صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۵:۱۱ | ۰۸ / ۰۸ /۱۴۰۵
| |

هوشمندسازی نه فقط هوش مصنوعی؛ کلید تحول بهره‌وری در اقتصاد

فناوری‌های هوش مصنوعی به‌تنهایی تضمین‌کننده رشد بهره‌وری نیستند. اثر واقعی این فناوری‌ها زمانی آشکار می‌شود که در قالب یک فرایند گسترده هوشمندسازی، یعنی بازطراحی فرایندها، زیرساخت داده و ساختار سازمانی، به کار گرفته شوند. کارشناسان اقتصادی معتقدند تفاوت میان ابزار و تحول ساختاری، تعیین‌کننده میزان بازده سرمایه‌گذاری‌ها و توزیع منافع آن در بازار خواهد بود.
کد خبر : 1093060

به گزارش خبرگزاری آنا، در گفت‌و‌گو‌های مربوط به تحول دیجیتال، دو واژه هوش مصنوعی و هوشمندسازی اغلب به جای یکدیگر به کار می‌روند، در حالی که هر کدام به سطحی متفاوت از تغییر اشاره دارند. هوش مصنوعی مجموعه‌ای از فناوری‌ها و روش‌هاست که به ماشین امکان می‌دهد وظایفی را انجام دهد که معمولاً به قضاوت، یادگیری، تشخیص الگو یا زبان طبیعی نیاز دارند. یادگیری ماشین، شبکه‌های عصبی و مدل‌های زبانی بزرگ از نمونه‌های آن هستند. هوشمندسازی، اما یک فرایند گسترده‌تر است. این واژه به کارگیری مجموعه‌ای از فناوری‌های دیجیتال، از جمله داده، اینترنت اشیا، سامانه‌های خودکار، پلتفرم‌های ارتباطی و هوش مصنوعی، در سطح یک اقتصاد، یک صنعت، یک سازمان یا یک شهر اشاره دارد. به بیان ساده، هوش مصنوعی یکی از ابزار‌های هوشمندسازی است، اما هوشمندسازی کل مسیر تغییر ساختار، فرایند‌ها و تصمیم‌گیری را در بر می‌گیرد.

این تمایز اهمیت اقتصادی دارد، زیرا تأثیر هر یک بر بهره‌وری، رقابت و توزیع منافع متفاوت است. یک الگوریتم پیش‌بینی تقاضا می‌تواند هزینه انبارداری یک فروشگاه را کاهش دهد، بی‌آنکه نحوه کار آن فروشگاه، زنجیره تأمین یا رابطه‌اش با تأمین‌کنندگان تغییر کند. در مقابل، هوشمندسازی یک زنجیره تأمین کامل، با ثبت لحظه‌ای داده، پیوند میان تولیدکننده، انبار و توزیع‌کننده، و تصمیم‌گیری مبتنی بر داده، ساختار رقابت را دگرگون می‌کند. بنابراین، هوش مصنوعی بیشتر یک قابلیت فنی است و هوشمندسازی یک پروژه اقتصادی و سازمانی که نیازمند زیرساخت، مهارت، حکمرانی داده و بازطراحی فرایندهاست.

کاربردها فرصت‌ها و پیامد‌های اقتصادی

هوش مصنوعی در بخش‌های مختلف اقتصاد، از بانکداری و بیمه تا کشاورزی، سلامت و خدمات عمومی، برای تحلیل حجم بزرگی از داده، پیش‌بینی، خودکارسازی وظایف تکراری و پشتیبانی از تصمیم به کار می‌رود. اثر آن بر بهره‌وری بیشتر وقتی آشکار می‌شود که با تغییر فرایند‌ها همراه باشد. اگر سازمانی فقط ابزار هوشمند را به فرایند قدیمی اضافه کند، بهبود محدود خواهد بود. اما اگر فرایندها، ساختار سازمانی، مهارت نیروی کار و قواعد داده بازطراحی شوند، هوشمندسازی می‌تواند هزینه‌های مبادله را کاهش دهد، شفافیت را افزایش دهد و امکان تولید خدمات شخصی‌سازی‌شده را فراهم کند.

این تحول پیامد‌های نابرابرِ بالقوه‌ای نیز دارد. شرکت‌هایی که داده، سرمایه و توان فنی بیشتری دارند، معمولاً زودتر از دیگران از این فناوری‌ها بهره می‌برند و می‌توانند بازار را به نفع خود تغییر دهند. نیروی کار نیز با تغییر شکل مشاغل روبه‌رو می‌شود؛ برخی وظایف حذف می‌شوند، برخی تغییر می‌کنند و مهارت‌های تازه‌ای تقاضا می‌شود. مسئله حریم خصوصی، امنیت داده، خطای الگوریتم و اتکای بیش از حد به چند ارائه‌دهنده فناوری نیز نیازمند چارچوب‌های نظارتی روشن است. از این رو، موفقیت هوشمندسازی را نمی‌توان صرفاً با خرید فناوری سنجید، بلکه باید به توان نهادی، کیفیت داده و توانایی یک اقتصاد در جذب و نظارت بر این تغییرات وابسته دانست.

مسیر عملی و چالش‌های پیش رو

برای کشوری مانند ایران، تمایز میان هوش مصنوعی و هوشمندسازی می‌تواند نقشه راه سیاست‌گذاری را روشن‌تر کند. تمرکز صرف بر پروژه‌های آزمایشی هوش مصنوعی، بدون زیرساخت داده، استانداردسازی و آموزش، ممکن است به دستاورد‌های پراکنده منجر شود. در مقابل، برنامه‌ای جامع برای هوشمندسازی باید از نیاز‌های واقعی بخش‌ها آغاز شود، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های ارتباطی و داده را هماهنگ کند، و برای حفاظت از داده و رقابت منصفانه چارچوب بگذارد. همچنین ارزیابی نتایج باید بر اساس شاخص‌های بهره‌وری، کیفیت خدمات، هزینه تمام‌شده و رضایت مصرف‌کننده انجام شود، نه صرفاً بر اساس میزان استفاده از ابزار‌های جدید.

در نهایت، هوش مصنوعی ابزار قدرتمندی است، اما هوشمندسازی پروژه‌ای است که به تغییر ساختار اقتصاد می‌انجامد. اقتصادی که هوشمندسازی را به درستی مدیریت کند، می‌تواند از این فناوری‌ها برای افزایش بهره‌وری و خلق ارزش بهره ببرد. اما اگر تنها به ظاهر فناوری بسنده شود، سرمایه‌گذاری‌ها ممکن است بازده کافی نداشته باشند و شکاف‌های موجود را عمیق‌تر کنند.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha