صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۰:۰۱ | ۱۳ / ۱۲ /۱۴۰۴
| |
یک‌کارشناس حوزه سواد رسانه‌ای در گفت‌و‌گو با آناتک:

مصرف نادرست خبر، اضطراب اجتماعی می‌سازد

بحران‌ها فقط در میدان جنگ یا اقتصاد رخ نمی‌دهند، گاهی درست در ذهن مخاطب و زیر هجوم بی‌وقفه خبر‌ها شکل می‌گیرند. در شرایطی که شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های آنلاین، خبر را به تجربه‌ای توقف‌ناپذیر تبدیل کرده‌اند، مرز میان آگاهی و اضطراب هر روز باریک‌تر می‌شود. مصرف بی‌ضابطه اخبار، به‌ویژه اخبار بحران، می‌تواند احساس کنترل را از افراد بگیرد و آنها را به مخاطبانی منفعل بدل کند.
کد خبر : 1029550

بحران و عدم‌اطمینان همواره بخشی از تجربه تاریخی جوامع انسانی بوده است. از جنگ‌های کلاسیک گرفته تا بحران‌های اقتصادی و امنیتی معاصر، انسان همواره کوشیده است با اتکا به خبر و اطلاعات، آینده را پیش‌بینی و برای آن آماده شود. با گسترش رسانه‌های نوین و شبکه‌های اجتماعی، سرعت و حجم انتشار خبر به‌طور بی‌سابقه‌ای افزایش یافته و همین امر، الگوی مواجهه با بحران را دگرگون کرده است. در چنین شرایطی، مصرف بی‌ضابطه خبر نه‌تنها به فهم بهتر واقعیت کمک نمی‌کند، بلکه می‌تواند به تشدید اضطراب، سردرگمی اطلاعاتی و فرسودگی روانی منجر شود.

در همین زمینه، خبرنگار آناتک در گفت‌وگویی تفصیلی با محمدعلی عبدالهی، پژوهشگر حوزه سواد رسانه‌ای و ارتباطات، به بررسی تکنیک‌های مصرف متعادل خبر در موقعیت بحران پرداخته است. وی در این گفت‌و‌گو با تمرکز بر نقش احساسات، عملکرد رسانه‌ها و مسئولیت مخاطب، می‌کوشد راهکار‌هایی عملی برای مدیریت مواجهه با اخبار بحران ارائه دهد.

در شرایط بحران، چرا نداشتن الگوی مشخص برای مصرف خبر می‌تواند به سردرگمی اطلاعاتی منجر شود؟

برای پاسخ به این پرسش، بهتر است از یک مثال مشخص استفاده کنیم. جنگ پدیده‌ای است که همواره احتمال وقوع آن میان کشور‌ها وجود دارد. برای کشور ما نیز پس از جنگ دوازده روزه، یک تجربه عینی از درگیری نظامی در حافظه افکار عمومی شکل گرفت و از آن زمان به بعد، همواره امکان بروز جنگ به‌عنوان یک احتمال ذهنی وجود داشته است. زمانی که افکار عمومی تجربه جنگ را از سر گذرانده باشد، طبیعی است که اخبار مرتبط با جنگ به یکی از پرمخاطب‌ترین و داغ‌ترین انواع خبر تبدیل شود.

در چنین فضایی، تحلیل‌هایی درباره این‌که آیا جنگ رخ می‌دهد یا نه، یا خبر‌هایی درباره تحرکات نظامی، به‌سرعت توجه مخاطب را جلب می‌کند. این‌که گفته می‌شود یک خبر داغ است، به این معناست که آن خبر توان جذب مخاطب دارد. وقتی فردی وارد یک سایت خبری می‌شود یا یک کانال مجازی را بررسی می‌کند و با تحلیلی مواجه می‌شود که از نزدیک بودن جنگ سخن می‌گوید، باید آگاه باشد که معنای این خبر لزوما نزدیک بودن جنگ نیست. معنای دقیق‌تر آن این است که خبر جنگ مخاطب می‌آورد و برای رسانه جذابیت دارد.

در واقع، رسانه با انتشار چنین محتوایی به‌دنبال جلب توجه است. این وضعیت می‌تواند به یک فرصت برای ارتقای سواد رسانه‌ای تبدیل شود. اگر رسانه‌ای از ابتدای تیرماه، یعنی پس از پایان جنگ، تا اوایل بهمن‌ماه به‌طور مستمر خبر و تحلیل جنگ منتشر کرده باشد، در حالی که بخش قابل‌توجهی از این اخبار نادرست یا غلط از آب درآمده‌اند، این موضوع امکان ارزیابی و محک‌زدن آن رسانه را برای مخاطب فراهم می‌کند.

همین منطق درباره تحلیلگران نیز صدق می‌کند. بسیاری از تحلیلگران با تکیه بر همین اخبار و تحلیل‌های نظامی مطرح شدند و به چهره تبدیل شدند. اما استمرار پیش‌بینی‌های نادرست، عیار واقعی آنها را آشکار می‌کند. یکی از نتایج این فرایند آن است که هم ترس مخاطب کاهش پیدا می‌کند و هم از سردرگمی و استرس او کاسته می‌شود.

امروزه شاهد نوعی اضطراب شبانه در جامعه هستیم. با تاریک‌شدن هوا و گذشت ساعاتی از شب، برخی کانال‌ها شروع به انتشار تحلیل‌هایی درباره تحرکات نظامی و احتمال وقوع جنگ می‌کنند. این روند که تقریبا به یک عادت شبانه تبدیل شده، به‌خوبی نشان می‌دهد که خبر جنگ لزوما به معنای نزدیک بودن جنگ نیست، بلکه نشان‌دهنده این واقعیت است که این نوع خبر مخاطب دارد.

مخاطب فعال رسانه‌ای نباید دوباره در دام تحلیلگرانی بیفتد که پیش‌بینی‌هایشان با واقعیت همخوانی نداشته است. در کنار این موضوع، کانال‌های سوءاستفاده‌گر نیز شناسایی می‌شوند؛ کانال‌هایی که با تکیه بر اخبار جنگ و ایجاد ترس و نگرانی، به‌دنبال جذب مخاطب و افزایش بازدید هستند

از منظر سواد رسانه‌ای، تعیین زمان‌بندی مشخص برای دنبال‌کردن اخبار بحران چه نقشی دارد؟

برای رسیدن به یک راهکار عملی و ایجاد آرامش روانی نسبی، باید نکات را جمع‌بندی کرد. فردی که در یک وضعیت بحرانی قرار می‌گیرد، ابتدا تلاش می‌کند بفهمد بحران چرا به وجود آمده و ریشه‌های آن چیست. سپس می‌خواهد بداند چه کاری از دستش برمی‌آید و در نهایت، به‌دنبال ترسیم یک تصویر نسبتا روشن از آینده است.

در شرایط ابهام، طبیعی است که افراد به‌طور مداوم کانال‌ها و منابع خبری را بررسی کنند و تحلیل‌ها را پشت سر هم بخوانند. اما پس از مدتی، مخاطب هوشیار و فعال رسانه‌ای متوجه می‌شود که عیار تحلیلگران برای او روشن شده است. برای مثال، پیش از وقوع جنگ، زمانی که صحبت از مذاکره بود، برخی تحلیلگران از موفقیت حتمی مذاکرات و حتی جذب سرمایه‌گذاری خارجی سخن می‌گفتند. اما با حمله اسرائیل به ایران و همراهی آمریکا، نادرستی بسیاری از این تحلیل‌ها آشکار شد.

پس از آن نیز در مورد سرنوشت جنگ، تحلیل‌های متعددی ارائه شد که صحت یا نادرستی آنها به‌مرور مشخص گردید. مخاطب فعال رسانه‌ای نباید دوباره در دام تحلیلگرانی بیفتد که پیش‌بینی‌هایشان با واقعیت همخوانی نداشته است. در کنار این موضوع، کانال‌های سوءاستفاده‌گر نیز شناسایی می‌شوند؛ کانال‌هایی که با تکیه بر اخبار جنگ و ایجاد ترس و نگرانی، به‌دنبال جذب مخاطب و افزایش بازدید هستند.

یکی از نکات مهم سواد رسانه‌ای این است که چنین منابعی شناخته شوند و اخبار آنها حتی از روی کنجکاوی نیز دنبال نشود. کانالی که به‌طور مداوم اخبار احساسی، غیرمعتبر و تاییدنشده منتشر می‌کند و مراجع رسمی آن را تایید نمی‌کنند، به‌وضوح به‌دنبال بهره‌برداری اقتصادی و افزایش بازدید است.

شبکه‌های اجتماعی چگونه با تقویت محتوای عاطفی به چرخه گسترش شایعه دامن می‌زنند؟

واقعیت این است که بخش قابل‌توجهی از رسانه‌ها بر احساسات مخاطب تمرکز دارند. رسانه‌هایی که تحلیل منطقی و سرمایه‌گذاری فکری بر مخاطب انجام می‌دهند، بسیار محدود و نخبگانی هستند. در اغلب موارد، اگر رسانه‌ای بخواهد گرایش ایجاد کند، این کار را از طریق توسل به احساسات انجام می‌دهد.

نمونه بارز این رویکرد، انتشار کلیپ‌هایی است که غم، خشم یا ترس زیادی را به مخاطب منتقل می‌کند. گاهی این کلیپ‌ها در ظاهر خبری هستند، اما با موسیقی زمینه غم‌انگیز یا هیجان‌آور همراه می‌شوند. حتی در اخبار مکتوب نیز از واژگانی استفاده می‌شود که بار عاطفی و روانی بالایی دارند.

برای مثال، تاکید بر این‌که فردی که دستگیر شده، فرزند یک خانواده بوده یا پدر و مادر نگران داشته یا تک‌فرزند بوده است، دقیقا با هدف درگیرکردن احساسات مخاطب صورت می‌گیرد. در این موارد، رسانه به‌جای تمرکز بر واقعیت، بر احساسات سرمایه‌گذاری می‌کند.

چرا محدودکردن منابع خبری به فهم دقیق‌تر کمک می‌کند؟

نکته مهم دیگر این است که سرزدن مداوم و پشت‌سرهم به سایت‌ها و کانال‌های خبری، توان کنترل شرایط را به مخاطب نمی‌دهد. واقعیتی در بیرون در حال وقوع است؛ این واقعیت می‌تواند افزایش قیمت ارز و طلا باشد یا تورم، جنگ و بحران‌های مشابه. بررسی مکرر اخبار، هیچ کنترلی بر این واقعیت ایجاد نمی‌کند و امکان تغییر آن را فراهم نمی‌سازد.

این رفتار شاید به فرد احساس کنترل بدهد، اما این احساس، کنترلی کاذب است. نتیجه واقعی آن، شکل‌گیری یک حس انفعالی است؛ احساسی مبنی بر این‌که شرایط به‌شدت در حال بدترشدن است و فرد نمی‌تواند کاری انجام دهد. در چنین وضعیتی، انجام اقدام‌های عملی که می‌تواند مفید باشد، به تعویق می‌افتد.

از سوی دیگر، اعتیاد به چک‌کردن اخبار باعث می‌شود افراد زمان زیادی را در فضای مجازی بگذرانند و به‌جای اقدام، منتظر خبر جدید بمانند. از آن‌جا که اغلب این اخبار از نوع خبر بد هستند، انگیزه و انرژی فعالیت را از مخاطب می‌گیرند.

چه راهکار عملی برای ایجاد تعادل در مصرف خبر پیشنهاد می‌شود؟

راهکار اصلی این است که زمان و منابع مشخصی برای پیگیری اخبار تعیین شود. برای مثال، فرد می‌تواند تصمیم بگیرد اخبار را فقط صبح یا شب بررسی کند. داشتن یک روتین روزانه، مانند انجام فعالیت‌های شخصی، ورزشی یا کاری، به فرد احساس کنترل بر زندگی می‌دهد.

پس از انجام این فعالیت‌ها، می‌توان چند دقیقه به بررسی اخبار پرداخت تا از رویداد‌های مهم مطلع شد. محدودکردن دفعات بررسی اخبار و انتخاب منابع معتبر، باعث می‌شود احساس هدررفت زمان و ناتوانی در اقدام کاهش یابد.

مخاطب فعال رسانه‌ای دارای زبان مشخص، منابع مشخص و چارچوب روشن برای مصرف خبر است. او از کانال‌های سودجو، اخبار وایرال‌شونده و محتوایی که احساس غم، خشم و ناامیدی ایجاد می‌کند دوری می‌کند و تمرکز خود را بر حوزه‌هایی می‌گذارد که تحت کنترل اوست و امکان مدیریت آنها وجود دارد.

انتهای پیام/

فهیمه سنجری
ارسال نظر
captcha