قمار دو تریلیون دلاری امارات؛ شمشیر دو لبه حوزههای فناوری در منطقه
خبرگزاری آنا ـ حسین بوذری؛ سردار سرلشکر محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی رضایی به تازگی از وجود داراییهای ارزشمند آمریکا در امارات و محدوده تنگه هرمز سخن گفته که تا امروز در فهرست اهداف ایران قرار نگرفتهاند.
دبیر شورای عالی امنیت ملی با اشاره به کابلهای ارتباطی، مراکز داده، تأسیسات هوش مصنوعی و دیگر زیرساختهای منطقه هشدار داده است که در صورت وقوع جنگی دیگر، دامنه درگیریها میتواند گستردهتر شود.
در پی اظهارات اخیر سرلشکر رضایی مبنی بر وجود داراییهای استراتژیک ایالات متحده در امارات و محدوده تنگه هرمز که تاکنون در فهرست اهداف جمهوری اسلامی ایران قرار نگرفته بودند، بحثهای متعددی درخصوص تغییر پارادایم تهدید در منطقه شکل گرفته است.
این داراییها که شامل کابلهای ارتباطی، مراکز داده (Data Centers)، تأسیسات هوش مصنوعی و سایر زیرساختهای نوین منطقهای است، اکنون بهعنوان نقاط ثقل جدید در معادلات امنیتی خلیجفارس مطرح میشوند.
سرلشکر رضایی اما نام شرکت یا تأسیسات مشخصی را بهعنوان هدف قطعی حمله اعلام نکرده و نمیتوان از اظهارات وی نتیجه گرفت که کدامیک از مجموعههای فعال در این حوزه، احتمال قرار گرفتن در فهرست اهداف نظامی را دارد.
برای بررسی دقیقتر این موضوع و واکاوی ابعاد راهبردی آن، گفتوگویی ترتیب دادهایم با دکتر مهدی زارع عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد و تحلیلگر برجسته مسائل استراتژیک و روابط بینالملل گفتوگو کردیم.
قمار دو تریلیون دلاری امارات؛ وقتی مراکز هوش مصنوعی هدف عملیات میشوند
آنا: پیرو مواضع مطرحشده از سوی سرلشکر محسن رضایی، ایشان بر وجود داراییهای ارزشمند ایالات متحده در امارات و محدوده تنگه هرمز تأکید داشتند؛ داراییهایی که تا به امروز در فهرست اهداف ایران قرار نداشتند. ایشان بهخصوص به کابلهای ارتباطی، مراکز داده، تأسیسات هوش مصنوعی و دیگر زیرساختهای منطقهای اشاره داشتند و هشدار دادند که در صورت وقوع جنگ، این درگیریها میتواند دامنه بسیار گستردهتری یابد. این نگاه، مشخصاً بخشی از اقتصاد امارات را هدف قرار میدهد که طی سالهای اخیر با سرمایهگذاری شرکتهای بزرگ فناوری آمریکایی رشد چشمگیری داشته است. برخلاف زیرساختهای نفتی که همواره در مباحث مربوط به امنیت خلیجفارس مطرح بودهاند، گفته میشود بیش از دو تریلیون دلار سرمایهگذاری در حوزه مراکز داده و سامانههای پردازش هوش مصنوعی انجام شده است. تحلیل شما در این زمینه چیست؟
زارع: بسماللهالرحمنالرحیم. در پاسخ به پرسش جنابعالی، نکتهای که لازم است بیان شود اینکه نظام سرمایهداری غربی بر چند پایه استوار است: نخست، «لیبرالیسم» که آزادیهای مشخصی را ترویج میکند و در فرهنگ لیبرال مورد تأکید و تصریح است؛ دوم، «دموکراسی» که مبتنی بر چارچوبهای ارزشی، فرهنگی و اجتماعی خاص خودشان تعریف میشود و مورد سوم، «سرمایهداری» یا همان «کاپیتالیسم» است که در آن، انسان بهعنوان ابزاری برای ارتقای نظم سرمایهداری نگریسته میشود.
طبیعتاً غرب در هر نقطهای که احساس امنیت کرده و امکان برقراری امنیت و گسترش سلطه اختاپوسی خود را داشته، سعی کرده رخنه و نظم سرمایهداری، دموکراتیک و لیبرالیسم خود را در آنجا پیادهسازی کند تا این سه حلقه را حفظ کند.
در این میان، رژیم صهیونیستی بهعنوان یک پادگان در خاورمیانه عمل میکند تا در این منطقه قدرتنمایی کرده و نظمی که مورد تأیید آمریکا است را حراست کند.
آنا: نقش امارات را در این میان بهعنوان بازوی آمریکای جنایتکار و رژیم کودککش صهیونیستی چگونه ارزیابی میکنید و چرا امارات خود را وارد بازی کثیف آمریکا و رژیم صهیونیستی کرده، درحالی که میداند وارد بازی خطرناکی شده است؟
زارع: بله. یکی از نقاطی که از منظر سرمایهداری و کاپیتالیستی مورد توجه نظام غربی بوده، همین منطقه امارات است که در خاورمیانه بهعنوان مکان جذابی برای نظم آمریکایی مطرح بوده و این موضوع در دهه اخیر به اوج خود رسیده است.
امارات، عملاً به ایالتی کوچکشده از ایالات متحده آمریکا تبدیل شده که تحت سلطه اختاپوس صهیونیسم و نظام بینالملل قرار دارد.
بسیاری از طرحهای بزرگ و بلندپروازانهای که قدرتهای لیبرالیستی و کاپیتالیستی در سر داشتند، در این منطقه پیادهسازی شده است؛ چه در حوزه فناوری، چه در حوزه هوش مصنوعی و چه در حوزههای دیگری مانند انرژی و مسائل مشابه.
به همین دلیل، امارات متحده عربی اکنون حکم یک «تیغ دو لبه» را دارد؛ یعنی هم میتواند نقطه مثبتی برای ارتقاء و سکوی پرشی برای نظام سرمایهداری باشد و هم میتواند نقطه اضمحلالی برای آغاز فروپاشی این نظم محسوب شود
امارات متحده عربی ریسک بزرگی را متحمل شد و قمار بزرگی کرد که سرنوشت خود را بیش از حد به رژیم جعلی و فاسد صهیونیستی پیوند زد تا به زعم خود پیشدستی کند و از بسیاری از نظامات منطقهای عبور کند و نهایتاً پای رژیم فاسد صهیونیستنی را به منطقه خاورمیانه و خلیجفارس باز کرد.
امروز، همین نقطه قوتی که آنها در اختیار داشتند، به نقطه ضعفشان تبدیل شده است. پیامی که سردار سرلشکر محسن رضایی بیان کردند و بسیاری از مقامات در سطوح پایینتر نیز به آن اشاره میکنند، دقیقاً گویای همین ضعف ساختاری در این نظمِ در حال فروپاشی است.
شما در حالی که سرمایهگذاریهای چند تریلیون دلاری در اینجا انجام دادهاید، باید بدانید که این سرمایهگذاریها میتواند «پاشنه آشیل» شما باشد و اگر جمهوری اسلامی اراده کند و به آن «جنگ آخرالزمانی» و «نبرد آرماگدون» نزدیک شود، ممکن است این امر شروعی بر فروپاشی شیرازه نظم منطقهای و حتی جهانی شما باشد.
آنا: در تبیین ابعاد راهبردی بازدارندگی، ضمن صحه گذاشتن بر اهمیت «قدرت نرم»، بر اولویت و نقش تعیینکننده «قدرت سخت» در معادلات امنیتی کنونی اشاره کردید . با توجه به تعبیر شما مبنی بر تبدیل شدن زیرساختهای نوین منطقه به «خانههای شیشهایِ» آسیبپذیر، تحلیل جنابعالی از سازوکار بازدارندگی جمهوری اسلامی در تقابل با این زیرساختها و چگونگی به چالش کشیدن نظم امنیتی ایالات متحده و متحدانش از طریق تقویت مؤلفههای سختافزاری چیست؟
زارع: ما در حراست و حفاظت از مرزهای فیزیکی، اگرچه معتقدیم قدرت نرم، قدرتی بسیار مهم و مؤثر است و میتواند منافع کشور را از بسیاری جهات تأمین کند، اما باید بدانیم که قدرت سخت از تمامی قدرتها برتر است.
ما در حوزه قدرت نرم باید حرفی برای گفتن داشته باشیم که بسیار هم مهم است، اما در حوزه قدرت سخت نیز اگر امروز حرفی برای گفتن داریم و میتوانیم نظم منطقهای و جهانی ایالات متحده آمریکا را زیر سؤال ببریم و حتی به زعم بسیاری از متفکران، همچون آقای «میرشایمر»، آن را به سمت اضمحلال و فروپاشی نزدیک کنیم، به پشتوانه همین قدرت سخت ماست.
ما امروز با قدرت سخت، ابزارهای آنها را مورد تهدید قرار دادهایم و ساختمانهای شیشهای و خانههای شیشهای آنها را شکنندهتر از قبل کردهایم.
انتهای پیام/