شطرنج خونین در خیابان؛ وقتی «مطالبه» قربانی «پروژه» میشود
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، آنچه در میانه دیماه امسال از بازار تهران آغاز شد و به سرعت چهرهای خشن به خود گرفت، در نگاه نخست یک واکنش هیجانی به تنگناهای معیشتی به نظر میرسید. اما رصد دقیقتر وقایع ۱۸ و ۱۹ دیماه نشان میدهد که چگونه یک حرکت صنفی، در کوتاهترین زمان ممکن، توسط شبکههای آموزشدیده به سمت «کشتار سازمانیافته» سوق داده شد.
تفاوت ماهوی این غائله با نمونههای پیشین، در سرعت دگردیسی آن بود؛ جایی که اعتراض به حق نانوایان و بازاریان، ناگهان به میدانی برای سلاحهای گرم و هستههای عملیاتی تبدیل شد که هدفی جز فروپاشی ساختارهای اجتماعی نداشتند.
مهندسی اعتراض؛ از مطالبه تا خشونت
برای درک بهتر ماهیت این فتنه، نیازی به تحلیلهای داخلی نیست؛ نگاهی به ادبیات صاحبنظران برجسته بینالمللی، پرده از واقعیتی تلخ برمیدارد. «جان مرشایمر»، نظریهپرداز نامدار روابط بینالملل، صراحتاً از یک کتاب دستورالعمل سخن میگوید که گام اول آن ویرانی اقتصاد با تحریم و گام نهاییاش ضربه به زیرساختها از طریق نفوذ است. این همان نقطهای است که «جفری ساکس» از آن به عنوان جنگ خاص یاد میکند؛ مدلی که در آن مرز میان شهروند و مأمور اطلاعاتی آگاهانه مخدوش میشود تا هزینه برخورد با خشونتآفرینان، به پای حاکمیت نوشته شود.
پروژه «آژاکس» در عصر دیجیتال
شباهت حوادث اخیر با کودتای مرداد ۱۳۳۲، موضوعی است که حتی صدای رئیسجمهور صربستان را نیز درآورده است. الکساندر ووچیچ با اشاره به فرمولهای تکراری سازمان سیا و موساد، نسبت به تکرار سناریوی «همه مردان شاه» هشدار میدهد. در این میان، حضور تکنولوژیهایی نظیر استارلینک و کارزارهای اطلاعات نادرست، صرفاً ابزارهای مدرنی برای همان هدف قدیمی تغییر رژیم هستند.
اعترافات افسران سابق سیا مانند «لری جانسون» و «جان کریاکو» مبنی بر حضور فیزیکی عوامل نفوذی در میان جمعیت و تشویق به شلیک به سمت پلیس، نشان میدهد که ما با یک اعتراض طبیعی روبهرو نبودهایم، بلکه یک عملیات اطلاعاتی حسابشده در جریان بود که میخواست دموکراسی را به مسلخ دیکتاتوریهای دستنشانده ببرد.
گذار از غبار؛ درسهای یک تجربه خونین
پایان این غائله در ۲۲ دیماه، نه صرفاً یک پیروزی امنیتی، بلکه نشاندهنده هوشیاری لایههای عمیق جامعه در برابر مهندسی آشوب بود. هرچند زخمهای اقتصادی همچنان باقی است و نیازمند تدبیر جدی سیاستگذاران است، اما تجربه دیماه ۱۴۰۴ ثابت کرد که جامعه ایران میان نقد ساختاری و پروژه براندازی مرز دقیقی قائل است. شکست دکترین هرجومرج سازنده در ایران، پیام روشنی برای پایتختهایی داشت که گمان میکردند با موجسواری بر معیشت مردم، میتوانند نقشههای کهنه خود را بازتولید کنند.
انتهای پیام/