نظم امنیتی غرب آسیا بدون مشارکت ایران شکل نمیگیرد/ امنیت وارداتی شکست خورد
سید رضی عمادی، کارشناس مسائل منطقه، در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، با اشاره به سابقه تأکید جمهوری اسلامی ایران بر رویکرد امنیت درونزای منطقهای اظهار کرد: ایده امنیت درونزا موضوعی نیست که امروز مطرح شده باشد، بلکه جمهوری اسلامی ایران از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی بر آن تأکید داشته است. اتفاقاً یکی از اختلافهای اساسی ایران با برخی کشورهای منطقه نیز بر سر همین مسئله بود؛ زیرا جمهوری اسلامی بر تأمین امنیت بومی و منطقهای تأکید میکرد، درحالیکه برخی کشورهای منطقه امنیت وارداتی و وابسته به قدرتهای خارجی را مبنای سیاستهای خود قرار داده بودند.
وی افزود: آنچه امروز اهمیت دارد، نزدیکشدن کشورهای منطقه به درکی مشترک با جمهوری اسلامی ایران درباره ضرورت تأمین امنیت منطقه به دست کشورهای همین منطقه است. به نظر میرسد تحولات سه سال اخیر، بهویژه جنگطلبیهای رژیم صهیونیستی و جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، در شکلگیری این برداشت نقش مهمی داشته است.
امنیت منطقه با حضور آمریکا پایدار نخواهد ماند
این کارشناس مسائل راهبردی ادامه داد: کشورهای منطقه به این جمعبندی نزدیک شدهاند که وابستگی امنیتی به قدرتهای بزرگ، لزوماً تأمینکننده امنیت آنها نیست. افزون بر نشست تهران، در رسانهها نیز از سوی تحلیلگران، اندیشمندان و حتی برخی مقامات منطقهای بر ضرورت حرکت به سمت سازوکارهای امنیتی جدید تأکید میشود.
عمادی با بیان اینکه سازوکار امنیتی جدید به معنای مشارکت کشورهای منطقه در تأمین امنیت مشترک است، تصریح کرد: امنیت منطقه با حضور آمریکا و دیگر قدرتهای خارجی بهطور پایدار تأمین نخواهد شد؛ زیرا این قدرتها در درجه نخست منافع خود را دنبال میکنند و در بزنگاههای مختلف نیز با محدودیتهایی در حمایت از کشورهای منطقه مواجه هستند.
بدون مشارکت ایران، نظم امنیتی منطقه شکل نمیگیرد
این استاد دانشگاه با اشاره به مواضع اخیر برخی مقامهای منطقهای درباره ضرورت مشارکت ایران در ترتیبات امنیتی غرب آسیا تشریح کرد: برای نمونه، آقای بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، اخیر طی نشستی در کمبریج بر نادرستبودن دیدگاهی تأکید کرده است که ایران را تهدیدی برای نظم منطقهای معرفی میکند و حضور آن را در ترتیبات امنیتی منطقه نادیده میگیرد. چنین مواضعی نشاندهنده شکلگیری درکی واقعبینانهتر از شرایط منطقه است؛ درکی که بر اساس آن، هیچ نظم امنیتی پایداری در غرب آسیا بدون مشارکت ایران شکل نخواهد گرفت.
وی در ادامه عنوان کرد: جمهوری اسلامی ایران از ابتدای انقلاب بر این موضوع تأکید داشت، اما بسیاری از کشورهای منطقه این دیدگاه را نمیپذیرفتند و همین مسئله به یکی از اختلافهای بنیادی در روابط منطقهای تبدیل شده بود.
کارشناس ارشد مسائل منطقه با اشاره به پیامدهای امنیتی جنگهای آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه محور مقاومت و جمهوری اسلامی ایران یادآور شد: یکی از مهمترین پیامدهای این تحولات، آشکارشدن محدودیتهای حضور نظامی آمریکا در منطقه است. وجود پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای منطقه بهتنهایی نمیتواند تضمینکننده امنیت و ثبات آنها باشد.
وی اضافه کرد: از منظر راهبردی، باید توجه داشت که منافع آمریکا لزوماً با ایجاد ثبات پایدار در غرب آسیا همسو نیست. سیاست ایجاد اختلاف میان کشورهای منطقه و بهرهبرداری از شکافهای موجود، در چارچوب راهبرد شناختهشده «تفرقه بینداز و حکومت کن» قابل بررسی است؛ رویکردی که در تحولات غرب آسیا نیز قابل مشاهده بوده است.
این کارشناس مسائل راهبردی تأکید کرد: کشورهای منطقه با درک محدودیتهای قدرتهای خارجی، به دیدگاه جمهوری اسلامی ایران درباره ضرورت تأمین امنیت به دست کشورهای منطقه نزدیکتر شدهاند؛ هرچند این نزدیکی در سطح برداشت و موضعگیری، لزوماً به معنای تغییر فوری در سیاستهای امنیتی آنها نیست.
تحقق امنیت بومی منطقه به زمان نیاز دارد
این کارشناس ارشد مسائل غرب آسیا در پاسخ به پرسشی درباره میزان پذیرش نظم امنیتی جدید از سوی رژیم صهیونیستی و حامیان فرامنطقهای آن و همچنین امکان اجرای ایده امنیت درونزای منطقهای یادآور شد: تحقق این رویکرد در کوتاهمدت امکانپذیر نیست و ممکن است سالها یا حتی چند دهه زمان ببرد؛ زیرا آمریکا منافع خود را با حضور در غرب آسیا تعریف کرده و بهسادگی از منطقه خارج نخواهد شد.
وی ادامه داد: از سوی دیگر، کشورهای منطقه و حاکمان آنها نیز با وجود نزدیکشدن به این درک مشترک با جمهوری اسلامی ایران، بهسادگی وابستگی امنیتی خود به آمریکا را کاهش نخواهند داد. ممکن است این کشورها به سمت پیمانها و همکاریهای منطقهای حرکت کنند، اما در شرایط کنونی، وابستگی امنیتی آنها به آمریکا همچنان ادامه خواهد داشت.
این مدرس دانشگاه با اشاره به برخی مفاهیم مطرح در ادبیات روابط بینالملل بیان کرد: در تحلیل رفتار امنیتی کشورها، مفاهیمی مانند موازنه قدرت و موازنه وحشت مطرح است. در کنار این مفاهیم، راهبرد «هجینگ» نیز اهمیت دارد؛ راهبردی که بر اساس آن، کشورها برای مدیریت عدم قطعیتها و کاهش ریسکهای راهبردی، روابط خود را به یک قدرت محدود نمیکنند و همزمان به دنبال حفظ یا گسترش همکاری با شرکای دیگر هستند.
وی در ادامه توضیح داد: بر این اساس، برخی کشورهای منطقه به این نتیجه رسیدهاند که وابستگی صرف به یک قدرت بزرگ، تضمینکننده امنیت آنها نیست؛ بنابراین، ممکن است در کنار حفظ روابط امنیتی با آمریکا، به دنبال گسترش همکاری با دیگر بازیگران و ایجاد سازوکارهای منطقهای نیز باشند. بااینحال، کنارگذاشتن کامل وابستگیهای امنیتی موجود، فرایندی زمانبر است و در کوتاهمدت تحقق نخواهد یافت.
مقاومت آمریکا و اقدامات رژیم صهیونیستی؛ موانع اصلی
این کارشناس مسائل خاورمیانه ضمن تشریح موانع پیشروی شکلگیری سازوکار امنیتی بومی در غرب آسیا عنوان کرد: مقاومت آمریکا در برابر کاهش نفوذ خود در منطقه، یکی از موانع اصلی این مسیر است. فشارهای واشنگتن بر کشورهای منطقه میتواند روند حرکت آنها به سمت همکاریهای امنیتی مستقل را دشوار کند.
وی اقدامات رژیم صهیونیستی را نیز از دیگر موانع مهم دانست و افزود: رژیم صهیونیستی تلاش میکند مانع نزدیکشدن کشورهای منطقه به یکدیگر و شکلگیری پیمانها و سازوکارهای امنیتی منطقهای شود. ازاینرو، نباید انتظار داشت که امنیت درونزای منطقهای بهسرعت از سطح گفتوگو و اظهار نظر به مرحله اجرا برسد.
عمادی در پایان خاطرنشان کرد: آنچه امروز مشاهده میشود، نشانههایی از حرکت اولیه به سمت پذیرش ضرورت امنیت منطقهای و کاهش اتکا به قدرتهای فرامنطقهای است؛ اما تبدیل این برداشت مشترک به یک سازوکار عملی، به اراده سیاسی کشورهای منطقه، غلبه بر فشارهای خارجی و گذشت زمان نیاز دارد.
انتهای پیام/