تعزیهخوانان کوچکی که به معراج رفتند؛ روایت آخرین تولدِ هانی و حامد از شهدای مدرسه میناب
خبرگزاری آنا ـ حسین بوذری؛ گاهی تاریخ در کوچهپسکوچههای مظلومیت، به تماشای داغی مینشیند که التیام نمیپذیرد.
آنچه در ادامه میخوانید، روایتِ پردرد و در عین حال حماسیِ پدرانهای است از عمیقترین زخم ترور و جنایت توسط دشمنان قسم خورده این مرز و بوم؛ گفتوگویی خبرنگار آنا با هادی پری تقینژاد پدر گرانقدر شهدای مظلوم حامد و هانی پری تقینژاد از شهدای مدرسه شجره طیبه میناب.
در این گفتوگو روایتی از حسینی بودن کودکانی که دفتر مشقشان با خون رنگین شد، عنوان شده و از خاطرات آخرین عکسهای یادگاری در فاصله چند روز تا پرواز و از فریاد استغاثهای که از دل جنوب در آتش و خون، خواستار طنینانداز شدن صدای مظلومیت میناب در سراسر جهان است.
گپ و گفت آنا با هادی پری تقینژاد پدر شهیدان حامد و هانی پری تقینژاد در پی میآید:
از جشن تولد ۷ سالگی تا پرواز تا ابد؛ روایت تلخ و شیرین یک پدر
آنا: دشمن با جنایات خود و با استفاده از پروپاگاندای رسانهای، مدرسه شجره طیبه میناب را منطقه نظامی معرفی و خود را تبرئه میکند، با توجه به اینکه شما از نزدیک با فضای مدرسه شجره طیبه آشنا بودید، چه پاسخی برای این دروغپردازیهای دشمنان دارید؟
پری تقینژاد: این ادعا که آن مکان نظامی بوده، کاملاً کذب و مضحک است. آن فضا سالها پیش از این، تغییر کاربری داده بود؛ بلکه در آنجا یک واحد درمانی، درمانگاه، کارواش، فروشگاه تعاونی و مدرسه دایر بود.
با این حال، دشمنان در این حمله کل این منطقه را در ۱۳ نقطه مورد اصابت موشک قرار دادند و سند این جنایت آمریکا کاملاً آشکار و غیرقابل انکار است و ثابت شد که این مکان، مدرسه کودکان مظلوم، بیگناه و معصوم ما بوده که اینگونه قربانی شدند.
امیدوارم که خود این بچهها انشاءالله انتقام ما را بگیرند؛ چه در حوزه داخلی و چه خارجی، به حق شهدا، عاملان این جنایت باید جواب پس بدهند.
آنا: دیدگاهتان درخصوص نقش نظام آموزشی ازجمله وزارت آموزش و پرورش و خانوادهها در مقابله با روایتسازی دشمنان چیست؟
پری تقینژاد: همانطور که از نام آموزش و پرورش مشخص است، این نهاد رسالت خطیری در قبال تحصیل و آیندهسازی برای آیندگان برعهده دارد.
با وجود شرایط جنگی، در مناطق جنوب کشور همچنان شاهد دایر بودن حضوری کلاسها هستیم؛ در حالی که ما در جنوب همچنان در حال جنگیم. درخواست ما این است که کلاسها به صورت آنلاین و غیرحضوری برگزار شود، چراکه همین امروز نیز مجدد میناب مورد حمله قرار گرفت.
از وزیر محترم آموزش و پرورش و مسئولان استان هرمزگان میخواهم که برگزاری کلاسها را در استان هرمزگان به صورت غیرحضوری و آنلاین برگزار کنند و از شیوه حضوری فعلاً دست بردارند تا حادثه تلخ دیگری برای هیچ خانوادهای تکرار نشود.
آنا: لطفاً بفرمایید فرزندان شید و دلبندتان، حامد و هانی در کنار تحصیل به چه فعالیتهای فرهنگی و مذهبی علاقه داشتند و ویژگیهای اخلاقی و شخصیتی آنها چگونه بود؟
پری تقینژاد: آنها سن و سال زیادی نداشتند که بخواهند فعالیتهای گسترده فرهنگی داشته باشند، اما هر دو عاشق ماه محرم و مراسمهای تعزیهخوانی بودند و با تمام وجود به حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام عشق میورزیدند و حسینی بودند.
در کنار آن، هر دو شهید دلبندم بسیار عاشق ورزش بودند و فوتبال را خیلی دوست داشتند.
آنا: فرزندان شهیدتان چند ساله بودند و در چه پایهای تحصیل میکردند؟
پری تقینژاد: حامد ۷ ساله و کلام اول ابتدایی و هانی ۱۰ ساله بود؛ البته هانی در پایه چهارم ابتدایی مشغول به تحصیل بود.
آنا: روز حادثه چگونه از این جنایت هولناک آمریکای کودککُش و رژیم جعلی صهیونیستی مطلع شدید و لحظات تلخ مواجهه با آن صحنه چگونه گذشت؟
پری تقینژاد: در آن روز، معلم شهیده ماندانا سالاری ـ که خودشان نیز به مقام والای شهادت نائل آمدند و به خاطر وضعیت جنگی کشور فداکاری میکردندـ با ما تماس گرفتند.
فاصله ما تا مدرسه زیاد بود؛ ساعت ۱۱ و ۲۰ دقیقه بود که مدرسه مورد اصابت قرار گرفت. هنگامی که به محل رسیدیم، با آن صحنه دردناک مواجه شدیم.
مغزهای نسلهای آینده هرگز خاموش نخواهد شد
آنا: بهعنوان پدر شهیدان حامد و هانی پری تقینژاد چه توصیهای به نسل آینده، بهخصوص دانشآموزان عزیز دارید تا در عرصه تحصیل و پاسداشت آرمانهای انقلاب اسلامی محکم بایستند؟
پری تقینژاد: معتقدم مغزهای نسلهای آینده هرگز خاموش نخواهد شد و این نسل متفکر است و نسلهای آینده این مرز و بوم بهگونهای علم را پیگیری کنند که با همین علم تودسنی محکمی به دشمنان جنایتکار وارد سازند.
ما میخواهیم که در آینده این مغزها همگی روشن بمانند و دانشآموزان عزیز باید با استمرار در تحصیل و کسب مدارج علمی بالاتر تلاش کنند؛ به گونهای که از وجود فرزندان شهیدم یعنی هانی و حامد، صدها نفر دیگر در این کشور متولد شود.
این بچهها به قدری روشنفکر، فعال و باهوش بودند که این مدرسه بهعنوان یک مدرسه نمونه شناخته میشد و محل حضور نخبگان بود. انشاءالله در آینده شاهد نخبههایی خواهیم بود که نام و آوازه آنها در کل جهان بر سر زبانها خواهد افتاد.
آنا: اگر در خاطرات و لحظات زندگی با این دو شهید عزیز نکته یا خاطرهای خاص و ماندگار در ذهنتان باقی مانده است، لطفاً برای ما بیان فرمایید.
پری تقینژاد: خاطرات بسیار عزیزی از این دو فرشته در ذهن داریم که اکنون با تلخی و اندوه فراوان آمیخته شده است.
دو روز پیش از وقوع حادثه، یعنی در تاریخ هفتم اسفندماه، جشن تولد هفتسالگی حامد عزیز بود؛ شب تولد او، یکی از آخرین عکسهای یادگاری و زیباترین لبخندهای زندگیاش ثبت شد که اکنون به خاطرهای ماندگار، هم شیرین و هم بسیار تلخ تبدیل شده و هرگز فراموش نخواهد شد.
تولد شهید هانی هم در تاریخ ۲۶ بهمنماه بود؛ یعنی تنها ۱۲ روز با تولد برادرش فاصله داشت. فاصله زمانی تولد این دو شهید بسیار کم بود. علاوه بر این، روز جمعه، یعنی دقیقاً یک روز پیش از حادثه، با یکدیگر به بیرون رفته بودیم و یک تفریح خانوادگی خاطرهانگیز را در کنار هم تجربه کردیم.
صبر و تبدیل داغ به صلابت
آنا: آقای تقینژاد، تحمل داغ سنگین و جانکاه دو فرزند دلبند در یک فاجعه، آزمونی بزرگ از صبر و ایمان است. چگونه این اندوه سترگِ پدرانه را به صلابت، پایداری و عزم راسخ در مسیر آرمانهای انقلاب اسلامی و ایستادگی در برابر دشمن تبدیل کردهاید؟
پری تقینژاد: داغ از دست دادن حامد و هانی، پارههای تنم، جراحتی است که هرگز التیام نمییابد؛ اما وقتی انسان فرزندانش را در راه حق، در کلاس درس و در سنگر معنویت هدیه میکند، نگاهش به وسعت تاریخ و آرمانهای بلند اسلام و انقلاب تغییر میکند.
دشمن گمان کرد با به شهادت رساندن و خاک و خون کشیدن کودکان معصوم ما میتواند چراغ این مسیر را خاموش کند، اما خون پاک این شهدا عزم ما را راسختر ساخت.
ما فرزندمان را برای آیندهای روشن تقدیم کردیم و امروز صبر ما، سلاحی است بر سر تروریستهای آمریکایی و صهیونیستهای جنایتکار تا بدانند ملت ایران در راه حق هرگز از پای نخواهد نشست.
پیام نیمکتهای خالی و مدعیان دروغین حقوق بشر
آنا: نیمکتهای خالی حامد و هانی در مدرسه «شجره طیبه» میناب، امروزه به سند زنده و گویایی از توحش مدعیان دروغین حقوق بشر تبدیل شده است. پیامتان این صندلیهای خونین و دفاتر مشق نیمهکاره به مجامع جهانی و مدعیان حقوق کودک چیست؟
پری تقینژاد: این نیمکتهای خالی و دفاتر خونین، بزرگترین دادگاه بیاعتباری برای مدعیان دروغین حقوق بشر در سراسر جهان است. آنهایی که امروز در برابر جنایات صهیونیستهای کثیف و کودککُش و آمریکای تروریست و جنایتکار سکوت کرده یا چشمپوشی میکنند، شریک جرم این خونریزیها هستند.
پیام این کودکان بیگناه به دنیا این است که دشمنان ما حتی از مداد و دفتر، از خندهها و تولدهای ۷ و ۱۰ سالگی فرزندان ما نیز هراس دارند.
این نیمکتها تا ابد فریاد خواهند زد که تروریستهای جنایتکار، کودککشانی هستند که بزدلانه حریم امن مدارس را هدف قرار میدهند، اما همین کودکان در تاریخ ماندگار و جاودانه خواهند شد.
چشمانداز آینده و وعده قطعی پیروزی
آنا: با نگاهی به فردای این سرزمین و آرمانهایی که فرزندان شهیدتان در سر داشتند، چشمانداز مقاومت، ادامه مسیر علم و دانش و وعده قطعی الهی درخصوص نابودی این جنایتکاران را چگونه ارزیابی میکنید؟
پری تقینژاد: چشمانداز ما بسیار روشن و امیدبخش است؛ چراکه به وعده الهی ایمان داریم. راه شهیدان حامد و هانی در این مملکت متوقف نخواهد شد.
ما امروز با اذن خدا و به برکت خون شهدا، نسلی از نخبگان، جوانان مؤمن و دانشآموزان بیدار را تربیت خواهیم کرد که فراتر از مرزهای جغرافیا، نام ایران و اسلام را با افتخار بلندآوازه سازند.
دشمن بداند که از دل این فجایع، صدها هانی و حامد دانشمند و مبارز سر برخواهند آورد که طومار ظلم و جنایت مستکبران را درهم خواهند پیچید و انتقام خون این کودکان مظلوم را خواهیم گرفت. انشاءالله روزی میرسد که در سراسر جهان، جشن پیروزی حق بر باطل را به تماشا بنشینیم.
آنا: از وقت ارزشمندی که در اختیار ما قرار دادید بسیار سپاسگزاریم. ما و آحاد ملت ایران خود را به خانوادههای معظم شهدا، جنابعالی، همسر محترم و سایر خانوادههای داغدیده شهدای میناب مدیون میدانیم.
پری تقینژاد: از شما خبرنگاران و رسانهها انتظار و تقاضا دارم که صدای مردم مظلوم میناب را به همه دنیا برسانید.
آنا: حتماً همینطور است؛ تمام تلاش و رسالت ما نیز این است که انشاءالله صدای مظلومیت دانشآموزان شهید میناب به سرتاسر دنیا برسد و جهان از این جنایت آگاه شود.
پری تقینژاد: ممنونم
انتهای پیام/