سینمای مقاومت نباید در روایت جنگ، حماسه را با سوگواری جایگزین کند
امیر امیری، کارگردان فیلم کوتاه و نمایشنامهنویس، با اشاره به سابقه آشنایی خود با جشنواره مقاومت اظهار کرد: در دوران نوجوانی، نخستین دورههای این رویداد را با عنوان جشنواره فیلم دفاع مقدس دنبال میکردم، اما در سالهای بعد به دلیل فاصلهای که میان من و سینمای قصهگو ایجاد شد، کمتر آثار جشنواره را بهصورت مستمر پیگیری کردم.
وی با بیان اینکه سینمای ایران در سالهای اخیر با کمبود ایدههای دراماتیک و تنوع قصه روبهرو بوده است، افزود: تخصص و دغدغه من قصهگویی است، اما سینمای قصهگو در ایران مدتهاست که به معنای واقعی کلمه حضور پررنگی ندارد. حتی در سینمای دفاع مقدس نیز معمولاً با روایت عملیاتها یا زندگی و شخصیت افراد مواجهیم؛ در حالی که در دهه ۶۰، فیلمسازان بیشتر به دنبال ایدههای تازه و ظرفیتهای دراماتیک موضوع دفاع مقدس بودند.
جنگهای اخیر؛ مجموعهای از موقعیتهای تازه برای روایت سینمایی
امیری در پاسخ به پرسشی درباره ظرفیتهای جنگهای اخیر برای سینمای ایران گفت: دو جنگ اخیر، برخلاف جنگهای کلاسیک گذشته، به زندگی روزمره مردم و فضای شهرها وارد شدند؛ بنابراین آثاری هم که درباره آنها ساخته میشوند، میتوانند با الگوهای متعارف سینمای جنگ تفاوت داشته باشند.
این کارگردان ادامه داد: کار کردن در این فضا از یک جهت دشوار است؛ زیرا در سینمای جنگ کلاسیک با ژانری مواجه بودیم که مختصات آن طی سالها شکل گرفته و بسیاری از عناصر آن، از ایدهپردازی و طراحی صحنه و لباس تا فرم درام، شناختهشده بود. اما در جنگهای اخیر دیگر با یک موقعیت واحد روبهرو نیستیم، بلکه مجموعهای از موقعیتها و موضوعات مختلف پیش روی ما قرار دارد که هرکدام ظرفیت روایت دارند.
وی با تأکید بر اینکه تنوع روایت نباید به حذف وجه حماسی آثار منجر شود، تصریح کرد: نباید حضور جنگ در زندگی مردم و اختلاط گونههای مختلف سینمایی باعث شود در مواجهه با مفهوم جنگ، حماسه را کنار بگذاریم و صرفاً به سمت ناله و سوگواری برویم. برخی آثاری که سال گذشته با شتاب درباره شهادتها، کشتهشدنها و مظلومیتها ساخته شدند، از عنصر حماسه فاصله داشتند؛ در حالی که اگر سرمایه اجتماعی، ملی و بودجه کشور صرف تولید فیلمی شود که به حماسه و روحیه جمعی جامعه چیزی اضافه نمیکند، بخشی از رسالت این سینما نادیده گرفته شده است.
امیری خاطرنشان کرد: مسئولان، نهادهای تأمینکننده بودجه و مجموعههایی که در صدور مجوز و نظارت بر تولید آثار نقش دارند، باید مراقب باشند که تنوع گونههای سینمایی، ما را از حماسه که یکی از مهمترین عناصر سینمای جنگ در ایران و جهان است، دور نکند.
مردم همچنان به حماسه و اسطوره علاقه دارند
این نمایشنامهنویس درباره تجربه شخصی خود در تولید آثار مرتبط با جنگ نیز گفت: تابستان امسال نمایشی را روی صحنه بردم که بهنوعی روایت اساطیری از جنگ داشت. با این حال، در سالهای گذشته تمایل چندانی به فعالیت در سینمای ایران نداشتم؛ این بیمیلی البته دوطرفه بود، زیرا به نظرم سینمایی که با آن مواجهیم، چندان به سمت حماسه، اکشن و تولید آثار پرتحرک و پرکشش نمیرود.
وی افزود: اگر روزی سینمای ایران به سینمای حماسه و اسطوره تبدیل شود، تمام توانم را برای حضور در آن به کار میگیرم. سینمایی که صرفاً به دنبال انتخاب یک خط داستانی ساده و استفاده از بازیگران چهره برای جذب مخاطب باشد، لزوماً فضایی برای خلق یک اثر بزرگ و ماندگار فراهم نمیکند.
امیری با اشاره به استقبال از برخی نمایشهای اساطیری و تاریخی در ماههای اخیر بیان کرد: فارغ از نقاط قوت و ضعف هر اثر، اصل توجه دوباره به اسطورهها و تاریخ ایران اتفاق مبارکی است. این آثار نشان میدهند که مردم همچنان به حماسه علاقه دارند و پس از تجربه جنگهای اخیر نیز علاقه خود را به روایتهای اساطیری نشان دادهاند. اکنون باید دید سینمای ایران تا چه اندازه به این خواسته و علاقه مخاطبان پاسخ میدهد.
این هنرمند با یادآوری سخنانی از آیتالله جوادی آملی درباره ظرفیت شاهنامه و آثار حماسی در مواجهه با جنگ، گفت: مردم برای روایت حماسی ظرفیت و علاقه دارند، اما باید پرسید چرا سینما و رسانههای رسمی ما آنگونه که شایسته است به سراغ شاهنامه نمیروند؟ شاهنامه فقط یک اثر ادبی برای بزرگداشت سالانه نیست؛ گنجینهای از قصهها، ایدهها، اندیشهها و حکمت است که میتواند در تولید آثار نمایشی و سینمایی به کار گرفته شود.
وی با اشاره به فیلم «دیدهبان» ساخته ابراهیم حاتمیکیا ادامه داد: این فیلم با امکانات محدود و بدون تکیه بر بازیگران چهره ساخته شد، اما توانست مخاطب را به سینما بکشاند. پرسش این است که چه چیزی در این اثر وجود داشت که مردم را جذب میکرد؟ به نظرم پاسخ را باید در قصه، ایده جذاب و روح حماسی آن جستوجو کرد؛ همان عناصری که میتوانند یک روایت ساده را به اثری اثرگذار تبدیل کنند.
جای خالی عرفان و شاهنامه در سینما و رسانه
امیری با انتقاد از کمرنگ شدن مفاهیم عرفانی و حماسی در تولیدات سینمایی و تلویزیونی اظهار کرد: سالهاست که در سینمای ما کمتر با آثار عرفانی مواجه میشویم و تعداد فیلمسازانی که به این حوزه توجه دارند نیز محدود است. در حوزه حماسه و اسطوره هم وضعیت مشابهی وجود دارد. شاهنامه گاهی به یک موضوع تزئینی یا مناسبتی تبدیل میشود و کمتر از ظرفیتهای داستانی و فکری آن در تولیدات رسمی سینما و تلویزیون استفاده میکنیم.
وی افزود: هر ملتی اگر اثری مانند شاهنامه در اختیار داشت، تمام ظرفیتها و امکانات خود را برای پرورش قصهها، ایدهها و اندیشههای نهفته در آن به کار میگرفت. اما ما گاهی این گنجینه را کنار گذاشتهایم و صرفاً در مناسبتهایی خاص درباره آن سخن میگوییم. در حالی که شاهنامه سرشار از ایدههایی است که میتوانند مبنای خلق روایتهای حماسی و حتی آثار مرتبط با جنگ باشند.
«کپسول»؛ تجربه تازه امیری در نمایشنامهنویسی
این کارگردان و نمایشنامهنویس در بخش دیگری از گفتوگو درباره فعالیتهای تازه خود گفت: امسال یک نمایشنامه کمدی کلاسیک با عنوان «کپسول» نوشتهام که آن را به سفارش رادیو تولید کردم. دلم نیامد متن را در اختیار فرد دیگری قرار دهم و تصمیم دارم آن را در قالب نمایشنامهخوانی اجرا کنم؛ احتمالاً این اجرا در تماشاخانه تهران خواهد بود.
وی درباره مضمون این اثر توضیح داد: داستان درباره سه فرد است که خود را فروید، لرد و هارو میدانند، از تیمارستان فرار میکنند و وارد جامعه میشوند. همین موقعیت میتواند زمینهساز شکلگیری موقعیتهای طنز متعددی باشد.
امیری با انتقاد از وضعیت کمدی در برخی آثار نمایشی و سینمایی گفت: به نظرم کمدی موقعیت در آثار ما کمرنگ شده و گاهی به جای خلق موقعیتهای خلاقانه، به شوخیهای سطحی و رفتارهایی متکی میشویم که صرفاً قرار است مخاطب را بخندانند. من علاقه داشتم تجربهای در حوزه کمدی کلاسیک داشته باشم و امیدوارم این نمایشنامهخوانی فرصت مناسبی برای ارائه آن باشد.
انتهای پیام/