بدون گلوله، بدون سلاح؛ اگر نجنگیم، خواهیم باخت
به گزارش خبرگزاری آنا، اعترافات شب گذشته نخستوزیر رژیم صهیونیستی درباره نقش شبکههای اجتماعی بهعنوان «میدان نبرد جدید»، بیش از آنکه یک تحلیل رسانهای باشد، نوعی اعتراف امنیتی است. اعترافی که نشان میدهد دشمن بهصورت رسمی و علنی، فضای مجازی را نه یک ابزار جانبی، بلکه یکی از اضلاع اصلی جنگ ترکیبی علیه جمهوری اسلامی ایران میداند. وقتی مقامات عالیرتبه یک رژیم اشغالگر از «سلاح» سخن میگویند، باید واژهها را دقیق شنید؛ زیرا در ادبیات نظامی، سلاح صرفاً ابزار فیزیکی نیست، بلکه هر وسیلهای است که توان تغییر محاسبات، ارادهها و رفتار اجتماعی را داشته باشد.
این اعتراف، پرده از واقعیتی برمیدارد که سالهاست در میدان عمل جریان دارد. دشمنان ایران در جنگهای اخیر، بهویژه در جنگ ۱۲روزه و همچنین عملیاتهای تروریستی و بیثباتساز، همزمان با اقدامات میدانی، جبههای گسترده در فضای مجازی گشودند. تولید انبوه روایتهای جعلی، عملیات روانی، برجستهسازی ضعفها و القای ناکارآمدی، همگی نشان میدهد که اینترنت بهعنوان یک سلاح کمهزینه اما پربازده در دستور کار قرار گرفته است.
نکته مهم آنجاست که نتانیاهو صراحتاً به «دیر وارد شدن» رژیم خود به این عرصه اشاره میکند، اما بلافاصله از توسعه ابزارها و امید به پیروزی سخن میگوید. این گزاره بهروشنی نشان میدهد که دشمن نهتنها این میدان را حیاتی میداند، بلکه برای آن سرمایهگذاری راهبردی کرده است. چنین اعترافی، مسئولیت نهادهای تصمیمساز و افکار عمومی را دوچندان میکند.
ترجمه سخنان نتانیاهو: شبکههای اجتماعی، میدان نبرد جدید هستند.اینجا همان جایی است که ما باید با سلاحهای خودمان با آنها مقابله کنیم. ما کمی دیر وارد این بازی شدیم، اما در این نبرد هم پیروز خواهیم شد؛ چراکه در حال توسعه ابزارهای لازم برای مبارزه در این عرصه هستیم.
فضای مجازی سلاح کمهزینه برای شکاف اجتماعی
اینترنت و شبکههای اجتماعی، برای دشمن یک مزیت راهبردی مهم دارند: هزینه اندک و اثرگذاری گسترده. بدون نیاز به اعزام نیرو، بدون پرداخت هزینههای سنگین نظامی و بدون تحمل تلفات، میتوان ذهنها را هدف گرفت. هدف اصلی این سلاح، ایجاد فاصله میان مردم و نظام جمهوری اسلامی است؛ فاصلهای که اگر عمیق شود، هر تهدید خارجی را مؤثرتر میکند.
در جنگ ترکیبی، دشمن ابتدا «اعتماد» را نشانه میگیرد. با القای ناامیدی، بزرگنمایی مشکلات، تحریف واقعیتها و بمباران خبری، تلاش میشود سرمایه اجتماعی نظام تضعیف شود. تجربه سالهای اخیر نشان داده که همزمان با هر فشار خارجی یا اقدام امنیتی، موجی از عملیات روانی در فضای مجازی به راه میافتد که کاملاً هماهنگ و هدفمند است. این هماهنگی بدون اتکا به زیرساختهای پیشرفته رسانهای ممکن نیست.
نکته خطرناکتر، تأثیر بلندمدت این سلاح بر نسلهای آینده است. نوجوان و جوانی که بدون آموزش و سواد رسانهای وارد این فضا میشود، ناخواسته در معرض مهندسی ذهن قرار میگیرد. دشمن دقیقاً روی همین خلأ حساب باز کرده است؛ خلأیی که اگر پر نشود، میتواند در آینده به تهدیدی همسنگ تهدیدات سخت تبدیل شود.
ضرورت تقویت دفاع مجازی و آموزش فراگیر
در برابر چنین تهدیدی، صرفاً واکنشهای مقطعی یا سلبی کافی نیست. همانگونه که مرزهای زمینی، هوایی و دریایی نیازمند دفاع مستمر هستند، مرزهای مجازی نیز باید تعریف، تقویت و حراست شوند. توسعه ابزارهای بومی، ارتقای توان رصد و تحلیل داده، و ایجاد سازوکارهای هوشمند پاسخگویی، بخشی از الزامات این نبرد نوین است.
در کنار ابزار، «انسان آموزشدیده» مهمترین عنصر دفاعی است. باید از مدرسه تا دانشگاه، آموزش سواد رسانهای و شناخت جنگ شناختی بهصورت جدی در دستور کار قرار گیرد. همانطور که خطرات مواد منفجره یا سلاح گرم به جامعه آموزش داده میشود، خطرات سلاحهای شناختی و روانی نیز باید برای نسل کنونی و نسلهای آینده تبیین شود. این آموزش، نه از موضع محدودسازی، بلکه از موضع توانمندسازی است.
اعتراف امروز دشمن، یک هشدار راهبردی است. هشداری که میگوید میدان نبرد تغییر کرده، اما ماهیت دشمنی ثابت مانده است. اگر جامعه با هوشیاری، انسجام و آمادگی وارد این میدان شود، همانگونه که در میدانهای سخت پیروز بوده، در این عرصه نیز میتواند دست برتر را داشته باشد. شرط پیروزی، درک درست تهدید و اقدام بهموقع است؛ پیش از آنکه هزینههای غفلت، غیرقابل جبران شود.
انتهای پیام/