صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۲:۲۱ | ۲۴ / ۱۰ /۱۴۰۴
| |
آنا بررسی کرد

تعلیق دیپلماسی در حد فاصل «مذاکره» و «تله مذاکره»

ترامپ ظرف کم‌تر از ۲ روز باب جدیدی را از دیپلماسی با ایران باز کرد و آن را بلافاصله بست. با این حال تهران می‌داند او فردی است که پلن‌های A و B را هم‌زمان پیش می‌برد و شاید با اتکا به همین آگاهی مبتنی بر تجربه است که ما نیز به طور هم‌زمان از آمادگی متقابل برای دیپلماسی و جنگ سخن می‌گوییم.
کد خبر : 1025644

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا؛ جمله «در دست بررسی است» را این روز‌ها زیاد می‌شنویم که اشاره‌ای است به سبک- سنگین کردن گزینه‌های پیش روی دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا در برخورد با حکومت ایران.

این روایت رسانه‌هایی مانند «پالیتیکو» و «وال استریت ژورنال» است و برای بررسی گزینه‌ها هم روز و تاریخی اعلام شد که همین دیروز بود؛ یعنی سه‌شنبه ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶.

اما اینکه اصلا چرا کاخ سفید باید میزبان نشست ترامپ و وزرای جنگ و خارجه کابینه باشد تا در باره گزینه‌های برخورد با ایران به جمع‌بندی برسند، حکایت دیگری است.

در واقع، همه چیز از آن عبارت کذایی locked and loaded شروع شد که در نخستین واکنش ترامپ به ناآرامی‌های ایران به کار رفت.

او در این پیام که در تروث سوشال منتشر شد، گفته بود: اگر ایران به روی معترضان مسالمت‌جو شلیک کند و آنها را به‌طور خشونت‌آمیز بکشد؛ ایالات متحده آمریکا به کمک آنها خواهد آمد. ما کاملا برای اقدام آماده‌ایم.

از روز ۱۰ دی که این اظهارنظر علنی شد تا ۲۳ دی‌، ترامپ دست‌کم حدود ۶ بار به عناوین مختلف از رصد آنچه در ایران می‌گذرد یا آمادگی برای مداخله سخن گفت تا آنجا که اکنون این توقع پیش آمده که «اگر او مداخله نکند، به اعتبارش لطمه خواهد خورد».

اما چنین توقعی زمانی جایز است که حفظ این به اصطلاح «اعتبار» برای رئیس‌جمهور آمریکا اهمیت داشته باشد و این مسئله واقعا جای تردید دارد.

شیر یا خط سکه دیپلماسی

او مردی است که بیش از هر چیز به قدرت «معامله‌گری» خود می‌بالد. شاید برای همین است که وقتی اینجا در ایران، براندازان به امید تشویق او به مداخله، آتش ناآرامی‌ها را تیز کردند؛ آنجا در کاخ سفید، ترامپ همچنان دیپلماسی با ایران را گزینه نخست خود تلقی می‌کند.

البته این یک روی سکه است که در آن آمریکا با استفاده ابزاری از عواملی مثل «رضا پهلوی» و تبدیل اعتراضات مسالمت‌آمیز به صحنه اغتشاش، به دنبال اعمال فشار و امتیاز گرفتن از تهران است.

اما همچنان در روی دیگر سکه، با مردی مواجه هستیم که عادت دارد پلن‌های A و B را هم‌زمان پیش ببرد. اگر پلن شماره ۱ را دیپلماسی در نظر بگیریم، پلن شماره ۲ تله دیپلماسی است.

وقتی از این زاویه به مسئله نگاه می‌کنیم، رمزگشایی از تناقض‌گویی ۲ شب پیش ترامپ کار نسبتا ساده‌ای است.

او در هواپیمای «ایرفورس وان» خطاب به خبرنگاران گفت «ایران خواهان مذاکره است. در واقع یک نشست با آنها در حال برنامه ریزی است.»

اما بعد بلافاصله با همان ابهام همیشگی که چاشنی همه اظهاراتش می‌کند؛ افزود: «اما ممکن است پیش از مذاکره اقدامی انجام دهیم.»

البته تناقض‌گویی به همین جا ختم نشد؛ چراکه ترامپ در پیامی که دیشب در فضای مجازی منتشر کرد، مردم ایران را به ماندن در کف خیابان ترغیب کرد و مدعی شد «کمک» در راه است و فعلا هم قصدی برای ازسرگیری مسیر دیپلماسی که به ادعای سخنگوی کاخ سفید «گزینه اول» است؛ ندارد!

اما اینکه کمک قرار است به چه شکلی ارائه شود جای بحث و گمانه‌زنی زیادی دارد و لازم به گفتن نیست که این اقدام از سوی برخی کارشناسان به «گزینه اقدام نظامی محدود» تعبیر شد تا به این ترتیب اعتبار ترامپ پیش آنهایی که به امید کمک او خیابان‌های ایران را ناآرام کردند، به خطر نیفتد؛ چراکه به تعبیر آنها هرگونه اقدام شدید می‌تواند با پاسخ تند تهران مواجه شود.

وضعیت در نقطه برخورد ۲ جهان‌بینی

در پیشبرد هم‌زمان پلن‌های A و B، مذاکره به همان اندازه که واقعی است، می‌تواند غیرواقعی هم باشد به این مفهوم که وقتی ترامپ با سد سرسختی طرف مقابل رو‌به‌رو می‌شود، به گزینه جایگزین روی می‌آورد. در مورد ونزوئلا، گزینه جایگزین ربایش رئیس‌جمهور مادورو یا در مورد ایران، حمله به تاسیسات هسته‌ای بعد از ۵ دور گفت‌و‌گو بود.

حالا هم ترامپ، بعد از حمله به تاسیسات هسته‌ای و مصادره اعتراضات مسالمت‌آمیز ایران، دوباره به میز دیپلماسی بازگشته، اما همچنان با پررنگ کردن شبح تهدید نظامی، آن را در حالت تعلیق نگه می‌دارد.

این همان دیدگاهی است که در جهان‌بینی ترامپ به «صلح از طریق قدرت» تعبیر می‌شود.

اما اینکه چرا طرف ایرانی با علم به این موضوع از بازگشت به میز مذاکره ابایی ندارد، حکایت دیگری است.

در جهان‌بینی طرف ایرانی هم‌زمانی میان «نشستن پای میز مذاکره» و «حریف را به میدان مبارزه طلبیدن» منافاتی با یکدیگر ندارد. 

برای همین است که «سیدعباس عراقچی» وزیر خارجه ایران در پاسخ به مجری «الجزیره» که از او پرسید «نظرتان درباره جلسه‌ای که رئیس‌جمهور آمریکا با مشاورانش درباره گزینه‌های مربوط به اعتراضات برگزار می‌کند چیست؟» جواب داد: از نظر ما مهم نیست چه گزینه‌ای انتخاب شود. ما برای جنگ، برای دیپلماسی، برای گزینه‌های اقتصادی آماده‌ایم. سال‌هاست با تحریم‌ها زندگی می‌کنیم ولی هر اقدامی هم که برای رفع تحریم‌ها لازم باشد، انجام خواهیم داد. بر این اساس برای همه گزینه‌ها آماده‌ایم، اما امیدواریم خرد و عقلانیت حاکم شود.

در برابر اتهام «وقت‌کُشی» که آمریکا به تهران نسبت می‌دهد، وزارت خارجه ایران با اعلام آمادگی برای بازگشت به میز مذاکره، ثابت می‌کند که برخلاف ترامپ، ایران به دیپلماسی به عنوان یک گزینه معتبر نگاه می‌کند و نه یک تاکتیک موقت. 

اینکه عراقچی در جمع سفرا و کاردارن کشور‌های خارجی مقیم تهران تاکید کرد که «عملیات پیشدستانه در دستور کار ایران نیست»؛ ناظر بر همین رویکرد است که با تکیه بر اصل مذاکره، به نوعی پلن A تهران هم به شمار می‌رود.

اما در سایه بی‌اعتمادی به ترامپ، پلن B هم که به معنای «آمادگی برای جنگ» است با قدرت دنبال می‌شود.

فی‌الحال، دونالد ترامپ جمهوری‌خواه دیپلماسی را در حدفاصل پلن‌های «مذاکره» و «تله مذاکره» به حال تعلیق درآورده، اما از بین همه تهدید‌های موجود هم فقط گزاره «وضع تعرفه ۲۵ درصدی بر هرگونه تجارت با ایران» را به مرحله اجرا نزدیک کرده است- تصمیمی که قطعا مخالفان جمهوری اسلامی را خوشحال نمی‌کند. با این حال اینکه فکر کنیم ماجرا در همین جا تمام می‌شود و او در مسیر چانه‌زنی با تهران با سایر کارت‌های روی میز بازی نمی‌کند؛ خیال باطلی است که حتی برای یک لحظه هم از ذهن دیپلمات‌های ایرانی نمی‌گذرد.

یکی از این کارت‌ها، بازی روانی و ابهام در قدم بعدی است: می‌زند یا نمی‌زند؟ اگر بزند کجا را هدف قرار می‌دهد؟ اگر نزند، با چه شرایطی مذاکره را احیا می‌کند؟ اصلا هدفش از مداخله نظامی چیست؟ اصلا قصد مداخله دارد؟!!!

پاسخ هر چه باشد، یک چیز مشخص است: ترامپ راهبرد روشنی ندارد و همین مسئله حاشیه خطا و سوءمحاسبه تصمیم‌های او را به هزینه کل جهان بالا می‌برد.

 

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha