صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۲:۴۳ | ۰۳ / ۱۱ /۱۴۰۴
| |

لزوم توجه به «دوقطبی کارآمدی و ناکارآمدی» در نظام مدیریت کشور/ میزان توان نظام مدیریتی است

شرایط ثبات و آرامش فعلی در کشور بعد از اقدامات دشمن که به دست مردم رقم خورده است نه یک «پایان بحران» بلکه یک «فرصت راهبردی» است؛ وقفه‌ای که می‌تواند به تثبیت اعتماد و ترمیم سرمایه اجتماعی منجر شود یا در صورت بی‌توجهی، تعویق بحران و انتقال آن به آینده را در پی داشته باشد.
کد خبر : 1026911

به گزارش خبرگزاری آنا، آرام‌شدن شرایط اجتماعی بعد آشوب‌های اخیر را می‌توان نشانه ورود کشور به مرحله «بازتعریف مطالبات و بازچینی صف‌بندی‌ها» دانست. برخلاف دوره‌های پرالتهاب که کنش سیاسی بیشتر واکنشی و احساسی است، در وضعیت فعلی بازیگران داخلی اعم از جریان‌های سیاسی، نخبگان و بدنه اجتماعی در حال ارزیابی مجدد موقعیت خود و بازتنظیم انتظارات هستند. این وضعیت، هم فرصت‌ساز است و هم در صورت غفلت، می‌تواند به تهدیدی خاموش تبدیل شود.

میزان توان نظام مدیریتی در حل مسائل عینی زندگی مردم است

اکنون مسئله محوری افکار عمومی نه تقابل‌های ایدئولوژیک یا سیاسیِ پررنگ‌شده در فضای ملتهب، بلکه میزان توان نظام مدیریتی در حل مسائل عینی زندگی مردم است؛ از اقتصاد و معیشت گرفته تا عدالت اداری و پاسخگویی. این تغییر گسل، میدان کنش سیاست داخلی را عقلانی‌تر، اما سخت‌تر کرده است.

در این فضا، جریان‌های سیاسی منتقد دیگر امکان سوارشدن بر موج اعتراضات هیجانی را ندارند و ناچارند به سمت تولید «بدیل‌های اجرایی» حرکت کنند؛ بدیل‌هایی که تاکنون یا ارائه نشده یا فاقد انسجام بوده است. به همین دلیل، شاهد نوعی سکوت یا ابهام در مواضع بخش‌هایی از جریان سیاسی منتقد هستیم؛ سکوتی که بیشتر ناشی از فقدان برنامه قابل عرضه است تا رضایت از وضع موجود.

از سوی دیگر، برای جریان و بدنه مدیریتی کشور، آرام‌شدن فضا یک آزمون جدی محسوب می‌شود. در شرایط التهاب، بسیاری از ناکارآمدی‌ها در سایه مسائل امنیتی و روانی پنهان می‌ماند، اما در فضای آرام، کارنامه عملکرد‌ها شفاف‌تر و قابل قضاوت‌تر می‌شود. به بیان دیگر، اکنون سیاست داخلی وارد مرحله‌ای شده که «نتیجه‌محوری» جای «موضع‌محوری» را گرفته است.

نیاز به روایت درون‌زا

نکته مهم‌تر اینکه در این مقطع، سیاست داخلی بیش از هر زمان دیگری به روایت‌سازی درون‌زا نیاز دارد. اگر دستگاه‌های مسئول نتوانند به‌صورت فعال، صادقانه و اقناعی درباره تصمیمات، محدودیت‌ها و برنامه‌ها سخن بگویند، فضای آرام به‌سرعت می‌تواند به انباشت نارضایتی خاموش منجر شود؛ نارضایتی‌ای که برخلاف اعتراضات پرصدا، دیرتر دیده می‌شود، اما در بزنگاه‌ها اثرگذارتر است.

در مجموع، شرایط فعلی سیاست داخلی نه یک «پایان بحران» بلکه یک «فرصت راهبردی» است؛ وقفه‌ای که می‌تواند به تثبیت اعتماد و ترمیم سرمایه اجتماعی منجر شود یا در صورت بی‌توجهی، به تعویق بحران و انتقال آن به آینده. جهت حرکت این وضعیت، بیش از هر چیز به میزان کارآمدی، شفافیت و ابتکار عمل بازیگران اصلی مدیریت و پاسخگویی مسئولین وابسته است.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha