صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۴:۴۱ | ۲۰ / ۰۷ /۱۴۰۵
| |
شکیبایی در گفت‌وگو با آنا:

قدرت واقعی ایران فراتر از شاخص‌های مادی است/ ضرورت تبدیل ظرفیت‌های ملی و تمدنی به دستاوردهای ملموس

کارشناس مسائل منطقه و بین‌الملل، با تأکید بر اینکه قدرت واقعی ایران فراتر از شاخص‌های مادی و نظامی است، اظهار داشت: دستیابی به جایگاهی پایدار در نظام بین‌الملل مستلزم پیوند توان دفاعی، استقلال سیاسی و اراده ملی با تقویت اقتصاد، پیشرفت علمی و ارتقای رفاه عمومی است.
کد خبر : 1089368

«مهدی شکیبایی» کارشناس مسائل منطقه و بین‌الملل، در گفت‌و‌گو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، در پاسخ به سوالی درباره تبیین پیام رهبر معظم انقلاب مبنی بر «تغییر مفهوم قدرت» و این گزاره که «امروز کسانی بر اساس محاسبات دنیایی ما را ابرقدرت چهارم دنیا می‌دانند؛ البته بر اساس محاسبات الهی قدرت اول جهان هستیم»، اظهار داشت: برای فهم تعبیری که رهبر معظم انقلاب به کار بردند، باید میان دو سطح از قدرت تمایز قائل شویم. یک سطح، قدرتی است که با شاخص‌های متعارف اقتصادی، نظامی، فناوری و حتی ژئوپلیتیکی سنجیده می‌شود و سطح دیگر، قدرتی است که ریشه در اراده ملی، ایمان، استقلال سیاسی، هویت تمدنی و همچنین توان ایستادگی یک ملت در برابر سلطه دارد. این دو سطح باید از یکدیگر تفکیک شوند.

وی افزود: در سطح نخست، ایران با وجود محدودیت‌ها و فشار‌های گسترده‌ای که از سوی نظام سلطه بر آن تحمیل شده است، توانسته ظرفیت‌های مهمی را در حوزه دفاعی، فناوری‌های بومی و تأثیرگذاری بر معادلات منطقه‌ای ایجاد کند. استفاده ایران از توان موشکی و همچنین پهپادی، شاید بهترین مثال برای این سطح باشد.

کارشناس مسائل منطقه و بین‌الملل ادامه داد: در سطح دوم که موضوع اراده ملی و ایمان مطرح است، مسئله این است که یک ملت تا چه اندازه حاضر است برای استقلال و حق تعیین سرنوشت خود هزینه بدهد و در برابر فشار قدرت‌های بزرگ تسلیم نشود؛ بنابراین این دو سطح باید از یکدیگر تفکیک شوند.

شکیبایی بیان کرد: از این منظر، تعبیر «قدرت اول جهان» در پیام رهبر انقلاب، بیش از آنکه یک رتبه‌بندی متعارف بر اساس شاخص‌هایی مانند تولید ناخالص داخلی یا تعداد تجهیزات نظامی باشد، بیانگر یک نگاه اعتقادی به قدرت است؛ یعنی نگاهی که ایمان، عدالت و اتکا به اراده مردم را نیز در محاسبات وارد می‌کند. این نوع نگاه شاید مشابهی در غرب نداشته باشد.

وی تصریح کرد: البته اگر بخواهیم جایگاه ایران را در نظام بین‌الملل به صورت عینی ارزیابی کنیم، باید این مؤلفه‌ها را در کنار شاخص‌های اقتصادی، علمی، نظامی و رفاه عمومی بسنجیم. اینها مؤلفه‌هایی هستند که در سطح جهانی باید در کنار مباحث مذکور مورد توجه قرار گیرند.

شکیبایی با اشاره به نقش باور به قدرت الهی در این چارچوب گفت: باور به قدرت الهی منشأ امید و اراده است، اما تحقق قدرت ملی در عرصه عمل، به توانایی ما در تبدیل این اراده به دستاورد‌های ملموس نیز بستگی دارد. به این معنا که سطح نخست و سطح دوم، یعنی اراده ملی و ایمان، باید بتوانند از طریق یکدیگر به نوعی ما‌به‌ازای عملی و دستاورد تبدیل شوند.

وی ادامه داد: هر کدام از این دو سطح در جای خود ضروری است؛ هم اراده، ایمان و استقلال مورد نیاز است، هم تاب‌آوری در برابر فشار دشمن و هم استفاده از تکنولوژی و فناوری و همچنین برخورداری از توان اقتصادی. ما باید بتوانیم این دو سطح را با یکدیگر تلفیق کنیم تا به یک دستاورد ملموس برسیم.

قدرت واقعی فراتر از سلاح، ثروت و تسلط بر بازار‌های جهانی است

شکیبایی در پاسخ به سوالی درباره اینکه آیا مفهوم قدرت در جهان امروز از شاخص‌های مادی فراتر رفته است، اظهار داشت: قطعاً چنین است. قدرت در جهان امروز صرفاً به معنای برخورداری از سلاح‌های پیشرفته، ثروت اقتصادی یا تسلط بر بازار جهانی نیست.

وی افزود: قدرت واقعی زمانی معنا پیدا می‌کند که یک کشور بتواند اراده سیاسی خود را حفظ کند، در برابر فشار‌های خارجی تصمیم مستقل بگیرد و در افکار عمومی ملت‌ها و همچنین معادلات بین‌المللی اثرگذار باشد.

کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به ادبیات روابط بین‌الملل ادامه داد: در این ادبیات نیز مفاهیمی مانند قدرت نرم، اعتبار بین‌المللی و قدرت روایت‌سازی وجود دارد که نشان می‌دهد هویت، جاذبه فرهنگی و حتی قدرت اقناع یک کشور می‌تواند در کنار ابزار‌های سخت مانند فناوری، اقتصاد و تجهیزات، بر رفتار دیگران تأثیر بگذارد.

وی با اشاره به تجربه جمهوری اسلامی ایران گفت: تجربه ایران نیز نشان می‌دهد که برخورداری از منابع و امکانات به تنهایی تعیین‌کننده نتیجه رویارویی‌ها نبوده و نیست. اراده اجتماعی، انسجام ملی، ابتکار راهبردی و مهم‌تر از همه، توان تحمل فشار و همان تاب‌آوری که اکنون درباره آن بحث می‌کنیم، اهمیت دارد. اینکه اکنون قریب به ۲۱۵، ۲۰ روز است که در میدان هستند و فشار جنگ، معیشت و اقتصاد را تحمل کرده‌اند، همگی اهمیت دارند.

شکیبایی تأکید کرد: با این حال، نباید اهمیت موضوعاتی مانند اقتصاد، فناوری و همچنین رفاه و معیشت مردم را نادیده گرفت.

وی ادامه داد: یک قدرت پایدار معمولاً زمانی شکل می‌گیرد که قدرت سخت، قدرت نرم، توان اقتصادی یک کشور و پشتوانه اجتماعی، به‌ویژه در یک دولت، یکدیگر را تقویت کنند. این چهار مؤلفه باید یکدیگر را تقویت کنند و در کنار یکدیگر قرار داشته باشند.

کارشناس مسائل منطقه و بین‌الملل خاطرنشان کرد: به بیان ساده‌تر، قدرت نرم هیچ‌گاه نمی‌تواند جایگزین قدرت مادی شود، بلکه می‌تواند ضریب اثرگذاری آن را افزایش دهد و برعکس. اگر قدرت نرم وجود نداشته باشد و صرفاً به قدرت سخت تکیه شود، کشور حتماً با شکست مواجه خواهد شد؛ بنابراین این دو مؤلفه به گونه‌ای لازم و ملزوم یکدیگر هستند.

جنگ‌های اخیر محاسبات مبتنی بر تسلیم‌پذیری ایران را تغییر داده است

شکیبایی در پاسخ به سوالی درباره اینکه تجربه جنگ‌های اخیر چه تغییری در ارزیابی قدرت ایران و محاسبات رقبا ایجاد کرده است، اظهار داشت: مهم‌ترین پیامد راهبردی این دو جنگ اخیر، یعنی جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه، و پیش از آن نیز جنگ تحمیلی که در دهه ۶۰ به ایران تحمیل شد، در کنار تحریم‌ها، محاصره و اتفاقاتی که رقم خورد، این است که هرگونه محاسبه درباره کشوری مانند ایران که پیش از این بر فرض تسلیم‌پذیری، یعنی تسلیم کردن جامعه ایران، یا فرض امکان تحمیل اراده از طریق فشار نظامی و اقتصادی استوار بود، اکنون قطعاً با واقعیت‌های پیچیده‌تری روبه‌رو شده است.

وی افزود: اگر پیش از این تصور می‌شد که می‌توان ایران را تسلیم کرد یا با فشار اقتصادی و نظامی، اراده خود را بر ایران تحمیل کرد، این هدف اکنون به مسئله‌ای پیچیده و دست‌نیافتنی تبدیل شده است. آنها تصور می‌کردند شاید بتوانند با فشار اقتصادی، محاصره و اقدام نظامی، مانند اقدامی که درباره ونزوئلا انجام دادند، ایران را به تسلیم وادار کنند، اما اکنون به این نتیجه رسیده‌اند که ایران کشوری نیست که بتوانند با این ابزار‌ها آن را به تسلیم وادار کنند.

شکیبایی با اشاره به روند تقویت توانمندی‌های دفاعی ایران ادامه داد: ایران در طول دهه‌های اخیر، یعنی حداقل در چهار یا پنج دهه‌ای که از عمر انقلاب می‌گذرد، در کنار فشار و تهدید و در سایه همین فشار و تهدید، توانسته است ظرفیت‌های دفاعی و بومی خود را توسعه دهد و نشان دهد که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران می‌تواند هزینه‌ها و پیامد‌هایی فراتر از محاسبات اولیه دشمنان، مهاجمان یا رقبای ما داشته باشد.

وی گفت: این موضوع بسیار مهم است و همه این دستاورد‌ها در نتیجه همان ظرفیت‌های دفاعی و بومی ایران حاصل شده است.

کارشناس مسائل منطقه و بین‌الملل با اشاره به موقعیت ژئوپلیتیکی ایران اظهار داشت: موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، به‌ویژه موضوع خلیج فارس و به طور ویژه تنگه هرمز، یکی از عوامل مهم در محاسبات امنیتی و اقتصادی، چه در منطقه و چه در جهان، به شمار می‌آید. این موارد عواملی هستند که جمهوری اسلامی ایران به واسطه آنها توانسته محاسبات طرف مقابل را تغییر دهد و در مواردی کاملاً خنثی کند.

شکیبایی ادامه داد: بنابراین از این منظر، معیار ارزیابی قدرت ایران فقط میزان خسارت واردشده در یک جنگ نیست. بلکه باید بررسی کرد آیا طرف مهاجم، یعنی دشمنی که در این دو جنگ و پیش از آن در جریان محاصره و اقدامات دیگر به ایران حمله کرده است، توانسته به اهداف راهبردی خود دست پیدا کند یا خیر؛ آیا توانسته است اراده سیاسی ایران را در هم بشکند یا خیر؛ و آیا پس از جنگ، آن‌گونه که آنها تبلیغ می‌کردند، محیط امنیتی منطقه‌ای که ایران در آن قرار دارد، مطابق خواست دشمن شکل گرفته است یا خیر.

وی افزود: پاسخ به این موارد نشان می‌دهد جنگ‌های اخیر چه تغییری در ارزیابی قدرت ایران و محاسبات رقبا ایجاد کرده است. همچنین باید بررسی کرد که آیا آنها توانسته‌اند محیط امنیتی منطقه را مطابق خواست خود شکل دهند یا خیر.
شکیبایی تصریح کرد: با گذشت هشت تا ۹ ماه از جنگ به اصطلاح ۴۰ روزه و تقریباً بیش از یک سال از جنگ ۱۲ روزه، شواهد نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها نتوانسته‌اند محیط امنیتی را بر اساس خواست خودشان شکل دهند.

وی با تأکید بر ضرورت ارزیابی جامع جنگ ادامه داد: بنابراین باید در نظر داشت که یک ارزیابی دقیق باید هزینه‌های انسانی، اقتصادی و زیرساختی جنگ و میزان تحقق اهداف هر دو طرف را در بر بگیرد. جمهوری اسلامی ایران نیز بیش از ۱۲ پایگاه آمریکا در منطقه را نابود کرده است که باید در محاسبات لحاظ شود تا بتوان ارزیابی دقیقی ارائه کرد.

شکیبایی اظهار داشت: این موارد باید در ارزیابی مورد توجه قرار گیرد. پیام اصلی که رفتار جمهوری اسلامی ایران می‌تواند برای دشمنان یا رقبای ما داشته باشد، این است که نمی‌توان ایران را صرفاً با مقایسه تجهیزات نظامی سنجید و اراده مقاومت، توان پاسخگویی و پیامد‌های منطقه‌ای هر اقدام علیه ایران را نادیده گرفت.

اعتبار ایران در جهان اسلام با میزان اعتماد و تأثیرگذاری سنجیده می‌شود

شکیبایی در پاسخ به سوالی درباره اینکه افزایش اعتبار ایران در جهان اسلام و نظام بین‌الملل چگونه سنجیده می‌شود و چه نسبتی با قدرت نرم دارد، اظهار داشت: اعتبار بین‌المللی کشور را نمی‌توان صرفاً با بیانیه‌های سیاسی یا میزان استقبال از مواضع رسمی کشور سنجید. این اعتبار باید در شاخص‌های عینی‌تری مانند میزان اعتماد ملت‌ها، توان تأثیرگذاری آن کشور بر افکار عمومی، نحوه نقش‌آفرینی آن کشور در مسائل منطقه‌ای، میزان گسترش سیاسی و اقتصادی، همکاری سیاسی، جایگاه فرهنگی و میزان پذیرش روایت کشور در فضای بین‌المللی ارزیابی شود.

وی افزود: بنابراین نمی‌توان این موارد را صرفاً با بیانیه‌های سیاسی سنجید و باید موضوعات دیگری که اشاره شد نیز مورد ارزیابی قرار گیرد.

کارشناس مسائل منطقه و بین‌الملل با اشاره به جایگاه ایران در جهان اسلام ادامه داد: در جهان اسلام نیز حمایت از آرمان فلسطین، مخالفت با اشغالگری و دفاع از حق تعیین سرنوشت ملت‌ها، از جمله موضوعاتی است که می‌تواند بر تصویر و اعتبار ایران اثر بگذارد. هرچند دیدگاه دولت‌ها و ملت‌های مسلمان یکسان نیست و باید میان این دو تمایز قائل شد، اما در زمینه تأثیرگذاری بر افکار عمومی، این موارد بسیار تعیین‌کننده هستند.

شکیبایی اظهار داشت: جمهوری اسلامی ایران از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، پرچم حمایت از آرمان فلسطین را برافراشته است و به‌رغم جنگ‌های متعددی که بر کشور تحمیل شده، هیچ‌گاه این موضع را کنار نگذاشته است. از این منظر، در میان افکار عمومی دنیا، به‌ویژه کشور‌های عربی و اسلامی که از جایگاه ویژه‌ای برخوردار هستند، این موضوع اهمیت دارد.

وی با اشاره به موضع ایران در قبال اشغالگری رژیم صهیونیستی گفت: همچنین مخالفت ایران با اشغالگری رژیم صهیونیستی، علاوه بر فلسطینی‌ها، درباره ملت و دولت لبنان، سوریه، اردن و مصر، در مواردی که رژیم سرزمین‌های آنها را تحت اشغال دارد، کاملاً واضح و روشن است و جمهوری اسلامی ایران همواره مخالفت خود را با اشغالگری رژیم اعلام کرده است. از این منظر نیز ایران از جایگاه مناسبی در میان ملت‌های منطقه برخوردار است.

شکیبایی با اشاره به موضوع حق تعیین سرنوشت ملت‌ها افزود: بحث حق تعیین سرنوشت ملت‌ها نیز اگر بخواهیم درباره موضوع فلسطین صحبت کنیم، در صحبت‌های رهبر شهید به طور مستمر مطرح می‌شد و موضوع برگزاری همه‌پرسی مورد تأکید قرار داشت تا از طریق همه‌پرسی، نوع نظام سیاسی آن کشور در فلسطین تعیین شود. این فرمایشات رهبر شهید نیز به یک سند سیاسی تبدیل شد و در مجمع عمومی سازمان ملل به ثبت رسید و به عنوان راهکار سیاسی جمهوری اسلامی ایران برای حل مسئله فلسطین مطرح شد.

وی ادامه داد: از این منظر نیز ایران جایگاه وسیعی در میان افکار عمومی و ملت‌های مسلمان دارد. این موضوعات نشان می‌دهد که جایگاه ایران در جهان اسلام و نظام بین‌الملل از اعتبار خاصی برخوردار است.

سرمایه‌های تمدنی ایران می‌تواند پشتوانه قدرت نرم باشد

کارشناس مسائل بین‌الملل در ادامه با اشاره به نسبت قدرت نرم و اعتبار واقعی کشور اظهار داشت: قدرت نرم زمانی به قدرت واقعی تبدیل می‌شود که یک کشور بتواند بدون اتکای صرف به موضوعاتی مانند اجبار، بر نگرش‌ها و انتخاب‌های دیگران اثر بگذارد.

شکیبایی افزود: ایران در این زمینه، به نظر من، از سرمایه‌های مهمی مانند میراث تمدنی، فرهنگ، زبان، ظرفیت علمی و مواضع ضدسلطه برخوردار است، اما این نکته را نیز نباید نادیده گرفت که تبدیل این ظرفیت‌ها به اعتبار پایدار، مستلزم برخورداری از دیپلماسی فرهنگی فعال، برقراری ارتباط مؤثر با افکار عمومی جهان، عملکرد مناسب اقتصادی و پایبندی عملی به عدالت و کرامت انسانی است.

وی تأکید کرد: اینها نکات بسیار مهمی است که اگر بخواهیم در جهان اسلام جایگاهی برای خود ایجاد کنیم، باید مورد توجه قرار گیرد؛ بنابراین بهتر است بگوییم افزایش اعتبار ایران در جهان اسلام و نظام بین‌الملل باید هم در سطح جاذبه و هم در سطح نتایج قابل مشاهده سنجیده شود.

شکیبایی ادامه داد: هرچه فاصله میان ارزش‌های اعلام‌شده انقلاب اسلامی ایران و عملکرد واقعی کمتر باشد، طبیعی است که قدرت نرم کشور نیز پایدارتر و اثرگذارتر خواهد بود.

قدرت ایران را نمی‌توان صرفاً با جدول‌های رتبه‌بندی جهانی سنجید

شکیبایی در جمع‌بندی مباحث مطرح‌شده و با اشاره به کلیت سوالات درباره فرمایشات رهبر معظم انقلاب اظهار داشت: قدرت جمهوری اسلامی ایران را نمی‌توان صرفاً با جدول‌های رتبه‌بندی قدرت‌های جهانی سنجید. در این جدول‌ها معمولاً شاخص‌هایی مانند تعداد تانک، هواپیما و پهپاد مورد توجه قرار می‌گیرد و بر اساس آن، جایگاه نظامی کشور‌ها تعیین می‌شود؛ اما قدرت را نمی‌توان صرفاً با این جدول‌ها و رتبه‌بندی‌ها سنجید.

وی افزود: البته نمی‌توان از ارزیابی عینی شاخص‌های اقتصادی، علمی و نظامی نیز چشم‌پوشی کرد. اهمیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران در پیوند میان مجموعه‌ای از مؤلفه‌هاست؛ از جمله توان دفاعی، استقلال سیاسی، موقعیت ژئوپلیتیکی، اراده ملی و سرمایه فرهنگی و اعتقادی.

کارشناس مسائل منطقه و بین‌الملل ادامه داد: بنابراین باید اهمیت راهبردی و توان ایران را در پیوند میان این مؤلفه‌ها سنجید. از این منظر، من معتقدم پیام رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، را می‌توان دعوتی به عبور از محاسبات صرفاً مادی دانست؛ اما تبدیل این ظرفیت به جایگاهی پایدار در جهان، آن‌گونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند، نیازمند تقویت اقتصاد، تقویت پایه علمی، ارتقا و تقویت رفاه مردم، انسجام ملی و برخورداری از یک دیپلماسی فرهنگی است.

شکیبایی تصریح کرد: قدرتی که بر ایمان و اراده تکیه داشته باشد، زمانی به اوج اثرگذاری می‌رسد که بتواند در زندگی مردم و در معادلات واقعی جهان نیز نتایج ملموسی ایجاد کند.

وی خاطرنشان کرد: رهبر معظم انقلاب علاوه بر اینکه خواستند افق نگاه خود را نسبت به قدرت ایران مطرح کنند، با به‌کارگیری واژه‌هایی مانند «قدرت اول جهان» یا «چهارمین ابرقدرت دنیا» می‌خواهند امت ایران اسلامی را متوجه اهمیت مؤلفه‌های اصلی کنند که ایران را به آن جایگاه می‌رساند؛ یعنی توجه امت ایران را به این مسائل نیز معطوف کنند.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha