صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۷:۲۹ | ۱۵ / ۱۱ /۱۴۰۴
| |
یک‌کارشناس حوزه سواد رسانه‌ای در گفت‌و‌گو با آناتک:

ترس و خشم در شرایط بحران، شایعات را با سرعت بیشتری گسترش می‌دهند

ترس و خشم، دو احساس بنیادین انسانی، در بزنگاه‌های بحرانی به ابزار‌هایی تعیین کننده برای جهت‌دهی افکار عمومی تبدیل می‌شوند؛ ابزار‌هایی که اگر آگاهانه به کار گرفته نشوند، می‌توانند جامعه را به سوی شایعه، بی‌اعتمادی و تصمیم‌های پرهزینه سوق دهند.
کد خبر : 1029533

در طول تاریخ، جوامع انسانی همواره در مواجهه با بحران‌ها، از جنگ‌ها و بیماری‌های فراگیر گرفته تا بلایای طبیعی و ناآرامی‌های اجتماعی، با موجی از اخبار، شایعات و روایت‌های گوناگون روبه‌رو بوده‌اند. از دوران پیام‌رسانی شفاهی و اعلامیه‌های رسمی گرفته تا عصر رسانه‌های جمعی و شبکه‌های اجتماعی، انتقال خبر در شرایط بحران همواره با احساسات گره خورده است. در چنین فضایی، ترس و خشم به عنوان دو نیروی قدرتمند عاطفی، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌دهی افکار عمومی ایفا کرده‌اند.

در همین زمینه، خبرنگار آناتک با محمدعلی عبدالهی، کارشناس حوزه رسانه و سواد رسانه‌ای، گفت‌وگویی انجام داده است تا نقش عواطف، به ویژه ترس و خشم، در گسترش شایعات و اخبار نادرست در شرایط بحران را بررسی کند. این گفت‌و‌گو تلاش دارد نشان دهد چگونه محتوای احساسی سریع‌تر از اخبار خنثی منتشر می‌شود و چه پیامد‌هایی برای جامعه به همراه دارد.

در شرایط بحران، چرا محتوا‌هایی که بر ترس یا خشم تکیه دارند سریع‌تر از خبر‌های خنثی منتشر می‌شوند؟

مهم‌ترین هدف رسانه‌ها، بحث اغنای مخاطب است، یعنی این که یک ذهنیت در مخاطب ایجاد شود، تغییری در افکار او شکل بگیرد یا او را به انجام کاری ترغیب کند. برای رسیدن به این اغنا، مجموعه‌ای از تکنیک‌های میانبر وجود دارد که به آنها تکنیک‌های اغنایی گفته می‌شود. یکی از مهم‌ترین این تکنیک‌ها، توسل به احساسات است.

ما در بحران‌ها معمولا نمی‌دانیم چه خواهد شد، گاهی حتی نمی‌دانیم دقیقا چه اتفاقی افتاده یا در حال وقوع است. همین ناآگاهی باعث می‌شود افراد مدام بین خبر‌ها جست‌و‌جو کنند، مطالب کانال‌ها و منابع مختلف را بالا و پایین کنند تا بفهمند دقیقا چه اتفاقی در جریان است و آینده به چه سمتی می‌رود. در چنین فضایی، رسانه‌ها شروع به موج‌سواری می‌کنند. آنها وارد تحلیل آینده می‌شوند، درباره اتفاقات گذشته تحلیل ارائه می‌دهند و سعی می‌کنند این ابهام را به نفع روایت خود جهت‌دهی کنند. این شرایط، بستر مناسبی برای شکل‌گیری و گسترش شایعات فراهم می‌کند

اگر به کلیپ‌ها و مطالبی که در فضای مجازی پخش می‌شود و اصطلاحا وایرال می‌شود دقت کنیم، می‌بینیم که توسل به احساسات در آنها بسیار پررنگ است. گاهی این احساس، یک حس خوب است، مانند شادی. برای مثال، مطالب طنز به دلیل ایجاد حس شادی و لبخند در مخاطب، بسیار زیاد منتشر می‌شوند.

در برخی موارد، حس خوب معنوی مانند احساس صداقت، پاکی و معصومیت مطرح است. به همین دلیل، تصاویر کودکان یا تصاویر مرتبط با حیوانات، به سرعت در فضای مجازی دست به دست می‌شوند، چون این حس را به مخاطب منتقل می‌کنند. همچنین حس خوب ناشی از دیدن محیط‌های زیبا، مانند تصاویر طبیعت یا جلوه‌های زیبای معماری شهرها، می‌تواند جنبه مثبت داشته باشد و باعث انتشار گسترده محتوا شود.

در مقابل، برخی احساسات دیگر مانند غم نیز وجود دارند که مخاطب را وادار به همدلی می‌کنند و همین موضوع باعث وایرال شدن محتوا می‌شود. اما در میان همه این احساسات، ترس یکی از قوی‌ترین تکنیک‌های اغنایی به شمار می‌رود. تقریبا می‌توان گفت اگر یک رسانه بتواند مخاطب را به خوبی بترساند، از آن به بعد مخاطب منتظر شنیدن توصیه‌های صاحب آن رسانه می‌ماند. البته این مسئله هم می‌تواند جنبه مثبت داشته باشد و هم جنبه منفی.

نقش ترس در شرایط بحران چیست و چه پیامد‌هایی می‌تواند داشته باشد؟

در ایام کرونا، یکی از تکنیک‌هایی که رسانه‌ها برای ترغیب مخاطبان به استفاده از ماسک و رعایت مسائل بهداشتی به کار می‌بردند، همین تکنیک ترس بود. یا برای پیام‌های مرتبط با جلوگیری از تصادفات و کاهش تلفات جاده‌ای نیز از تکنیک ترس استفاده می‌شود.

در طرف مقابل، نمونه‌هایی مانند ترس از جنگ را داریم که می‌تواند یک ملت را وادار به تسلیم کند، یا ترس از وقوع اتفاقات ناگوار که ممکن است در آینده رخ دهد. بنابراین، وقتی یک محتوا از تکنیک ترس استفاده می‌کند، در واقع به یکی از قوی‌ترین تکنیک‌های اغنایی متوسل شده است و این موضوع نیازمند دقت و آگاهی است.

در عین حال، باید توجه داشت که اگر ترس بیش از حد حاکم شود و رسانه‌ها به صورت افراطی از آن استفاده کنند، نتیجه معکوس خواهد داشت. در این شرایط، ترس باعث ایجاد انزجار می‌شود. مخاطب ذاتا ترس را دوست ندارد و تلاش می‌کند از آن رها شود. این انزجار می‌تواند متوجه کسی شود که ترس را منتشر می‌کند، یا کسی که عامل ترس معرفی می‌شود، یا حتی کسی که به عنوان مقصر این شرایط شناخته می‌شود.

چرا شرایط بحران بستر مناسبی برای موج‌سواری رسانه‌ای و شایعات می‌شود؟

در شرایط بحرانی، اتفاقات دیگری هم رخ می‌دهد. در حالت عادی، توسل به احساسات و به ویژه ترس، بسیار کارآمد است، اما در شرایط بحران این کارآمدی بیشتر هم می‌شود. یکی از ویژگی‌های اصلی بحران، وجود ابهام است.

ما در بحران‌ها معمولا نمی‌دانیم چه خواهد شد، گاهی حتی نمی‌دانیم دقیقا چه اتفاقی افتاده یا در حال وقوع است. همین ناآگاهی باعث می‌شود افراد مدام بین خبر‌ها جست‌و‌جو کنند، مطالب کانال‌ها و منابع مختلف را بالا و پایین کنند تا بفهمند دقیقا چه اتفاقی در جریان است و آینده به چه سمتی می‌رود.

در چنین فضایی، رسانه‌ها شروع به موج‌سواری می‌کنند. آنها وارد تحلیل آینده می‌شوند، درباره اتفاقات گذشته تحلیل ارائه می‌دهند و سعی می‌کنند این ابهام را به نفع روایت خود جهت‌دهی کنند. این شرایط، بستر مناسبی برای شکل‌گیری و گسترش شایعات فراهم می‌کند.

از منظر سواد رسانه‌ای، چگونه می‌توان تشخیص داد یک روایت عمدا بر تحریک عواطف طراحی شده است؟

یکی دیگر از اتفاقاتی که در بحران رخ می‌دهد این است که شرایط مبهم و اضطراب‌زا، نوعی کلافگی و درماندگی در مخاطب ایجاد می‌کند. رسانه‌ها گاهی از این کلافگی و درماندگی استفاده می‌کنند و به آن جهت می‌دهند.

در این فرآیند، رسانه‌ها برای مخاطب مقصر معرفی می‌کنند. در نتیجه، حس افسردگی و درماندگی به یک خشم فروخورده تبدیل می‌شود. این خشم، خشمی است که رسانه به مخاطب می‌گوید مقصر آن چه کسی است.

در برخی موارد، رسانه‌ها حتی پا را فراتر می‌گذارند و مردم را به خشونت دعوت می‌کنند. آنها مخاطبان را ترغیب می‌کنند که خشم خود را در عمل نشان دهند، اعتراض کنند، شورش کنند یا دست به تخریب بزنند. در این نقطه، رسانه و روایت احساسی آن، به یک سلاح تبدیل می‌شود.

چه تفاوتی میان خبر فوری و خبر هیجانی وجود دارد و چرا این تمایز در بحران اهمیت دارد؟

همان‌طور که گفته شد، در شرایط بحران با احساس ابهام روبه‌رو هستیم. در چنین شرایطی، خبرگزاری‌های رسمی معمولا با احتیاط خبر منتشر می‌کنند. دلیل این احتیاط آن است که خبر باید از مراجع رسمی منتقل شود یا مبتنی بر مشاهده میدانی باشد.

نمی‌توان بر اساس شنیده‌ها یا منابع مبهم و غیرمستند، خبر منتشر کرد. در مقابل، مراجع غیررسمی مانند کانال‌های مجازی، گروه‌های پیام‌رسان یا افراد متفرقه، شروع به بیان مطالبی می‌کنند که در بسیاری از موارد غیرمستند و احساسی است.

اگر بخواهیم بین خبر فوری و خبر هیجانی تفاوت قائل شویم، باید گفت یکی از ویژگی‌های خبر فوری این است که مستند است و می‌توان لفظ خبر را به آن اطلاق کرد، زیرا عناصر یک خبر درست را دارد. اما خبر هیجانی معمولا پراکنده است، فقط یک وجه از ماجرا را برجسته می‌کند، غیرمستند است و در بسیاری از موارد هیچ ریشه‌ای در واقعیت ندارد.

انتهای پیام/

فهیمه سنجری
ارسال نظر
captcha