شورای بهاصطلاح حقوق بشر/ سکوت در برابر تروریسم آمریکایی-صهیونی، فریاد علیه ایران زخمی
به گزارش خبرگزاری آنا، نشست اخیر شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد درباره تحولات ایران، بار دیگر این پرسش بنیادین را پیش روی افکار عمومی قرار داد که آیا این شورا واقعاً نهادی بیطرف برای دفاع از حقوق بشر است یا ابزاری سیاسی در خدمت منافع قدرتهای غربی؟ بررسی محتوای این نشست نشان میدهد که شورای حقوق بشر نهتنها در قبال تروریسم سازمانیافتهای که جان هزاران شهروند ایرانی را گرفته سکوت اختیار کرده، بلکه با نادیده گرفتن نقش مستقیم و غیرمستقیم آمریکا، برخی کشورهای اروپایی و رژیم صهیونیستی در ایجاد و تشدید ناامنیها، رویکردی کاملاً گزینشی و جهتدار اتخاذ کرده است.
بررسی محتوای این نشست نشان میدهد که شورای حقوق بشر نهتنها در قبال تروریسم سازمانیافتهای که جان هزاران شهروند ایرانی را گرفته سکوت اختیار کرده، بلکه با نادیده گرفتن نقش مستقیم و غیرمستقیم آمریکا، برخی کشورهای اروپایی و رژیم صهیونیستی در ایجاد و تشدید ناامنیها، رویکردی کاملاً گزینشی و جهتدار اتخاذ کرده است. این شورای به اصطلاح حقوق بشری حتی از بهکار بردن واژه «تروریسم» نیز عامدانه پرهیز کرد؛ گویی جان قربانیان ایرانی، واجد ارزش حقوق بشری نیست.
این سکوت معنادار، در حالی رخ داد که شواهد متعدد از حمایت رسانهای، مالی و اطلاعاتی آمریکا، برخی دولتهای غربی و رژیم صهیونیستی از گروهها و شبکههایی که به خشونت دامن زدند، در دسترس است. نادیده گرفتن این شواهد، نه یک غفلت ساده، بلکه نشانهای از همراستایی سیاسی شورای حقوق بشر با طراحان اصلی این بیثباتسازیهاست.
نادیدهگرفتن محرکان خشونت و وارونگی مفهوم «حق اعتراض»
یکی از خطرناکترین جنبههای رویکرد شورای حقوق بشر، نادیده گرفتن نقش افرادی و شبکههایی است که بهصورت هدفمند مردم را به حضور خیابانی خشونتآمیز تحریک کردند. این افراد، که اغلب از خارج از کشور هدایت میشدند، نهتنها مردم را به اعتراض مدنی دعوت نکردند، بلکه صراحتاً به تخریب، حمله به مراکز عمومی، مقابله مسلحانه و ایجاد آشوب فراخوان دادند.
با این حال، شورای حقوق بشر بدون هیچ تمایزی میان «اعتراض مدنی» و «خشونت سازمانیافته»، همه تحولات را ذیل یک روایت سادهسازیشده از «سرکوب اعتراضات» گنجاند. این رویکرد، نهتنها تحریف واقعیت میدانی است، بلکه عملاً به مشروعیتبخشی به خشونت منجر میشود؛ خشونتی که نخستین قربانی آن خود مردم عادی بودند.
در واقع، شورا با نادیده گرفتن نقش محرکان و سازماندهندگان خشونت، مسئولیت اخلاقی و حقوقی خود را نقض کرده است. هیچ نظام حقوق بشری معتبری، تحریک به خشونت، استفاده از سلاح و حمله به نیروهای امدادی و انتظامی را ذیل «حق اعتراض» تعریف نمیکند. این وارونگی مفهومی خارج از کشور هدایت میشدند، نهتنها مردم را به اعتراض مدنی دعوت نکردند، بلکه صراحتاً به تخریب، حمله به مراکز عمومی، مقابله مسلحانه و ایجاد آشوب فراخوان دادند.
همراستایی آشکار با منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی
رفتار شورای حقوق بشر در قبال ایران، بهروشنی نشاندهنده همپوشانی مواضع آن با منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی است. کشورهایی که خود سابقهای طولانی در نقض سیستماتیک حقوق بشر، مداخلات نظامی، تحریمهای ضدانسانی و حمایت از تروریسم دارند، امروز در جایگاه قاضی نشستهاند و ایران را متهم میکنند.
این در حالی است که همین شورا در برابر جنایات آشکار رژیم صهیونیستی علیه مردم فلسطین، بهویژه در غزه، یا سکوت کرده یا به صدور بیانیههای خنثی و غیرالزامآور بسنده کرده است. قتلعام غیرنظامیان، محاصره غذایی و دارویی، بمباران بیمارستانها و آوارگی میلیونها انسان، هرگز به تشکیل نشستهای اضطراری پرهیاهو علیه عاملان این جنایات منجر نشده است.
این استاندارد دوگانه، اعتبار شورای حقوق بشر را بهشدت مخدوش کرده است. نهادی که در برابر متحدان غربی سکوت میکند و در برابر کشورهای مستقل، شمشیر حقوق بشر را از رو میبندد، نمیتواند مدعی بیطرفی یا مرجعیت اخلاقی باشد.
سکوت ساختاری در برابر رنج ملتهای منطقه
سؤال اساسی اینجاست: شورای حقوق بشر کجا بود وقتی مردم یمن سالها زیر بمباران و محاصره ائتلاف مورد حمایت غرب جان میدادند؟ چرا این شورا در برابر ویرانی سوریه، کشتار غیرنظامیان در عراق، فروپاشی لیبی و بحران انسانی لبنان، چنین حساسیت و فوریتی از خود نشان نداد؟
در مورد غزه چرا شورا سکوت کرده یا به صدور بیانیههای خنثی و غیرالزامآور بسنده کرده است. قتلعام غیرنظامیان، محاصره غذایی و دارویی، بمباران بیمارستانها و آوارگی میلیونها انسان، هرگز به تشکیل نشستهای منجر به نتیجه علیه عاملان این جنایات نیز منجر نشده است.
عملکرد شورای حقوق بشر در قبال ایران، نهتنها مفهوم حقوق بشر را تهی از معنا میکند، بلکه مشروعیت کل نظام نهادهای بینالمللی را زیر سؤال میبرد. حقوق بشر زمانی معنا دارد که جهانشمول، غیرسیاسی و فارغ از منافع قدرتها باشد؛ نه ابزاری برای فشار بر دولتهای مستقل.
ادامه این رویکرد گزینشی، موجب بیاعتمادی روزافزون ملتها به نهادهای بینالمللی خواهد شد. وقتی مردم میبینند که خون برخی انسانها دیده میشود و خون برخی دیگر نادیده گرفته میشود، طبیعی است که به عدالت جهانی بدبین شوند.
در نهایت، آنچه در نشست اخیر شورای حقوق بشر رخ داد، بیش از آنکه دفاع از حقوق بشر باشد، نمایشی سیاسی در راستای منافع آمریکایی ـ صهیونیستی بود. این مسیر، نهتنها کمکی به ارتقای حقوق بشر نمیکند، بلکه آن را به مفهومی ابزاری و بیاعتبار تبدیل خواهد کرد.
انتهای پیام/