جهانیشدن چگونه هویت فردی در فضای مجازی را به بحران کشانده است
از اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ نظریههای پساساختارگرای پست مدرن شکل گرفتند و نویسندگانی مانند ژاک دریدا، ژاک لاکان، میشل فوکو، ژیل دلوز و فلیکس گاتاری، بر تقدم زبان بر درک جهان و درک از خود تاکید میکردند. دریدا، همیشه هویت را اثری موقت و ناپایدار روابط نشانه گذاری شده تفاوتها میداند. برای مثال میتوان گفت برای داشتن هویت مردانگی، باید هویتی متضاد مانند زنانگی ایجاد شود.
لاکان متاثر از دریدا میگوید خود مبتنی بر زبان است و کودکان قبل از یادگیری زبان هیچ درکی از خود ندارند. فوکو، اما به مفهوم عمیقتری اشاره میکند و هویت را ساخته شده درون گفتمانها میداند. گفتمانها در زمینههای تاریخی و توسط نهادها یا رویههای خاصی تولید میشوند؛ بنابراین هویت از اعمال قدرت به وجود میآید. هویت پیوسته در حال شدن است، نه اینکه مقولههای ثابت یا اساسی وجود باشد.
بازی هویتی در اتاقهای گفتوگو چند کاربره
پژوهشهای بسیاری بر روی گروههای مجازی و اتاقهای گفتوگو چند کاربره انجام شده است. در این اتاقهای گفتوگو اغلب کاربران در حال بازی هویتی هستند. در این تحقیقات یک استعاره به نام پنجره استفاده میشود که هر پنجره نشان دهنده زمینه و مجموعهای از روابط و هویت است.
همچنین باید توجه داشت که محیطهای آنلاین دارای چهار شاخصه در مسئله هویت هستند. اولین مسئله امکان ناشناس بودن کاربر در این فضا است. دومین مورد آزادی عمل در انتخاب هویت است. سومین مسئله امکان ایجاد خودهای چندگانه است و در آخر امکان ایجاد هویتهایی که وجودشان در جهان واقعی ناممکن است.
فرآیند جهانی شدن با گسترش قلمرو روابط زندگی اجتماعی، جهان اجتماعی افراد را بسیار بزرگتر میکند و احساس کنترل ناپذیر شدن جهان را در آنها بهوجود میآورد. هویت پاسخی به همگونی مسئله جهانی شدن و کاهش یافتن همزمان ویژگیها و منحصربهفرد بودن در جهان است. در این موقعیت هویت و منحصربهفرد بودن به ابزاری برای مقاومت تبدیل میشود
تزلزل بنیانهای هویتی
پژوهشها نشان میدهند افراد در رویارویی با این فضا و تکثر منابع در ساخت هویت، دچار تعلیق (به معنی معلق بودن و سردرگمی) میشوند. از بین رفتن زمان و مکان و نقش بیشتر فضا در دنیای مجازی تجلی آشکاری دارد. کاربر در مواجهه با این فضای دوم، بنیانهای هویت خود را متزلزل میبینند و دچار تردید و اضطراب میشوند.
در نظریههای پساساختارگرا، هویت مشروط به زمان و مکان است، بنابراین یکپارچه و استوار نیستند، بلکه حفظ میشوند، تغییر میکنند و اغلب متناقض هستند. هویت به عنوان یک فرآیند تعریف میشود و یک چیز مشخص و معین نیست.
جدایی از چهارچوبهای هویت واقعی در جهان مجازی
در دهه ۹۰ میلادی با ایجاد امکان بروز هویت مجازی و شاخصههای آن، تکنوفمینیستها و تکنوآنارشیستها با امکان ایجاد هویتهای غیرمتمرکز پراکنده خارج از انقیاد بدنی، قومی و نژادی، ظهور پیدا کردند. مسئله این است که در فضای آنلاین هویت مبتنی بر بدن نیست و این فضا پتانسیلی را ایجاد میکند که نظم جهان واقعی به چالش کشیده شود.
در این مرحله مخالفانی با پساساختارگرایی به مخالفت پرداختند و اعلام کردند که هویت هنوز هم مبتنی بر زندگی واقعی و آفلاین استوار است. کاربران در فضای آنلاین هنوز هم با جنسیت، محیط فرهنگی، وضعیت اقتصادی و اجتماعی، هویت میسازند.
در مطالعات پدیدههای اینترنتی، مانند دوستیابی آنلاین، دیدگاه جان گافمن میتواند توضیح دهد که این سایتها راههایی برای ادغام هویت واقعی با هویت مجازی با استفاده از منابع ارتباطی ایجاد میکنند.
جهانی شدن و جهان کنترل ناپذیر
مانوئل کاستلز هویت معاصر را واکنشی به ابعاد بیچهره، بینام و بیمکان جامعه شبکهای میداند. فرآیند جهانی شدن با گسترش قلمرو روابط زندگی اجتماعی، جهان اجتماعی افراد را بسیار بزرگتر میکند و احساس کنترل ناپذیر شدن جهان را در آنها بهوجود میآورد.
هویت پاسخی به همگونی مسئله جهانی شدن و کاهش یافتن همزمان ویژگیها و منحصربهفرد بودن در جهان است. در این موقعیت هویت و منحصربهفرد بودن به ابزاری برای مقاومت تبدیل میشود.
انتهای پیام/