صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۰:۰۴ | ۰۴ / ۱۲ /۱۴۰۴
| |
در گفت‌و‌گو با آنا مطرح شد

سند ملی آموزش اضطراری، باید تدوین شود

کارشناس هوش مصنوعی، با اشاره به تجربه‌های تلخ گذشته، بر ضرورت فوری تدوین سندی جامع برای آموزش در شرایط بحرانی تأکید کرد.
کد خبر : 1034870

به گزارش خبرگزاری آنا، با هر بحران تازه، از آلودگی هوا تا تعطیلی‌های گسترده ناشی از جنگ یا پاندمی، نظام آموزشی کشور دوباره با پرسشی تکراری روبه‌رو می‌شود: چه باید کرد تا آموزش متوقف نشود؟ واقعیت این است که در نبود یک سیاست ملی مشخص برای آموزش در شرایط اضطرار، هر بار تصمیم‌ها به شکل پراکنده و سلیقه‌ای گرفته می‌شود و نتیجه، افت کیفیت، نابرابری دسترسی و کاهش اعتماد عمومی به آموزش مجازی است.

مجید خلخالی، کارشناس هوش مصنوعی، در گفت‌و‌گو با آنا به بررسی راه‌های برون‌رفت از این وضعیت پرداخته‌ایم. آموزش مجازی دیگر یک گزینه موقت نیست، بلکه بخشی از آینده آموزش کشور است و باید برای آن چارچوبی رسمی و پایدار تدوین شود. بدون زیرساخت‌های متمرکز، سرور‌های ملی و پهنای باند تضمین‌شده، آموزش در بحرانی‌ترین لحظات کشور همواره آسیب‌پذیر باقی می‌ماند. مهارت استادان در تدریس آنلاین و بازطراحی روش‌های ارزشیابی نیز بخش حیاتی این تحول است چرا که آموزش مجازی موفق، نه با فناوری، بلکه با توانایی استفاده معنادار از آن تحقق می‌یابد.

با توجه به تأکید همیشگی بر اهمیت آموزش حضوری به عنوان روش اصلی، آیا نیاز داریم یک سند سیاست‌گذاری مدون داشته باشیم که مشخص کند در شرایط بحرانی (مانند جنگ، آلودگی هوا، سیل یا پاندمی) چه زمانی و با چه معیار‌هایی آموزش به صورت مجازی و با چه سطحی از کیفیت برگزار شود؟ این سند باید بر چه اصولی استوار باشد؟

بله، تجربه سال‌های اخیر نشان داد که نبود یک سند سیاست‌گذاری مشخص، باعث تصمیم‌گیری‌های پراکنده و کاهش کیفیت آموزش می‌شود. آموزش مجازی در شرایط بحران باید بر اساس یک چارچوب از پیش تعریف‌شده و نه تصمیم‌های مقطعی اجرا شود.

این سند باید بر چند اصل اساسی استوار باشد: نخست، تداوم آموزش، به این معنا که هیچ بحرانی نباید منجر به توقف کامل آموزش شود. دوم، حفظ حداقل استاندارد‌های کیفیت، یعنی کلاس مجازی باید شامل محتوای آموزشی مناسب، امکان تعامل و دسترسی عادلانه برای همه دانشجویان باشد. سوم، عدالت آموزشی، با توجه به تفاوت سطح دسترسی دانشجویان به اینترنت و امکانات و در نهایت، تعریف سطوح مختلف بحران و تعیین پروتکل مشخص برای هر سطح، تا دانشگاه‌ها بدانند دقیقاً در چه شرایطی و چگونه آموزش را به فضای مجازی منتقل کنند.

برای اطمینان از تداوم آموزش برای میلیون‌ها دانشجو و استاد در سراسر کشور در زمان بحران، چه زیرساخت‌های فنی متمرکز (مانند سرورها، پهنای باند، و امنیت داده‌ها) باید توسط نهاد‌های بالادستی (مثل وزارت علوم یا وزارت ارتباطات) فراهم شود تا دانشگاه‌ها درگیر مشکلات زیرساختی نشوند؟

برای تضمین تداوم آموزش در مقیاس ملی، زیرساخت آموزش مجازی باید به عنوان یک زیرساخت حاکمیتی دیده شود، نه مسئولیت جداگانه هر دانشگاه. مهم‌ترین اقدام، ایجاد یک پلتفرم ملی پایدار برای آموزش مجازی است که خدمات کلاس آنلاین، مدیریت محتوا و برگزاری آزمون را به صورت یکپارچه ارائه دهد.

همچنین، تأمین سرور‌های قدرتمند و دیتاسنتر‌های اختصاصی برای آموزش، تخصیص پهنای باند کافی و ارائه اینترنت رایگان یا نیم‌بها برای دسترسی به سامانه‌های آموزشی بسیار ضروری است. در کنار این موارد، توجه به امنیت داده‌ها و احراز هویت کاربران نیز اهمیت زیادی دارد تا هم از اطلاعات آموزشی محافظت شود و هم اعتبار فرآیند‌های آموزشی حفظ شود.

بزرگترین مانع در اجرای مؤثر آموزش مجازی در زمان بحران، اغلب نه ابزار، بلکه آمادگی و مهارت اساتید است. چه برنامه‌های فشرده و مستمر آموزشی برای ارتقای مهارت‌های تدریس آنلاین اساتید باید به صورت روتین در دانشگاه‌ها اجرا شود تا کیفیت آموزشی افت نکند؟

واقعیت این است که کیفیت آموزش مجازی بیش از آنکه به فناوری وابسته باشد، به مهارت اساتید بستگی دارد؛ بنابراین لازم است آموزش تدریس آنلاین به یک برنامه مستمر و ساختاریافته در دانشگاه‌ها تبدیل شود، نه صرفاً چند کارگاه مقطعی.

این آموزش‌ها باید شامل مهارت‌های پایه مانند کار با سامانه‌های آموزشی، و همچنین مهارت‌های پیشرفته‌تر مانند طراحی درس برای محیط آنلاین، ایجاد تعامل با دانشجویان و روش‌های ارزشیابی مجازی باشد. مهم‌تر از همه، این دوره‌ها باید به عنوان بخشی از توانمندسازی حرفه‌ای اعضای هیئت علمی به صورت منظم و حتی الزامی برگزار شود تا دانشگاه‌ها در زمان بحران با افت کیفیت مواجه نشوند.

یکی از نگرانی‌های اصلی، نظارت بر یادگیری و جلوگیری از تقلب در محیط مجازی است. چه راهکار‌هایی (تکنولوژیک یا رویه‌ای) باید به کار گرفته شود تا ارزشیابی دانشجویان در آموزش مجازی، عادلانه و معتبر باشد؟

برای حفظ اعتبار ارزشیابی در آموزش مجازی، مهم‌ترین اقدام تغییر رویکرد از آزمون‌های حافظه‌محور به ارزشیابی‌های تحلیلی و مهارتی است. استفاده از پروژه‌ها، تکالیف کاربردی و آزمون‌های مفهومی می‌تواند تا حد زیادی امکان تقلب را کاهش دهد.

در کنار آن، می‌توان از ابزار‌های فنی مانند طراحی سوالات تصادفی، محدودیت زمانی مناسب و برگزاری بخشی از ارزیابی به صورت شفاهی استفاده کرد. ترکیب این روش‌ها باعث می‌شود فرآیند ارزشیابی هم عادلانه‌تر باشد و هم اعتبار علمی آن حفظ شود.

در نهایت باید پذیرفت که آموزش مجازی نیازمند بازطراحی روش‌های ارزشیابی است و نمی‌توان همان مدل سنتی را بدون تغییر در محیط مجازی اجرا کرد.

ارسال نظر
captcha