صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۹:۲۸ | ۲۱ / ۰۷ /۱۴۰۰
| |

خبر ذخیره‌سازی شده توسط سید مرتضی حسینی (sm.hoseini) در تاریخ ۰۰۰۷۲۱-۰۹:۲۸

کد خبر : 614081

سلام
شهبازی
همین که تماس گرفته‌اید و من زنده هستم، به همه بگویم من زنده هستم، من همچنان هستم.
با کارگردانانی مثل عیاری هستم. با پورمقدم کار کردم. سن و سالی نداشتم که «خانه سبز» را کار کردم و در آموزشگاه آقای تارخ بودم.
هم‌نسلان من مثل خانم سماواتی، مثل فقیه سلطانی کم‌کار شده‌اند. کسی سراغی نمی‌گیرد.
متأسفانه دستیارکارگردانی‌هایی آمدند که کار بلد نیستند. من برای کار دفتری رفته بودم که ایشان یک پسر شاید 25-24 ساله بود، دستیارکارگردان بود و از من می‌خواست که حالا شما کجا کار کرده‌اید؟
در حالی که زمانی که من در سریال «روزهای زندگی» کار می‌کردم این آقا شاید چهار، پنج سال‌اش یا شاید هم کمتر بود.
در آن زمان همه دستیارکارگردان‌ها برای اینکه استعدادهای جدید را کشف کنند و اصلاً بازیگر انتخاب کنند، به خودشان زحمت می‌دادند، کارها را می‌دیدند، به آموزشگاه‌های بازیگری سر می‌زدند، اتودها را می‌دیدند، عکس‌ها و فیلم‌های هنرجوها را می‌دیدند، الان این‌طور نیست و هر کس فالورش بیشتر باشد، بیشتر کار می‌کند. من بلد نیستم این شکل از زندگی را. من بلد نیستم در فضای مجازی دست به هر کاری بزنم تا دیده شوم.
نمی‌دانم، واقعاً نمی‌دانم که چرا کسی دیگر سراغی از ما نمی‌گیرد.
خدا پدر این آی-فیلم را بیامرزد. باز همین آی-فیلم هست و می‌تواند با بازپخش سریال‌های قدیمی کمی ما را به یاد مخاطب بیاورد. یعنی اگر آی-فیلم نبود همین که شما هم با من تماس نمی‌گرفتید.
سریال «روزگار غریب» را اخیراً پخش کردند یا سریال‌های دیگری را که من در آنها بازی داشتم.
آخرین کاری که من داشتم فصل دوم «ستایش»‌ بود. آقای سلطانی در فصل سوم ستایش از بازیگرانی استفاده کردند که سال‌ها بود کار نکرده بودند و من به ایشان پیامک دادم و از او تشکر کردم.
یا اینکه می‌گویند عِه مگر تو هنوز کار می‌کنی؟! یا اینکه ما فکر کردیم تو فقط ازدواج کرده‌ای و دیگر کار نمی‌کنی یا اینکه فقط در کارهای همسرت شاهین باباپور کار می‌کنی.
اینها برای من خیلی سنگین است. برای منی که زحمت کشیده‌ام تا بازیگر شده‌ام. این‌طور نبوده است که از راه برسم و بازیگر شوم.
مطمئن هستم اگر بخواهم خیلی باز صحبت کنم خیلی‌ها به من حمله می‌کنند اما واقعاً چه کرده‌ایم که بازیگری مثل پرستو صالحی، حالا من به حواشی کار ندارم، قصد مهاجرت می‌کند یا بسیاری از بازیگران ما مهاجرت کرده‌اند، بس که روی آنها فشار هست.
این فشار روی بسیاری از هم‌نسلان من است.
و من دیگر واقعاً نمی‌دانم چه کار کنم.
آیا من با این کارنامه کاری و با این سابقه باید از این دفتر به آن دفتر بروم تا در یک اثر بازی کنم؟
بعضی‌ها خاله‌زنک‌بازی‌هایی را درمی‌آورند و در فضای مجازی حواشی ایجاد می‌کنند که واقعاً برای من جای تأسف دارد و خیلی متأسف هستم.
امیدوارم که نگاه کارگردانان ما بازتر شود و چهره‌های بیشتری را ببینند و این مناسبات غلطی که برای انتخاب بازیگر هست، شما می‌بینید یک بازیگر در نمایش خانگی از این سریال به آن سریال می‌رود یا در یک دوره از جشنواره یک بازیگر خانم یا آقا گاهی در سه یا چهار فیلم بازی دارد.
من دیگر سال‌هاست که به جشنواره‌ها هم نمی‌روم چون واقعاً برای من سنگین است و با خودم فکر می‌کنم چرا دیگر پیشنهادی به من نمی‌شود؟
قلبم واقعاً شکسته است اما همچنان توانایی بازی دارم و همچنان می‌توانم بازی کنم.
دلشکسته سینما و تلویزیون هستم اما می‌توانم بازی کنم.
گاهی مردم من را می‌بینند و می‌شناسند و می‌گویند چرا کم‌کار شده‌اید؟ می‌گویم باور کنید من هم نمی‌دانم چرا و پاسخی برای این سؤال ندارم.
البته جوان‌ترها دیگر کمتر من را می‌شناسند و وقتی می‌فهمند بازیگرم، معمولاً اسم من را سرچ می‌کنند و بعداً متوجه می‌شوند که من بازیگر هستم.
این خیلی توهین‌آمیز است که می‌گویند شما چون ازدواج کرده‌اید دیگر قصد کار کردن ندارید.
در این مدت البته پیشنهادهایی شده که آنها را رد کردم چون واقعاً دیدم در شأن من نیست


انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha