از روایت زنانه جنگ تا اقتصاد سینما/ وقتی تصاویر گزینشی جای واقعیت جشنواره مینشینند
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری آنا، چهارمین روز نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت در حالی با برگزاری سه کارگاه انتقال تجربه در پردیس سینمایی ملت دنبال شد که موضوعات مطرحشده در این نشستها، طیفی از مباحث تخصصی سینما، از چگونگی خلق شخصیتهای باورپذیر و اهمیت پژوهش در فیلمنامهنویسی تا دشواریهای تأمین سرمایه و مدیریت هزینههای تولید را شامل میشد.
محیا دهقانی، بازیگر سینما و تلویزیون، ابراهیم امینی، فیلمنامهنویس و کارگردان، و محمدرضا مصباح، تهیهکننده سینما، سه چهره حاضر در این برنامهها بودند که هر یک از زاویه تجربه حرفهای خود به بیان دیدگاهها و انتقال آموختههایشان پرداختند.
نکته قابل توجه در این برنامهها، تأکید مشترک سخنرانان بر ضرورت عبور از نگاه سطحی و کلیشهای به سینما و توجه به پشتوانههای فکری، پژوهشی و حرفهای در تولید آثار بود؛ موضوعی که در سینمای مقاومت نیز اهمیت دوچندان دارد.
زن در سینمای دفاع مقدس؛ از شخصیت منتظر تا قهرمان کنشگر
محیا دهقانی در کارگاه انتقال تجربه خود، به موضوع جایگاه زن در سینمای جنگ و دفاع مقدس پرداخت و با تأکید بر ضرورت شناخت جهان زنانه در روایتهای جنگی، گفت حضور زنان میتواند روایت جنگ را از سادگی و تکبعدی بودن خارج کند و ابعاد انسانی و دراماتیک آن را گسترش دهد.
این بازیگر با اشاره به اینکه زن میتواند آینه بخشهای پنهان شخصیت قهرمان باشد، توضیح داد که مخاطب ممکن است یک فرمانده را در میدان نبرد، شخصیتی مقتدر و شجاع ببیند، اما در مواجهه با همسرش با ترسها، تردیدها و نگرانیهای انسانی او نیز آشنا شود. همین وجوه است که قهرمان را از شخصیتی دستنیافتنی به انسانی قابل درک تبدیل میکند.
دهقانی در ادامه با مرور روند تحول شخصیتپردازی زنان در سینمای دفاع مقدس، از آثاری همچون «کیمیا»، «نجاتیافتگان» و «گیلانه» یاد کرد و در کنار آنها به فیلمهایی مانند «شیار ۱۴۳»، «ویلاییها» و «دسته دختران» پرداخت؛ آثاری که به اعتقاد او، زمینه توجه بیشتر به تجربه زیسته زنان و حضور پررنگتر آنان در روایتهای جنگی را فراهم کردهاند.
یکی از محورهای مهم این کارگاه، نقد تصویر کلیشهای زنان در آثار دفاع مقدس بود؛ تصویری که در بسیاری از فیلمها، زن را صرفاً در جایگاه مادر، همسر یا فردی چشمانتظار نشان میدهد.
دهقانی با تأکید بر اینکه زنان نیز بهطور مستقیم در معرض پیامدهای جنگ قرار دارند، گفت سینمای مقاومت ظرفیت ساخت قهرمانان زن را دارد؛ شخصیتهایی که میتوانند در متن مقاومت، تصمیمگیری و کنش حضور داشته باشند، نه اینکه صرفاً به حاشیه میدان جنگ محدود شوند.
او همچنین بر ضرورت نمایش تناقضها و تضادهای درونی شخصیتهای زن تأکید کرد و توضیح داد زنی که با تصمیم همسر یا فرزندش برای حضور در جبهه مخالف است، میتواند در ادامه مسیری از تحول و انتخاب را طی کند. از نگاه او، شخصیتپردازی زمانی به درام جان میدهد که شخصیت از ابتدا تا انتها ثابت و یکبعدی باقی نماند.
این بازیگر در بخش دیگری از سخنانش، فیلمنامه را موتور محرک فیلم دانست و تأکید کرد قهرمان نباید از همان ابتدا کامل، بیخطا و دستنیافتنی به تصویر کشیده شود؛ بلکه مخاطب باید مسیر تبدیل شدن یک انسان معمولی به قهرمان را ببیند.
دهقانی در ادامه به جایگاه بازیگر در فرآیند تولید فیلم پرداخت و گفت بازیگر صرفاً ابزار اجرای دیالوگهای نوشتهشده نیست و باید از شناخت کافی نسبت به فیلمنامه، بدن، بیان، دکوپاژ و مبانی فیلمبرداری برخوردار باشد.
او نگاه و سکوت را از ابزارهای مهم بازیگری مقابل دوربین دانست و بر اهمیت درک زیرمتن تأکید کرد؛ چراکه بخش مهمی از احساسات شخصیتها نه در دیالوگها، بلکه در رفتار، نگاه و واکنشهای آنها منتقل میشود.
از دیگر محورهای این نشست، اهمیت تمرین مستمر، توجه به تئاتر بهعنوان یکی از پایههای تربیت بازیگر، شناخت جهان ذهنی کارگردان و رعایت رفتار حرفهای در همکاریهای سینمایی بود. دهقانی همچنین با اشاره به مشکلات تولید فیلم کوتاه، خواستار ایجاد سازوکارهای حمایتی برای فیلمسازان جوان شد و یادآور شد که ماندگاری در هنر، تنها با استعداد و دیدهشدن به دست نمیآید.
ابراهیم امینی؛ آموزش بدون نوشتن، فیلمنامهنویس نمیسازد
در کارگاه دوم، ابراهیم امینی، فیلمنامهنویس و کارگردان سینما، درباره مسیر یادگیری و تجربهاندوزی در فیلمنامهنویسی، اهمیت پژوهش، مواجهه با شکست و چگونگی تبدیل اطلاعات پراکنده به یک ساختار دراماتیک سخن گفت.
امینی در ابتدای نشست با اشاره به دیدگاه پیتر بروک، کارگردان برجسته تئاتر، تأکید کرد که برخلاف تصور رایج، هنرمندان بزرگ لزوماً از راز یا فرمول ویژهای برای موفقیت برخوردار نیستند و مسیر حرفهای هر فرد، متناسب با تجربه و جهانبینی او شکل میگیرد.
او با اشاره به سیال بودن سینما گفت حتی روشی که در یک پروژه به موفقیت منجر شده، ممکن است در پروژه بعدی کارآمد نباشد؛ بنابراین نمیتوان برای فیلمنامهنویسی و فیلمسازی نسخهای ثابت و همیشگی پیچید.
این فیلمنامهنویس، شکست را بخش جداییناپذیر مسیر حرفهای دانست و توضیح داد که ناکامی زمانی ارزشمند است که فرد بتواند علت آن را شناسایی کند. به اعتقاد او، نویسنده و فیلمساز نباید همه ناکامیهای خود را به عوامل بیرونی نسبت دهد، بلکه باید سهم تصمیمها و روشهای شخصی خود را نیز در نتیجه کار بررسی کند.
یکی از تأکیدهای مهم امینی در این کارگاه، فاصله گرفتن از آموزش صرف و حرکت به سمت تجربه عملی بود. او با اشاره به گسترش کلاسها و کارگاههای آموزشی گفت تحلیل یک فیلمنامه خوب، الزاماً به معنای توانایی نوشتن یک فیلمنامه خوب نیست و علاقهمندان این حرفه باید نوشتن را بهصورت مستمر تمرین کنند.
امینی همچنین درباره سفارشپذیری در سینما توضیح داد که سفارش گرفتن لزوماً به تولید اثری ضعیف منجر نمیشود. به گفته او، هنرمند میتواند با پژوهش و نگاه شخصی، یک سفارش را به اثری مستقل و ارزشمند تبدیل کند؛ به شرط آنکه پروژه پیش از هر چیز برای خود او نیز جذاب و برانگیزاننده باشد.
پژوهش؛ نقطه شروع ساخت جهان داستانی
بخش مهم دیگری از این کارگاه به جایگاه پژوهش در فیلمنامهنویسی اختصاص داشت. امینی پژوهش را یکی از زیربناهای اصلی شکلگیری فیلمنامه دانست و توضیح داد که این فرآیند میتواند از مسیر مطالعه کتابها و منابع مکتوب یا از طریق تحقیقات میدانی انجام شود.
او تأکید کرد اطلاعات حاصل از پژوهش زمانی در فیلمنامه ارزشمند میشوند که به خاطرهها، موقعیتها و صحنههایی با زمان و مکان مشخص تبدیل شوند.
به گفته امینی، ممکن است نویسنده در جریان پژوهش صدها یا حتی هزاران یادداشت و فیش اطلاعاتی جمعآوری کند، اما تنها تعداد محدودی از آنها قابلیت ورود به فیلم را داشته باشند. انتخاب این عناصر نیز به ذائقه هنری فیلمساز وابسته است؛ ذائقهای که از طریق مطالعه ادبیات، تماشای فیلم و تئاتر، مشاهده آثار تجسمی و تجربه مستقیم زندگی شکل میگیرد.
او در جمعبندی مباحث خود، موفقیت در فیلمنامهنویسی را حاصل تداوم کار، شناخت شکستها، پژوهش و تبدیل تجربههای پراکنده به ساختاری منسجم دانست.
محمدرضا مصباح؛ سختترین کار تهیهکننده، فیلم نساختن است!
سومین کارگاه انتقال تجربه با حضور محمدرضا مصباح، تهیهکننده سینما، به اقتصاد سینما، شیوههای جذب سرمایه، تولید مستقل و راهکارهای مدیریت هزینههای تولید اختصاص داشت.
مصباح با اشاره به تجربه فعالیت در بخش خصوصی گفت بسیاری از آثارش با سرمایهگذاری غیردولتی تولید شدهاند و با وجود دشواریهای اقتصادی، همچنان میتوان با برخورداری از فیلمنامه مناسب، گروه حرفهای و باور به پروژه، مسیر تولید را دنبال کرد.
او در تبیین مفهوم سینمای مقاومت، این گونه سینمایی را محدود به جنگ، انفجار و میدان نبرد ندانست و گفت: «من سینمای مقاومت را به هیچوجه صرفاً سینمای جنگی نمیدانم. سینمای مقاومت، سینمای انسانی است، چون بر محور ارزشهای انسانی حرکت میکند.»
این تهیهکننده با اشاره به فیلم سینمایی «یدو» توضیح داد که یک اثر با وجود قرار گرفتن در بستر دفاع مقدس، میتواند به جای تمرکز مستقیم بر صحنههای جنگ، از مسیر یک قصه خانوادگی به مفهوم مقاومت بپردازد.
مصباح مخاطبشناسی را یکی از الزامات فیلمسازی دانست و تأکید کرد فیلمساز باید بداند جامعه در هر مقطع زمانی به چه نوع روایتی نیاز دارد؛ گاهی یک اثر قهرمانمحور و حماسی و گاهی یک داستان خانوادگی یا اجتماعی میتواند تأثیر بیشتری در انتقال مفهوم مقاومت داشته باشد.
تهیهکننده باید بلد باشد نه بگوید
یکی از نکات قابل توجه این کارگاه، تأکید مصباح بر ضرورت انتخاب درست پروژه و مسئولیت تهیهکننده در قبال سرمایه بود.
او با بیان اینکه تأمین پول تنها بخشی از وظایف تهیهکننده است، گفت: «سختترین کار تهیهکننده فیلم ساختن نیست؛ فیلم نساختن است.»
به اعتقاد مصباح، حتی در شرایطی که سرمایه آماده تولید یک پروژه وجود دارد، تهیهکننده نباید صرفاً به دلیل در دسترس بودن پول وارد کاری شود که به فیلمنامه، کارگردان یا ساختار کلی آن باور ندارد.
او همچنین بر ضرورت صداقت با سرمایهگذاران تأکید کرد و گفت نباید بازگشت سرمایه در سینما بهعنوان یک امر قطعی معرفی شود. سرمایهگذار باید از ابتدا بداند که ممکن است تمام سرمایه، بخشی از آن یا حتی هیچکدام بازنگردد.
همدلی عوامل؛ راهکار کاهش هزینههای تولید
مصباح در ادامه با اشاره به تجربه ساخت فیلم «یدو» گفت این اثر با بودجهای بهمراتب کمتر از برخی تولیدات همدوره خود ساخته شد و در عین حال به موفقیت قابل توجهی در جشنواره دست یافت.
او یکی از عوامل مهم این تجربه را همدلی میان عوامل تولید دانست و توضیح داد وقتی اعضای گروه شرایط اقتصادی پروژه را درک کنند، میتوان بسیاری از هزینهها را مدیریت کرد.
به گفته این تهیهکننده، استفاده مشترک از تجهیزات، لوکیشنها، لباس و ظرفیتهای انسانی میان تهیهکنندگان نیز میتواند به کاهش هزینهها کمک کند.
مصباح در پایان، پیشنهاد ایجاد یک نهاد مستقل و خصوصی برای ارزیابی حرفهای پروژههای سینمایی را مطرح کرد؛ نهادی که بتواند آثار را بر اساس کیفیت فیلمنامه، عوامل تولید، ظرفیت فروش و امکان حضور در جشنوارهها بررسی کند.
او معتقد بود چنین سازوکاری میتواند وابستگی جذب سرمایه به نام و اعتبار اشخاص را کاهش دهد و زمینه اعتماد بیشتر میان فیلمسازان جوان و سرمایهگذاران را فراهم کند.
داوران جشنواره در میان مخاطبان و اهالی رسانه
در حاشیه برگزاری کارگاههای انتقال تجربه، حضور برخی از داوران نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت در میان مخاطبان و اهالی رسانه نیز از نکات قابل توجه روز چهارم بود.
این حضور، فضای کارگاهها را از یک برنامه صرفاً آموزشی فراتر میبرد و امکان مواجهه و تبادل نظر میان چهرههای حاضر در فرآیند داوری، هنرجویان و فعالان رسانهای را فراهم میکرد.
از سوی دیگر، حضور مخاطبان در نشستها و طرح پرسش از مدرسان، نشاندهنده ظرفیت این برنامهها برای ایجاد ارتباط مستقیم میان تجربه حرفهای سینماگران و نسل علاقهمند به فیلمسازی بود.
گبرلو و حاشیهای که از متن کارگاهها فراتر رفت
در کنار مباحث تخصصی و فضای آموزشی کارگاهها، حاشیهای که گبرلو ایجاد کرد نیز در زمره اتفاقات قابل توجه چهارمین روز جشنواره قرار گرفت؛ حاشیهای که در کنار سایر اتفاقات این روز، توجه برخی حاضران و اهالی رسانه را به خود جلب کرد.
وقتی تصاویر گزینشی جای واقعیت جشنواره مینشینند
اما حاشیههای جشنواره تنها به اتفاقات داخل پردیس سینمایی ملت محدود نبود. در روزهای اخیر، انتشار و بازنشر دو تصویر در فضای مجازی با هدف القای استقبال اندک از نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت، به موضوعی قابل تأمل تبدیل شده است؛ تصاویری که بررسی موقعیت ثبت آنها، پرسشهایی درباره نحوه روایت واقعیت میدانی جشنواره ایجاد میکند.
در یکی از این تصاویر، مسعود فراستی، منتقد شناختهشده سینما، در نمایی بسته در حال سیگار کشیدن دیده میشود؛ تصویری که با حذف زمینه و موقعیت ثبت آن، این تصور را به مخاطب منتقل میکند که جشنواره تا اندازهای خلوت است که منتقد حاضر در آن نیز فرصت سیگار کشیدن دارد.
عکس از خبرگزاری تسنیم
اما آنچه از تصاویر مستند و اطلاعات مربوط به برنامههای جشنواره برمیآید، روایت دیگری است. فراستی در روز نخست جشنواره بهعنوان مدرس و سخنران کارگاه انتقال تجربه در پردیس سینمایی ملت حضور داشت؛ کارگاهی که با استقبال مخاطبان برگزار شد و ظرفیت آن تکمیل شده بود.
اتفاقاً کارگاه او از جمله نشستهای پرمخاطب جشنواره بود؛ بهگونهای که حتی پس از پایان زمان رسمی کلاس نیز تعدادی از هنرجویان در کنار این منتقد سینما باقی ماندند و پرسشهای خود را مطرح کردند.
در چنین شرایطی، انتخاب یک نمای بسته از حضور فراستی و انتشار آن بدون توضیح درباره زمان و موقعیت ثبت تصویر، نمیتواند بهتنهایی مبنای قضاوت درباره میزان استقبال از جشنواره باشد.
پرسش اینجاست که چرا به جای انتشار تصاویر کامل یک کارگاه و نمایش فضای واقعی آن، یک قاب محدود باید به معیاری برای ارزیابی کل یک رویداد فرهنگی تبدیل شود؟ آیا برای اطلاعرسانی درباره میزان استقبال از یک جشنواره، نباید تصاویر جامعتر و مستندتری از برنامهها و حضور مخاطبان ارائه کرد؟
طبیعی است که هر جشنوارهای میتواند با نقدهایی درباره کیفیت برنامهها، میزان استقبال یا نحوه برگزاری مواجه باشد و چنین نقدهایی نیز بخشی از فضای طبیعی فعالیتهای فرهنگی است؛ اما نقد منصفانه با انتخاب گزینشی تصاویر و القای نتیجهای از پیش تعیینشده تفاوت دارد.
نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت در چهارمین روز خود، میزبان سه کارگاه با موضوعات متنوع تخصصی بود؛ از بحث درباره شخصیتپردازی زنان و ضرورت قهرمانسازی در سینمای دفاع مقدس تا اهمیت پژوهش در فیلمنامهنویسی و راهکارهای اقتصادی تولید. همین تنوع موضوعی نشان میدهد که انتقال تجربه در این رویداد صرفاً به نمایش آثار محدود نمانده و تلاش شده است بخشی از دغدغههای حرفهای سینما نیز در معرض گفتوگو قرار گیرد.
یکی از نکات جالب جشنوراه امسال بخش پویانمایی است، شب گذشته «حاج غلام» روایتگر زندگی سردار شهید «غلامرضا کیانپور» بود که مورد استقبال جمعیت حاضر در پردیس قرار گرفت. در سالن های پخش پویانمایی ها کودکان و نوجوانان در کنار والدین به تماشای فیلم ها می نشینند و در پایان آثار هم گاهی سازندگان به سوالات مخاطبان پاسخ می دهند.
روز چهارم جشنواره مقاومت، روز مواجهه با تجربههای متفاوت سینمایی بود؛ تجربههایی که از جهان شخصیتها و قصهها آغاز میشد و تا مناسبات اقتصادی و دشواریهای تولید امتداد پیدا میکرد. در کنار این مباحث، حاشیههای رسانهای نیز بار دیگر ضرورت تفکیک نقد مستند از تصویرسازی گزینشی را یادآوری کرد.
انتهای پیام/