موتمن: سینمای مدرن اجازه میدهد تماشاگر خودش فیلم را در ذهنش بسازد
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، فرزاد موتمن در نشست انتقال تجربه با موضوع سینمای مدرن، با اشاره به تفاوتهای بنیادین سینمای کلاسیک و مدرن اظهار داشت: در سینمای کلاسیک با توالی روایی روبهرو هستیم؛ داستان آغاز، میانه و پایان مشخصی دارد و گرههایی که در طول روایت ایجاد میشوند، در نهایت باز خواهند شد. اما در سینمای مدرن، توالی روایی به شکلهای مختلف شکسته میشود و داستان لزوماً عنصر اصلی فیلم نیست.
وی افزود: اصل سینما تصویر و صداست و ترکیب این دو، اتمسفر سینمایی را شکل میدهد. داستانگویی از ادبیات و بازیگری از تئاتر وارد سینما شدهاند، اما ماهیت اصلی سینما ساختن اتمسفر از طریق تصویر و صداست. فیلم «مردی با دوربین فیلمبرداری» ساخته ژیگا ورتوف در سال ۱۹۲۷، با وجود گذشت نزدیک به یک قرن، همچنان یکی از مدرنترین آثار تاریخ سینماست؛ فیلمی که از ابتدا تأکید میکند بدون فیلمنامه و بازیگر ساخته شده و تلاشی برای رهایی سینما از ادبیات و تئاتر است.
این کارگردان با بیان اینکه سینمای مدرن برخلاف سینمای کلاسیک از ابهام و ایهام بهره میبرد، تصریح کرد: سینمای کلاسیک همهچیز را برای تماشاگر شفاف میکند، اما سینمای مدرن بخشی از مسائل را مبهم باقی میگذارد تا مخاطب پس از خروج از سالن سینما درباره آن فکر کند. در این شیوه، تماشاگر منفعل نیست و باید مانند کسی که به یک تابلوی کوبیستی نگاه میکند، اجزای روایت را در ذهن خود کنار هم قرار دهد و دوباره بسازد.
موتمن با اشاره به فاصلهگذاری در سینمای مدرن گفت: در سینمای کلاسیک، تماشاگر با شخصیتها همذاتپنداری میکند و احساسات آنها را تجربه میکند، اما سینمای مدرن تلاش میکند میان مخاطب و اثر فاصله ایجاد کند. این شیوه به تماشاگر اجازه میدهد به جای واکنش صرفاً عاطفی، با اثر برخوردی عقلانی داشته باشد. به همین دلیل، تأثیر یک فیلم مدرن ممکن است سالها پس از تماشای آن نیز ادامه پیدا کند.
وی با اشاره به نقش ژانلوک گدار در سینمای مدرن و پرداختن به مسائل سیاسی و اجتماعی، اظهار داشت: گدار در آثارش از جمله فیلمهایی که درباره فلسطین ساخته، به سراغ موضوعاتی رفته که سینمای جریان اصلی کمتر به آنها توجه کرده است. او معتقد بود سینما در بزنگاههای تاریخی به وظیفه خود عمل نکرده و در برابر اتفاقاتی مانند جنگ جهانی دوم، ویتنام و مسئله فلسطین واکنش مؤثری نشان نداده است. گدار تلاش کرد با دوربین خود به این مسائل واکنش نشان دهد و موضعگیری کند.
این کارگردان با تأکید بر اینکه سینمای جنگ الزاماً نباید در خدمت تبلیغات باشد، به فیلم «قایق نجات» ساخته آلفرد هیچکاک اشاره کرد و گفت: این فیلم در میانه جنگ جهانی دوم ساخته شد و هیچکاک به دلیل نمایش انسانی یک شخصیت آلمانی با اتهام طرفداری از نازیها روبهرو شد. این اتفاق نشان میدهد سینمای جنگ تا چه اندازه میتواند تحت تأثیر نگاههای تبلیغاتی قرار بگیرد.
موتمن در ادامه از آثاری مانند «وضعیت بشری» ساخته ماساکی کوبایاشی، «قطار» ساخته جان فرانکنهایمر، «جهنم در اقیانوس آرام» و «لکلکها پرواز میکنند» بهعنوان نمونههای قابلتوجه سینمای جنگ نام برد و تأکید کرد که برخی از این آثار، با وجود برخورداری از وجوه تبلیغاتی، به دلیل ساختار سینمایی و شیوه روایت همچنان ارزشمند و دیدنی هستند.
وی همچنین درباره چرایی شکلگیری سینمای مدرن گفت: جنگ جهانی دوم نقطه عطفی در تاریخ سینما بود. پس از این جنگ، جامعه و نگاه انسانها به جهان تغییر کرد و دیگر نمیشد مانند گذشته داستانهایی با پایانهای قطعی و خوش بسازیم. سینما نیز ناگزیر از این تحولات تأثیر گرفت؛ روایتهای غیرخطی، شخصیتپردازی متفاوت، پایانهای باز و ساختارهای پیچیدهتر به وجود آمدند.
موتمن در پاسخ به پرسشی درباره چرایی نساختن فیلمی درباره فلسطین نیز توضیح داد: ساخت چنین آثاری معمولاً از مسیرهای دولتی و سازمانی عبور میکند و من از فیلمسازانی نیستم که این مجموعهها به آنها اعتماد داشته باشند. از طرف دیگر، اگر قرار باشد درباره غزه فیلم بسازم، ترجیح میدهم بهعنوان فیلمسازی مستقل به آنجا بروم، از نزدیک شرایط را ببینم و پس از پژوهش درباره آن فیلم بسازم.
وی در پایان با اشاره به جنبش جهانی حمایت از فلسطین گفت: من بهعنوان فیلمسازی که در اینجا زندگی میکند، دلم با مردم فلسطین است و از جنبش جهانی حمایت از فلسطین دفاع میکنم. پس از سالها بیتوجهی به وضعیت فلسطینیها، امروز در اروپا، آمریکا، آمریکای لاتین و ژاپن مردم با پرچم فلسطین به میدان آمدهاند و این اتفاق اهمیت زیادی دارد.
انتهای پیام/