«سلول» و فلشبک به رمان «من زندهام»
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، «سلول» فیلمی تاثیرگذار به کارگردانی عرفانه کریمی و تهیهکنندگی سعید هنرمند است که بیش از آنکه صرفاً نمایشی تاریخی از تلخیهای جنگ و اسارت باشد، یک فرامتن مهم دارد، دستگذاشتن روی نایابترین دارایی انسان در سختترین لحظات زندگی که آن را به بهترین شکل روایت کرده است؛ امید.
این فیلم کوتاه به نظر میرسد روایتی دردناک اما الهامبخش از کتاب پرفروش و خاطرهانگیز«من زندهام» نوشته معصومه آباد باشد که یک پایان بندی مناسب و تراز دارد. فیلم به لایههای تلخ اسارت آن هم برای زنان میرود و رنجی را میشکافد و بازنمایی می کند که یادآوری آن هم غم انگیز است، چه برسد به بدانیم عین این لحظات سخت در زندان های رژیم بعث اتفاق افتاده است.
اما دقیقا گره داستان همینجاست؛ چون امید، حسابی جدا از محاسبات ظاهری و مادی دارد. وقتی تمام درها بسته است، وقتی شکنجه و تنهایی سناریوی مرگ تدریجی را برای انسان مینویسد، تصور آینده و امید نیرویی فراتر از حد تصور به روح میبخشد. فیلم با فلش بک هوشمندانه به خاطرات من زندهام نشان میدهد که امید یک خوشبینی سادهلوحانه نیست، یک انتخاب و حتی نوعی ابزار مبارزه است؛ رهبر شهید انقلاب هم از کتاب من زنده ام تمجدید کردند و درمورد آن فرمودند: «کتاب را با احساس دوگانه اندوه و افتخار و گاه از پشت پرده اشک خواندم و بر آن صبر و همت و پاکی و صفا و بر این هنرمندی در مجسم کردن زیبائیها و رنجها و شادیها آفرین گفتم. گنجینه یادها و خاطرههای مجاهدان و آزادگان، ذخیره عظیم و ارزشمندی است که تاریخ را پربار و درسها و آموختنیها را پرشمار میکند. خدمت بزرگی است آنها را از ذهنها و حافظهها بیرون کشیدن و به قلم و هنر و نمایش سپردن.»
اما فارغ از نگاه تاریخی، این کار کوتاه قطعاً ارزش دیدن دارد؛ چرا که قبل از هر چیز، قدرت و ظرافت زن بودن را یادآوری میکند. «سلول» به ما نشان میدهد که شجاعت زنانه گاهی در صبوری و تسلیم نشدن در تاریکترین کنج یک سلول انفرادی معنا پیدا میکند. تماشای این فیلم، تجربه روبرو شدن با زنانی است که در اوج تنهایی و رنج، روحشان فرو نریخت و ثابت کردند که صبوری و باور زنانه، میتواند سرسختترین دیوارها را هم کنار بزند.
انتهای پیام/