حقوق بشرِ سفارشی/ محکومیت برای ایران، مصونیت برای رژیم صهیونیستی
به گزارش خبرگزاری آنا، تصویب قطعنامه ضدایرانی در شورای حقوق بشر سازمان ملل، نه یک اتفاق تازه است و نه رویدادی غیرمنتظره؛ بلکه تکرار یک سناریوی فرسوده و از پیشنوشتهشده است که سالهاست با کارگردانی غرب و بازیگری نهادهای بهاصطلاح حقوق بشری اجرا میشود. سناریویی که در آن، حقیقت قربانی مصلحت سیاسی میشود و حقوق بشر به ابزاری برای فشار، تهدید و باجخواهی بدل شده است.
شورای حقوق بشر از نهاد نظارتی تا اتاق عملیات سیاسی
شورای حقوق بشر سازمان ملل، دستکم در یک دهه اخیر، بیش از آنکه نهادی برای حمایت از انسانها باشد، به اتاق عملیات سیاسی قدرتهای غربی شباهت پیدا کرده است. قطعنامه اخیر علیه جمهوری اسلامی نیز دقیقاً در همین چارچوب قابل فهم است؛ قطعنامهای شتابزده، جانبدارانه و مبتنی بر روایتهایی که نه جامعاند و نه بیطرف.
غرب تلاش میکند با تکرار این قطعنامهها، تصویری بحرانزده از ایران بسازد و افکار عمومی جهانی را از واقعیتهای مهمتر منحرف کند. این در حالی است که ایران، برخلاف بسیاری از کشورهای مدعی حقوق بشر، دارای ساختارهای حقوقی، قضایی و نظارتی مشخص است و رسیدگی به مسائل داخلی را در چارچوب حاکمیت ملی و قوانین خود دنبال میکند. تأکید رسمی تهران بر بررسی دقیق وقایع اخیر و رسیدگی عادلانه به پروندهها، حقیقتی است که عامدانه در متن قطعنامه نادیده گرفته شده است.
نکته قابلتأمل آنجاست که شورای حقوق بشر، هرگز جلسه ویژهای برای بررسی آثار تحریمهای فلجکننده غرب علیه مردم ایران تشکیل نداده است؛ تحریمهایی که مستقیماً حق حیات، سلامت و رفاه میلیونها انسان را هدف قرار دادهاند. این سکوت معنادار، نشان میدهد که مسئله، «حقوق بشر» نیست، بلکه «اطاعت سیاسی» است.
غزه آزمون بزرگ و شکست کامل مدعیان حقوق بشر
اگر بخواهیم کارنامه واقعی شورای حقوق بشر را بسنجیم، کافی است نگاهی به عملکرد آن در قبال فاجعه انسانی غزه بیندازیم. ماههاست که نوار غزه به صحنه قتلعام سیستماتیک غیرنظامیان تبدیل شده؛ کودکانی که زیر آوار جان میدهند، نوزادانی که از سرما یخ میزنند، بیمارستانهایی که هدف مستقیم حملات قرار میگیرند و مردمی که از آب، غذا و دارو محروماند.
در چنین شرایطی، حتی گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور فلسطین نیز زبان به هشدار گشوده و از فروپاشی نظم بینالملل سخن گفته است. درخواست صریح برای تعلیق عضویت رژیم صهیونیستی در مجمع عمومی و اعمال تحریمهای فراگیر، نشانهای از عمق جنایاتی است که در غزه رخ میدهد. اما واکنش شورای حقوق بشر چه بوده است؟ سکوت، تعلل و نهایتاً بیانیههایی خنثی که هیچ اثری در میدان ندارد.
این شورا در برابر نسلکشی آشکار، نه ارادهای برای اقدام دارد و نه شجاعتی برای نامبردن از عامل جنایت. همین نهاد اما، با سرعتی قابلتوجه، علیه ایران قطعنامه صادر میکند. این مقایسه، بهتنهایی برای افشای معیارهای دوگانه کافی است.
غرب قاضی، شاکی و حامی جنایتکار
واقعیت آن است که بدون در نظر گرفتن نقش غرب، تحلیل رفتار شورای حقوق بشر ناقص خواهد بود. آمریکا و متحدانش، نهتنها حامی سیاسی رژیم صهیونیستی هستند، بلکه با ارسال تسلیحات و تأمین مالی، مستقیماً در جنایات غزه مشارکت دارند. همان دولتهایی که دم از حقوق زنان و کودکان میزنند، چشم خود را بر قتل هزاران کودک فلسطینی بستهاند.
غرب تلاش میکند با برجستهسازی پروندههایی خاص علیه ایران، افکار عمومی را از مسئولیت مستقیم خود در فجایع منطقه منحرف کند. حمایت از جنگ تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی که به شهادت و مجروحیت هزاران ایرانی نیز انجامیده نمونه روشنی از این همدستی است. در چنین شرایطی، قطعنامههای ضدایرانی نه اقدامی حقوقی، بلکه بخشی از جنگ روایتها و فشار سیاسی محسوب میشود.
شورای حقوق بشر، اگر قرار است اعتبار از دسترفته خود را بازیابد، چارهای جز رهایی از سلطه سیاسی غرب ندارد. تا زمانی که جنایتکاران مصون و کشورهای مستقل تحت فشار باشند، هیچکس این شورا را جدی نخواهد گرفت. تاریخ بهروشنی قضاوت خواهد کرد که چه کسانی در سمت درست ایستادند و چه کسانی، با سکوت و استانداردهای دوگانه، در کنار جنایت قرار گرفتند.
انتهای پیام/