صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۸:۰۰ | ۰۷ / ۱۱ /۱۴۰۴
| |
«هنگری» ناشی از تعامل بدن، مغز و آگاهی درونی است

گرسنگی، قبل از معده، ذهن را تحت تأثیر قرار می‌دهد

گرسنگی می‌تواند قبل از معده، رفتار انسان را به‌هم بریزد. پژوهش‌های تازه نشان می‌دهد حالتی که به «هَنگری» (Hangry) معروف شده‌‍‌‌است، حاصل یک واکنش ساده احساسی نیست، بلکه نتیجه برهم‌کنش دقیق میان سطح انرژی بدن، پردازش‌های مغزی و میزان آگاهی فرد از وضعیت درونی خود است؛ فرآیندی که می‌تواند تصمیم‌گیری، روابط اجتماعی و ثبات هیجانی را به‌طور محسوسی تحت تأثیر قرار دهد.
کد خبر : 1028316

تقریباً همه ما لحظه‌ای را تجربه کرده‌ایم که بدون دلیل مشخصی کلافه، تندخو یا بی‌حوصله شده‌ایم؛ لحظه‌ای که شاید با یک گفت‌وگوی ساده، یک پیام بی‌اهمیت یا حتی صدایی کوچک، ناگهان به عصبانیت یا ناراحتی ختم شده است. اغلب، کمی بعد متوجه می‌شویم که ساعت‌هاست چیزی نخورده‌ایم. این تجربه آن‌قدر فراگیر است که در سال‌های اخیر به یک واژه مستقل راه پیدا کرده است: «هَنگری» (Hangry)؛ حالتی که گرسنگی و خشم را در هم می‌آمیزد.

اگرچه این واژه تازه در سال ۲۰۱۸ وارد «فرهنگ لغت آکسفورد» شد، اما پدیده‌ای که توصیف می‌کند به قدمت خود انسان است. با این حال، تا مدت‌ها دانشمندان آن را بیشتر یک شوخی فرهنگی یا واکنشی بدیهی می‌دانستند، نه موضوعی شایسته بررسی علمی جدی. اکنون پژوهشی تازه نشان می‌دهد که این حالت نه‌تنها واقعی است، بلکه ریشه‌ای عمیق در تعامل میان متابولیسم بدن، مغز و آگاهی ما از وضعیت درونی خود دارد.

گرسنگی، بیش از یک نیاز ساده زیستی است

از نگاه زیست‌شناسی، گرسنگی هشداری حیاتی است. بدن انسان برای بقا به انرژی مداوم نیاز دارد و هرگاه این تعادل به هم بخورد، سامانه‌های پیچیده‌ای فعال می‌شوند تا فرد را به جست‌وجوی غذا وادار کنند. در حیوانات، این موضوع به‌خوبی مطالعه شده است. جوندگان گرسنه می‌توانند موانع فیزیکی بزرگ را پشت سر بگذارند یا بار‌ها اهرم فشار دهند تا به غذا برسند. در طبیعت، کمبود انرژی اغلب به افزایش بی‌قراری، تحرک و حتی پرخاشگری منجر می‌شود.

اما انسان‌ها موجوداتی صرفاً زیستی نیستند. ما احساسات، روابط اجتماعی و چارچوب‌های فرهنگی پیچیده‌ای داریم. به همین دلیل، واکنش ما به گرسنگی فقط در سطح بدن باقی نمی‌ماند، بلکه وارد قلمرو روان و رفتار اجتماعی می‌شود. با وجود این، بیشتر مطالعات علمی پیشین روی گرسنگی، بر بیماران مبتلا به اختلالات متابولیک یا خوردن تمرکز داشتند، نه افراد سالم در زندگی روزمره.

پژوهشی برای فهم خلق‌وخو در زندگی واقعی

این خلأ پژوهشی توجه «نیلز کرومر» (Nils Kromar)، استاد روان‌شناسی پزشکی، را به خود جلب کرد. او به همراه تیمی بین‌رشته‌ای از متخصصان روان‌شناسی و سلامت روان، تصمیم گرفت بررسی کند که چرا برخی افراد هنگام گرسنگی آرام‌تر می‌مانند، در حالی که برخی دیگر به‌شدت دچار نوسان خلقی می‌شوند.

برای این منظور، پژوهشگران ۹۰ بزرگسال سالم را به مدت یک ماه تحت نظر گرفتند. هر شرکت‌کننده به یک حسگر پایش مداوم گلوکز مجهز شد؛ ابزاری که هر چند دقیقه سطح قند خون را اندازه‌گیری می‌کند. این ابزار‌ها معمولاً در مراقبت‌های پزشکی برای بیماران دیابتی استفاده می‌شوند، اما در این پژوهش، هدفشان درک رابطه میان انرژی بدن و حالت روانی بود یعنی چیزی فراتر از تنظیم قند خون.

در کنار داده‌های فیزیولوژیک، شرکت‌کنندگان روزانه از طریق تلفن همراه به پرسش‌هایی درباره میزان گرسنگی و حال روحی خود پاسخ می‌دادند. این ترکیب داده‌های زیستی و گزارش‌های ذهنی، تصویری نادر از زندگی واقعی افراد ارائه داد.

نتیجه‌ای که دانشمندان را غافلگیر کرد

انتظار اولیه پژوهشگران این بود که هرچه قند خون پایین‌تر، خلق‌وخو بدتر. اما داده‌ها این فرض را تأیید نکردند. افراد تنها زمانی بدخلق می‌شدند که خودشان احساس گرسنگی را تشخیص می‌دادند، نه صرفاً وقتی که سطح گلوکز بدنشان افت کرده بود.

به بیان دیگر، بدن ممکن است دچار کمبود انرژی شود، اما اگر ذهن هنوز این وضعیت را به‌عنوان «گرسنگی» ثبت نکرده باشد، لزوماً تغییری در خلق‌وخو رخ نمی‌دهد. این یافته نشان داد که میان وضعیت فیزیولوژیک بدن و حالت روانی، یک مرحله واسطه بسیار مهم وجود دارد.

نقش کلیدی «درون‌آگاهی»

بر اساس گزارش «مجله پزشکی هاروارد» (Harvard Medicine Magazine)؛ دانشمندان این مرحله واسطه را «درون‌آگاهی» (Interoception) می‌نامند. درون‌آگاهی توانایی فرد برای احساس، تشخیص و تفسیر سیگنال‌های درونی بدن است؛ از ضربان قلب و تنفس گرفته تا گرسنگی و تشنگی. برخی افراد این سیگنال‌ها را دقیق‌تر و زودتر تشخیص می‌دهند، در حالی که برخی دیگر نسبت به آنها کم‌حساس‌تر هستند.

پژوهش نشان داد افرادی که دقت درون‌آگاهی بالاتری دارند، هنگام گرسنگی دچار نوسانات شدید خلقی نمی‌شوند. آنها گرسنگی را حس می‌کنند، اما بهتر می‌توانند آن را مدیریت کنند و اجازه ندهند به عصبانیت یا رفتار تکانشی تبدیل شود.

مغز چگونه گرسنگی را احساس می‌کند؟

از منظر عصب‌شناسی، گرسنگی فرآیندی چندمرحله‌ای است. طبق تحقیقات منتشر شده در «مدیکال نیوز تودی» (Medical News Today)؛ ابتدا نورون‌هایی در «هیپوتالاموس» (Hypothalamus) کاهش طولانی‌مدت انرژی را شناسایی می‌کنند. این بخش از مغز نقشی اساسی در تنظیم تعادل انرژی، دما و هورمون‌ها دارد.

اما تبدیل این سیگنال زیستی به یک احساس آگاهانه، در ناحیه‌ای دیگر به‌نام «اینسولا» (Insula) رخ می‌دهد. این بخش عمیق از قشر مغز در پردازش طعم، احساسات بدنی و هیجانات نقش دارد. اینسولا همان جایی است که بدن و ذهن به هم می‌رسند؛ جایی که گرسنگی از یک عدد بیوشیمیایی به یک تجربه ذهنی تبدیل می‌شود.

چرا برخی افراد بیشتر «هنگری» می‌شوند؟

بر اساس نتایج این مطالعه، تفاوت اصلی میان افراد، نه در میزان افت انرژی، بلکه در نحوه تفسیر آن است. کسانی که کمتر به سیگنال‌های بدن توجه می‌کنند، ممکن است ناگهان و بدون هشدار ذهنی با افت شدید خلق‌وخو مواجه شوند. این وضعیت می‌تواند باعث رفتار‌های تکانشی، پرخاشگری یا تصمیم‌گیری‌های ضعیف شود. در مقابل، افرادی که ارتباط آگاهانه‌تری با بدن خود دارند، زودتر متوجه گرسنگی می‌شوند و پیش از آن‌که خلقشان تغییر کند، واکنش مناسبی نشان می‌دهند.

پیامد‌های اجتماعی و روانی گرسنگی پنهان

بدخلقی ناشی از گرسنگی فقط یک ناراحتی موقت نیست. پژوهشگران  در مقاله‌ای در سایت «دِ ساینتیست» (The Scientist)؛ هشدار می‌دهند که این حالت می‌تواند پیامد‌های زنجیره‌ای داشته باشد. تنش در روابط خانوادگی، اختلاف با همکاران، کاهش تمرکز و حتی انتخاب‌های غذایی ناسالم، همگی می‌توانند از یک افت انرژی نادیده‌گرفته‌شده آغاز شوند. در دنیایی که بسیاری از تصمیم‌های روزمره ما سریع و تحت فشار گرفته می‌شود، حتی تغییرات کوچک در خلق‌وخو می‌تواند اثرات بزرگی داشته باشد.

کودکان، بزرگسالان و دام غافلگیری

کودکان خردسال هنوز در حال یادگیری زبان بدن خود هستند. آنها به‌راحتی در بازی یا محیط اطراف غرق می‌شوند و متوجه گرسنگی یا تشنگی نمی‌شوند تا زمانی که واکنش احساسی شدیدی بروز کند. اما بزرگسالان نیز از این دام مصون نیستند. زندگی مدرن با ریتم تند، اعلان‌های دیجیتال و فشار کاری، توجه ما را از سیگنال‌های بدن منحرف می‌کند. نتیجه آن است که گرسنگی اغلب ناگهانی و همراه با تغییر خلق ظاهر می‌شود.

آیا می‌توان «هنگری» را مهار کرد؟

بر اساس تحقیق منتشر شده در سایت «ساینس آلرت» (Science Alert)؛ پژوهشگران می‌گویند: «بله». داشتن برنامه غذایی منظم، کاهش فاصله‌های طولانی بین وعده‌ها، و تمرین توجه به احساسات بدنی می‌تواند دقت درون‌آگاهی را افزایش دهد. ورزش و فعالیت بدنی نیز نقش مهمی دارند؛ نه‌تنها متابولیسم انرژی را بهبود می‌بخشند، بلکه حساسیت فرد به سیگنال‌های گرسنگی را تقویت می‌کنند.

در نهایت، این مطالعه یادآوری می‌کند که مراقبت از بدن، بخشی جدایی‌ناپذیر از مراقبت از ذهن است. شاید یکی از ساده‌ترین راه‌های حفظ آرامش روانی در زندگی پرتنش امروز، این باشد که پیش از آن‌که بدن فریاد بزند، به زمزمه‌هایش گوش دهیم.

انتهای پیام/

برچسب ها: گرسنگی معده خشم مغز
ارسال نظر
captcha