صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۸:۴۱ | ۱۷ / ۱۱ /۱۴۰۴
| |
یک مدرس سواد رسانه‌ای در گفت‌و‌گو با آناتک:

شایعه وقتی جان می‌گیرد که اعتماد رسانه‌ای تضعیف می‌شود

امروزه سرعت گردش خبر از سرعت فهم و سنجش آن جلو می‌زند، یک گزاره نادرست می‌تواند در چند ساعت به باور عمومی تبدیل شود و سپس کل روایت‌های رسمی را زیر سایه ببرد. در چنین وضعی، دیگر مساله فقط وجود شایعه نیست، بلکه مسئله اصلی آن است که چرا بخشی از مخاطبان، پیش از آنکه منبع را بسنجند یا نشانه‌های اعتبار را بررسی کنند، با اطمینان بازنشر می‌کنند و حتی با تکذیب هم قانع نمی‌شوند. تفاوت میان خطای ناخواسته، جعل عمدی و شایعه، صرفا یک بحث نظری نیست و به اعتماد عمومی، کارکرد رسانه‌های رسمی، و توان جامعه برای مدیریت بحران گره خورده است. اگر رسانه نتواند به موقع، شفاف، منسجم و قابل راستی آزمایی اطلاع رسانی کند، خلا شکل گرفته با روایت‌های غیررسمی پر می‌شود و بازسازی اعتماد به مراتب دشوارتر خواهد شد.
کد خبر : 1030662

از دوران گسترش مطبوعات تا رادیو و تلویزیون، و سپس با فراگیر شدن شبکه‌های اجتماعی، اعتماد همواره سرمایه اصلی ارتباط میان رسانه و مخاطب بوده است؛ هرچه ابزار‌ها سریع‌تر و دسترسی آسان‌تر شده، رقابت بر سر توجه و روایت شدیدتر شده و زمینه برای رشد شایعه و خبر غلط نیز گسترده‌تر شده است.

شایان فخاری، مدرس سواد رسانه، و مدیرعامل یکی از موسسات فعال در حوزه آموزش سواد رسانه، در گفت‌و‌گو با خبرنگار آناتک به مسئله گسترش شایعات، اطلاعات نادرست، و دلایل افزایش آسیب پذیری جامعه در برابر خبر‌های غلط پرداخته است. محور این گفت‌و‌گو، تبیین تفاوت میان شایعه، اطلاعات نادرست ناخواسته و اطلاعات نادرست عامدانه، بررسی علت انتشار سریع شایعه در شبکه‌های اجتماعی، و تحلیل نقش رسانه‌های رسمی در کاهش یا تشدید بی اعتمادی است.

در چارچوب مطالعات رسانه‌ای، شایعه، اطلاعات نادرست ناخواسته (Misinformation) و اطلاعات نادرست عامدانه (Disinformation) چه تفاوت‌های مفهومی و کارکردی با یکدیگر دارند؟

شایعه به‌طور کلی به خبر یا شبه‌خبری اطلاق می‌شود که تایید نشده و معمولا در فضایی مبهم شکل می‌گیرد. این نوع محتوا اغلب بدون منبع مشخص و معتبر است و به‌سرعت به‌صورت دهان‌به‌دهان در میان مردم می‌چرخد. شایعه معمولا زمانی شکل می‌گیرد که اطلاعات رسمی ناقص، دیرهنگام یا مبهم است و همین ابهام، زمینه گسترش آن را فراهم می‌کند. در چنین شرایطی، شایعه به‌عنوان پاسخی غیررسمی به نیاز جامعه برای دانستن عمل می‌کند و به همین دلیل به‌سرعت در فضای عمومی پخش می‌شود.

در مقابل، اطلاعات نادرست ناخواسته نوعی از اطلاعات غلط است که فرد منتشرکننده آن تصور می‌کند صحیح است و نیت فریب یا تخریب ندارد. در این حالت، فرد بر اساس شنیده‌ها یا برداشت شخصی خود سخن می‌گوید و هدفش گمراه‌کردن دیگران نیست. برای مثال، زمانی که فردی می‌گوید شنیده‌ام ممکن است فردا اینترنت قطع شود، این گفته الزاما از قصد سوء ناشی نمی‌شود، بلکه حاصل دریافت یک خبر غیرقطعی و بازنشر آن است. با این حال، نتیجه انتشار چنین اطلاعاتی می‌تواند مشابه شایعه یا حتی اطلاعات نادرست عامدانه باشد.

اما اطلاعات نادرست عامدانه ماهیتی متفاوت دارد و بر پایه قصد و نیت آگاهانه شکل می‌گیرد. در این نوع اطلاعات، فرد یا گروهی با هدف مشخص انحراف افکار عمومی، اقدام به تولید و انتشار اطلاعات غلط می‌کند. این اطلاعات معمولا به‌صورت هدفمند و مکرر بازنشر می‌شود تا به‌تدریج در ذهن مخاطب به‌عنوان واقعیت پذیرفته شود. برای نمونه، ادعای کشته‌شدن تعداد زیادی از شهروندان، با تکرار مداوم می‌تواند این تصور را در ذهن مخاطب ایجاد کند که چنین رویدادی واقعا رخ داده است. تفاوت اصلی میان شایعه، اطلاعات نادرست ناخواسته و اطلاعات نادرست عامدانه در نیت و قصد منتشرکننده نهفته است. هرچند ممکن است در ظاهر شباهت‌هایی میان این محتوا‌ها وجود داشته باشد، اما هدف و انگیزه انتشار، مرز میان آنها را مشخص می‌کند.

چرا شایعه‌ها معمولا سریع‌تر از اخبار تاییدشده در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شوند؟

صرف گفتن اینکه خبری دروغ است، برای مخاطبی که در فضای پساحقیقت قرار دارد، قانع‌کننده نخواهد بود. مخاطب معمولا اطلاعاتی را می‌پذیرد که با تجربه‌ها و پیش‌فرض‌های ذهنی او همخوانی دارد و همین مسئله کار رسانه را دشوارتر می‌کند. بنابراین، مقابله موثر با شایعه نیازمند رویکردی شفاف، توضیحی و مبتنی بر اعتمادسازی است، نه صرفا اعلام تکذیب

شایعه‌ها معمولا پیرامون موضوعاتی شکل می‌گیرند که بار هیجانی بالایی دارند. ساختار مغز انسان به‌گونه‌ای طراحی شده که برای بقا، نسبت به نشانه‌های خطر و اخبار منفی واکنش سریع‌تر و شدیدتری نشان می‌دهد. به همین دلیل، خبر‌هایی که حاوی تهدید، کمبود یا بحران احتمالی هستند، توجه بیشتری جلب می‌کنند. در مقابل، اخبار مثبت مانند رشد اقتصادی یا افزایش تولید، معمولا واکنش کمتری در مخاطب ایجاد می‌کنند و در نتیجه سرعت انتشار پایین‌تری دارند.

برای مثال، اگر گفته شود تولید دام در کشور افزایش یافته، این خبر تاثیر چندانی بر مخاطب نمی‌گذارد. اما اگر اعلام شود که از فردا گوشت در کشور کمیاب می‌شود، این خبر به‌سرعت دست‌به‌دست می‌چرخد. علت این تفاوت، بار احساسی بالای خبر‌های منفی است که می‌تواند احساس نگرانی، ترس یا حتی شگفتی ایجاد کند. مغز انسان نسبت به چنین محرک‌هایی واکنش سریع‌تری نشان می‌دهد و همین امر به گسترش شایعه کمک می‌کند.

از سوی دیگر، نقش شبکه‌های اجتماعی و سازوکار الگوریتمی آنها نیز در این روند بسیار مهم است. الگوریتم‌های این شبکه‌ها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که محتوای هیجانی را بیشتر در معرض دید قرار دهند، زیرا چنین محتوا‌هایی تعامل بیشتری ایجاد می‌کند. زمانی که فردی نسبت به موضوعی مانند قیمت گوشت نگران باشد، به‌طور مداوم با محتوا‌هایی درباره همان موضوع مواجه می‌شود. این تکرار، سطح اضطراب و نگرانی را افزایش می‌دهد و باعث می‌شود فرد احتمال نادرست‌بودن خبر را کمتر در نظر بگیرد.

در چنین شرایطی، بازنشر، ذخیره و واکنش به محتوا‌های هیجانی، چرخه گسترش شایعه را تقویت می‌کند. نمونه‌هایی مانند شایعه کمبود بنزین، ورشکستگی بانک‌ها یا کمبود مرغ و تخم‌مرغ نشان می‌دهد که حتی اگر این اخبار نادرست باشند، باز هم سریع‌تر از گزارش‌های رسمی نهاد‌های مسوول منتشر می‌شوند. این سرعت انتشار یکی از دلایل اصلی اثرگذاری شایعه در فضای عمومی است.

چه شرایط ارتباطی و رسانه‌ای باعث می‌شود یک جامعه در برابر اطلاعات نادرست آسیب‌پذیرتر شود؟

یکی از مهم‌ترین عوامل آسیب‌پذیری جامعه در برابر اطلاعات نادرست، تضعیف جایگاه و اعتبار رسانه‌های رسمی در ذهن مخاطبان است. زمانی که رسانه رسمی خبری را منتشر می‌کند و بخشی از جامعه به‌طور پیش‌فرض آن را غیرواقعی تلقی می‌کند، زمینه برای پذیرش شایعه و اطلاعات غیررسمی فراهم می‌شود. این تصور که رسانه‌ها حقیقت را پنهان می‌کنند یا همه واقعیت را بیان نمی‌کنند، در بخشی از افکار عمومی شکل گرفته است.

این وضعیت لزوما به ناآگاهی مردم بازنمی‌گردد. هرچند فشار رسانه‌ای بیرونی و جنگ روایت‌ها نیز وجود دارد، اما بخش قابل توجهی از مسئله به عملکرد خود رسانه‌ها مربوط می‌شود. اطلاع‌رسانی‌های مبهم، نبود روال مشخص برای شرایط بحران و انتشار پیام‌های متناقض از سوی مسوولان، اعتماد عمومی را تضعیف می‌کند.

برای نمونه، ممکن است یک مقام رسمی در تلویزیون سخنی را مطرح کند، اما فرد دیگری در شبکه اجتماعی خود اظهارنظری متفاوت یا حتی متناقض ارائه دهد. این تناقض‌ها مخاطب را سردرگم می‌کند و باعث می‌شود نتواند مرجع قابل اتکایی برای دریافت اطلاعات پیدا کند. در چنین فضایی، مخاطب به سمت منابع غیررسمی گرایش پیدا می‌کند.

از سوی دیگر، ضعف آموزش سواد رسانه‌ای نیز نقش مهمی در افزایش آسیب‌پذیری جامعه دارد. بسیاری از مخاطبان توان تحلیل محتوایی را که در صفحه تلفن همراه خود می‌بینند ندارند و نمی‌توانند تشخیص دهند که با شایعه، اطلاعات نادرست ناخواسته یا اطلاعات نادرست عامدانه مواجه هستند. حتی در بسیاری از موارد، احتمال نادرست‌بودن خبر را در نظر نمی‌گیرند. به همین دلیل، زمانی که اعتماد به منابع رسمی کاهش می‌یابد، گرایش به پیام‌های هیجانی و شایعه افزایش پیدا می‌کند. این مسئله نشان می‌دهد که آسیب‌پذیری جامعه پدیده‌ای چندبعدی است و نمی‌توان آن را تنها از یک زاویه تحلیل کرد.

رسانه‌های رسمی چگونه ممکن است ناخواسته در بازتولید اطلاعات نادرست یا تقویت بی‌اعتمادی رسانه‌ای نقش ایفا کنند؟

بررسی عملکرد رسانه‌های رسمی نشان می‌دهد که در بسیاری از موارد، الگوی مشخص و منسجمی برای اطلاع‌رسانی در شرایط بحران وجود ندارد. گاهی اخباری منتشر می‌شود که منبع آن به‌طور کامل تایید نشده است و اصلاح آن زمانی انجام می‌گیرد که خبر نادرست پیش‌تر در فضای عمومی منتشر شده و در ذهن مخاطب تثبیت شده است. این تاخیر در اصلاح، به اعتبار رسانه لطمه می‌زند.

نمونه‌ای از این وضعیت، انتشار تصویری درباره ساقط‌‌ شدن جنگنده سی‌وپنج بود که پس از مدتی اصلاح شد. هرچند توضیحاتی درباره منبع خبر ارائه شد، اما اثر اولیه آن در افکار عمومی باقی ماند و همین موضوع به رسانه‌های معاند امکان داد از این خطا برای فضاسازی علیه رسانه‌های داخلی استفاده کنند.

علاوه بر این، بی‌توجهی به بافت اجتماعی و حساسیت‌های افکار عمومی نیز می‌تواند پیامد‌های جدی داشته باشد. نمونه‌ای از این مسئله در یکی از برنامه‌های شبکه افق مشاهده شد. این‌گونه خطاها، حتی اگر کوچک به نظر برسند، در شرایط بی‌اعتمادی چندین برابر دیده می‌شوند.

چنین اشتباه‌هایی می‌توانند پیامد‌های حقوقی، اجتماعی و رسانه‌ای به‌همراه داشته باشند و زخم‌هایی را که در افکار عمومی در حال ترمیم است، دوباره عمیق‌تر کنند. در مجموع، نبود الگوی روشن برای اطلاع‌رسانی، ناهماهنگی در روایت و بی‌توجهی به جزئیات رسانه‌ای، به‌طور ناخواسته به بازتولید اطلاعات نادرست و تقویت بی‌اعتمادی دامن می‌زند.

آیا اصلاح و تکذیب خبر نادرست به‌تنهایی برای مقابله با شایعه و اطلاعات جعلی کافی است، یا نیاز به تغییر در شیوه روایت رسانه‌ای وجود دارد؟

تکذیب صرف به‌هیچ‌وجه برای مقابله با شایعه و اطلاعات جعلی کافی نیست و در بسیاری از موارد حتی قانع‌کننده هم نیست. در ذهن بخشی از افکار عمومی این تصور شکل گرفته که تکذیب نشانه پنهان‌کاری است. این ذهنیت تا حد زیادی نتیجه تجربه‌های گذشته در نحوه اطلاع‌رسانی درباره برخی رویداد‌های حساس است.

برای مثال، در ماجرای هواپیمای اوکراینی، چند روز تکذیب رسمی صورت گرفت و سپس روایت دیگری ارائه شد. این تجربه در حافظه جمعی باقی ماند و بر تصمیم‌گیری‌ها و قضاوت‌های بعدی مخاطبان تاثیر گذاشت. به همین دلیل، زمانی که خبر دیگری تکذیب می‌شود، بخشی از مخاطبان آن را باور نمی‌کنند.

آنچه در این شرایط اهمیت دارد، تغییر در شیوه روایت رسانه‌ای است. رسانه باید به‌جای تکذیب صرف، فرایند شکل‌گیری شایعه را برای مخاطب توضیح دهد. این توضیح شامل بیان منبع خبر، مسیر انتشار، شواهد موجود و دلایل نادرست‌بودن آن است. تنها در این صورت است که امکان خنثی‌کردن شایعه فراهم می‌شود.

در غیر این صورت، صرف گفتن اینکه خبری دروغ است، برای مخاطبی که در فضای پساحقیقت قرار دارد، قانع‌کننده نخواهد بود. مخاطب معمولا اطلاعاتی را می‌پذیرد که با تجربه‌ها و پیش‌فرض‌های ذهنی او همخوانی دارد و همین مسئله کار رسانه را دشوارتر می‌کند. بنابراین، مقابله موثر با شایعه نیازمند رویکردی شفاف، توضیحی و مبتنی بر اعتمادسازی است، نه صرفا اعلام تکذیب.

انتهای پیام/

فهیمه سنجری
ارسال نظر
captcha