.

قدرت ایران، نتیجه اقتدار علمی است

استاد دانشگاه تهران علم را یکی از رموز اصلی توانمندی کشور دانست و گفت: اگر جمهوری اسلامی ایران توانسته در برابر قدرت‌های بزرگ بایستد، بخشی بزرگ از آن به اتکای پیشرفت علمی است. فناوری موشکی ایران و دقت اصابت اهداف نتیجه همین اقتدار بومی است.

او افزود: پایداری و تاب‌آوری کشور در برابر فشارها، به پشتوانه مدیریت علمی و تدبیر در اداره امور حاصل شده است. امیدواریم در دوران پس از جنگ نیز برای بازسازی کشور بیش از پیش از علم و دانش بهره بگیریم.

وی تأکید کرد: در حوزه علوم انسانی نیز باید به سمت پژوهش‌های اصیل و بومی حرکت کنیم تا یافته‌های علمی بتوانند به اصلاح نظام اجتماعی و سیاسی یاری رسانند.

همبستگی ملی، سرمایه‌ای برای آینده ایران است

قریشی با اشاره به انسجام ملی پس از تهاجم گفت: وقتی نظامی مورد حمله قرار می‌گیرد، همبستگی داخلی افزایش می‌یابد. گرچه نارضایتی‌هایی در جامعه وجود دارد، اما مقاومت ایران در برابر تجاوز خارجی باعث شد انسجام ملی تقویت شود.

وی تأکید کرد: حفظ این همبستگی در بلندمدت منوط به ارتقای کارآمدی، رفع مشکلات مردم و اصلاح رویه‌های اجرایی است. اگر نظام بتواند عملکردی بهینه داشته باشد، این انسجام به سرمایه‌ای پایدار بدل خواهد شد. روشن است وقتی یک کشور مورد تهاجم نظامی قرار می‌گیرد، همبستگی در آن کشور بیشتر می‌شود هر چند به خاطر درگیری‌هایی که در دی ماه اتفاق افتاد متأسفانه نارضایتی‌هایی در جامعه است، اما با اصلاحاتی که در رویه‌ها و عرصه‌های مختلف سیاسی انجام شود قطعا این شرایط بهبود بیشتری پیدا خواهد کرد. من فکر می‌کنم برای حفظ انسجام و همبستگی که به وجود آمده است باید کارآمدی در جامعه رشد کند و مشکلات مردم رفع شود.

رابطه رهبر و مردم دوسویه است

در پایان قریشی با نگاهی نهادگرایانه به پیوند میان رهبر و ملت تأکید کرد: رابطه رهبری و مردم دوسویه است؛ مردم وظایفی در قبال رهبر دارند و رهبر نیز مسئولیت‌هایی نسبت به مردم بر دوش دارد.

او افزود: در شرایط جدید جامعه، رهبر باید اصلاحات گسترده‌ای را در حوزه رسانه، اقتصاد و مبارزه با فساد در دستور کار قرار دهد. همچنین باید از فرصت‌های پدیدآمده برای گسترش آگاهی عمومی و استفاده از سرمایه اجتماعی حاصل از همبستگی ملی بهره گرفت.

به گفته او، مردم نیز با حمایت از رهبر در ایفای وظایف و مسئولیت‌های خطیر ایشان، نقش تعیین‌کننده‌ای در موفقیت کشور خواهند داشت.

ارسال نظر
captcha