چهارمین شب نقد جشنواره فیلم مقاومت برگزار شد/ از بررسی تاثیر عنوان فیلم تا نقد مستند «من جلال آل احمد هستم»
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، در چهارمین شب از «شبهای منتقدان و پژوهشگران» نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت، آثار پخششده در روز چهارم این رویداد سینمایی در پردیس سینمایی ملت مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
هر نوبت از این رویداد که به آثار بهنمایشدرآمده در همان روز میپردازد، ۹۰ دقیقه خواهد بود و به سه بخش ۳۰ دقیقهای شامل «فیلم و انیمیشن بلند»، «فیلم و انیمیشن کوتاه» و «مستند» تقسیم میشود.
در این نشست، سعید نجاتی، مهدی انصاری و امیرحسین بهروز در جایگاه منتقد به ترتیب آثار فیلم کوتاه، مستند و فیلم بلند جشنواره را مورد نقد و بررسی قرار دادند. اجرای این نشستها به عهده حسام فروتن مجری و کارشناس برنامههای سینمایی تلویزیون است.
در چهارمین شب نقد، حاضران از اهمیت انتخاب عنوان و نسبت آن با جهانبینی فیلمساز آغاز کردند و در ادامه، موضوعاتی همچون شیوه روایت، طراحی میزانسن، رعایت قواعد سینمایی، تدوین، بازیگری، پژوهش و چگونگی مواجهه با مخاطب را به بحث گذاشتند.
اهمیت و تاثیرگذاری نام فیلم
در این نشست، امیرحسین بهروز با تاکید بر این که نام اثر گاهی نخستین دریچه ورود مخاطب به جهان فیلم است و حتی میتواند بخشی از نگاه و جهانبینی فیلمساز را بازتاب دهد افزود: در سینمای بلند، عنوان علاوه بر کارکرد هنری و معنایی، در چرخه اقتصادی و معرفی فیلم به مخاطب نقش دارد و انتخاب آن به سادگی تصمیمگیری درباره نام یک فیلم کوتاه نیست.
وی برای توضیح این موضوع، به فیلم «متاسفیم که جا ماندی» ساخته کن لوچ اشاره کرد. عنوانی که در ابتدا عبارتی روزمره و مرتبط با شغل شخصیت اصلی فیلم به نظر میرسد، اما در ادامه روایت، به موتیفی معنادار درباره وضعیت طبقه کارگر انگلستان تبدیل میشود و در نهایت، جهانبینی فیلمساز را درباره فراموششدن و نادیدهگرفتن این طبقه بازتاب میدهد.
همچنین فیلم «تشییع جنازه گلهای سرخ» بهعنوان نمونهای از تأثیرگذاری عنوان در ایجاد کنجکاوی مخاطب مطرح شد. در ادامه، درباره نام برخی آثار سینمای ایران از جمله فیلمهای مسعود کیمیایی و «درباره الی» ساخته اصغر فرهادی نیز بحث شد و این نکته مورد توجه قرار گرفت که عنوان میتواند فراتر از یک نام ساده، بخشی از معنای اثر را در خود جای دهد.
هوش مصنوعی جای پژوهش جغرافیایی و اجتماعی را نمیگیرد
در ادامه نشست، پرسشی درباره استفاده از هوش مصنوعی در تولید یک فیلم و نسبت آن با پژوهش جغرافیایی و اجتماعی مطرح شد. در این گفتوگو، به استفاده از نماهای شهری و نشانههایی همچون گنبد حرم امام رضا (ع) و همچنین موسیقی در ساختار فیلم اشاره شد.
بهروز در پاسخ عنوان کرد: که اهمیت پژوهش جغرافیایی به نقش شهر و محیط در جهان داستان بستگی دارد. اگر شهر و ویژگیهای اجتماعی آن در شکلگیری موقعیت و شخصیتها نقش اساسی داشته باشد، بیتوجهی به واقعیتهای محیطی میتواند به باورپذیری اثر آسیب بزند؛ اما در برخی فیلمها، مکان وقوع داستان نقش تعیینکنندهای در روایت ندارد.
در همین زمینه، به نمونهای از یک فیلم دیگر اشاره شد که در آن، شخصیتها برای پیدا کردن مادر فردی فراری به یک خانه سالمندان مراجعه میکنند و با این توضیح که در شهر مورد نظر تنها یک خانه سالمندان وجود دارد، مسیر داستان پیش میرود. این نمونه برای توضیح اهمیت جزئیات جغرافیایی و منطقی در روایت مطرح شد.
روایت شهادت؛ از فیلم کوتاه تا سینمای بلند
یکی دیگر از مباحث نشست به شیوه روایت زندگی شهدا و آزادگان در سینما اختصاص داشت. یکی از حاضران با اشاره به فیلمی درباره مهاجرت و خانوادهای مرتبط با دوران بازگشت آزادگان، این پرسش را مطرح کرد که آیا پرداختن به چنین موضوعاتی در قالب فیلم کوتاه و با تمرکز بر یک موقعیت انسانی میتواند تأثیرگذارتر از ساخت آثار بلند و پرهزینه باشد؟
نجاتی در پاسخ، ضمن اشاره به ویژگیهای مثبت اجرایی و فضاسازی آن فیلم، برخی ایرادهای محتوایی و روایی آن نیز مطرح شد. منتقد با اشاره به ماجرای مادری که قصد دارد فرزندش را از خانواده پدری جدا کرده و به آلمان ببرد، به این مسئله پرداخت که تصمیم شخصیتها و پیامدهای آن باید در منطق داستان قابل دفاع باشد.
وی افزود: اگر مخاطب در پایان فیلم به این نتیجه برسد که با تصمیمی متفاوت میشد از مرگ کودک جلوگیری کرد، ممکن است پیام و نگاه اثر درباره مقاومت و پایداری با پرسش روبهرو شود. همچنین جزئیاتی مانند زمانبندی سفر، برنامهریزی شخصیتها و نحوه تصمیمگیری آنها باید با یکدیگر تناسب داشته باشد تا مخاطب از منطق روایت خارج نشود.
این مدرس سینما با تأکید بر بر ضرورت مهندسی معکوس فیلمنامه عنوان کرد: در این روش، نویسنده از پایان داستان آغاز میکند و قدمبهقدم به عقب بازمیگردد تا ببیند هر اتفاق چگونه به اتفاق بعدی منتهی شده است و آیا میتوان صحنهای را حذف کرد یا تغییر داد، بدون آنکه انسجام روایت آسیب ببیند.
نقد مستند «من جلال آلاحمد هستم»؛ اهمیت سوژه در کنار ضرورت استناد
در بخش دیگری از شب نقد، مستند «من جلال آلاحمد هستم» مورد بررسی قرار گرفت. یکی از حاضران با اشاره به شناخت پیشین خود از این نویسنده و روشنفکر ایرانی، گفت تماشای مستند نگاه او را به شخصیت آلاحمد تغییر داده و ابعاد تازهای از زندگی و جایگاه تاریخی او را پیش رویش قرار داده است.
مهدی انصاری در ارزیابی این اثر، ساخت مستند در بستر تلاش برخی رسانهها برای بازنمایی متفاوت از ساواک و تطهیر چهره آن را مورد توجه قرار داد و معتقد بود انتخاب جلال آلاحمد بهعنوان سوژه، امکان پرداختن به شخصیتی تأثیرگذار در تاریخ معاصر را فراهم کرده است.
با این حال، او برخی بخشهای مستند را از نظر استناد و شیوه بازسازی مورد نقد قرار داد. بهویژه درباره گفتوگو با یک مأمور ساواک که در قالب بازسازی ارائه شده بود، این پرسش مطرح شد که مبنای تاریخی و اسناد پشتیبان اظهارات او چیست. از نگاه منتقد، در مستند تاریخی باید مرز میان سند، روایت و بازسازی روشن باشد و نمیتوان بدون ارائه شواهد کافی، مسئولیت یک واقعه را به نهادی مشخص نسبت داد.
در عین حال، فضاسازی مستند، استفاده از خانهای با طراحی بصری متناسب با موضوع، نمایش عکسها و اسناد و بهرهگیری از موشنگرافیکهای ساده از جمله نقاط قابل توجه اثر دانسته شد. جمعبندی نجاتی این بود که مستند از نظر پرداخت به سوژه و جذابیت روایت، اثری قابل تماشا است، اما در بخشهایی از نظر فرم و پشتوانه مستندات با ضعفهایی روبهروست.
محمدحسین مهدویان؛ فاصله میان ایده اولیه و ظرفیت فیلم بلند
در بخش پایانی نشست، سینمای محمدحسین مهدویان و فیلم «نیمهشب» او به بحث گذاشته شد. امیرحسین بهروز با اشاره به تأثیرگذاری آثار اولیه این کارگردان بر شیوه تصویربرداری و روایت برخی فیلمهای سینمای ایران، معتقد بود مهدویان در آغاز فعالیت خود توانست با بهرهگیری از عناصر سینمای مستند و شیوهای متفاوت در بازنمایی وقایع تاریخی، جریان قابل توجهی ایجاد کند.
وی افزود: سینمای مهدویان بیش از آنکه بر پژوهش عمیق درباره زمینهها و دلایل وقوع حوادث استوار باشد، به بازنمایی موقعیتها و وقایع جذاب و تأثیرگذار توجه دارد. این رویکرد در برخی آثار ابتدایی که بر مبنای وقایع تاریخی شکل گرفتهاند، ظرفیتهایی ایجاد کرده، اما در ادامه و با فاصله گرفتن از آن پشتوانه، محدودیتهایی را در گسترش داستان و شخصیتپردازی به وجود آورده است.
در این بخش، آثاری همچون «ماجرای نیمروز»، «لاتاری»، «درخت گردو»، «شیشلیک» و مستند «ترور سرچشمه» در نسبت با مسیر فیلمسازی مهدویان مطرح شدند. بهروز معتقد بود در برخی از این آثار، زمینههای شکلگیری حوادث و پیشینه شخصیتها کمتر مورد توجه قرار گرفته و تمرکز بیشتر بر خود واقعه و واکنش شخصیتها به آن بوده است.
لازم به یادآوری است، آثار اکرانشده در نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت، در قالب «شبهای منتقدان و پژوهشگران»، از ساعت ۲۱/۳۰ در ایام برگزاری این رویداد سینمایی در سالن شماره ۱۱ پردیس سینمایی ملت نقد و بررسی میشوند.نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت از هفتم تا چهاردهم آبان ۱۴۰۵، به دبیری جلال غفاری، در پردیس سینمایی ملت در حال برگزاری است.
انتهای پیام/