به گزارش خبرنگار حوزه ادبیات و کتاب گروه فرهنگ خبرگزاری آنا،
به گزارش خبرنگار حوزه ادبیات و کتاب گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، حق نشر یا کپی رایت، مجموعهای از حقوق انحصاری است که به ناشر یا پدیدآورنده یک اثر اصل و منحصربهفرد تعلق میگیرد و حقوقی از قبیل نشر، تکثیر و الگوبرداری از اثر را شامل میشود. کپی رایت نوعی حفاظت قانونی از آثار چاپ شده و چاپ نشده ادبی، علمی و هنری است. قانون کپیرایت به خالق اثر اجازه میدهد تا از حقوق انحصاری تکثیر، اقتباس در شیوه بیان نو، پخش و نمایش عمومی اثر استفاده کند.
پیوستن به قانون کپی رایت مزایای زیادی را به دنبال دارد. بازار کتاب این روزها با مشکلات اقتصادی بسیاری مواجه است؛ به همین دلیل کتابها با تیراژ پایین چاپ میشوند و سود چندانی برای ناشر و نویسنده به دنبال ندارند. با عضویت در قانون کپی رایت، میتوان هر کتاب را تعداد دفعات زیادی در کشورهای مختلف فروخت و این کار درآمد ارزی به دنبال خواهد داشت. در ۱۰ سال اخیر تعدادی از ناشران سعی کردهاند که قانون کپیرایت را رعایت کنند. اما به دلیل عضو نبودن ایران در این قانون، بسیاری از نویسندگان خارجی نمیتوانند به ناشران ایرانی اطمینان کنند، زیرا اگر مشکلی در چاپ کتاب آنها به وجود آید نمیتوانند شکایت کنند. البته هنوز ۹۸ درصد از ناشران ایرانی توجهی به این قانون ندارند. عضویت ایران در قانون کپیرایت به صنعت نشر ایران جان تازهای میبخشد، کیفیت آثار بالا رفته و مخاطبان آن بیشتر خواهد شد.
اجحاف در حق مترجمان حرفهای
در ایران قانون کپیرایت رعایت نمیشود؛ بسیاری از مترجمان بهخصوص آنهایی که هنوز مهارت کافی ندارند یا به دنبال سود اقتصادی هستند، بدون اجازه از نویسنده اصلی اثر، آن را ترجمه کرده و وارد بازار نشر میکنند. اگر مترجم مجبور باشد از نویسنده کسب اجازه کند دیگر شاهد ترجمههای بیکیفیت در بازار نشر نیستیم و هر فردی اجازه ورود به این عرصه را به خود نمیدهد. فاطمه باغستانی، مترجم ادبی در اینباره معتقد است که «متأسفانه ما قانون کپیرایت نداریم، در نتیجه در حق مترجمان حرفهای و دلسوز، اجحاف زیادی میشود. مترجم کتابی را با هزار دردسر و زحمت ترجمه میکند تا پرفروش میشود، ناشران دیگر بلافاصله از آن کپی میکنند، آنرا تایپ میکنند، تغییرش میدهند و به چاپ میرسانند. متأسفانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این زمین همکاری نمیکند و موانع زیادی داریم. قیمت کاغذ بسیار بالا رفته است، در این صورت ناشران نمیتوانند آن طور که باید، حق مترجمان را ادا کنند متعاقب آن مخاطبان با گرفتاریهای اقتصادی که دارند نمیتوانند کتاب بخرند. با این حال متأسفانه مترجمی بهعنوان شغلی که بخواهد درآمد یک خانواده را تأمین کند،مناسب نیست.»
خدشهدار شدن شان مترجم و نویسنده ایرانی
براتی: عدم رعایت قانون کپیرایت از دیگر مشکلاتی است که مترجمان و ناشران خوب و متعهد با آن روبهرو هستند. به نظرم این مشکل از مواردی است که باید در چارچوب ایجاد مناسبات متعادل و معقول با جهان حل شود و ایران عضو کپیرایت شود. عمده کتابهایی که در ایران منتشر میشوند بدون گرفتن مجوز از ناشر اصلی به بازار راه پیدا میکنند و این نوعی سرقت ادبی است که موجب خدشه دار شدن شان مترجم و ناشر ایرانی میشود، کما اینکه در نمایشگاههای بینالمللی کتاب، برخی از ناشران خارجی در این مورد گله و شکایت هم کردهاند. البته در مواردی ناشرانی مبادرت به گرفتن کپیرایت اثر کردهاند که جای تقدیر دارد.
ایران عضو کپیرایت یا قانون حفظ حقوق ناشر نیست. به همین علت و برخی دلایل اقتصادی مانند پایین بودن غیرمعمول میزان شمارگان کتاب در ایران، متاسفانه ناشران و مترجمان انگشتشماری اقدام به کسب مجوز از ناشر اصلی میکنند. اقدام به کسب مجوز از ناشر اصلی شده که حادثهای مبارک در صنعت نشر کشورمان است و میتواند به ارتقای شان و منزلت نشر در ایران کمک کند و راه را برای همکاری بیشتر در حوزه کتاب بین ناشران ایران و ناشران بیرون از ایران فراهم آورد.
شکایتی که به نتیجه هم نمیرسد...
بهرهور: متأسفانه چون قانون کپیرایت در ایران رعایت نمیشود، اغلب دیده میشود کتابهای پرفروشی که نویسنده اصلی ماهها و شاید سالها تألیف شده را به PDF تبدیل میکنند یا اسکن میکنند، در فضای مجازی دست به دست میچرخد یا از روی کتاب اصلی کپی برداری میکنند که این موارد در فروش کتاب تأثیر منفی میگذارد. در پیگیریهای قانونی هم باید یک کفش آهنی داشته باشی اما در نهایت حقوق ناشر و نویسنده معمولاً ضایع میشود و به نتیجه نمیرسد.
کتاب ترجمه مقرون به صرفهتر از کتاب تالیفی
سیدیان: کتب ترجمه نیاز به سرمایهگذاری کمتری دارد. قانون کپیرایت در ایران رعایت نمیشود. ناشر نسخه PDF را در نهایت یا میخرد یا بهصورت رایگان دانلود میکند و در اختیار مترجم میگذارد. یک مبلغ ناچیز بهعنوان حقالترجمه به او میدهد و کتاب هم که آماده است، در نهایت یک صفحهآرایی بهخاطر حروف فارسی میشود. پس هزینه بالایی ندارد. مگر اینکه کتاب کودک باشد و بهواسطه کتاب رنگی بودن، ورقه محکم و گلاسه و جلد گالینگور داشتن هزینهاش مقداری بالاتر برود. متأسفانه ناشر هیچ سرمایهگذاری برای تبلیغ و پخش کتاب مؤلف ایرانی نمیکند. برایش صرف بر این است که کتاب ترجمه منتشر کند.
شمس: صددرصد، ناشری که کپیرایت را رعایت نمیکند اگر یک کتاب خارجی را چاپ کند به نفعش است زیرا که حق تصویرگر و نویسنده نمیدهد، اگر بیش از دلسوزی به فکر برگشت سرمایهاش باشد مترجم تازهکاری را انتخاب میکند که به تجربه بیشتری برای ورود به حوزه کودک نیاز دارد. ناشر برای یک داستان مصور که قرار است یک مؤلف ایرانی آن را تألیف کند و یک تصویرگر تصاویر آن را بکشد، برای هر تصویر یک میلیون هم در نظر بگیرید با وجود ۲۵ تصویر فقط باید ۲۵ میلیون به تصویرگر بدهد، در حالی که حق نویسنده، صفحهآرا، ویراستار و غیره هم هست. طبیعی است که کتابهای خارجی میآیند جای کتابهای ایرانی را میگیرند!
نظارت جدیتری در حوزه ادبیات کودک و نوجوان باید اعمال کنند تا جلوی این بی در و پیکر بودن گرفته شود. نباید اجازه بدهند که بدون کپیرایت، کتابی منتشر شود، چند ناشر یک کتاب را چاپ کنند و بازار مملو شود. خب من مخاطب که میروم کتاب بخرم، چشمم به این کتابها میافتد! کتاب ایرانی را نمیبینم که بخرم، برای همین تیراژ پایین میآید.
انتهای پیام/۱۱۰/
انتهای پیام/