سیگنال ضعف ممنوع
به گزارش خبرگزاری آنا، در ادامه فضاسازی رسانهای و عملیات روانی محور عبری–غربی، برخی منابع صهیونیستی مدعی شدهاند که فرستاده ویژه دونالد ترامپ در حال ایفای نقش واسطه میان تهران و واشنگتن برای جلوگیری از یک درگیری نظامی احتمالی است. هرچند چنین ادعاهایی پیش از این نیز بارها و بارها از سوی رسانههای وابسته به رژیم صهیونیستی مطرح شده، اما نکته مهمتر از اصل خبر، هدفگذاری سیاسی و روانی این روایتسازیها در مقطع حساس کنونی است؛ مقطعی که جمهوری اسلامی در موقعیت برتر میدانی، سیاسی و اجتماعی قرار دارد و دشمن، شکستخوردهتر از همیشه، به دنبال تغییر زمین بازی است.
در چنین شرایطی، نباید در سیاست خارجی سیگنال ضعف ارسال کرد؛ چرا که هرگونه خطای محاسباتی یا ارسال پیامهای دوپهلو، توپ را از زمین دشمن خارج کرده و معادله قدرت را به نفع جبهه مقابل تغییر خواهد داد.
روایتسازی صهیونیست و تلاشی برای فرار از بنبست راهبردی
انتشار خبرهایی درباره نقش واسطهگرانه آمریکا و انتقال پیامهای ادعایی ازطرف ایران، بیش از آنکه مبتنی بر واقعیتهای دیپلماتیک باشد، بخشی از جنگ شناختی و رسانهای علیه جمهوری اسلامی است. آمریکا و رژیم صهیونیستی که در ماههای اخیر در عرصههای مختلف امنیتی، سیاسی و حیثیتی متحمل ضربات سنگین شدهاند، اکنون تلاش میکنند با القای این گزاره که «ایران به دنبال تعویق درگیری و عقبنشینی است»، ابتکار عمل را از تهران بگیرد.
دشمن بهخوبی میداند که ایران در موضع انفعال نیست و آنچه امروز معادلات منطقه را رقم میزند، قدرت بازدارندگی فعال جمهوری اسلامی و شکست پروژههای فشار حداکثری است. از همین رو، سناریوی «میانجیگری اضطراری» و «پیامهای محرمانه» طراحی شده تا این تصور کاذب در جامعه بینالمللی ایجاد شود که تهران تحت فشار، به دنبال امتیازدهی است.
این در حالی است که تجربه سالهای گذشته نشان داده هرگاه دشمن چنین اخباری را برجسته میکند، در واقع خود با بحران تصمیمگیری و بنبست راهبردی مواجه شده است. در چنین شرایطی، اکنون نباید در سیاست خارجی سیگنال ضعف ارسال کرد؛ چرا که هرگونه خطای محاسباتی یا ارسال پیامهای دوپهلو، توپ را از زمین دشمن خارج کرده و معادله قدرت را به نفع جبهه مقابل تغییر خواهد داد.
خطر سیگنال ضعف و خط قرمز سیاست خارجی هوشمندانه
واقعیت این است که سیاست خارجی در شرایط تقابل، بیش از هر زمان دیگری نیازمند انسجام پیام و صلابت موضع است. دشمن دقیقاً از همین نقطه به دنبال نفوذ است؛ یعنی ایجاد شکاف میان میدان و دیپلماسی و القای این تصور که ایران برای جلوگیری از درگیری، حاضر به عقبنشینی از مواضع اصولی خود است.
هرگونه سیگنال ضعف، حتی در سطح روایتهای غیررسمی یا پیامهای مبهم، میتواند محاسبات دشمن را تغییر دهد و او را به اشتباه بیندازد. تجربه تاریخی ثابت کرده که دشمن تنها زبان قدرت را میفهمد و هر زمان احساس کرده طرف مقابل دچار تردید یا ملاحظهکاری بیش از حد شده، سطح مطالبات و تهدیدات خود را افزایش داده است.
در چنین فضایی، خطای محاسباتی در تعامل با دشمن، نهتنها به کاهش تنش منجر نمیشود، بلکه زمینهساز تشدید فشارها خواهد شد. ارسال پیام ضعف، عملاً توپ را از زمین دشمن خارج میکند و ابتکار عمل را به طرفی میدهد که امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند خروج از بحران مشروعیت و امنیتی خود است.
برتری میدانی و پشتوانه مردمی سرمایه راهبردی جمهوری اسلامی
آنچه امروز معادلات را به نفع جمهوری اسلامی ایران رقم زده، برتری میدانی و حمایت آشکار مردمی است. حماسههای ۲۲ و ۲۴ دیماه، بار دیگر نشان داد که ملت ایران در بزنگاههای تاریخی، با درک صحیح از صحنه، پشت نظام و منافع ملی خود ایستادهاند. این سرمایه اجتماعی، بزرگترین پشتوانه سیاست خارجی مقتدر و مستقل است.
دشمنان ایران بهخوبی میدانند که پروژه فشار از درون، با شکست مواجه شده و جامعه ایران نهتنها دچار واگرایی نشده، بلکه در برابر تهدیدات خارجی منسجمتر از گذشته عمل کرده است. از همین رو، تلاش میکنند با عملیات رسانهای و جعل روایت، ایران را بهعنوان طرف «بحرانساز» معرفی کرده و خود را در جایگاه «مهارکننده تنش» بنشانند.
اما واقعیت صحنه چیز دیگری است: دشمن شکست خورده و اکنون به دنبال القای دروغ در جامعه بینالمللی است. جمهوری اسلامی ایران نه آغازگر تنش بوده و نه امروز نیازی به عقبنشینی دارد. آنچه بیش از هر زمان دیگری نیازمند خروج از بحران مشروعیت و امنیتی خود است.
انتهای پیام/