از عملیات روانی و رسانهای تا مداخله مستقیم/ جنگی که در ذهنها و روایتها در حال وقوع است
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، همزمان با بروز اعتراضات صنفی و اقتصادی در نقاطی از کشور، جریانهای معاند خارجی با هدایت آمریکا و رژیم صهیونیستی، تلاش کردهاند این مطالبات را از مسیر طبیعی خود خارج و به ابزاری برای اجرای یک جنگ ترکیبی تمامعیار علیه ایران تبدیل کنند؛ جنگی که مؤلفههای روانی، رسانهای، امنیتی و سیاسی را بهصورت همزمان به کار گرفته است.
بررسی روند تحولات میدانی و رسانهای نشان میدهد آنچه در هفتههای اخیر رخ داد، نه یک پدیده خودجوش صرف، بلکه نتیجه همافزایی حسابشده میان فشارهای اقتصادی، تحریک افکار عمومی، عملیات رسانهای سازمانیافته و مداخلات آشکار مقامات و نهادهای خارجی بوده است.
از اعتراضات صنفی تا پروژه اغتشاش
اعتراضات اخیر که ریشه در مشکلات معیشتی و مطالبات اقتصادی دارد، در آغاز در چارچوبهای عرفی و مسالمتآمیز شکل گرفت؛ اما در فاصلهای کوتاه، با ورود عناصر سازمانیافته، به تخریب اموال عمومی، حمله به نیروهای انتظامی و ایجاد ناامنی در برخی مناطق منجر شد.
مقامات رسمی بارها تأکید کردهاند که جمهوری اسلامی ایران، اعتراض قانونی را حق مردم میداند، اما میان «اعتراض» و «اغتشاش هدایتشده» تفاوتی روشن قائل است.
نقشآفرینی مستقیم آمریکا و ترامپ در تحریک اغتشاشات
در این میان، نقش ایالات متحده و شخص دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در تشدید فضای روانی و تحریک افکار عمومی قابل تأمل است. ترامپ در روزهای ابتدایی ناآرامیها، با انتشار پیامهایی در شبکههای اجتماعی، بهصورت مستقیم معترضان را به ادامه ناآرامیها تشویق و از «حمایت» آمریکا سخن گفت.
این مواضع، که نمونه بارز دخالت آشکار در امور داخلی یک کشور مستقل محسوب میشود، ادامه همان سیاست شکستخورده «فشار حداکثری» است؛ سیاستی که از تحریمهای اقتصادی تا جنگ رسانهای و اکنون تحریک آشوبهای داخلی را در بر میگیرد. پیامهای تهدیدآمیز ترامپ علیه جمهوری اسلامی ایران، همزمان با تحرکات رسانهای ضدایرانی، نشان میدهد واشنگتن همچنان به دنبال بیثباتسازی ایران از درون است.
رد پای رژیم صهیونیستی و عملیات امنیتی پنهان
در کنار آمریکا، شواهد و اعترافات بهدستآمده از برخی عناصر بازداشتشده، از نقشآفرینی رژیم صهیونیستی و سرویس جاسوسی آن در هدایت بخشی از اغتشاشات حکایت دارد. مقامات امنیتی ایران اعلام کردهاند که برخی شبکههای وابسته به موساد، با بهرهگیری از ابزارهای ارتباطی غیرمجاز و آموزشهای میدانی، درصدد سازماندهی خشونت و ناامنی بودهاند.
فعالیت حسابهای منتسب به نهادهای صهیونیستی در شبکههای اجتماعی فارسیزبان، تلاش برای آموزش شیوههای مقابله با نیروهای امنیتی و تشویق به اقدامات تخریبی، مؤید آن است که رژیم صهیونیستی، همچون گذشته، بهدنبال انتقال بحرانهای داخلی خود به محیط پیرامونی و بهویژه ایران است.
عملیات رسانهای و استفاده ابزاری از چهرههای مشهور
بخش مهمی از جنگ ترکیبی علیه ایران، در میدان رسانه و افکار عمومی جریان دارد. شبکهای از رسانههای فارسیزبان خارجنشین، همراه با برخی سلبریتیها و اینفلوئنسرهای فعال در خارج از کشور، تلاش کردند تصویری تحریفشده از تحولات ایران ارائه دهند و اغتشاشات را بهعنوان «جنبش فراگیر مردمی» بازنمایی کنند.
در این چارچوب، استفاده گسترده از احساسات، انتشار اخبار تأییدنشده و روایتهای یکسویه، به ابزاری برای فشار سیاسی علیه ایران در مجامع بینالمللی تبدیل شد. این در حالی است که همان مدعیان حقوق بشر، در قبال جنایات رژیم صهیونیستی در غزه و سرکوب اعتراضات در کشورهای غربی، سکوتی معنادار اختیار کردهاند.
آنچه امروز علیه جمهوری اسلامی ایران جریان دارد، یک «پروژه چندلایه» است؛ پروژهای که با تلفیق فشار اقتصادی، عملیات روانی، جنگ رسانهای و مداخله امنیتی خارجی، بهدنبال تضعیف ثبات و اقتدار ملی است. تجربههای گذشته نشان داده است که ملت ایران، با بصیرت و هوشیاری، توان عبور از این جنگهای پیچیده را دارد. تقویت انسجام داخلی، پاسخگویی مسئولانه به مطالبات مردم، و در عین حال افشای ابعاد مداخلات خارجی در عرصه رسانهای و دیپلماتیک، از مهمترین الزامات خنثیسازی این جنگ ترکیبی است؛ جنگی که بیش از آنکه در خیابانها جریان داشته باشد، در ذهنها و روایتها در حال وقوع است.
انتهای پیام/