صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۱:۱۸ | ۰۸ / ۱۲ /۱۴۰۴
| |

از تدریس تا تحریک

بررسی تحولات اخیر دانشگاه‌های تهران حاکی از آن است که بخشی از اساتید با بهره‌گیری از کلاس درس و تریبون رسمی، روندی سازمان‌یافته برای تضعیف مرجعیت فکری و هدایت برخی دانشجویان به مسیر هنجارشکنی و تقابل با هویت ملی ایجاد کرده‌اند.
کد خبر : 1036130

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، صحن آکادمیک ایران در روز‌های اخیر شاهد وقایعی بود که به وضوح نشان از عبور سیستماتیک از خطوط قرمز ملی و دینی دارد؛ اتفاقاتی که بررسی ابعاد آن ثابت می‌کند این تحرکات، فراتر از یک اعتراض صنفی ساده یا هیجان زودگذر دانشجویی است. حقیقت آن است که ریشه این آشوب‌های کلامی و رفتاری را باید در طراحی‌های پیچیده و دقیق اتاق فکر‌های لندن و واشینگتن جست‌و‌جو کرد که هدف‌گذاری مشخصی برای بی‌ثبات‌سازی کانون‌های تولید علم در ایران دارند. توهین به مقدسات ملی و بی‌حرمتی به پرچم مقدس کشور، نه یک اتفاق تصادفی یا واکنشی احساسی، بلکه خروجی مستقیم و تلخ نفوذ معرفتی در برخی لایه‌های مدیریتی و آموزشی است که طی سالیان متمادی، راه را برای فرسایش غیرت ملی در محیط‌های نخبگانی هموار کرده‌اند.

دانشگاه که طبق رهنمود‌های امامین انقلاب، باید نبض تپنده پیشرفت علمی و مبدأ تمام تحولات مثبت کشور باشد، در هفته نخست اسفندماه بار دیگر به میدان تاخت‌وتاز اقلیتی بدل شد که هویت ملی و ریشه‌های اصیل خود را در پای حباب‌های مجازی و القائات رسانه‌های معاند ذبح کرده‌اند. این جریان اندک، با گروگان گرفتن فضای آموزشی، سعی دارد تصویری رادیکال و ضدقانون از دانشجوی ایرانی به جهان مخابره کند، در حالی که واقعیت بدنه دانشجویی، دلبسته به آرمان‌های ملی و پیشرفت وطن است. آنچه در برخی دانشگاه‌ها رخ داد، برآمده از یک گسست عمیق معرفتی است؛ جایی که دانشجو به جای در دست گرفتن کتاب و تکیه بر عقلانیت، بیانیه‌های دیکته شده و کد‌های ارسالی از خارج مرز‌ها را در دست می‌گیرد و نادانسته به پیاده‌نظام پروژه‌هایی تبدیل می‌شود که هدف نهایی‌شان تجزیه فکری و فیزیکی ایران است. باید با صراحت لهجه و بدون لکنت گفت که این هنجارشکنی‌های سازمان‌یافته، به هیچ عنوان صدای اصیل و ماندگار دانشگاه نیست، بلکه پژواک ناهنجاری است که در سایه غفلت طولانی‌مدت نهاد‌های نظارتی و فرهنگی به بازتولید آشوب مشغول است.

ترور امید در کلاس‌های درس

ریشه‌یابی دقیق و کالبدشکافی این التهابات اخیر، ما را به حقیقتی هولناک‌تر می‌رساند که در پشت میز‌های تدریس پنهان شده است. متاسفانه باید پذیرفت که بخشی از این لشکری‌سازی علیه منافع ملی، در کلاس‌های درس و توسط اساتیدی صورت می‌گیرد که رسالت علمی خود را به فراموشی سپرده‌اند. اساتیدی که کلاس درس را به میتینگ‌های سیاسی یک‌طرفه تبدیل کرده و به جای پمپاژ دانش، خودباوری و امید به آینده، بذر ناامیدی، نفرت و سیاه‌نمایی مطلق می‌کارند، در واقع جاده‌صاف‌کن‌های داخلی برای پروژه‌های خطرناکی همچون «کشته‌سازی» و تقابل خیابانی هستند. آنها با تضعیف مرجعیت فکری نظام در ذهن دانشجو، او را در برابر تهاجمات بیگانگان بی‌دفاع رها می‌کنند.

تحلیل‌های دقیق امنیتی و پایش‌های میدانی نشان می‌دهد که الگوی رفتار رادیکال و ساختارشکن برخی دانشجویان در روز‌های گذشته، شباهت خیره‌کننده‌ای به متد‌های پیاده شده در جنگ شناختی سال ۱۴۰۱ دارد. با این تفاوت مهم که این بار، شبکه نفوذ در هیئت علمی با صراحت و جسارت بیشتری نقش کاتالیزور و محرک اصلی را ایفا می‌کند. این اساتید با سوءاستفاده از اعتماد نظام آموزشی، از تریبون‌های رسمی برای مشروعیت‌بخشی به رفتار‌های غیرقانونی استفاده می‌کنند. وقتی استاد به عنوان مرجع فکری و الگوی رفتاری، دستاورد‌های عظیم علمی و استقلال سیاسی کشور را وارونه جلوه می‌دهد و یا به تحقیر داشته‌های ملی می‌پردازد، دیگر نباید انتظار داشت که دانشجو در برابر فتنه‌های سهمگین فضای مجازی و بمباران دروغ‌های رسانه‌ای مصون بماند. در واقع، ترور امید در کلاس درس، مقدمه‌ای برای ترور امنیت در صحن دانشگاه است.

شکست سیاست مماشات

یکی از دلایل اصلی جری‌تر شدن این جریان اندک و گستاخی لیدر‌های آشوب، تعلل بیش از حد مراجع انضباطی و حاکم بودن نگاه‌های مصلحت‌اندیشانه و بعضاً لرزان در بدنه وزارت علوم است. سیاست صبر و انتظار که به اشتباه تحت عنوان سعه‌صدر تعبیر شده، در عمل منجر به ایجاد حاشیه امن برای هنجارشکنان شده است. مماشات با کسانی که حرمت محیط علمی را شکسته، به پرچم اهانت کرده و ساحت مقدس آموزش را به میدان جنگ و عربده‌کشی تبدیل کرده‌اند، دیگر نه یک تدبیر مدیریتی، بلکه یک خطای راهبردی و نابخشودنی محسوب می‌شود که هزینه آن را کل نظام پرداخت خواهد کرد.

دانشگاه در تمامی دنیا جای گفت‌و‌گو، تضارب آرا و نقد روشمند است؛ اما گفت‌و‌گو تنها با کسی معنا دارد که به اصول اولیه مدنی و منطق گفت‌و‌گو پایبند باشد، نه با کسی که ماموریتش توقف چرخ علمی کشور و ایجاد هرج‌ومرج به هر قیمتی است. اگر امروز با محرکان اصلی، اساتید پشت‌صحنه و لیدر‌های شناسنامه‌دار که با بودجه بیت‌المال علیه امنیت ملی اقدام می‌کنند، برخورد قاطع و انقلابی صورت نگیرد، بدون شک هزینه این انفعال و عقب‌نشینی را کل ساختار آموزش عالی و آیندگان پرداخت خواهند کرد. صیانت از حریم دانشگاه، مستلزم جراحی این غده‌های بدخیم و بازگرداندن انضباط آهنین به محیط‌هایی است که قرار است مدیران تراز تمدن اسلامی را پرورش دهند. زمان تعارفات اداری به پایان رسیده و مطالبه‌ی بدنه نجیب دانشجویی، پاکسازی ساحت علم از لوث وجود کسانی است که قبله‌شان غرب و هدفشان ویرانی هویت ایرانی است.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha