«کافه سلطان»؛ روایت غیرمستقیم بحران از دل جزئیات کوچک انسانی
گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، ندا الماسیان ـ «کافه سلطان» دومین تجربه کارگردانی مصطفی رزاقکریمی در زمینه ساخت فیلم بلند داستانی، بیش از آنکه یک فیلم داستانمحور دربارهی بحران باشد، ادامهی طبیعی نگاه مستندسازانهی کارگردان به جهان پیرامون است؛ نگاهی که در این فیلم، هم نقطهی قوت محسوب میشود و هم مهمترین مانع برای رسیدن اثر به یک روایت سینمایی کامل.
فیلم در یک کافهی بینراهی میگذرد؛ لوکیشنی که با شروع جنگ ۱۲ روزه به فضایی بسته و معلق تبدیل میشود. جنگ در «کافه سلطان» نه بهعنوان موضوع اصلی، بلکه بهمثابه کاتالیزور عمل میکند؛ عنصری بیرونی که آدمها را ناگهان از زندگی عادی جدا میکند و آنها را در موقعیتی ناخواسته کنار هم نگه میدارد. این انتخاب، از نظر ایده، هوشمندانه است و با سابقهی مستندسازی رزاقکریمی همخوانی دارد: روایت غیرمستقیم یک بحران بزرگ از دل جزئیات کوچک انسانی.
کارگردانی فیلم نشان میدهد رزاقکریمی به فضا بیش از پیرنگ اهمیت میدهد. میزانسنها سادهاند، حرکت دوربین اغلب خنثی و ناظر است و تأکید اصلی بر ثبت رفتار آدمها در موقعیت تعلیقشده است. همین ویژگی باعث شده فیلم لحنی نزدیک به مستند داستانی پیدا کند؛ لحنی که در برخی سکانسها به باورپذیری کمک میکند، اما در مجموع، ریتم دراماتیک را تضعیف میکند.
بزرگترین نقطهی اتکای فیلم، بازی آزیتا حاجیان در نقش «مهتاب» است؛ زنی میانسال که کافه را نه فقط بهعنوان محل کسب، بلکه بهمثابه پناهگاه انسانی سرپا نگه داشته است. حاجیان با کمینهگرایی در بازی، شخصیتی میسازد که ستون عاطفی فیلم است؛ زنی که در میانهی آشفتگی، نمایندهی عقل سلیم و اخلاق روزمره است. در مقابل، بسیاری از بازیهای مکمل یا تیپیکال باقی میمانند یا فرصت پرداخت پیدا نمیکنند؛ مسئلهای که به عدم تعادل بازیگری در فیلم دامن زده است.
فیلمنامه عطیه آرندی ایدهی مرکزی جذابی دارد، اما در تبدیل موقعیت به درام چندان موفق نیست. «کافه سلطان» بیشتر مجموعهای از وقعیتها و گفتوگوهاست تا یک روایت با اوج و فرود مشخص. فیلم ترجیح میدهد ثبت کند تا روایت؛ مشاهده کند تا قضاوت. این انتخاب، اگرچه با جهانبینی کارگردان همخوان است، اما باعث میشود فیلم در لحظات حساس، فاقد ضربهی دراماتیک باشد.
از منظر بصری، فیلم ساده و بیادعاست. طراحی صحنه و لوکیشنمحوری اثر، به حس تعلیق مکانی کمک میکند، اما نبود تنوع بصری و فقدان طراحی میزانسنهای هدفمند، گاه فیلم را به سطح یک نمایش تلویزیونی نزدیک میکند. اینجاست که «کافه سلطان» در مرز میان سینما و گزارش تصویری باقی میماند و هرگز بهطور کامل از آن عبور نمیکند.
در مجموع، «کافه سلطان» فیلمی شریف و محترم است که دغدغهی انسانی دارد، اما در سینماییشدن مردد میماند. اثری که بیش از آنکه روایتگر بحران باشد، شاهد آن است؛ و همین تماشاگر را به تأمل وا میدارد، اما کمتر درگیر میکند.
انتهای پیام/