صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۲۳:۲۷ | ۱۶ / ۱۱ /۱۴۰۴
| |
یک آینده پژوه و پژوهشگر فضای سایبر در گفت‌وگو با آناتک:

موفقیت پلتفرم‌های داخلی نیاز به ساخت یک گلخانۀ دیجیتال و خروج از قلعه‌ها دارد

سکو‌های داخلی فعلی اغلب مانند «قلعه‌های خفه‌کننده» یا «انبار‌های بی‌قاعده» عمل می‌کنند، راهکار اساسی برای موفقیت آنها ساخت «گلخانه‌های دیجیتال» است. سیّدجواد شیخ‌الاسلامی، آینده پژوه و پژوهشگر فضای سایبر با اشاره به این موضوع می‌گوید که بازآرایی سکو‌های داحلی باید بر ۳ پایه «اعتماد به امنیت»، «اعتماد به انصاف» و «اعتماد به معیشت» هنرمندان بنا شوند تا بتوانند میدان نبرد روایت را از دشمن بازپس گیرند. این تحلیل در پاسخ به ضرورت ایجاد محیطی امن و پویا برای صدا‌های مستقل در مقابل حملات سازمان‌یافته سایبری مطرح شد.
کد خبر : 1030865

میدان هم‌آوردی کشورها و ملت‌ها با یکدیگر امروزه فراتر از حدود جغرافیایی مرسوم رفته است، سلاح‌های جدید به شکل کامنت، ترند و هشتگ نمایان می‌شوند. اینجا دیگر خبری از دود و باروت نیست، اما آسیب‌ها عمیق‌تر و ماندگارترند. هدف، نه تسخیر سرزمین، که تسخیر ادراک جمعی، سلب اعتماد و تحمیل سکوت است. در این فضای مه‌آلود دیجیتال، مقاومت به چه شکلی معنا می‌یابد؟ آیا می‌توان در میدانی که قواعد آن را دیگران تعریف می‌کنند، پیروز شد؟ گفت‌وگوی پیش‌رو آناتک با سیدجواد شیخ‌الاسلامی، پژوهشگر فضای مجازی، واکاوی یک حاشیه مرتبط با فضای مجازی و ریشه‌یابی آن برای دفاع هوشمند در سرزمین‌های بی‌مرز ادراک است.

آینده‌سازی در لحظه: وقتی یک ایستادگی ساده، الگو می‌سازد

خبرنگار فناوری آناتک: دکتر شیخ‌الاسلامی، با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید. در هفته‌های اخیر شاهد اتفاقی بودیم که به نظر می‌رسد فقط یک حاشیه رسانه‌ای نبود. الناز ملک، بازیگر فیلم خیابان جمهوری، با وجود پیش‌بینی هجوم فحاشی، اعلام کرد پشت اثرش می‌ایستد. از دید شما به عنوان یک پژوهشگر، این اتفاق چه ابعاد عمیق‌تری از فضای دیجیتال امروز را به ما نشان می‌دهد؟

این اتفاق، یک نمود عینی از تغییر میدان نبرد در عصر ماست. مرز‌ها دیگر جغرافیایی نیستند، بلکه ادراکی هستند. سلاح، دیگر موشک نیست؛ کامنت، لایک و ترند است. صحبت‌های این هنرمند، یک الگوی رفتاری هدفمند را آشکار می‌کند که هدف نهایی‌اش نه فقط انتقاد از یک اثر، که سلب اعتماد، ایجاد انزوا و تحمیل سکوت است. این یک عملیات روانی سازمان‌یافته است.

خط تولید صنعتی نفرت؛ از مزارع بات تا فریب الگوریتم

خبرنگار فناوری آناتک: دقیقاً منظورتان از عملیات روانی سازمان‌یافته چیست؟ مکانیسم آن چگونه کار می‌کند؟

قلب این عملیات، مزارع تولید کامنت و لایک یا بات‌فارم‌ها هستند. این یک خط تولید صنعتی نفرت است. مکانیسم آن سه‌لایه دارد:
اول، شبیه‌سازی اجماع. هزاران حساب جعلی یا هدایت‌شده، همزمان هجوم می‌آورند تا این توهم را ایجاد کنند که همه مخالفند.
دوم، فریب الگوریتم. پلتفرم‌هایی مانند توییتر و اینستاگرام، بر مبنای حجم تعامل کار می‌کنند. وقتی این حجم ساختگی ایجاد می‌شود، الگوریتم فریب خورده و آن موضوع را به عنوان یک ترند مهم به میلیون‌ها کاربر تزریق می‌کند. اینجاست که یک جنجال ساختگی، به یک واقعیت اجتماعی دروغین بدل می‌شود.
سوم و مهم‌تر، مهندسی سکوت. این هجوم مستقیم به روان هنرمند است. هدف غرق کردن او در اقیانوسی از طرد و نفرت ساختگی است تا دچار خستگی روانی شده و خودخواسته سکوت کند. الناز ملک با گفتن میدانم فحش می‌خورم نشان داد که به این مکانیسم آگاه است. این آگاهی، یک سپر دفاعی اولیه است.

چرا میدان نبرد، همیشه در حیاط خلوت دیگران است؟

خبرنگار فناوری آناتک: و چرا این نبرد عمدتاً در پلتفرم‌های خارجی جریان دارد؟

دلیل آن ترکیبی از جذابیت و آسیب‌پذیری است. از یک سو، این پلتفرم‌ها برای هنرمند جذابند: دسترسی به مخاطب جهانی، امکانات فنی بهتر. از سوی دیگر، به دلیل نقض کور الگوریتمی و امکان ایجاد حساب‌های انبوه، بستر آسیب‌پذیری برای این حملات فراهم می‌کنند. حمله در این فضا یک ضربه دوگانه است: هم هنرمند را در عرصه‌ای که دوست دارد تحقیر می‌کند، هم به جامعه‌ی مخاطبش القا می‌کند که حرف تو مقبول جهانیان نیست.

فرار یا بازسازی میدان؟ از قلعه و انبار تا گلخانه دیجیتال

خبرنگار فناوری آناتک: پس راه حل، خروج و فرار به پلتفرم‌های داخلی است؟

به هیچ وجه. فرار یک واکنش شکست‌خورده است. راهبرد درست، بازسازی میدان بازی است. ما نیاز به ساخت گلخانه‌های دیجیتال داخلی داریم. فضایی که هم امن باشد، هم شرایط رشد را فراهم کند. مشکل کنونی ما این است که بسیاری از پلتفرم‌های داخلی ما یا حالت قلعه دارند (امن، اما خفه‌کننده) یا حالت انبار (باز، اما بی‌قاعده). ما به فضای گلخانه‌ای نیاز داریم.

سه ضلع مثلث اعتماد: پایه‌های یک گلخانه امن

خبرنگار فناوری آناتک: این گلخانه دیجیتال بر چه پایه‌هایی باید ساخته شود؟

بر پایه‌ی سه ضلع اعتماد:
۱. اعتماد به امنیت: هنرمند باید مطمئن باشد که زیر حملات سازمان‌یافته تنها رها نمی‌شود و سیستم‌های هوشمند از او محافظت می‌کنند.
۲. اعتماد به انصاف: معیار‌های موفقیت و ماندگاری در پلتفرم، شفاف و مبتنی بر قانون باشد، نه سلیقه‌های گذرا.
۳. اعتماد به معیشت: هنرمند باید بتواند از طریق این فضا، درآمدی شفاف، قابل پیش‌بینی و شرافتمندانه داشته باشد. جذب هنرمندان نیازمند یک مسیر مهاجرت معکوس هموار است: انتقال محتوا، حمایت ابتدایی و تضمین معیشت.

مقابله با مزارع کامنت: فراتر از بازی موش و گربه

خبرنگار فناوری آناتک: و در مورد همان مزارع کامنت... مقابله فنی با آنها ممکن است؟

مقابله صرفاً فنی یک بازی بی‌پایان موش و گربه است. راه حل بنیادی‌تر، ایمن‌سازی شناختی جامعه است. باید سواد رسانه‌ای را به سطحی پیشرفته ببریم. به مردم بیاموزیم که یک ترند را چگونه بخوانند. اینکه حجم بالا لزوماً به معنای حقانیت نیست، بلکه می‌تواند نشانه یک عملیات مهندسی باشد. پلتفرم‌های داخلی پیشرفته باید شفافیت اطلاعاتی ایجاد کنند؛ مثلاً نشان دهند که چه درصدی از کامنت‌های منفی از حساب‌های واقعی و با سابقه است. شکستن ابهت دروغین آمار اولین قدم است.

از تک‌روی قهرمانانه تا هوش جمعی دیجیتال

خبرنگار فناوری آناتک: در این میدان، نقش خود هنرمند، مانند الناز ملک، چیست؟

الناز ملک در آن لحظه، یک آینده‌ساز بود. او با عمل خود یک الگوی تاب‌آوری را به سیستم فرهنگی تزریق کرد: می‌شود آگاه بود و ایستاد. اما این ایستادگی نباید تک‌رو و قهرمانانه باقی بماند. باید به یک هوش جمعی دیجیتال تبدیل شود. وقتی به یک هنرمند هجوم می‌آورند، دیگران نباید سکوت کنند یا وارد جنگ زشت شوند، بلکه باید با تولید محتوای متقابل هوشمند —تحلیل، گفت‌وگوی منطقی، طنز خلاق فضا را متعادل کنند.

حفظ حق روایت کردن در فردای تاریخ

خبرنگار فناوری آناتک: و کلام پایانی؟
آینده از آن جوامعی است که بتوانند حول خلاقان و راویان خود، حلقه‌های امن شناختی ایجاد کنند. این حلقه سه بخش دارد: پلتفرم داخلی پیشرفته به عنوان بستر فنی، هنرمند آگاه به عنوان قلب تپنده، و جامعه باسواد به عنوان دیوار محافظ. اگر این حلقه را نسازیم، آینده فرهنگی‌مان—همه آن صدا‌های مستقل و روایت‌های متفاوت—را در مزارع کامنت و لایک دشمن دفن خواهیم کرد. مقاومت امروز، فقط برای یک فیلم نیست؛ برای حفظ حق روایت کردن در فردای تاریخ است.

ارسال نظر
captcha